مقالات منتشر شده در این سایت، بازتاب نظریات نویسندگان ان بوده و اداره سایت مسولیتی در قبال انها ندارد و کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد
لینکها
 
افشار، در برابر غزه هیچ است
کاتب هزاره
دای کندی
NOMA
آریائی
مقالات داکتر همت فاریابی
داکتر سیما سمر
همگام با عدالت
همسفر
سمنگان
 
لینکهای مفید
 
جستجوگر
براي جستجو در موترهای جستجو  واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد

 
تعداد بازدید کنندگان
 

افشار، در برابر غزه هیچ است

 لطيف طارق

افشار! در دروازه های خیلی از دکان های کابل، شعار های مرگ بر اسراییل نصب است. جنگ اخیر اسراییل و فلسطین، وجدان های مردم را در گوشه و کنار دنیا به درد آورد، اما بیست و دوم دلو که دو روز قبل گذشت، روز قتل تو بود. قتل عام ده ها هزار نفر ، تجاوز به بیش از 700 زن و دختر جوان، به اسارت گرفتن دختران جوان برای فحاشی و فروش اینها در برابر حادثه غزه، چیزکمی است، یا اصلا هیچ است.
افشار! من با تو حرف می زنم، با خانه های که با زمین یکسان شده اند، با اطفالی که اصلا پدر را ندیدند، با اطفالی که بجای سینه مادر، میل کلاشینکوف را چشیدند، با تو دختر افشار که بعد از قتل عام مورد تجاوز قرار گرفتی، کنیز شدی و بعد فروخته شدی. با تو زن افشار که شوهر، پسر و دختر ات را یا کشتند ویا بردند، با تو جوان افشار که به جرم مرتکب ناشده مورد تهاجم قرار گرفتی با تو بیوه زنی که امروز دست گدایی به سوی هر کسی دراز می کنی و هیچ چیزی بدستت نمی آِید.

افشار! من از تو می پرسم، چطور جرائت کردی اینهمه خون و جسد را در خود ببلعی، ای خاک افشار من از تو می پرسم چرا اینقدر سنگ دلانه خون اینهمه انسان را جذب کردی و بعد در برابر غزه هیچ!
افشار! غزه همه دنیا را به تکان آورد، اما تو نتوانستی و جدان کسی را به درد بیاوری، حتی من را که خونم، بدنم در اینجا ریخته شده اند، مادرم ، خواهرم در بالای همین خاک تو یا کشته شدند یا مورد تجاوز قرار گرفتند و یا به عنوان کنیز فروخته شدند.
افشار! غزه در مساجد، دشت برچی و تپه سلام تجلیل می شود، من هم می روم تجلیل اش می کنم، منی که خونم در غزه ریخته نشده، اما برادرم در افشار شهید شده، پدرم در افشار دفن شده؛ در خاک تو، اما از تو تجلیل نمی کنم. افشار! من از روز قدس تجلیل می کنم، نمی دانم چرا؟ اما از تو نه. افشار من در روز قدس تجمع می کنم و مرگ بر اسراییل سر می دهم، اما وقتی روز تو می آید، گوشم کر، چشم ام نابینا، و وجدانم بی حس می شود، حتی برادر عزیزم ، خواهر معصوم ام، مادر بزرگم و پدر حزینم را از یاد می برم، و در خانه خود می مانم. افشار! من از روز پیروزی کسانی که ترا به خاک کشیدند با رژه خاصی تجلیل می کنم، به کسانی که ترا به خاک کشیدند، القاب قهرمان ملی، استاد، پیشوای مذهبی و آقا را می دهم، وقتی سخنرانی می کنم، برای کسانی که تو را به خون کشید، قهرمان سازی می کنم و برادر خطاب می کنم.

افشار! نه تنها من، بلکه ما همه وقتی در محفل سخنرانی همان پیشوای مذهبی که فتوای قتل عام ترا صادر کرد، می رویم، دست ها و پاهایش را ماچ می کنیم، دستانش را می بوسیم، و خود را زاری کنان به ریش اش می اندازیم.
و افشار! نه تنها من که ما همه تا حالا برای کسی که کوه ترا فروخت و فتوای قتل عام ات را صادر کرد، عسکری می کنیم همچنان به کسانی که در دور یک میز جمع شدند و تصمیم قتل عام ات را گرفتند. افشار! مرا ببخش من وجدانم را از دست داده ام. برادرم، خواهرم، مادر و پدرم در افشار قتل عام شده اند، اما من برای غزه می گریم .
افشار مرا ببخش! من وجدانم را از دست داده ام، من ایمانم را به انسانیت از دست داده ام، من به جای مرگ بر قاتلین افشار، بر اسراییل مرگ می فرستم.
افشار! مرا ببخش من بعضی وقت که ترا به یاد می آورم می خواهم از تو تجلیل کنم، اما کسانی دیگری هستند که می گوید از روز قدس تجلیل کنم، کسانی دیگری هستند که می گویند مرگ بر اسراییل بگویم.
افشار! افشار! افشار! افشار!
منبع : سایت کابل پرس

   

Comments

يك مهاجر يكه ايران درباره اش ظم رواداشته
22 Feb 2009, 01:32
دست خون آلود همسایه درجنگهای دیروز وبحران امروز

