|
| |
| جستجوگر |
 |
|
براي جستجو در موترهای جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد |
|
|
|
|
| |
| تعداد بازدید کنندگان |
 |
|
|
|
|
|
افغانستان کشور اقلیت ها
محمد عوض نبی زاده
افغانستان کشوریست که اقوام گوناگون با زبانها و لهجه های گوناگون، نژاد، مذهب، ساختارفرهنگی و رسم و رواجهای مختلف در آن زیست می نمایند که از لحاظ تعداد نفوس هیچ یک از چهار قوم عمدهء ازبک، هزاره، تاجک و پشتون به تنهائی نمیتواند نفوس اکثریت جامعه را در افغانستان پوره نماید بناء افغانستان را میتوان سرزمین اقلیتهای قومی با ترکیب و ساختار فرهنگی و اجتماعی اقوام مختلف در دنیا نامید. در افغانستان درطی مدت سه قرن اخیر قدرت به دست یک قوم خاص قرار داشته و تا هنوز نفوس شماری عمومی بصورت واقعی و دقیق درین کشور انجام نگردیده است و احصائیه هائیکه تاکنون درباره نفوس مردم افغانستان از طرف نظامهای تک قومی حاکم به نشر رسیده است همواره به نفع قوم خاص در مطبوعات وابسته به نظام های مسلط تبلیغ شده که دور از واقعیت های موجود اجتماعی و ترکیب نفوس واقعی مردم افغانستان میباشند. بنابرین هرگونه ادعای اکثریت و اقلیت در غیاب یک احصائیه معتبر و قابل پذیرش اسباب نفاق و بی اعتمادی میان اقوام گوناگون در کشور را فراهم نموده و از تشکیل ملت واحد و یک کشورمتحد جلوگیری کرده است. استبداد و تبعیض قومی، اتنیکی و مذهبی در افغا نستان یک واقعیت تاریخی است و اقوام محروم کشور نمونه زنده و انکارناپذیر خشن ترین نوع استبداد و بیداد گری ملی و مذهبی در کشور است که هیچ انسان معتقد به عدالت اجتماعی نمیتواند از آ ن ا نکار نما ید. که از گذشته های دور تا حال از تلاشهای صد ها انسان مبارز در افغانستان که برای تحقق عدالت اجتماعی و رفع تبعیض و بی عدالتی با اشکال و افکار گوناگون رزمیدند و هر کدام نقش و رسالت فدا کارانهء خود ها را ایفا ء نمودند ولی متأسفانه تا هنوز جنبش منسجمی برای برچیدن تبعیض نژادی و قومی در افغانستان از جانب اقوام محروم از قدرت بطور متشکل ایجاد نشده است . در طی مدت تقریبا سه قرن اخیر که قدرت سیاسی در انحصار یک قوم خاص از چهار قوم عمده افغانستان قرارگرفت و خاصتا از صد و پنجاه سا ل قبل تا استقرار رژيم طالبان و نظام قبیله ای آقای کرزی، حکومت های نژادپرست و انحصارگر در افغانستان حاکم است و اين وطن را به جهنمی سوزان برای سه قوم عمدهء هزاره، ازبک، تاجک و دیگر اقلیتهای قومی تبدیل کردهاند که این اقوام د رساحه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در نظام کنونی کدام نقش و سهم عمده نداشته و بیرون از دایره قدرت و حاکمیت تک قومی قرارداده شده است. که اکنون نخبگان سیاسی اقوام تاجک، هزاره و ازبک، صرفا کارمند و دفتردار حکومت قبیله گرای فعلی هستند و آقای کرزی میخواهد از آنان به عنوان سمبول در کابینهء انحصارگرای خود استفاده کند و کوچیهای پشتون تبار پاکستانی نیز یکی از چهره های عریان و ساده ستم قبیله حاکم است که در لایه های جامعه با تمام پیچیدگیهایش تنیده است وبه پشتوانه ءلایه های فوقانی قدرت حاکمه براقوام دیگر ظلم و جنایات ضد بشریرا انجام میدهد کوچیها مولود نظامهای استبدادی یکقرن گذشته بوده و همیشه ازآن بحیث وسیلهء سرکوب علیه تمامی اقوام محروم و بخصوص مردم هزارهء افغانستان استفاده میشود.