مقالات منتشر شده در این سایت، بازتاب نظریات نویسندگان ان بوده و اداره سایت مسولیتی در قبال انها ندارد و کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد
لینکها
 
درويش علي خان هزاره اولین نایب الحکومهء هرات دردولت درانیها
کاتب هزاره
دای کندی
NOMA
آریائی
مقالات داکتر همت فاریابی
داکتر سیما سمر
همگام با عدالت
همسفر
سمنگان
 
لینکهای مفید
 
جستجوگر
براي جستجو در موترهای جستجو  واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد

 
تعداد بازدید کنندگان
 

درويش علي خان هزاره اولین نایب الحکومهء

هرات دردولت درانیها

 محمد عوض نبی زاده

تاریخ سه سدهء پسین افغانستان مشحون ازمبارزات مردم این کشور به خاطر ازادی و ترقی است  که در نهضت های استقلال طلبانه  و عدالت خواهانه کشور انعکاس یافته و به خاطر تداوم برای تا مین  استقلال و سعادت انسان این سرزمین ,  مبارزات طولانی قهرمانانه به عمل امده و قربانی های بی نظیر داده شده است تا افغانستان مستقل, و غیر قابل تجزیه حفظ گردد. مردم افغانستان در هریک از مقاطع تاریخ کشور, برای صیانت و حضانت این خطه  مرد خیز دوش بدوش همدیگر رزمیده و قر بانی داده و دست بیگانگان را ازین سرزمین کوتاه گردانیده اند . از زمان حكومت احمدشاه ابدالی تا امارت امیر عبدالرحمان، افغانستان، سرزمين نسبتاً مستقل بود ولی برخی از مناطق کشور توسط خوانين محلي به صورت پراكنده اداره مي شد., اما از لحاظ تاريخی، مردم افغانستان خود را ميراث دار حكومت ها و امپراتوری های بزرگی مي دانند كه سهم تابناك و تعيين كننده ی در شكل گيری و رونق فرهنگ و تمدن منطقه داشته اند  . تآ سیس دولت بنام افغانستان صفحه نوینی را در تاریخ مردم  کشور و خاصتا مردم هزاره  باز نمود . روابط نزدیک تجارتی , دینی,زبانی و فرهنگی  ساکنان هزاره جات را  با مردمان همسایه  متحد میساخت و شرا یط عینی را برای شمول هزاره ها به وطن واحد و مستقل یعنی افغا نستان فراهم میآورد. رهبران خردمند هزاره , صلح با قبایل همسایه را بالاتر از خانه جنگیهای خونین، مورد نظر قرار میدادند.چون تآسیس دولت واحد , که به خودکامگی ها خاتمه میداد. این مطلب را مردم هزاره بخوبی درک میکردند. و از  ایجاد و تحکیم دولت پشتیبانی می نمودند. مردم هزاره  همواره  در گستریش مناسبات دوستانه و برادرانه با اقوام هم جوار آ ینده خود را میدیدند. سر زمین مرد خیز هزاره جات علی الرغم طبیعت خشن و کوهستانی خویش مردانی برزگی را در دامن خود پرورده است مردانی که کار نامه زندگی شان سر شار از غرور ,شکوه مندی , عزت و سر فرازی است .   بزرگمردانی به سر بلندی و استواری کوه های بابا با خصوصیات روحی رزمی و اخلاقی منحصر به فرد خویش دراین سر زمین است. رجال سیاسی مردم هزاره در کنار دولتمردان سائیر اقوام کشور  برای  استحکام دولت ها , سهم و نقش عمده و اساسی را ایفاء نموده است .
درویش علی خان هزاره :- با طايفۀ خود در سپاه نادرشاه افشار بود که بعداً نایب الحکمه هرات شد . او هم در جنگ ها و فتوحات لشکر نادر شركت فعال و تعین کننده  داشته  و یکی ارگان اصلی و عمده دولت نادر شاه را تشکیل میداده است طوریکه مؤلف عالم آراي نادري درمورد لشكركشي نادر شاه افشار به هرات وتسليم شدن الله يارخان حكمران هرات و رؤساي ايلات آن منطقه و كوچاندن تعدادي از اين ايلات به ولايت خراسان فعلي ايران و گماردن عده ي هم جزو سپاهيان نادري چنين مي نويسد :"سركردگان افاغنه را قرين اعزاز خسروانه ساخته(نادر) و دواب سواري به آنها داده محصل(مأمور) تعيين فرمود كه ايشان را كوچانيده ،روانۀ ارض اقدس نمايد ، و ميرخوشاي بيگ هزاره  را به منصب سلطنت طايفۀ آيماق ، هزاره و جمشيدي سرافراز نموده و موازي سه هزار نفرملازم از جماعه هزاره و جمشيدي و رواتي و قبچاق گرفته كه خدمت نمايند.