"اگر درگوشه ی خونی به ناحق ریخته شود ،آنان که در صحنه نیستند ،نیز دست شان خون آلود اند" حادثه افشار توسط ايران ترح ريزي شده بود وايران بايد جواب اين جنايت را پس بدهد.
(ژان پل سارتر)

(1)
افغانستان درطول حیات سیاسی خود بعداز تأسیس دولت مرکزی احمد شاه باباتاکنون با دودشمن ابرقدرت بزرگ بعنوان دشمن مشخص مهاجم روبرو شده است که دربرابر هر دوقدرت بزرگ درپیکار نابرابر فاتح میدان وسرفراز تاریخ گردیده است.طوری که نه تنها این دوافتخار تابناک مسیر تاریخ سیاه افغانستان را روشنایی می بخشد ،بلکه روشنایی بخش خاموشی ملت های ستم دیده درظلمات استعمارنیز گردیده است.
درجنگ سوم افغانستان وانگلیس زمانیکه افغانستان بدون هیچگونه تکیه گاه خارجی دربرابر قدرت استعمار مردانه قامت راست نمود،نه تنها آزادی وعزت خودرا استقلال بخشید ،که ازشبه قاره هند تا شاخ آفریقا که درذلت استعمار به سرمی برد شور وهیجان آزادی وروحیه امید ومردانگی بخشید،طوریکه متفکر ومصلح جهان اسلام علامه اقبال لاهوری درسال 1302"پیام مشرق" را به افغانستان پیشکش نمود ودرآن ازسایر کشورهای اسلامی ابراز ناامیدی کرد ومصریان را "افتاده درگرداب نیل" وتورانیان را "سست رگ" وایرانی را محروم از"آیین سلمانی" خواند ومسلمانان شبه قاره هندرا" شکم بنده" و"خودفروش" نامید وامان الله شاه را سلطانی دانست که برآن بود تا شیرازه "ملت صدپاره اسلام " باشد:
"همت تو چون خیال من بلند
ملت صد پاره را شیرازه بند"
وهموبود که افغانستان را قلب آسیا وآسیا را بی او یک پیکر آب وگل وبی تپش خواند،وخموشی آسیارا از خموشی او وخروش آسیا را از خروش او می دانست.(کلیات اشعار فارسی اقبال،با مقدمه احمد سروش ص188)
درجریان مسافرت امان الله شاه درمصر (10/1306)دانشمند مصری "فکری المحامی" درسرمقاله روزنامه "الاهرام" با استعاره زیبا ازامان الله درخواست نمود که مصررا "به همراه نیل وآفتاب وهوا" ودیگر برتری هایش ولی بی بهره ازآزادی را "با افغانستان سنگلاخی وصحرای"ولی بهره مندازآزادی واستقلال مبادله کند.(سفرهای غازی امان الله شاه ص 64)
دراصل جنگ باشوروی نیز ،افغانستان افتخار بخشید وابهت وپایه های قدرت بلوک شرق وارتش سرخ را متزلزل ساخت،ودرمعادله سیاسی یکی از قوی ترین علت فروپاشی جماهیر شوروی ،جنگ آن با افغانستان شناخته شده است.وبه تعبیر گورباچف این جنگ درپیکر جماهیر شوروی "زخم خون آلودی "بود که به سرعت اورا ازپای درآورد.
حاصل سخن اینکه؛ تاریخ افغانستان به صراحت شهادت می دهد که این کشور همیشه دربرابر دشمن آشکار ،آشکارا سر آمد میدان بوده است ولی همین قهرمان فاتح، همیشه از دوکس شکست خورده است؛ ازخود وازدوستان خود.!!!
به واقعیت پیداست که بعدازخروج شوروی از افغانستان،(1367)بحران جنگ های داخلی افغانستان ازجانب" خود ودوستان "بوده است.ایران وپاکستان دودوست همسایه افغانستان ،جای خالی شوروی را به سرعت پرنمود وبحران افغانستان را پشتیبانی وحمایت مالی وتسلیحاتی نمود.وآتش فتنه را فروزان نگهداشت ودرروشنای آن درتمام زوایای این "سرزمین سوخته "مداخله وسرکشی نمود وآنچه می خواست بدست آورد واین درحالی بود که کشورهای حمایت کننده افغانستان درزمان جنگ با شوروی ،بعدازخروج شوروی دیگر مقصد خودرا پایان یافته دانست واز افغانستان فاصله گرفت وسابقه آشنای را به فراموشی سپرد.واکنون افغانستان "قلب آسیا"طعمه ی آماده ی بود که تنها دراختیار دودوست همسایه خودـ ایران وپاکستان ـ قرارگرفته بود.که دراین مجال تنها گوشه ی از مداخله ایران درگذشته وامروز افغانستان گزارش وبررسی می گردد.

(2)

بعد ازمعاهده صلح پاریس(1235)وحل وفصل منازعه هرات میان ایران وافغانستان ،بجز ت%D
بغلانی
17 Feb 2009, 16:59
آری افشار چنین زود فراموش شدو غمین نظاره گر وجدانهای به خواب رفته که بسترآرمیده شان حاصل خون و ویرانی اوست......
*Name:
Email:
Notify me about new comments on this page
Hide my email
*Text:
 
Powered by Scriptsmill Comments Script
   
All Rights Reserved 2009-2010 © by http://www.kabul.net.au
 contact@kabul.net.au
 The Template Designed By .:Jawaid Deljo:.