|
|
|
| لینکها |
 |
|
|
|
|
شهید مزاری؛ طلایه دار هویت و وحدت ملی |
 |
|
|
|
|
|
|
شهید مزاری؛ طلایه دار هویت و وحدت ملی
نویسنده: غرجستانی
پنجشنبه, 22 حوت 1387
مقدمه: کشور افغانستان یکی از کشورهای کثیر الاقوام است که همیشه از این رهگذر دچار آسیبها و مشکلات فراوانی گردیده است. در این کشور بیش از 40 قوم و گروه قومی بزرگ و کوچک میتوان یافت که از گذشتههای دور در کنارهم زندگی کردهاند اما بنا به اقتضائات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی وحدت طبیعی و ملی شان توسط طبقات حاکم به چالش کشیده شده است. هیچگاه در این کشور وحدت ملی به معنای واقعی کلمه وجود نداشته بلکه گروه و تبار حاکم از طرق گوناگون تلاش در کتمان و نادیده گرفتن سایر ملیتها و تبارها در لفافه ایجاد و تحکیم وحدت ملی میکردند که متأسفانه این روند تا کنون نیز با شدت و ضعف ادامه دارد. از میان اقوام و ملیتهای مختلف آنچه از همه بیشتر مورد ستم تاریخی و کتمان هویت قرار گرفته است، هزارهها و شیعیان میباشند که بنا به اقتضای سیاست حاکمان وقت، سیاست نسل کشی، غصب زمین و املاک و انهدام فرهنگ و اقتصاد، محرومیت از حق تحصیل و حقوق شهروندی و... بر این قوم تحمیل گردیده است. این سیاست در زمان حکومت فعلی که در ظاهر به صورت دموکراتیک و آزاد قدرت را قبضه کرده است؛ به شکل بسیار موذیانه و زیرکانه نیز تداوم دارد. به عنوان نمونه میتوان از عدم اجرای سرشماری نفوس که بنا بود در سال جاری اجرا شود، بنا به ملاحظات سیاسی لغو گردید، یاد کرد. نمونة دیگر آن عدم اعلام آمار تعلق قومی کارمندان ادارات و وزارتخانهها در گزارش سالهای اخیر وزیران است. در حالیکه در سال اول گزارش دهی (1384) برخی از وزیران وابستگی قومی کارمندان خویش را اعلام کردند.
آقای دانش وزیر عدلیه: «ترکیب کارمندان ملکی وزارت در مرکز (ریاستهای وزارت عدلیه در کابل) از نظر قومی و جنسیتی و تحصیلی و ولایتی به ترتیب ذیل است:
از نظر قومی: تاجیک: 68%، پشتون: 24%، اوزبک: 4%، هزاره: 2%، سادات وغیره: 2%
از نظر جنسیتی: مرد:82%، زن: 18%.» ( مقدمه گزارش سال 1384)
آقای اسپنتا وزیر امور خارجه: "ما در وزارت خارجه 192 نفر پشتون داریم، 292 نفر تاجک داریم. به این حساب تعداد پشتونها کم است. درامتحان شفاهی ما کوشش میکنیم که کاملاً ترکیب قومی را و درعین زمان ترکیب جنسیتی را در نظر بگیریم. شما ببینید در تمام وزارت خارجه ما 31 نفر زن هستند. ولی از طرف دیگر از برابری حقوق زن و مرد گپ می زنیم. توصیۀ من این است که سهم اقوامی را مثل ازبک، هزاره و پشتون در وزارت خارجه بالا ببریم. این سیاست ما است. اما چند سال طول میکشد نمیفهمم." (بی.بی.سی 9 آگست 2006 ).
