|
|
|
| پیوندها |
 |
|
|
|
|
دخالت سازمان هاي استخباراتي بيگانه از واقعيت تا اتهام هاي سياسي |
 |
|
|
|
|
|
| |
| جستجوگر |
 |
|
براي جستجو در موترهای جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد |
|
|
|
|
| |
| تعداد بازدید کنندگان |
 |
|
|
|
|
|
دخالت سازمان هاي استخباراتي بيگانه از واقعيت تا اتهام هاي سياسي
چندي قبل يكي از روزنامه هاي مهم امريكا تعدادي از همكاران رئيس جمهور را همكار با سازمان «سي آي ا» خواند. روزنامه واشنگتن پست در يكي از شماره هاي خود نوشت كه چون واشنگتن اعتماد خود را به آقاي كرزي از دست داده است ، بنابراين سازمان استخباراتي امريكا(سي آي ا) تلاش نموده است تعدادي از همكاران آقاي كرزي، از جمله بخشي از وزراي كابينه او را بسوي همكاري باخود جلب و جذب نمايد. روزنامه به نقل از يك کارمند سابق سازمان «سی آي ا »گفته است، تعداد قابل توجهی از مقامات افغان در کابل برای سرویس مخفی امریکا کار می کنند و حقوق می گیرند و هدف این است که یک شبکه گسترده از متحدان خود را درکاخ ریاست جمهوری داشته باشند. در این گزارش تاكيد شده است که شماری از اعضای دولت افغانستان در لیست سازمان امنیت امریکا سیا به عنوان حقوق و دستمزد بگیر ثبت می باشند. در رابطه با علت این شیوه استخباراتی گفته می شود که واشنگتن به رییس جمهور کرزی اعتماد خود را از دست داده است و واقعا نمی داند که افغانستان به دست کیست ؟ البته اين مقام امريكايي اضافه نموده است كه این روش سازمان «سی آي ا» از همان شروع جنگ در افغانستان آغاز شده است. حكومت افغانستان در واكنش به چنين گزارش هاي، این گزارشهای رسانه های امریکایی را رد و تقبیح نموده است. سخنگوی دفتر ریاست جمهوری افغانستان بطور رسمي گفته است که این گزارشها بخشی از تلاشها برای انحراف دادن توجه از اولویتهای بزرگتر در جنگ علیه تروریسم مانند کاهش تلفات ملکی و انحلال شرکتهای امنیتی خصوصی می باشد که متهم به نقض قانون و فساد مي باشند. البته اين براي اولين بارنيست كه مسئله دخالت سازمان هاي استخباراتي و امنيتي كشورهاي بيگانه در اعمال نفوذ و بكارگيري برخي از افراد يا اعضاي حكومت متهم مي شوند. چندسال قبل شخص رئيس جمهور از اين مسئله ياد كرد.
براساس روايت هاي تاريخي افغانستان در طول تاریخ مورد توجه قدرت های خارجي و منطقه ای بوده است. هم موقعیت جیوپولیتکي و هم منابع سرشار طبیعی هر دو باعث گردیده است که از جانب قدرت های بین المللی و منطقه ای موردتوجه قرارگيرد. ازجانب ديگر متأسفانه ساختار قدرت و حکومت های ديکتاتوری كه ريشه درجامعه نداشته اند نيزموجب گرديده است كه زمينه توجه و احيانا نفوذ قدرت هاي بيگانه در ساختار اداري و سياسي كشور، نفوذ در كسب منافع اقتصادي و بخصوص ساختار و اداره امنيتي و استخباراتي كشور بيش از پيش تقويت گردد. بطورمثال در سالهای 1839-1919 و قبل از آن افغانستان به شدت مورد توجه امپراتوري بريتانيا واقع شده بود. يكي از دلايل اين توجه مسئله رقابت انگليس با امپراتوری روسیه بود که در رقابت با انگلیس قرار داشت. انگليس سعي داشت بانفوذ در افغانستان و تحت تاثير قراردادن حكومت افغانستان از پيشروي و نفوذ روسها در منطقه جلوگيري بعمل آورد. در مقابل امپراتوري روسيه