 هنگامیکه نادرشاه افشاركشته شد و اختلال در اردوي بزرگ او پديد آمد، قشون افغاني كه مركب از چهار هزار غلجائي و دوازده هزار ابدالي هزاره , و ازبك بود ، بصوابديد قوماندان عمومي نور محمد غلجائي و احمد خان ابدالي بطرف قندهارحركت كردند. در قندهار كه مركز بين الاقوامي افغانستان بود ، نورمحمد خان به خانهاي غلجائي, هزاره  ,ازبك -ابدالي , بلوچ و تاجيك پيشنهاد كرد كه جرگه ئي تشكيل و پادشاهي انتخاب شود. احمدشاه در اوايل سال -1749- م.   به استقامت غرب حركت كرد و به هرات رسيد. حاكم نادرشاه افشار اميرخان عرب بابهبود خان مروي برخلاف تمايل مردم تسليم نشده و قلعه بندي اختيار كردند. درحاليكه خان بزرگ ديگر( درويش علي خان هزاره) به طرفداري احمد شاه قيام كرد. همينكه حملات عسكري احمد شاه و درویش علیخان آغاز شد، مردم شهر برج خاكستر را به قشون احمد شاه داده و به مدافعين هرات حمله نمودند. احمد شاه و درویش علیخان شهر را گرفتند. احمد شاه  - اميرخان را اعدام و حكومت را به درويش علي خان هزاره داد.
درويش علي خان هزاره نایب الحکومه هرات در دولت احمد شاه درانی در تحکیم دولت درا نی ها نقش خیلی مهم و عمده داشت " که مسولیت  بخش سرحدی و پر اهمیت یکی از ولایات مهم کشور را به عهده داشته است . و تا آخرین روز های حیات احمد شاه درانی درین مقام پا برجا ماند او یکی از پشتوانه های استوار دولت درانی بحساب میآمد و احمد شاه درانی بدین نکته ا لتفات کامل داشت. از همین نگاه بود که با وصف بروز چند اختلاف بین درویش علی خان  و بعضی دیگر از کارداران بزرگ دولت درانی ها و از ان میان تیمور شاه  و دست کشیدن او از کار, بازهم  احمد شاه راضی نگردید. که این مرد با نفوذ از دولت او جدا باشد . و او را بوسیلهء شاه ولی خان وزیر که دوست درویش علیخان بود به وظیفه اش برگردانید. پس از مرگ احمد شاه درانی  ,درویش علیخان هزاره توسط مخالفان وی در داخل دولت درانی  به سال -1186- ق . بقتل رسانیده شد که هر دو حادثهء مهم همزمان واقع گردید , اما بنی اعمام و افراد طرفدار او و سر بر آوردگان دیگر, مناسبات نیک و باهمی را با تیمور شاه  و پس از او با زمان شاه و شاه محمود و شاه شجاع نیز حفظ نمودند- چنانکه محمد شاه خان پسر عم درویش علیخان بعد از او بحیث نایب الحکومه هرات تعین گردید و تا سال -1203- هجری .ق. که وفات نمود همکار نزدیک و رکن پایدار دولت تیمور شا ه بود و نیز فرزندان محمد شاه به نامهای آقائی خان و محمد خان وظایف مهمی  را درآن هنگام به عهده داشتند. بطور مثال آقائی خان به سال 1199-ق. به حکومت با خرز قیام داشت که در قلمرو دولت تیمور شامل بود و به اساس فرمان-8- ذی الحجه - سال 1199- ق. برادر او محمد خان به این سمت موظف ساخته شد. محمد خان مدتی هم نایب الحکومه هرات بود و سومین فرد منسوبان درویش علیخان بشمار میرفت که به این عهده  مهم دست یافته بود.به سال1204- ق. به موجب فرمان مورخ – 18 ذی الحجه محمدخان موصوف به صاحب اختیار محال تون و طبس و کاخک و جنابد , درآن سوی مرز افغانستان کنونی منصوب گردید. منظور تیمور از تفویض این سمت مهم  به او , استفاده از نفوذ و کاردانی و درایت محمد خان در امر اداره و تنظیم محال مذکور بوده است که دورتر از مرکز قدرت و حاکمیت تیمور شاه قرار داشت و فضیلت خان هزاره نیز از این دست افراد بود که حکومت تنه خاتون به او سپرده  شده بود. این همکاری  های سران و سر برآورده گان  هزاره بادولت ابدالی ها حد اکثر در زمینه حفظ استقلال و تسلط  نقاط سرحدی و جلوگیری از نفوذ اجانب به داخل کشور و پاسداری از حاکمیت کشور درآن طرف مرزها بوده است که در تاریخ استقلال طلبی مردم ما اهمیت نمایانی دارد. درآغاز تشكيل حكومت ابدالي ها در هرات و نواحي آن جمعيت قابل توجهي از هزاره ها سكونت داشته اند كه بعد از گذشت سه قرن  كه امروز از هيچيك از ا قوام  هزاره ء ساكن در آن نواحي بنام هزاره ياد نمي شود چون  آنان درنواحي مختلف  هرات به سادگي توانستند با انكارهـــويت قومي  در كنار ساير اقوام بـه زندگي معمول خود ادامه دهند زيرا آنها خود نيز از پيروان مذهب اهل سنت بوده  و قیافه و چهر ه ء آنان نيز از ساير اقوام مانند: جمشيدي ، تيموري ،ايماق و غيره به آساني قابل تفكيك نبود.هزاره هاي خراسان ايران نيز كه خود از اهل سنت بودند بيشتر در مناطقي  سكونت اختيار نموده بودند كه با ديگر اقوام هيچگونه تفاوتي از نظراجتماعي نداشته و اساس همزيستي را بر مبناي ايراني بودن نهاده  بودند و هنوز هم در بسياري مناطق هويت قومي خود را حفظ نموده وبا افتخار ياد مي كنند. اما رهبران سیاسی جامعه ءهزاره  ، در دیگر مناطق هزاره نشین کشور تلاش كردند تا به نحوی در برابر سياست های ويرانگر حكومت هاي خاندانی و قبیلوی، از مردمش دفاع نمايند و از فروپاشي كامل موجوديت و هويت اين جامعه، جلوگيري كنند .