که مردم کشورهمه ساله شاهد جنایات نسل کشی کوچیهای مسلح طالبی درمناطق هزاره جات و صفحات شمال میباشند. در چند دههء اخیر قوم حاکم با شیوه های گوناگون تلاش کرده است تا نفوس قوم پشتون را نظر به نفوس سه قوم عمده دیگر ازبک – هزاره و تاجک زیاد تر نشان بدهد گرچه حالا سردمداران قوم حاکم شعار دموکراسی میدهداما تبعیض قومی– نژادی- حق کشی و بیعدالتی ملی را بر دیگر اقوام دیگرهنوزهم همراه با اینگونه شعارهای فریبنده ء انسان دوستانه اعمال مینماید.افسانه اقلیت واکثریت درافغانستان بهانه ایست در دست دشمنان داخلی و خارجی و نظام انحصارگر تک قومی که سبب میشود دودستگی میان مردم کشور با هویتهای مختلف فرهنگی، زبانی، نژادی، مذهبی و قومی را ایجاد نماید و تاکنون هیچگونه تعریف مشخص علمی از قومیتهای ساکن درافغانستان انجام نگردیده وبد ین گونه معاملات سیاسی برپایه مصلحت قدرتهای دورو نزدیک درآن صورت می گیرد درافغانستان اقوام هزاره و ازبک وپشتون وتاجیک و ترکمن و نورستانی و بلوچ و عرب و اویغور و گجور وهمهء اقوام واقعیتهای ملموس قومی و اتنیکی اند ، ازآنجائیکه میکانیزم کنفرانس بن تا حدودی در باره تعداد تخمینی نفوس چهار قوم عمده ء ازبک – هزاره پشتون وتاجک افغانستان بخاطر تأمین ثبات وسقوط حکومت طالبان مورد تائید وحمایت نمایندگان سه قوم عمده غیر پشتون نیز قرارگرفت که داعیه داران حاکمیت تک قومی بمشکل در زیر فشار جامعه جهانی حضور فزیکی و سیاسی این سه قوم را در کنفرانس پذیرفتند تا این سه قوم رانده شده از قدرت نیز درین کنفرانس حضور نمایشی و سمبولیک داشته باشند چون همه ء میکانیزم و اجندای کنفرانس توسط نخبگان پشتون تبار مانند آقای خلیل زاد – اشرف غنی احمدزی- طرفداران شاه سابق و گروههای پشتون تبار مربوط به پاکستان اداره و تنظیم میشد که تعین آقای کرزی بجای آقای ستارسیرت نیز نشان از انگیزه برتری خواهانه قومی داشت که در کنفرانس بن تبارز یافته است زیرا در کنفرانس بن تعداد نفوس قوم پشتون نسبت به هریک از سه قوم عمده دیگر بیشتر نشان داده شده است ومیکانیزم که در باره ترکیب و تعداد نفوس چهار قوم عمده مطرح گردیده خیلیها ناقص ودور ازواقعیتهای اجتماعی افغانستان میباشد که این ارقام نفوس براساس فشارومانورهای سیاسی آقایون خلیل زاد و اشرف غنی احمدزی- حامیان شاه سابق وگروه طرفدار پاکستان در کنفرانس تحمیل و قبولانده شدهاند زیرا نفوس تقریبی اقوام پشتون نظر به هریک از سه قوم عمدهء دیگریعنی هزاره – تاجک وازبک خیلیها زیاد و دور ازحقیقت عینی نشان داده شده است درصورتیکه تفاوت بسیار خیلی ناچیزی میان نفوس حقیقی هرکدام از این چهارقوم عمده افغانستان دیده میشود .حکومت تک قومی آقای کرزی ازآدرس قبیلوی حرکت میکند که در آغازمردم کشوروجامعه جهانی انتظار داشتند که آقای کرزی بستر وحدت ملی را ایجا د امنیت و ثبات را تأمین وبر معیارهای دموکراسی حقوق زنان و معیارهای حقوق مدنی جامعه را مراعات خواهد کرد که چنین نشد که اگر بستر وحدت ملی در کشور ایجاد میگردید سؤال اقلیت و اکثریت نمیتوانست مطرح گردد.