نيزتلاش داشت كه بگونه هاي مختلف در افغانستان نفوذ نموده و از اعمال نفوذ خود در جهت سد کردن پیشروی انگلیس به طرف مرز های خود كار بگيرد. علاوه بر اين در زماني كه افغانها در مبارزه با انگلیس ها قرارداشتند انتظارداشتند كه از طرف روسها تشویق و کمک شوند . چنين وضعيتي درسالهاي معاصر كشور نيز تكرار گرديده و بر فضاي سياسي و امنيتي كشورحاكم بود. بويژه اينكه افغانستان در رقابت هاي بين المللي، بويژه بلوك و قطب بندي هاي قبل و بعد از جنگ جهاني دوم موضع بي طرفي اختيار نموده بود. اين موضع گيري، موقعيت افغانستان را بيش از پيش حساس گردانيد. زيراهريك از قطب هاي درگير سعي داشتند كه يا در اين نقطه حساس نفوذ خود را اعمال نمايند و يا اينكه از نفوذرقيب جلوگيري بعمل آورند. زيرا آنان پايدار ماندن افغانستان را درموضع بي طرفي شكننده ميدانستند.
وقوع كودتاي كمونيستي در كشور و پس ازآن دخالت مستقیم ارتش سرخ در سال 1358 نشان داد كه افغانستان قادر نگرديده است كه موقعيت خود را در موضع بي طرفي و از اعمال نفوذ سازمان هاي امنيتي و استخباراتي حفظ نمايد. از همه مهم تر اينكه در زمان اشغال افغانستان توسط اتحاد شوروي سابق، با اينكه تمام مردم یک صدا با این تهاجم مخالفت کردند و در برابر این تهاجم قیام کردند ، اما این روشن بود که برای تحریک کردن مردم علیه اشغال شوروی، علاوه بر فاكتورها و گزينه هاي مختلف، سازمان هاي استخباراتي و امنيتي امریکا و غرب نقش بسیار مشهود داشتند. زيرا آنان اتحادشوروي را يكي از رقيب هاي عمده و دشمن خطرناك خودميدانستند كه بايستي او را در باتلاق افغانستان گيرانداخته و نابود سازند. تجاوزشوروي ها به افغانستان اين زمينه و فرصت را براي رقباي غربي و منطقه اي وي فراهم گردانيد. تلاش و كوشش سازمان هاي استخباراتي و امنيتي غرب نه تنها در دايره تحريك و تبليغات بر ضدحضور نيروهاي شوروي سابق در افغانستان باقي نماند ،بلكه مسئله به تجهیز و تسلیح نيروهاي مخالف حكومت دست نشانده شوروي در كابل و اشغالگران روسي كشيده شد. امريكا و غرب از طريق سازمان هاي استخباراتي و امنيتي سهم بسیار بالای در تحريك و تقويت جبهات جنگ برضد شوروي داشتند. از آن مهم تر غرب قادر گرديده بود كه سازمان هاي استخباراتي منطقه مانند عربستان سعودي و پاكستان را نيز باخود همراه سازد و شوروی را در افغانستان محصور گرداند. بنابراين وضعيت اشغال افغانستان توسط نيروهاي سابق اتحادشوروي و گسترش جنگ، هرچند كه مسئله آزادي كشور درميان بود زمينه فعاليت و حضور سازمان هاي استخباراتي و امنيتي بيگانه را در كشور فراهم ساخت. با خروج نيروهاي شوروي از كشور و پس از آن سقوط رژيم داكتر نجيب، دور ديگري از بحران و جنگ ميان گروه هاي نظامي و سياسي در كشور آغاز گرديد . هرچند در ظاهر قضيه اين جنگ ها به خودكامگي و امتيازخواهي رهبران و گروههاي سياسي و نظامي نسبت داده مي شد، ولي تمامي علل و انگيزه ها به اين مسئله ختم نمي گرديد. بلكه نقش سازمان هاي استخباراتي و امنيتي كشورهاي بيگانه در مشتعل ساختن اين جنگ ها كاملا بارز و هويدا بود. هرچند كه گروههاي درگيرجنگ آن چنان غرق در ماجرا بودند كه از اعمال نفوذ و آينده وخيم نقش و حمايت آشكارسازمان هاي استخباراتي كشورهاي بيگانه كاملاغافل ماندند.