در افغانستان هیچ قومی  به اندازه  جامعه ی هزاره ،تاریخ خفته در خون نداشته است. قتل عام های پیاپی ، تبعید ، زندان  ، مهاجرت های اجباری ، غصب ملکیت زمین های مزروعی هزاره ها ، سرکوب قیام های محلی و سراسری از سوی حاکمیت ها، به مثابه یک جریان مسلط در  پالیسی دولت ها  عمل کرده است. ترویج سیاست " هزاره ستیزی " در شش دهه اخیر و بخصوص در زمان صدارت  محمد هاشم خان نابرابری اجتماعی و ملی-محرومیت سیاسی غیر قابل تحمل گردیدکه مردم هزاره درین دوره  اجازه تقرر در ادارات نظامی ,استخبارات ,وزارت خارجه و در مقا مات عالی دیگر ادارات را نداشتند و جوانان هزاره  از تحصیل در موسسات تحصیلی نظامی و پولیس  و رفتن به بورسیه های خارجی  محروم بودند. برای سهل سازی هضم اجتماعی این ناروایی ها نسبت به هزاره ها ، سیاست " هزاره ستیزی " را از طریق برچسپ زنی انواع القاب اهانت آمیز ، در جامعه ترویج کردند. تا آنجا پیش رفتند که استعمال کلمه ء " هزاره " بار از اهانت و تحقیر را در خود حمل میکرد. در شهرهای بزرگ و عمدتاً در شهر کابل ، یادکرد نام " هزاره " گویا " دون مایه " ، " حقیر " ، " جوالی " ، " زغالی " ، " نوکر " ،آپه " تبنگی " ، " گلخنی " و غیره را ، تداعی مینمود .
 دولت ها ی خاندانی افغانستان با وجود داشتن تشکیلات طویل و عریض دولتی که بعضآ پرسونل ملکی و نظامی آن به بیش از نیم میلیون نفر میرسیدند و کدام جایگاه ومقامی  در ادارات دولتی برای هزاره ها  وجود نداشت . با آنهم  برخی از رجال سیاسی مردم هزاره نظر به درایت و نفوذ سیاسی و نظامی شان  درین سه قرن اخیر برای استحکام  دولت ها و ثبات اجتماعی از لحاظ تر کیب و تنا سب  قومی در قدرت و جامعه افغانستان نقش و مقام معین و برجسته را ایفاء کرده است . برخی از شخصیت های سیاسی مردم هزاره که دردولت های گوناگون رتبه ومقام داشتند تذکر داده میشوند.
- درویش علی خان نایب الحکومه هرات در زمان احمد شاه درانی
- عنایت خان  یکی از سران دایکندی در عهد احمد شاه درانی حاکم دایکندی
- محمد خان نایب الحکومه هرات درزمان تیمور شاه درانی
- فضیلت خان هزاره در عهد تیمور شاه درانی حاکم تنه خاتون
- کریمداد خان هزاره در زمان شاه شجاع  درقسمتی از هزاره جات حکومت میکرد.
  در زمان  حاکمیت ح .د . خ.ا . صرفنظر  ازدشواری های نظامی وسیاسی و ایدئولوژیکی درین مقطع زمانی تا حدودی  معین زمینه حضور سیاسی مردم هزاره از لحاظ ترکیب و تناسب قومی در تمام بدنه ها از رده های پائین تا  مقامات بالائی دولتی در ساحات ملکی و نظامی بدون تبعیض میسر و فراهم گردید و حضور مردم هزاره در ین  دولت ها خیلی پر رنگتر از رژیم ها ی گذشته بوده  است.  تعدادی از رجال سیاسی هزاره  در دوره های اول و دوم این دولت ها مانند دیگر اقوام کشور به بلند ترين رتبه و مقام سياسی و دولتی كشور صعود نمودند و بخصوص , سلطانعلی كشتمند  ;که برای اولین بار در طی مدت سه قرن اخیر به حیث صدراعظم  افغانستان تعین و برای مردم هزاره در تاریخ این جامعه پدیده جدید و باور نکردنی بود  که  مردم هزاره بدین لحاظ احساس غرور سیاسی و حقوق برابر شهروندی را  در میان مردم کشور مینمودند ،. در جناح مخالف دولت كه مردم و مجاهدين هزاره موفق شدند خودگردانی سياسي هزاره جات را احياء نمايند،  و جريان های سياسي متعدد و تيپ های مختلفی ازرهبران سیاسی و نظامی تبارز كردند.
 شرایط سیاسی امروز عمیقتر و راسختر از شرایط دیروز و سیاست نسلهای کنونی جدی تر از سیاست نسل های دیروز, خواسته های سیاسی امروز صریحتر و عقلانی تر از خواستهای سیاسی دیروز و تجربه سیاسی امروز پخته تر و کاملتر از تجربه سیاسی دیروز است. به امید آنروزیکه این ذهنیت های منفی از جامعه و دولت زدوده شده و جای آنرا فضای اخوت و برابری ملی بگیرد و کشور ما گام های استواری را بسوی ترقی ,  تعالی صلح و ثبات بردارد.
 روی کردها  :
- کتاب  تاریخ افغانستان در مسيرتاريخ ص 354 نویسنده :- غلامحمد غبار.
سایت آریائی زیر عنوان مقام مردم هزاره دردولت طی دوونیم قرن اخیر نویسنده:-صاحب این قلم .    

