|
|
|
| پیوندها |
 |
|
|
|
|
باز تولید اندیشه های قوم گرایانه در نقاب دموکراسی خواهی |
 |
|
|
|
|
|
| |
| جستجوگر |
 |
|
براي جستجو در موترهای جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد |
|
|
|
|
| |
| تعداد بازدید کنندگان |
 |
|
|
|
|
|
روح الله محبی
با سقوط حاکمیت تمامیت خواهانه طالبان و حضور یافتن غربی ها در جامعه افغانستان، موجی عظیمی از هوس ها و شعار ها و مطالبات دموکراسی خواهانه در کشور پدید آمد. تا انجا که این موج توانست در مدت زمانی نه چندان طولانی حتی ارتجاعی ترین عناصر و نیروهای موجود در جامعه را در خود هضم و دفن نماید؛ کسانیکه تا دیروز متحجران کج اندیش، نژاد پرستان، تبارگرایان و انحصارگرایان، چپ گرایان مقلد و... لقب داده می شدند با یک چرخش 180 درجه ای در رده ای دلالان بازار سرمایه و مدافعین دموکراسی لیبرال قرار گرفتند. هرچند محتوا و ماهیت این حرکت جدید در افغانستان یک پدیده ای تازه بوده اما فورم و قالب آن، میراث فرهنگ گذشته ما در رابطه استراتیژی حفظ و نگهداشت در عرصه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بوده است . به بیان ساده تر همانگونه که برخی ها در یک مقطعی از تاریخ افغانستان با صفت کمونسیت در صدد نجات و حفظ خود برآمده بودند و در لحظه دیگر خود را و مجموعه خود را با پسوند اسلامی آرایش می دادند- اشاره به فلان حزب اسلامی، فلان جنبش، سازمان،حلقه، نهاد و... اسلامی- امروز دموکراسی و دموکراسی خواهی را سر لوحه شعار خود قرارد داده است. به رغم اینکه عنوان دموکراسی خواهی در پیشانه ای این افراد از جلوه ای زیبایی برخوردار نیست اما این تنها راه گریز از گذشته و تبرئه از عملکرد های گذشته برای آن ها به حساب می آید. عبارت ساده این مطلب این است که در فرایند تطبیق پروژه دموکراسی در افغانستان عناصر و افرادی بسیار محدود و اندک بودند که به دموکراسی باور شعورمندانه داشته و این اندیشه و نظام سیاسی را بر اساس یک ضرورت اجتماعی و دست آورد مطلوب سیاسی و ره آوردی برای رسیدن به حقوق انسانی پذیرفته باشند ولی متباقی با استفاده از گزینه ای استراتیژی حفظ با تاسی از الگو های قدیمی شان راه فرار و منکر شدن از عملکرد های گذشته شان را در این جریان جدید یافتند. این حقیقت را می توان به خوبی درعملکرد های متناقض این عناصر سراغ گرفت و چنانچه دیده می شود هم اکنون بسیاری از این عناصر در لفافه ای دموکراسی و با پشتبانی نظام مردم سالار سعی در براندازی ارزش های دارند که مردم افغانستان سالهاست بخاطر آن خاک و خون خورده اند.