همین مصلحتهای خارجی و داخلی است که کشور ما درقرن بیست و یکم هنوزهم یک ملت واحد نشده است و بدون حمایت جامعه جهانی توانایی ایستادن روی پای خود را پیدا نکرده است. در حالیکه ملل متمدن جهان نه تنها موجودیت گروههای قومی درکشور خود را می پذیرند بلکه رشد فرهنگی آنها را نیز تامین و وحدت ملی را برپایه منافع مشترک و تکیه برمشترکات ملی تامین میدارند اما در کشور ما با دامن زدن براختلافات قومی وفرهنگی و ادعای اکثریت و اقلیت ، بر حقوق مردم محروم تجاوز صورت میگیرد و لی نامش را تامین وحدت ملی میگذارند. پس با سیاست فرا قومی میتوان بسوی منا فع ملی نگریست و در این کوره راه از منافع ملی– دموکراتیک مردم سخن گفت و نه با عظمت طلبی و تنگ نظریهای تک قومی و انحصارگرایانه درین سرزمین عذاب کشیده و.تا زمانی که دیو فاشیزم افشا و مهار نشود افغانستان هرگز روی ثبات و آرامش را نخواهد دید .
آقای حامد کرزی رییس جمهور افغانستان یک حکومت فاسد و مافیائی را در کابل اداره میکند درحالیکه شکافهای قومی و اجتماعی نگرانکننده و فقرمهاجرتهای گروهی در کشور بیداد مینماید. ودولت کابل به سوی تک قومی شدن وگرایشات تک قومی و طالبانی حرکت میکند.و مسایلی چون دموکراسی – حقوق شهروندی - حقوق بشر و حقوق زنان، به حاشیه رانده شده وتهدیدات در برابر قانون اساسی، جامعه مدنی و آزادی بیان تشدید یافته است. گرچه جامعه جهانی تلاش دارد که درافغانستان ملت واحدرا ایجاد نماید اما آقای کرزی مصروف پشتون سازی وملت تک قومی بوده که درین اواخیر در تبانی پنهانی با پاکستان میخواهد نمایندگان گمنام تر گروه مزدورطالبان را که درکشتارو قتل عامها - تخریب تاکستانها وزمین سوخته کمتر معروف باشند درمقام های مهم و حساس دستگاه دولتی بحیث والیها – معینان وزارت خانهها و رئسا های مستقل در ارگانهای مرکزی و محلی افغانستان مقرر وتوظیف نمایند.هرگاه توافقات آقای کرزی با پاکستانیها وطالبان به ثمر بنشیند، بدون تردید واقعیتهای سیاسی دراین کشور به شدت دستخوش تغییر وتحول خواهد گردید .در.این روزها مردم کشور شاهد بازسازی چهرهی طالبان و طالبانی شدن افغانستان هستند. که دولت افغانستان طالبان را «برادران ناراضی» و «بچههای افغان» لقب داده تا اینگونه طالبان را بیگناه قلمداد و یک جریان مطلوب معرفی کنند. رخدادهای تلخ وخونین تاریخی دوران طالبان چنان سنگین و وحشیانهاند که هیچکسی نمیتواند وحشت ، قتلعامهای سیستماتیک طالبان، در زمینهای سوخته ء بامیان- شمالی و دیگر نقاط کشور و تجارت زنان افغان در پشاورودبی را فراموش نماید.گرچه هنوز مدعیان حاکمیت تک قومی درکشور، به ادامۀ سیاستهای استبدادی خود، حاضر به دست برداری از برخوردهای سرکوبگرانۀ قومی در رابطه با اقوام محکوم کشور نبوده،بلکه به تعمیل این سیاستهای غیر انسانی خود ادامه میدهند. متاسفانه آقای کرزی بنا برتعصب دیرینه قبیلوی و اندیشه های برتریخواهانه میخواهد برای بد نام سازی و سرکوب اقوام دیگر از امکانات رسانه ای برعلیه سه قوم عمده ء ازبک – تاجک و بخصوص مردم هزاره استفاده سوء نماید که بطورمثال از نشر قومیت سربازیکه درین اواخیر بالای سه سرباز انگلیسی حمله نمود تعلقیت قومی او به قوم هزاره تبلیغ و توسط کارمندان پشتون تباردرتفاهم با اقای کرزی در رادیوی بی بی سی نشر گردید ودرحالیکه در طی مدت نوسال حکومت اقای کرزی ده ها حمله انتحاری و دیگر حملات تروریستی درکشور انجام گردیده است ولی تا هنوز قومیت هیچ یک از انتحار کنندگان که اکثرا از قوم حاکم بودند افشا و برملا نشده است پس معلوم است که درین حادثه اغراض سیاسی قومگرایانه حکومت کنونی ونخبگان سیاسی پشتون تبارنهفته است.