- اسناد جرگه سراسری ملیت هزاره  از طرف وزارت امور اقوام وقبایل  چاپ کابل – ماه سنبله – سال 1366- شمسی.
یاد داشتها ی در با ره سر ز مین و ر جا ل هزاره جات اثر - حسین نا یل - بهار سا ل 1379 هجری – شمسی
- کتاب  اتنوگرافی مردم هزاره   وزارت اقوام و قبایل چاپ کابل سا ل 1365- شمسی نوشته :- صاحب این قلم.
  سایت آریائی زیر عنوان مبا رزینشاخص مردم هزاره درجنبیشهای ضد استبدادی نویسنده :- صاحب این قلم.
 سایت مشعل زیر عنوان معرفی مبارزین هزاره درجنبیشهای ضد استبدادی و استعماری نویسنده صاحب این قلم.
 سایت آریایی زیرعنوان درويش علي خان هزاره اولين حاكم هراتِ افغانستان نویسنده:انجنيرهادي پويان.
-  یا دداشت های شخصی صاحب این قلم .      - 15--  ماه –  فبروری – سا ل – 2009 – میلادی

   

Comments

No comments yet
*Name:
Email:
Notify me about new comments on this page
Hide my email
*Text:
 
Powered by Scriptsmill Comments Script
   
All Rights Reserved 2009-2010 © by http://www.kabul.net.au
 contact@kabul.net.au
 The Template Designed By .:Jawaid Deljo:.