تز رعایت سهم اقوام آقای اسپنتا در مورد تبار پشتون بسیار زود نتیجه داد چنانکه بعد از دو سال ترکیب سفرا و رؤوسای کنسولگریهای افغانستان در خارج از کشور بدین شرح اعلام گردید:
«تعداد سفرا و جنرال قونسلهای افغانی مقیم کشورهای مختلف جهان (39):
پشتون: 28، تاجیک: 5، ازبیک: 2، هزاره: 1، سادات: 1، قزلباش: 2، محمد زایی: 1 (پشتون)». (سایت آریانانت، نامه سرگشاده جمعی از افغانهای مقیم اروپا، 13 قوس 1386).
بدین ترتیب از مجموع 39 سفیر و سرکنسول سهم پشتونها به بیش از 74٪ افزایش یافت در حالیکه سهم تاجیک به 13٪ و ازبک 5٪ و قزلباش 5٪ و سهم سادات و هزاره 2.5٪ میباشد. در چنین جامعة بسته و غیر دینامیک افراد و شخصیتهای لازم است که بتوانند این سنت و سیره آمیخته با ستم تاریخی را بشکنند و برای مردم سهم مساوی به فراخور لیاقت و شایستگی آنان قایل شوند. شهید مزاری و امثال ایشان در جامعه تشیع و هزاره افغانستان از آن بعد و جهت که به عنوان احیاگر هویت و وحدت ملی حد اقل برای بخشی از این جامعه تبارز نمود، قابل احترام و یاد کرد است. شهید مزاری زاییده چنین مقطعی از تاریخ کشور ماست. وی توانست با طرح ایده و مشی سیاسی خاصی خویش، تحت عنوان رعایت "عدالت اجتماعی" و سهمگیری گروهها و اقوام مختلف در سرنوشت کشور پا به میدان مبارزات سیاسی بگذارد و در این راه موفقیتهای را نیز به دست آورد. بعد از به قدرت رسیدن مجاهدین در کابل و ایجاد دولت اسلامیتوسط مجاهدین چند صباحی نگذشته بود که بخشی از جامعه مورد بی مهری برخی از مجاهدین و قوماندانان پرنفوذ جهادی قرار گرفت که در رأس این بخش شهید مزاری و اطرافیان ایشان قرار داشتند. مقاومت سه ساله شهید مزاری در غرب کابل نمادی است از ایستادگی در برابر نابرابری، بی عدالتی و احیاء و تثبیت هویت مردم ما. بگذریم و بگذاریم آن چه در این مقطع تاریخی برای مردم ما پیش آمد و آنچه بر این قوم محکوم رقم خورد. قضاوت این فصل از تاریخ را به آیندگان واگذار میکنیم. مقاومت جانانه شهید مزاری ارمغان و ثمراتی داشت که برای ما بسیار ارزشمند و سود مند بوده و هست. ما در اینجا به دو نتیجه مهم و دو فاکتور اساسی از آن نتایج میپردازیم:
شهید مزاری و هویت ملی:شهید مزاری در واقع نه تنها احیاگر هویت برای جامعهی هزاره و شیعه بود، بلکه احیاگر هویت برای تمام اقوام محکوم در کشور به حساب میآید. ایشان در تمام موضع گیریهای خود، خواهان اعاده و احقاق حقوق تمام اقوام محروم کشور بود و راه حل بحران کشور را از همین مجرا قابل تأمین میدانست. شهید مزاری و استراتژی مورد نظر او بود که توانست این باور اشتباه " که اقوام محروم و محکوم کشور در سالهای متمادی باید همچنان محکوم و محروم باشند" را از اذهان زدود و مردم ما را به این حقیقت و واقعیت رهنمون ساخت که هزارهها، ازبکها، ترکمنها، ایماقها، تاجیکها و پشتونها در این سرزمین حق دارند و باید همانند دیگران در سرنوشت کشور و در حاکمیت شریک و سهیم باشند. استاد شهید در یکی از سخنرانیهایش میگوید: (ما مردم افغانستانیم هیچ نژادی را نمیخواهیم نفی کنیم. ترکمن است، هزاره