هرچند كه جهان غرب ، پس از سقوط شوروي، افغانستان را با همه بدبختي هايش فراموش نموده بود، ولي رقابت هاي منطقه اي وجود داشت . هريك از كشورهاي منطقه تلاش داشتند كه نفوذ و سيطره خود را بر افغانستان به دليل اهميت جغرافيايي و سياسي آن حفظ نمايند. دراين ميان رقابت جدي و سابقه داري كه ميان هند و پاكستان در افغانستان كاملا يك موضوع جدي و حساس بشمار مي آمد. هردو كشور هند و پاكستان، پس از خروج نيروهاي شوروي و فراموشي غرب، سعي داشتند كه جاي پاي آنان را پرنمايند. بدين سان افغانستان كه از يك حكومت و زعامت با كفايت و ملي كاملا محروم گرديده بود ؛ گروههاي سياسي و نظامي هركدام در آغوش يكي از كشورهاي بيگانه غلتيده بودند، عرصه و ميدان باز و بدون مانعي گرديدند در اعمال نفوذ سازمان هاي استخباراتي بيگانه . پديده طالبان و حذف گروههاي رقيب در كابل يكي از نمادهاي بارز رقابت هاي خشن و بي رحم سازمان هاي استخباراتي منطقه بود كه افغانستان و مردم آن را براي سالها در كام بدبختي و تباهي كشاند و هم اكنون نيز پيامدهاي شوم آن ادامه دارد. در این مقطع زمانی كنوني، هرچند طالبان بعنوان عناصر مزدور مستقيم يكي ازسازمان هاي استخباراتي بيگانه از اريكه قدرت برافتاده اند، اما در بدل آن چندين كشور ديگر حضور خودرا در كشور به نمايش گذاشته اند. از جانب ديگر باآ نكه جامعه جهاني مسئله ثبات در كشور و مقابله با تروريزم را توجيه كننده حضور خويش اعلام داشته است اما نبايد فراموش كرد كه اين حضور با اين گستردگي نمي تواند بدون استفاده از عنصراستخباراتي و امنيتي باشد. بنابراين در شرايطی كه وضعيت كشور با حضور نظامی و استخباراتی کشور های درگیر وارد مرحله حساسی شده است، باتوجه به سوابق و گذشته اي كه برشمرده شد و واقعيتي كه در سياست نهفته است نفوذ و همکاری تعدادی از افغانها با سازمان هاي استخباراتي ازجمله سازمان «سي آي ا» و دیگر بازیگران بین المللی و منطقه ای خبر چندان حیران کننده نبايد تلقي گردد. اما در پي نشر خبر فوق در مورد جاسوسي برخي از مقامات در دولت افغانستان براي سازمان سيا و يا هر سازمان استخباراتي ديگر اين سوال بوجود مي آيد كه آيا جاسوسي براي سازمان هاي استخباراتي بيگانه از سوي شماري از مقامات دولتي افغانستان واقعيت دارد يا فقط يك توهم سياسي است ؟ سوال ديگر اينست كه چه چيزي باعث گرديده است تا چنين مقاماتي به چنين كاري قبيح و ضدملي تن دردهند؟ دراين ميان نقش و مسئوليت بخشهاي استخباراتي كشور كه موظف به خنثيسازي توطیههاي استخباراتي خارجي ميباشند چيست و كجاست ؟ چرا چنين مجال و فرصتي به ديگر رسانه هاي بيروني داده مي شود تا اينگونه اعتبار و اتوريته يك كشور و مقام اول آن دست خوش بازي هاي پنهان استخباراتي قرارگيرد؟
منبع : http://www.dailyafghanistan.com/newspages/opinion2.html#03
|
|
| |
|
|
| |
|
|