|
|
|
| پیوندها |
 |
|
|
|
|
جمعه، در غرب کابل چه گذشت؟ ! |
 |
|
|
|
|
|
| |
| جستجوگر |
 |
|
براي جستجو در موترهای جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد |
|
|
|
|
| |
| تعداد بازدید کنندگان |
 |
|
|
|
|
|
جمعه، در غرب کابل چه گذشت؟ !
محمد امین حلیمی
روز جمعه ی گذشته، حادثه ی فاجعه باری غرب کابل را تکان داد. من به دلیل مصروفیت های کاری در این چند روز با جهان مجازی ارتباط نداشتم و نمی دانم که واقعیت های جمعه ی خونین گذشته، در انترنت چگونه انعکاس داشته است، اما به طور کلی می دانم که در افغانستان وقتی حادثه ای رخ می دهد کمتر آنگونه که بوده است، گزارش می شود. معمولاً هر کسی واقعیت ها را آنگونه که می خواهد و آنگونه که منافع و یا سلیقه اش اقتضا می کند، خبر می دهد. من در این چند ماهی که در کابل هستم و از نزدیک با برخی حوادث درگیر می باشم، در موارد زیادی دیده ام که چگونه واقعیت ها وارونه گزارش داده می شود. از این جهت می خواهم ابتدا حادثه ی روز جمعه را تا حد ممکن آنگونه که رخ داده است بنویسم و بعد به چند نکته ی جانبی اشاره نمایم .
از چندی پیش در محافل مردمی غرب کابل زمزمه هایی شنیده می شد که کسی بنام وکیل “هانی”، یکی از کاندیداهای انتخابات پارلمانی با هماهنگی برخی دیگر، قصد دارند که یک تعداد مردم را جمع نموده و به دامنه های کوه “قوریغ” ببرند و برای آنها زمین توزیع نمایند. مردم با شناختی که از شخصیت و سابقه ی سیاسی آقای “هانی” داشتند، همه می گفتند که قصد ایشان کمپاین است. گفته می شد که در انتخابات پارلمانی گذشته نیز یکی از کاندیداها با همین شگرد و توزیع سند های جعلی زمین در مزارشریف برای مردم، موفق شده بوده که آرای مردم را کسب نماید. برخی دوستان دلسوز به آقای “هانی” گفته بوده که این کار را نکند. چون کوچیها نیز در دامنه های کوه حضور دارند و با توجه به جو تنش آلودی که میان مردم غرب کابل و کوچیها وجود دارد، ممکن است وضعیت از کنترول خارج شود و منجر به حادثه و درگیری گردد. اما به هر حال این نصیحت ها و هشدارها به جایی نمی رسد و فاجعه ی روز جمعه رخ می دهد .
چند عامل باعث شده بود که آقای “هانی” و دوستانش بتوانند به آسانی یک عده را به دامنه های کوه “قوریغ” بکشانند: یکی اینکه تجاوز چند ساله ی کوچیها به هزاره جات و حل نشدن دائمی و بنیادی این منازعه، عدم توجه لازم دولت به بازسازی مناطق هزاره جات، تبعیض آشکار و آزار دهنده ی که در غرب کابل وجود دارد و مردم این منطقه از کمترین خدمات شهری محروم هستند، رد شدن نامزد وزیران هزاره از سوی پارلمان و بالاخره دست اندازی و تجاوز گاه و بیگاه کوچیهای کوه “قوریغ” و “کاکُر” به مناطق مسکونی غرب کابل، دست به دست هم داده نارضایتی ها نسبت به دولت را در میان هزاره ها به خصوص هزاره های غرب کابل تشدید کرده است .
به همین خاطراز لحاظ اجتماعی و روانی، زمینه برای حرکت های احساساتی ضد دولتی تا حدود زیادی آماده است. عامل دوم این بود که آقای “هانی” و همکارانش از شگرد و شیوه ی تبلیغاتی کار گرفتند. وعده ای را مطرح ساختند که برای اکثر مردم فقیر و بی پناه غرب کابل، خیلی هیجان انگیز است: صاحب خانه و زمین شدن، یک شبه و رایگان .
احساساتی شدن کامل فضای اجتماعی و سیاسی غرب کابل در اثر همین دو عامل و انگیزه، سبب گردیده بود که هیچ کس به جنبه های حقوقی و قانونی و موانع و دشواریهای عملی گرفتن این زمینها فکر نکنند .