است، تاجیک است، افغان است، ایماق است و دیگر اقوام هستند. همه آنها بیایند در این مملکت برادروار زندگی کنند و هر کس به حقوق شان برسند و هر کس دربارهای سرنوشت خودش تصمیم بگیرد. این حرف ماست. اگر کسی بیاید و نژاد خود را حاکم بسازد و دیگران را نفی بکند این فاشیستی است. استاد شهید در جای دیگر چنین میگوید: ما سرزمین افغانستان را سر زمین مان میدانیم. این خاک را برای آزادیش بیش از یک میلیون شهید دادیم، وجب به وجب از این میهن دفاع میکنیم و بدین معنی نیست که ما حق نداشته باشیم، ما سرنوشت خود را تعیین نکنیم. اگر بی تفاوت باشیم، اتحاد خود را حفظ نکنیم، میتوانند ما را 300 سال دیگر باز حذف کنند، آن وقت برای جوالیگری باشیم!! «" احیاء هویت" مجموعه سخنرانیهای استاد شهید ص33 و 21» ). اگر بعد از چند دهه بحران و نزاع، قانون اساسی که تأمین کننده منافع و مصالح ملی تمام اقوام ساکن در کشور بوده و حقوق ملی و مذهبی آنها را به رسمیت شناخته است؛ به وجود میآید و توسط نمایندگان مردم به تصویب میرسند، از نتایج ثمر بخش تلاشها و کوششهای آن شهید و امثال ایشان میباشند. البته سعی و تلاش شخصیتها، رهبران جهادی و بزرگان قوم را نمیتوان در تصویب قانون اساسی از نظر دور داشت اما با تحلیل و ارزیابی دقیق میتوان به این نتیجه رسید که این قانون اساسی حاصل تحمل مشکلات و چالشهایی است که شهیدان بزرگوار و گمنام کشور ما از جمله شهید مزاری و یارانش در این مسیر کشیده اند.
شهید مزاری و وحدت ملی: شهید مزاری بر این اعتقاد بود که تا زمان که وحدت ملی در کشور به وجود نیایند و منافع ملی بر منافع شخصی و قومی فایق نشود، بحران و بی ثباتی افغانستان برطرف نخواهد شد. مؤلفههای وحدت ملی از دید ایشان بسیار روشن و صریح میباشند که بدون در نظر گرفتن این مؤلفهها و رعایت نکردن این مقولهها وحدت ملی بیش از پیش دچار خسران و شکست خواهد گردید. مهمترین مؤلفههای وحدت ملی از دیدگاه شهید مزاری عبارتند از:
1- ایجاد یک سیستم و حاکمیت که بتواند حقوق تمام ملیتهای ساکن کشور را به نحوی عادلانه تأمین کند. در تعیین و نصب وزراء، معاونین، والیان ولایات، ولسوالها، قضات، ثارنوالیها، اردو و پلیس ملی، استخدام در ادارات دولتی و حکومتی براساس عدالت و شایستگی باید انجام شود نه براساس قومی و منطقهای. استاد شهید برای این منظور ایجاد سیستم فدرالی را راه حل مناسب میدید و از آن ایده دفاع میکرد. (تنها راه حل که هم افغانستان را از تجزیه نجات میدهد و هم ملیتها را قانع میسازد و هم حقوق شان را در دستهایش میدهد، یک سیستم فدرالی در افغانستان است که در آن توافق ملیتها در نظر گرفته شود، عنعناتش در نظر گرفته شود، و خود شان تصمیم گیر باشد. «" احیاء هویت" ص38»)
