|
|
|
| پیوندها |
 |
|
|
|
|
اعلامیۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان(ففتا) |
 |
|
|
|
|
|
| |
| جستجوگر |
 |
|
براي جستجو در موترهای جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد |
|
|
|
|
| |
| تعداد بازدید کنندگان |
 |
|
|
|
|
|
اعلامیۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان(ففتا) در رابطه باهجوم های وحشیانۀ قبایل مهاجم به اصطلاح کوچی بالای شهریان مناطق غربی کابل
چهاردهم ماه اگست سال 2010 میلادی
جنایتکاران طالب و القاعده با همکاری های همه جانبۀ دولت مرکزی حامد کرزی با استفادۀ سوء از نام کوچی، شهر باستانی کابل را به محاصره کشیده اند، تا با بهانه قرار دادن اسکان کوچی ها، در مطابقت با اهداف و پلان های شوم و فاشیستی حامد کرزی و تیم افغان نازی او، پاک سازی های قومی را درین حدود جغرافیاوی، بیشتر از پیش تعمیل و قبایل مهاجم آن طرف و این طرف خط دیورند را ، یکجا باهم، در خانه و کاشانۀ باشندگان فعلی این ولایت جا سازی نمایند .
این اقدامات پلان شدۀ قبیله سالاران غاصب و متجاوز که، طرح های عملی آن، با گسیل غاصبانۀ قبایل مالدار و دامپرور پشتون تحت نام کوچی و ناقل، به مناطق مسکونی هزاره ها، ازبیک ها، تورکمن ها تاجیک ها و دیگر ملیت های محکوم،از زمان امارت امیر عبدالرحمان خان بدینسو، رویکار بوده و به شیوه های مختلف، تا امروز هم تحت اجرا قراردارد، واضحاً یک عمل جنایتکارانه و خلاف اصول و موازین پذیرفته شدۀ انسانی در جهان میباشد، که غیراز نسل کشی و پاک سازی قومی هیچ عنوان دیگری را بدان نمیتوان قائل شد .
جراحات واردۀ ناشی از این اعمال جنایتبار و غیر انسانی قبیله سالاران حاکم در کشور، طی سده های واپسین تاریخ ، بر پیکر خلق های مظلوم و تحت استبداد این سرزمین، که با تصرف و توزیع زمین های مزروعی و غیر مزروعی ایشان، در مناطق مختلف کشور ، به اقوام و قبایل وابسته به حاکمیت ها ایجاد گردیده، یکی از عوامل اساسی و جانکاه شکل گیری مخاصمت های قومی و تجزیۀ باشندگان کشور به حاکم و محکوم، ستمگر و ستمکش از گذشته تا حال بوده و علت العلل بسا حوادث خونین تاریخ، طی این دوره ها منوط بدان زخم ها و گسیختگی های ایجاد شده در تاریخ است .
در رابطه با این مسأله یعنی حقیقت وجود نابرابری ملی و هجوم قبیلوی سازی حیات مردم، از جانب ارباب قدرت قبایلی، در کشور ما، با وجود ماست مالی ها و حاشیه روی های شرم آوری که، ارباب سیاست و فرهنگ وابسته به شئونیست ها و محافظه کاران وابسته به ایشان ،درین رابطه، خواسته و یا نا خواسته مرتکب آن میشوند و از مؤثریت آنچنانی این زخم چرکین و متعفن تاریخی، در شکل گیری و ادامۀ بازی های خونین مجموع تاریخ، خصوصاً دهه های اخیر آن، انکار نموده و به هیچ صورتی حاضر به بیان و اعتراف این حقیقت، آنچنانیکه بوده و دوام دارد نمیباشند، واضحاً باید است فریاد بر آورد و تصریح نمود که، علت العلل کلیه بدبختی های کشوری بنام افغانستان، از ابتدا تا امروز، از عقب ماندگی تا هزاران مشکل دیگری، چون جنگ های خانمانسوزی که در طول تاریخ گریبانگیر مردم مظلوم و بی دفاع آن بوده، از ریشۀ همین پدیدۀ منحوس قبیله سالاری و وجود بیداد گری ملی آب میخورد که، تا به امروز هم مجریان این سیاست با قربانی نمودن همه دار و ندار کشور و الویت قایل شدن به خواست های وحشیانه و غیر انسانی طالب و هوادران پروپا قرص آن یعنی قبایلی ها، در شکل دهی سیاست های داخلی و خارجی دولت بر سر اقتدار کنونی و تعمیل این سیاست ها در سرتا سر کشور، مصروف کار بوده و به هیچ چیز دیگری به جز از حاکمیت و تصرف سرتاسر کشور به واسطۀ قبایل پشتون فکر نمیکنند که این خود بزرگترین فاجعه در رابطه با حقیقت حیات مردم ما از گذشته تا حال است و میباشد .
هیچ وجدان بیدار انسانی که خودرا ملزم به داشتن قضاوت بی طرفانه و دلسوزانۀ انسانی، در رابطه با قضایای وحشتناک تاریخی دیروز و امروز کشور ما میداند، نمیتواند منکر این حقیقت باشد که، هجوم های وحشیانۀ این گروه های مسلح به اصطلاح کوچی ، طی سالیان اخیر به مناطق مرکزی و شمال کشور، خصوصاً ولسوالی های بهسود و دایمیرداد ولایت وردگ، اطراف و نواحی ولایات فاریاب ، جوزجان و سرپل، سمنگان، تخار، قندوز، بغلان، بامیان، بلخ ، بادغیس و کابل که، با داشتن اهداف و استراتیژی های معینی تعقیب و تکامل داده میشود، واضحاً یک عمل پلان شده و هدفمند فاشیستی بوده، بجز از تصرف زمین و اسکان قبایل پشتون در مناطق غیر پشتون نشین کشور، و توسعۀ ساحۀ زیست پشتونها در داخل افغانستان و به حاشیه راندن دیگران هیچ هدفی ندارد .
