|
|
|
| پیوندها |
 |
|
|
|
|
انتخاب رئیس پارلمان، ناگزیری یا رویکرد جدید؟ |
 |
|
|
|
|
|
| |
| جستجوگر |
 |
|
براي جستجو در موترهای جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد |
|
|
|
|
| |
| تعداد بازدید کنندگان |
 |
|
|
|
|
|
انتخاب رئیس پارلمان، ناگزیری یا رویکرد جدید؟
عبدالله هروی
سرانجام پس از یک ماه کشمکش بر سر تعیین ريیس مجلس و ناکامی های پیاپی وکلای مجلس در بدست آوردن رای اکثریت و نیز به بن بست مواجه شدن کمیسیون خاص که برای حل قضیه تشکیل شده بود، رئیس پارلمان را تعیین نمودند. ابراهیمی در حالی بعنوان رئیس پارلمان برگزیده شد که با توجه به بن بست های موجود، توافق عمومی وکلا براین شد که وکلای قوم ازبک یک تن را ازمیان خود برای ریاست پارلمان معرفی نموده و در آن باره رای گیری صورت گیرد. این توافق مدت زمان یکماه را در برگرفته است. طبیعتا در طی این مدت کشمکش ها و بحث های که در پارلمان صورت گرفت هم بازتابی از واقعیت های سیاسی و اجتماعی کشور را داشت و هم نگرانی های جدی را برای جامعه به بار آورده بود. یکی از واقعیت های تلخی که در عرصه سیاست و اجتماع کشور وجود دارد وجود پیامدهای سالهای بحران و مرزبندی های است که مردم ما را بنام قوم و تفاوت های زبانی و منطقه ای از یکدیگر جدا ساخته و فضای سیاسی و اجتماعی را متشنج گردانیده است. احساس می گردید که هنوز عده ای تلاش دارند که چنین مسئله ای را در پارلمان کشور نیز سرایت دهند. چنانچه در ذهن عموم کم کم این موضوع خلق شده بود که گویا در پارلمان جبهه گیری های قومی وجود داشته و تنها عامل به توافق نرسیدن وکلا برای انتخاب رئیس همین جبهه گیری های قومی می باشد. موضوع دیگری که بصورت جدی اذهان را بخود مشغول داشته بود و برخی از وکلا نیز بر آن تاکید داشتند دخالت و دست اندازی های بیرونی در پارلمان بود. چنین گفته می شد که دست هایی از بیرون پارلمان در کار می باشد که مسیر و جهت فعالیت و کارکرد پارلمان را از طریق تحت تاثیر قرار دادن رئیس آینده آن، به سمت و سویی خاص هدایت نمایند که اغراض و خواست تحریک کنندگان و دست اندازان را برآورده سازد. چنانچه موضوع دست اندازی ها صحت داشته باشد، در حقیقت باید گفت که دست هایی خطرناکی درکار اند تا نگذارند که این کشور به سامان برسد. بی اعتبار ساختن و تنزل دادن موقف قانونی و ملی ولسی جرگه یکی از نگرانی هایی است که به وضعیت عمومی کشور آسیب برسانند. مردم را از روند مشارکت در امور کشور و قانونمند شدن آن مایوس می گرداند. به هر صورت موضوع دست اندازی و تخریب روند کار پارلمان، با بهانه های گوناگون یک تهدید جدی برای نظام سیاسی و کشور محسوب می گردد، که خوش بختانه تا این مرحله خطر آن رفع گردیده است. هرچند نسبت به ادامه اوضاع بایستی هوشیار و بیدار بود.
اگر توافق اخیر در پارلمان صورت نمی گرفت نگرانی های بسیاری در جدی کشور و جامعه بوجود می آمد. یکی از نگرانی های بسیار قریب الوقوع آن بی اعتبار شدن پارلمان کشور و احتمالا به تعطیلی کشاندن آن بود. بخصوص اینکه برنامه های بطور منظم در جهت آن چیده شده بود. نگرانی دیگر این بود که با طولانی شدن کشمکش تعیین رئیس پارلمان بسیاری از برنامه های اساسی حکومت نیز بدون اجراآت میماند. زیرا که تعیین و تصویب بودجه و اجرای بسیاری از برنامه ها به تصمیم ها و آرای نمایندگان بستگی دارد. در مجموع نگرانی های موجود می توانست به وضعیت سیاسی کشور و نظام سیاسی اثر منفی برجای گذارد. اما همانطور که اشاره گردید سرانجام وکلای پارلمان موفق شدند که با تجمیع نظریات شان، رئیس دایمی پارلمان را به مدت پنج سال برگزینند. این گزینش از سوی نمایندگان، چهره های پارلمانی که نامزد ریاست بودند، از جانب وکلای مردم، همینطور از طرف رئیس جمهور مورد استقبال قرار گرفت. در تحلیل و ارزیابی این تجمیع و توافق نمایندگان پارلمان برای انتخاب رئیس آن نظرهای متفاوتی وجود دارد. برخی بر این گمان اند که این توافق یک توافق سیاسی محسوب می گردد. اینکه یک نماینده از میان وکلای ازبک برای ریاست مجلس تعیین شده است خودش معنای آن را می رساند که جناح های عمده قومی نتوانستند که به توافق برسند، بنابر این برای نجات از بن بست بوجود آمده بسوی وکلای اقلیت روی نموده و از میان آنان فردی را به حیث رئیس انتخاب کردند. نتیجه نهایی که از این تحلیل گرفته خواهد شد اینست که وضعیت موجود در پارلمان شکننده می باشد. سمت و سوی های جناحی هنوزهم بقوت خود باقی است. بدون شک اگر چنین باشد کار رئیس پارلمان را در اداره آن بسیار سخت و سنگین می سازد. همینطور کار تقنینی و نظارت نمایندگان نیز دشوار خواهد گردید.