وضعیت حقوقی زمین هایی که قرار بود آقای “هانی” به طرفدارانش توزیع نماید از سه حالت خارج نیست: یا همان زمین هایی است که قبلاً دولت به مردم غرب کابل برای قبرستان آنها اختصاص داده است و بنابر این ملک عام همه ی مردم این ساحه است، یا زمین هایی است که کوچیها ادعای مالکیت آنها را می کنند و یا اینکه زمین های دولتی است و به هیچ کدام از هزاره ها و کوچیها اختصاص ندارد. در هر سه صورت از لحاظ قانونی و حقوقی، افراد نمی توانند، خود مستقیماً به توزیع و تصاحب آن اقدام نمایند .
به هر روی، در اثر همین عوامل و زمینه ها حادثه ی روز جمعه رخ داد. تعدادی از فرزندان بی گناه هزاره شهید شدند و تعدادی نیز زخمی. تصویر مثبت و مدنی که از هزاره ها و مردم غرب کابل ایجاد شده بود، خدشه دار گردید. غرب کابل چندین شب در رعب و وحشت بسر برد. دو – سه روز دکانها و بازار غرب کابل کم رونق بود و اکثر مردم شب ها با دست خالی و با ناامیدی به خانه های شان برگشتند و ترس از یک جنگ تمام عیار قومی، بسیاری ها را نگران و ناراحت ساخت .
این شرح کوتاه ماجرا بود. در مورد حادثه ی روز جمعه به چند نکته باید به طور جداگانه دقت شود :
1- هزاره های افغانستان و مردم غرب کابل خواسته های بر حق و عادلانه ی دارند که تا هنوز دولت افغانستان توجه لازم به آنها نکرده است و نارضایتی این مردم از دولت افغانستان کاملاً به جا است. هزاره ها حق دارند و باید با قدرت و صراحت مطالبات بر حق شان را بخواهند و بر سر آن ایستادگی و مقاومت کنند. اما در این مقاومت، همزمان به چند مسئله باید توجه شود :
یکی اینکه، نارضایتی و خشم مردم از دولت نباید زمینه شود برای سوء استفاده های سیاسی از سوی یک تعداد آدم های فاسد و مزدور تا فتنه و جنگی را ایجاد نماید که تاوان آن را مردم هزاره بپردازند، فرزندان هزاره شهید شوند، خانه های هزاره ویران گردد، دشمنی ها علیه هزاره ها تشدید شود، اقتصاد هزاره ها نابود گردد و اطفال هزاره از مکتب رفتن باز بمانند، اما سود آن به جیب دلال ها و معامله گران سیاسی هزاره و یا غیر هزاره برود. مردم ما نباید آنقدر بی خبر بمانند که عناصر معلوم الحالی مثل “هانی” به خاطر رسیدن به چوکی پارلمان و منافع شخصی شان با سرنوشت و آبرو و حیثیت و خون فرزندان جامعه ما بازی کنند. دیگر اینکه مقاومت حق خواهی و عدالت طلبی مردم ما نباید به مسیرهایی کشانده شود که منطق حقوقی، وجهه ی اخلاقی و حقانیت انسانی آن خدشه دار شود و زیر سئوال برود. اینها را تنها به خاطر این نمی گویم که کار غیر حقوقی و غیر اخلاقی و غیر انسانی بد است، بلکه این کار در عمل نیز مطالبات مردم ما را دچار چالش می سازد. وقتی مقاومت هزاره ها در بهسود در برابر حمله ی کوچیها از منطق محکم حقوقی، وجهه اخلاقی، حقانیت انسانی و مشروعیت قانونی برخوردار بود، می دیدیم که دست و زبان همه ی هزاره ها باز بود. آقای خلیلی با اینکه معاون رئیس جمهوراست به بهسود رفت، آقای محقق و سایر وکلای هزاره در پارلمان دست به اعتراض و تحصن زدند، مردم ما در شهرهای مختلف افغانستان و در بسیاری از کشورهای خارجی در دفاع از مردم بهسود تظاهرات کردند، با این همه هیچ کس نتوانست هزاره ها را ملامت کند و یا متهم به شورشگری و قانون شکنی نماید. اما امروز آقای “هانی” در بین مردم غرب کابل گشته نمی تواند، از سوی نیروهای امنیتی دولت تحت تعقیب است و هیچ کس از او دفاع نمی نماید. اکثر مردم غرب کابل خواهان دستگیری آقای “هانی” و دیگر عاملان حادثه روز جمعه هستند تا حد اقل بد نامی آن دامن تمام مردم غرب کابل و هزاره ها را نگیرد .