در غیر آن همه بخوبی میدانیم که، در سرزمین کنونی افغانستان، هر یکی از واحد های ملی واتنیکی، مسکون و مستقر در آن، دارای خاستگاه مشخص تاریخی و جغرافیاوی خود بوده و زمین های حاصل خیز و بایر جنوب و شرق کشور با قرار داشتن رود های خروشان و همیشه جاری کابل، هلمند، کنر، لغمان و غیره در متن آنها، به مراتب مساعد تر است برای اسکان این خیل انسانهای بدوی، با در نظر داشت خاستگاه اصلی و روابط تاریخی ایشان با این حدود جغرافیاوی میباشد، تا سرزمینهای بی حاصل و فاقد آب مناطق مرکزی و شمال کشور که متعلق به ازبیک ها، تورکمن ها، هزاره ها، ایماقها، تاتار ها، تاجیک ها، قرغیز ها، قزاقها و غیره بوده و آبادی های حال و گذشتۀ آن مناطق نیز محصول فداکاری های خود،آبا و اجداد باشندگان اصیل این مناطق در مقابله با شرایط دشوار و خشک آن ساحات میباشد .
مهم تر از همه اینکه، مسألۀ نقل و انتقالات تهاجمی گروه های انسانی، با هد ف یافتن چراگاه و مسکن نیز، در شرایط امروزی جهان، منجمله کشورما، حد اقل درین روزگاری که به سر میبریم، یک مسألۀ پایان یافتۀ جهانی و متعلق به دوران قرون وسطی تاریخ بوده و هر گروه انسانی در شرایط امروزی حیات خود، دارای حدود و ثغور قبول شدۀ قانونی و عرفی زندگی، در یک ساحۀ مسما بخود میباشد، که هر نوعی تعرض بالای آن ساحه بمثابۀ تعرض به جان و مال و ناموس باشندگان بومی آن ساحه محسوب گردیده و حق دفاع از حق خویشتن را برای محکومین، مشروعییت اعطا میکند .
فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان با در نظر داشت، کلیه موازین اخلاقی و انسانی همزیستی بردارانه و متساوی الحقوق مجموع اقوام و ملیت های ساکن کشور و محفوظ بودن کلیه حقوق هریکی از آنها، در برابر هر نوع تجاوز و زورگویی، این اعمال جنایتبار ،قبایل به اصطلاح کوچی را که با حفظ کلیه امتیازات مادی و معنوی خویش درساحات اولیه و اصلی بود و باش خود، در دو طرف خط دیورند، با طمع تصرف و ولجه نمودن زمین و دارایی های باشندگان مناطق مرکزی و شمال کشور، از جانب حاکمیت های بی مسئولیت و جبار قبیلوی ، تحریص، بسیج و سوق داده میشوند به شدت محکوم نموده و با صراحت اعلان میدارد که، ادامۀ این سیاستهای زور گویانه دیگرجای تحمل و گذشت را باقی نگذاشته و فقط یک راه را به روی قربانیان این زور گویی ها و بی عدالتی ها باقی میگذارد که، همانا مقاومت تا آخرین رمق و دفاع از حقوق مشروع و انسانی خود با توسل به اصل مشروعییت دفاع از حق و عدالت در برابر زور گویی و بیدادگری، با آخرین امکانات .
خلق های مظلوم و ستمدیدۀ افغانستان !
قبیله سالاری مزدور، درین شرایط دشوار و طاقت فرسای زندگی مردم ما، مصروف انجام آخرین ماموریت های تاریخی خویش، در رابطه با خلق نفاق و ایجاد تفرقه در میان باشندگان کشور بوده و از این آب چرکین خواهان آبیاری، صد ها مزرع منحوس استعماری و استحماری در کشور ماست که، خود و باداران ایشان، نیاز به تحقق و حاصل دهی آنها دارند، تا بازهم درین کشور با این شیوۀ ننگین حکومت کنند، و از جان و مال و ناموس مردم ما باژ ستانی نمایند .
بیایید همه باهم متحد شویم و از افکار واهی، حکومت کردن های، انقیاد گرانه بالای همدیگر که دیگر بکلی غیر قابل تحمل و دور از امکان گردیده، خویشتن را وارهانیم، تا باشد هر یکی از ما در خانه و کاشانۀ به میراث رسیده از اجداد خود با حفظ آبرو و کلیه ایجابات زندگی امرار حیات نموده و به تلافی آنچه که تا امروز از دست داده ایم توفیق حاصل نماییم و قبیله سالاری را با همه ضمایم آن برای همیش از زندگی و کشور خود به دور اندازیم .
این یگانه راه معقول و انسانی باهم بودن و در کنار هم زیستن است و بس، که قبیله سالاری را در کشور خود خاکسپاری نماییم و به استقبال راه های بهتر و تجربه شدۀ زندگی که، دیگران را در دیگر مناطق عالم مسعود و سربلند نموده است بشتابیم !!
دموکراسی واقعی با قبول حق تعیین سرنوشت برای هر واحد اجتماعی از فرد تا اقوام و ملیتها یگانه راه نجات ماست، پس بیایید این راه را در عمل و با صداقت تجربه نماییم .
محو مناسبات منحوس قبیلوی در افغانستان مقدس ترین هدف ماست
حق و عدالت پیروز میشود
هیأت رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان(ففتا)
|
|
| |
|
|
| |
|
|