2- تقسیمات سیاسی ـ اداری کشور باید بر مبنای نفوس باشد. امری که تا آلان که هفت سال از عمر حکومت بعد از طالبان میگذرد، هنوز جامه عمل نپوشیده و ادارات کشور بر مبنای همان تقسیمات فرتوت و ظالمانهی قدیم به کار خود ادامه میدهد. حتی دولت مردان امروزی نمیدانند و یا خود را به تجاهل میزنند که نفوس فلان ولایت یا ولسوالی چند نفر است. با توجه به اینکه در امر برنامه ریزی و اجرای طرحهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی یکی از فاکتورهای مهم، آمار دقیق و شفاف تعداد ساکنین حوزه خدمت رسانی است تا براساس آن به نحوی مطلوب ارائه خدمت در ساحه معارف، صحت عامه و کار آفرینی صورت گیرد. شهید مزاری با درک حساسیت این موضوع چنین میگوید: (در رابطه با مسأله آینده چیزی روشن است که از نگاه بین المللی همه روی این مسأله قناعت دارند که حکومت آینده را رأی مردم باید تعیین کند و با هرکس که در این روزها مطرح میسازیم میگویند خوب اگر مردم شما زیاد بود، نفوس شما زیاد بود در آینده مردم برای تان رأی میدهد. ولی ما و شما میدانیم که در کشورهای آسیایی و کلاً در شرق رأی مردم تعیین کننده نیست. قدرتی که در رأس حکومت است تعیین کننده است... ما در زمان ظاهر چهار دوره رأی گیری داشتیم. وکیل در پارلمان میآمدند، از تمام هزارهجات که هر ولسوالی اش یک صد و شصت هزار نفر داشت سه نفر وکیل میآمد و از جنوبی و مشرقی که نفوس هر ولسوالیش پانزده هزار نفر بود یک وکیل میآمد. تا دو هزار و هشتصد نفر هم یک وکیل داشت... در منطقه درهصوف که یک ولسوالی است قبل از انقلاب در زمان ظاهر چهل و سه هزار نفوس داشت. ولایتش که مرکز بود هیجده هزار نفر نفوس داشت آن وقت یک نماینده از ولایت میآمد و یک نماینده از ولسوالی. در کنار این چهل و سه هزار نفوس یک ولسوالی دیگر از برداران اهل تسنن بود که دوازده هزار باشنده داشت. پس دوازده هزار هم یک رأی داشت و چهل و سه هزار هم یک رأی. «" احیاء هویت" ص36و37»)
شهید مزاری در مورد وحدت ملی نیز جملة رسا و گویایی دارد: (ما مردم افغانستانیم هیچ نژادی را نمیخواهیم نفی کنیم. ترکمن است، هزاره است، تاجیک است، افغان است، ایماق است و دیگر اقوام هستند. همه آنها بیایند در این مملکت برادروار زندگی کنند و هر کس به حقوق شان برسند و هر کس دربارهای سرنوشت خودش تصمیم بگیرد. این حرف ماست. اگر کسی بیاید و نژاد خود را حاکم بسازد دیگران نفی بکند این فاشیستی است. این بر خلاف رسوم بین المللی است. بناءاً ما تکرار میکنیم ما نیاز به این همبستگی داریم و نیاز به این کمک داریم. «همان ص33»)
فرجام این مقال را با گفتاری از شهید مزاری که در آخرین روزهای زندگی خویش و در آخرین ماه رمضان حیات سیاسی و زیستی خویش خطاب به مردم غرب کابل بیان کرد و بدین طریق صدای خود را با شعار "از خدا خواستم که خونم در کنار شما بریزد" با تاریخ پیوند زد؛ مزین میکنیم.
(اما امروز چرا آمدیم شما را در وقت روزه مزاحم شدم و خواستم با شما صحبت بکنم، برای شما من اینجا میگویم که من هیچ منافعی غیر از منافع شما ندارم، اگر من میخواستم روی منافع شخصی خود فکر میکردم در این دوسال و هشت ماه هم در کنار شما نمینشستم، خواستم که در کنار شما خونم اینجا بریزد، در بین شما کشته شوم، و در خارج از کنار شما هیچ زندگی برایم ارزشی ندارد. «" احیاء هویت" ص222»)
منبع: فصلنامه روزگار/ شماره 2 زمستان 1387. فرستنده سردبیر فصلنامه "روزگار" |
|
| |
|
|
| |
|
|