2- در جریان درگیری و حوادث روز جمعه، رفتار برخی افراد پلیس و اردوی ملی با مردم تظاهر کننده، خشن و غیر قابل قبول بوده است . مردم غرب کابل هر چند از اینکه پلیس و اردوی ملی توانست از گسترش ابعاد فاجعه و بحران جلوگیری کنند و وضعیت را مهار نمایند، حمایت می کنند، اما در موارد زیادی رفتار برخی افراد پلیس و اردوی ملی بی رحمانه و جانبدارانه بود. مهم این است که کار اشتباه آقای “هانی” و طرفدارانش نباید بهانه شود برای توجیه رفتار غیر انسانی برخی افراد پلیس و اردوی ملی با مردم غرب کابل. همانگونه که آقای “هانی” و همکارانش باید مورد سئوال و بازخواست قانونی قرار بگیرند، رفتارهای غیر قانونی افراد پلیس و اردوی ملی نیز باید پیگیری شود .
3- بعد از حادثه ی روز جمعه ی گذشته، یکی از دوستان دیرینه و صمیمی ام از استرالیا زنگ زده بود و از چند و چون وقایع روز جمعه می پرسید. نظر ایشان در کل این بود که ملایمت سیاسی و صلح جویی هزاره ها در این سالهای اخیر به ضرر این مردم بوده. تا ما برای دیگران تهدید و خطر خلق نکنیم کسی به ما بها نمی دهد. به تجربه مقاومت “بابه مزاری” در غرب کابل اشاره می کرد و می گفت که آنوقت چطور مردم هزاره می توانست حق خود را بگیرد .
این، تنها سخن این دوست ما نیست. چنین باورهای در بین هزاره ها با توجه به زمینه هایی که قبلاً اشاره کردم، مدعیان و مشتریان فراوانی دارد، اما لازم است که هر فرد ما اندکی احساسات خود را کنار بگذاریم و عاقلانه تر و واقع بینانه تر فکر کنیم و حد اقل تغییر شرایط را درک نماییم .
در زمان “بابه مزاری” قدرت های جهانی شرق و غرب، افغانستان را ترک نموده و به حال خودش گذاشته بود. کشور میدان رقابت قدرت های متعارض منطقه یی شده بود. در درون افغانستان هم هیچ قدرت برتر و مشروعی وجود نداشت و کشور عملاً میان چهار قدرت سیاسی – نظامی پشتونها، تاجیکها، هزاره ها و ازبیگ ها تقسیم شده بود. در چنین شرایطی، معادلات قدرت بگونه ای بود که برای هزاره ها نیز مجال و فضایی برای حرکت و مانور و یارگیری و جبهه سازی ایجاد می کرد. اما امروز شرایط جهانی، منطقه یی و داخلی تغییر کرده است. افغانستان عملاً در کنترول نیروهای ناتو و امریکا است و اینجا یک دولت مرکزی وجود دارد. مهم نیست که ما مشروعیت این دولت را می پذیریم یا نه، جهان از این دولت حمایت می کند و اکثر مردم افغانستان نیز هر چند از این دولت راضی نیستند، ولی حد اقل از ترس تسلط دوباره ی طالبان و جنگ های داخلی، حاضراند که موجودیت و اعمال قدرت نیم بند آن را بپذیرند. از تغییر شرایط جهانی، منطقه ای و داخلی که بگذریم، وضعیت درونی جامعه هزاره نیز برای تجدید تجربه ی مقاومت “بابه مزاری” آماده نیست. امروز نه “بابه مزاری” است و نه آن اتحاد و انسجام سیاسی هزاره ها، و نه آن امکانات و انگیزه های مادی و معنوی دوران مقاومت .
ما هزاره ها یک نکته را باید به روشنی درک کنیم که اگر وضعیت موجود خراب شود، شرایطی که پیش خواهد آمد، قطعاً آن چیزی نیست که ما می خواهیم. نه حکومت عدل علوی برقرار خواهد شد و نه دموکراسی آمریکایی و اروپایی. بدیل های ممکن شرایط فعلی، یا حکومت استبدادی طالبانی است و یا جنگ های داخلی. و در هر دو صورت بازنده ی اصلی، ما هزاره ها هستیم .
حال ما با توجه به مجموع این مسایل و با توجه به شرایط و امکانات خود، باید تصمیم سیاسی بگیریم. ما باید برای حق و عدالت، مقاومت کنیم. مقاومت پایان نیافته است، چون جامعه ی ما هنوز به حق خویش نرسیده است. اما اولاً باید شکل و شیوه ی مقاومت را مطابق شرایط فعلی طراحی کنیم و دوماً قبل از هر حرکتی باید در ابتدا، توان، ظرفیت و قدرت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و … مقاومت را در درون جامعه خود ایجاد و تقویت نماییم .
منبع : http://wnegar.wordpress.com/م
|
|
| |
|
|
| |
|
|