سیاست خارجی افغانستان درین روزها تحت تاثیر دیپلوماسی پاکستان - طالبان را بازیگر اصلی درمعادلات افغانستان میداند و کلید معجزهآسای امور حل بحران کشور را نیزدر جیب پاکستان تلقی میکند. درطی مدت دو دهه اخیر بارها رهبران ودیگرمقا مات ارشد ملکی و نظامی پاکستان ازاکثریت بودن نفوس اقوام پشتون افغانستان سخن رانده است که اهداف مغرضانهء سیاسی مقامات پاکستانی از مطرح نمودن این موضوع زمانی برملا خواهد شد که یک حکومت پشتون تباردست نشاندهء پاکستان درکابل تشکیل گرددکه دیگراقوام محروم کشوررا سرکوب و خط دیورند را این حکومت وابستهء تک قومی برسمیت شناخته و ازآزادی وتشکیل حکومتهای مستقل پشتونستان و بلوچستان جلو گیری خواهدکرد و قرارمعلوم راهبرد نظامیان پاکستانی طوری عیار ساخته شده که به مجرد عقب نشینی نیروهای امریکا ومتحدینش ازافغانستان، پاکستان تحت نام طالبان افغانستان رااشغال خواهد کرد. زیرا - آی اس آی پاکستان هیچ تصمیمی به پایان دادن طولانی به حمایت خویش از طالبان افغانی بحیث ابزار بازی ندارد. بدین ترتیب تشکیل حکومت افغانستان برهبری آقای کرزی با ا شتراک طالبان مزدورودیگرگروهای مسلح وابسته به پاکستان به منفعت سیاسی اینکشور مداخله گر بوده که منافع سیاسی غرض آلود پاکستان را در افغانستان تضمین می نماید.خروج سریع نیرو های جارجی از افغانستان میتواند به فاجعه عظیم برای امریکا– جامعه جهانی و بخصوص اقوام محروم کشورمنجرشود. که با شروع جنگ داخلی واشغال افغانستان توسط طالبان زمینه مداخلات همسایگان درین کشور مساعد و تمام منطقه را بی ثبات خواهد ساخت. طوریکه برخی ازنخبگان سه گروه عمده قومی هزاره – ازبک و تاجک نگران آن هستند که معامله بین کرزی- پاکستانیها و طالبان ممکن است منجر به نوعی تکرارجنگ داخلی شبه دهه نود میلادی شود که پیش از تهاجم امریکا درافغانستان، جریان داشت. این میتواند بگونه دراماتیک باعث تحریک و تشویق تندروان اسلامی در پاکستان شده و سرنوشت سلاح اتمی پاکستان زیر سوال خواهد رفت.که میتوان به مثابه شکست ستراتیژیک رهبری جهانی امریکا نزد دوستان و هم فکرانش تلقی شده و پیامد های مخرب آن برای سالها دوام خواهد یافت. واشنگتن نباید زمانی دست به تغییر اهداف و راهبرد خود بزند که خونهای بیشتر و ثروتهای هنگفت در تلاشهای بی ثمر از دست برود
بیست وپنج یولی دو هزار وده
|
|