با توجه به التهاب های که در فضای سیاسی کشور در امر مذاکره با طالبان و نیز موضوعاتی چون بررسی ایجاد پایگاههای نظامی دایمی امریکا در کشور، سخت به نظر می رسد که نمایندگان در چنان فضایی و ذهنیتی بتوانند مسئولیت خود را به شایستگی ادا نمایند. دیدگاه دیگری که در این باره وجود دارد برخلاف نظر قبلی خوش بینانه به نظر می رسد. در این دیدگاه مسئله اختلافات و برخی جناح بندی های درون پارلمانی و یا بیرون از آن هرگز نفی نگردیده است. اما این دیدگاه بدین باور است که نفس عمل و تصمیمی که نمایندگان به آن رسیده اند می تواند امیدوار کننده باشد. یعنی نمایندگان بعد از روزها بحث و گفتگو به این نتیجه رسیده اند که می توان یک وکیل را از میان خود برای ریاست پارلمان برگزید خودش یک گام مثبت و نگرش امیدوارانه می باشد. این موضوع نشان میدهد که شمه هایی از بلوغ سیاسی در حال نزج گرفتن است. زمینه بوجود آمدن و شکل گرفتن ظرفیت بالا وجود دارد که طرف های قضایا در موارد و زمان های حساس تصمیم سازنده بگیرند. می شود برای حل قضایا به روشها و سیاست های تابو شده و قالبی و از پیش فرض شده اکتفا ننمود. راه های دیگری هم وجود دارد که باید به تجربه گرفت. هرچند این توفیق اجباری باشد. در حقیقت راههای رشد یک جامعه همیشه از جاده های هموار و آسان نمی گذرد. بنابر این اگر انتخابات یک وکیل از قوم ازبک در تاریخ سیاسی و پارلمانی کشور مسبوق به سابقه نبوده و برخلاف تابو های تعیین شده به نظر می رسد، بن بست بوجود آمده این فرجام نیکو را داشته است که همه اقوام اعم از پشتون و تاجیک و هزاره و ازبک و ... به این نتیجه و تصمیم رسیدند که برای رفع بن بست و بخاطر نجات کشور و نظام سیاسی از چالش بوجود آمده، تابوها را درهم شکنند و از آن عبور کنند. بگذارند که دیگر اقوام ساکن در افغانستان حضور و مدیریت خود را به تجربه بگیرند. نفس این توافق می تواند به سایر زمینه ها و بسترهای ساختار قدرت و سیاست در کشور نیز تسری یابد. چرخش قدرت و بیرون آمدن قدرت و سیاست از انحصار و تابوهای موهوم و انحطاط آور تاریخی یعنی همین. به هر صورت به نظر می رسد که وکلای محترم مردم و تمام سیاست مداران و فعالان سیاسی کشور این موضوع را کاملا یک امر دموکراتیک تلقی نموده و برای تقویت آن بکوشند. نباید گذاشت که عده ای سواستفاده گر و ماجراجو، که هیچ تعهدی به منافع ملی و فردای افغانستان ندارند با تحریک احساسات منفی و دست زدن به تحریکات بدور از خرد سیاسی و اجتماعی چنین دست آوردهای را کمرنگ سازند. سخن آخر اینکه اگر توافق اخیر نمایندگان مردم را چه یک امر اجباری و از سرناگزیری بدانیم و یا یک رویکرد جدید و آغاز تجربه تازه، در هر دو صورت مصلحت و خوبی کشور و مردم ما در آن می باشد. این موضوع نشان میدهد که برخلاف تبلیغات منفی، افغان ها از هر قوم و منطقه ای که باشند در نهایت اگر بخواهند می توانند برای سرنوشت خود تصمیم عاقلانه اتخاذ نمایند. این رویکرد راه را برای تفاهم ملی و تحکیم برادری بیش از پیش هموار ساخته و اراده ها را در رسیدن به هدف نهایی،یعنی افغانستان سربلند، متحد و بدور از تفرقه و نفاق تقویت بخشید.
منبع : http://www.dailyafghanistan.com/newspages/opinion.html#03
|
|
| |
|
|
| |
|
|