![]() |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
Comments
يك مهاجر يكه ايران درباره اش ظم رواداشته 22 Feb 2009, 01:32
دست خون آلود همسایه درجنگهای دیروز
وبحران امروز
"اگر درگوشه ی خونی به ناحق ریخته شود ،آنان که در صحنه نیستند ،نیز دست شان خون آلود اند" حادثه افشار توسط ايران ترح ريزي شده بود وايران بايد جواب اين جنايت را پس بدهد. (ژان پل سارتر) (1) افغانستان درطول حیات سیاسی خود بعداز تأسیس دولت مرکزی احمد شاه باباتاکنون با دودشمن ابرقدرت بزرگ بعنوان دشمن مشخص مهاجم روبرو شده است که دربرابر هر دوقدرت بزرگ درپیکار نابرابر فاتح میدان وسرفراز تاریخ گردیده است.طوری که نه تنها این دوافتخار تابناک مسیر تاریخ سیاه افغانستان را روشنایی می بخشد ،بلکه روشنایی بخش خاموشی ملت های ستم دیده درظلمات استعمارنیز گردیده است. درجنگ سوم افغانستان وانگلیس زمانیکه افغانستان بدون هیچگونه تکیه گاه خارجی دربرابر قدرت استعمار مردانه قامت راست نمود،نه تنها آزادی وعزت خودرا استقلال بخشید ،که ازشبه قاره هند تا شاخ آفریقا که درذلت استعمار به سرمی برد شور وهیجان آزادی وروحیه امید ومردانگی بخشید،طوریکه متفکر ومصلح جهان اسلام علامه اقبال لاهوری درسال 1302"پیام مشرق" را به افغانستان پیشکش نمود ودرآن ازسایر کشورهای اسلامی ابراز ناامیدی کرد ومصریان را "افتاده درگرداب نیل" وتورانیان را "سست رگ" وایرانی را محروم از"آیین سلمانی" خواند ومسلمانان شبه قاره هندرا" شکم بنده" و"خودفروش" نامید وامان الله شاه را سلطانی دانست که برآن بود تا شیرازه "ملت صدپاره اسلام " باشد: "همت تو چون خیال من بلند ملت صد پاره را شیرازه بند" وهموبود که افغانستان را قلب آسیا وآسیا را بی او یک پیکر آب وگل وبی تپش خواند،وخموشی آسیارا از خموشی او وخروش آسیا را از خروش او می دانست.(کلیات اشعار فارسی اقبال،با مقدمه احمد سروش ص188) درجریان مسافرت امان الله شاه درمصر (10/1306)دانشمند مصری "فکری المحامی" درسرمقاله روزنامه "الاهرام" با استعاره زیبا ازامان الله درخواست نمود که مصررا "به همراه نیل وآفتاب وهوا" ودیگر برتری هایش ولی بی بهره ازآزادی را "با افغانستان سنگلاخی وصحرای"ولی بهره مندازآزادی واستقلال مبادله کند.(سفرهای غازی امان الله شاه ص 64) دراصل جنگ باشوروی نیز ،افغانستان افتخار بخشید وابهت وپایه های قدرت بلوک شرق وارتش سرخ را متزلزل ساخت،ودرمعادله سیاسی یکی از قوی ترین علت فروپاشی جماهیر شوروی ،جنگ آن با افغانستان شناخته شده است.وبه تعبیر گورباچف این جنگ درپیکر جماهیر شوروی "زخم خون آلودی "بود که به سرعت اورا ازپای درآورد. حاصل سخن اینکه؛ تاریخ افغانستان به صراحت شهادت می دهد که این کشور همیشه دربرابر دشمن آشکار ،آشکارا سر آمد میدان بوده است ولی همین قهرمان فاتح، همیشه از دوکس شکست خورده است؛ ازخود وازدوستان خود.!!! به واقعیت پیداست که بعدازخروج شوروی از افغانستان،(1367)بحران جنگ های داخلی افغانستان ازجانب" خود ودوستان "بوده است.ایران وپاکستان دودوست همسایه افغانستان ،جای خالی شوروی را به سرعت پرنمود وبحران افغانستان را پشتیبانی وحمایت مالی وتسلیحاتی نمود.وآتش فتنه را فروزان نگهداشت ودرروشنای آن درتمام زوایای این "سرزمین سوخته "مداخله وسرکشی نمود وآنچه می خواست بدست آورد واین درحالی بود که کشورهای حمایت کننده افغانستان درزمان جنگ با شوروی ،بعدازخروج شوروی دیگر مقصد خودرا پایان یافته دانست واز افغانستان فاصله گرفت وسابقه آشنای را به فراموشی سپرد.واکنون افغانستان "قلب آسیا"طعمه ی آماده ی بود که تنها دراختیار دودوست همسایه خودـ ایران وپاکستان ـ قرارگرفته بود.که دراین مجال تنها گوشه ی از مداخله ایران درگذشته وامروز افغانستان گزارش وبررسی می گردد. (2) بعد ازمعاهده صلح پاریس(1235)وحل وفصل منازعه هرات میان ایران وافغانستان ،بجز ت%D
بغلانی 17 Feb 2009, 16:59
آری افشار چنین زود فراموش شدو غمین نظاره
گر وجدانهای به خواب رفته که بسترآرمیده
شان حاصل خون و ویرانی اوست......
Powered by Scriptsmill Comments Script
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||