جالب از همه اینکه اکثری از این متدین دیروز و مردم سالار امروز در خانه ملت که نمونه ای بارز از مشارکت ملی و وحدت ملی است جای گرفته و از این ادرس به بهانه ای نمایندگی از ملت و به بهانه ای دموکراسی نفس ملت را تنگ می نمایند. برای همه آفتابی است که این نمایندگان در جریان رای دهی به نامزد وزیران برای کابینه ای دوم افغانستان چگونه عملکرد و کارکرد را به نمایش گذاشتند و چه کار های را برای احیای تفکر قومی و محوریت بخشی به آن انجام ندادند. با نگاه به عملکرد های قوم محور این عناصر ظاهرا متغیر، موج واقعیت های تلخ گذشته دوباره خود را آشکارنموده و بر صفحه اجتماعی ، سیاسی و مدیریت کشور سایه تحمیل خواهد کرد. فاجعه و هراس از این رجعت سیاه در این است که این عناصر قوم گرا و تبار گرا این بار با هوشیاری تمام که از تجربه های نامبارک سال های استبداد به آن ها میراث مانده اند و با طرح و تجربه بیشتر و تلاش درجهت کسب حمایت برخی قدرت های بیرونی، سوء استفاده از خالیگاه ها و چالش های موجود جامعه، از همه بدتر نبود یک اندیشه، نیرو و راهکار دلسوزانه و متعهدانه و رخوتی که در عرصه سیاسی کشور ظاهر گردیده است، باگذشت هرروز و مرحله نقاط شاه کلید سیاست و اداره کشور را به تصرف خود درمی آورند. گمان می رود این عناصر و نیرو های که بدون شک حکم دانه سرطان را در جامعه ما دارد این بار قصد دارد با داعیه دموکراسی و زیر پوشش شعارهای چون: دموکراسی، وحدت ملی، تامین امنیت و ثبات، اصلاح اداره و خلع سلاح سازی و.... منویات قوم گرایانه و تبارگرایانه خود را پیش ببرند.
صف بندی و بافت های سیاسی و اجتماعی کشور اکنون بر معیار های قومی شکل می گیرد. متاسفانه همانطور که گفته شد باگذشت هرروز از تجربه دموکراسی در افغانستان این وضعیت نگران کننده ترمی گردد. تا انجا که اینک پیش بردن چنان طرح های تبار گرایانه و قوم گرایانه در نهاد های مختلف سیاسی از جمله در پارلمان ا فغانستان کاملا بصورت عریان وبی پرده درحال اجرا است و همچنان از مردم قربانی می گیرد. با آنکه روند جاری در کشور و قانون اساسی افغانستان، به عنوان یگانه پیمان معتبر در سطح ملی علیه اندیشه ها وافکار تبار گرایانه و غیر انسانی چون: تبعیض نژادی،قوم پرستی به عنوان بد ترین و نامیمون ترین تفکر و منش سیاسی در جامعه تأکید نموده و در برابر بی عدالتی،نفاق افکنی در سطح ملی موضع روشن و تعریف شده یی اتخاذ داشته است؛ اما با تأسف بار ها مشاهده شده است که این انگیزه ها ونفرت های نفی شده در میثاق ملی ما چون: امتیاز خوا هی، بر تری خواهی وانحصار گرایی قومی، هنوز هم به عنوان یک فرهنگ نفرت زا و انحرافی در ذهن و اندرون بعضی ها زنده وبه حیات شوم خود ادامه داده است. این تفکر منحط وضد ترقی باعث یا غی گری سیاسی در محافل اجتماعی گردیده و حتی در اینک درخانه قانون گذاری کشور و مرکز که باید فرهنگ بالنده همگرای،همپذیری ملی و گسترش عدالت ترویج وتبلیغ شود، با بد ترین شکل ممکن به عنوان یک راه کار سیاسی در سا ختار دولتی وحکومتی بروز وچهره نمای نموده است واین روند که با روحیات ملی مردم ما ضدیت دارد سبب، ملتهب شدن وضعیت اجتماعی و روانی ملت گردیده و فشار های شدیدی روحی را برای مردم در کشور در پی اورده است . بدون شک این کوته فکران جامعه ما باز هم قصد دارند با اعمال نفاق افکنانه خود زمینه ساز نفاق ملی و بد نامی جهانی کشور شوند. در صورتیکه راه این افراد یاغی گر و یاغی گرا در جامعه گرفته نشور ممکن است این ها با منش های تبعیض امیز خود چهره افغانستان را دوباره در قضاوت ونگاه مردم دنیا مخدوش نموده و در داخل کشور به بحران سازی ادامه می دهند.
منبع : http://www.dailyafghanistan.com/newspages/opinion2.html#03
|
|
| |
|
|
| |
|
|