کوچی ها پیش قراول تروریزم و نا امنی در افغانستان
نویسنده : علی قاسمی
با فرارسیدن فصل بهار دوباره یورش کوچی ها به مناطق بهسود آغاز گردید . با آغاز هفته روان نیرو های مسلح با سلاح های مدرن بر اهالی مسکونی مناطقی درحصه اول و دوم بهسود و ولسوالی دای میرداد ولایت میدان وردک و همچنین ولسوالی ناور ولایت غزنی حمله ور شده اند .
این نیروهای مسلح از کجا مسلح میشوند و با اجازه کدام ارگان مسلح در افغانستان رفت و آمد میکنند؟ ظاهر قضیه برای کسی آشکار نیست اما در حقیقت دو ارگان مهم دولتی که عبارت از وزارت های داخله و دفاع ملی هستند از این نیروی مسلح که به ظاهر زیرنام کوچی ولی در حقیقت پیش قراول ترویزم و نا امنی در کشور بوده و هستند، حمایت می کنند.
طبق گزارش خبرگزاری ها وزارت داخله اظهار داشته است که " در مسائل سیاسی و قومی دخالت نمیکند . اما پولیس محافظ قانون است و هرکسی که قانون را زیرپا کند برخورد خودهد کرد."
اگر روی این اظهار نظر وزارت داخله با دقت غور نمائیم ، به خوبی در می یابیم که وزارت داخله در قضیه یورش کوچیها دخالت کامل دارد .
سوال من از وزارت داخله این است که آیا این افراد که حمله مسلحانه را بر اهالی بومی این مناطق انجام داده اند و صد ها خانوار را از خانه های شان بیجا ساخته و قریه ها را به آتش کشیده اند ، این جرم نیست ؟
ایا این افراد تا به داندان مسلح ، سلح های شان جواز از وزارت داخله را دارند ؟ یا جناب اتمر زیر نام گروپ های امنیتی خصوصی یک گروپی را بنام حفاظت از حقوق کوچی ها ثبت وزارت داخله ساخته و به انان اجازه حمل سلاح را داده است .
موضوع مهم تر اینکه یک نهاد بزرک امنیتی دولتی یعنی وزارت داخله ، با بیشرمی تمام موضوع حقوقی دو قبیله را یک موضوع سیاسی قلمداد میکند . البته که فاشزم همیش از این موضوع به نفع سیاسی خود استفاده برده است و بعد از این نیز از این حربه استفاده سیاسی خواهد برد .
یک قبیله بی هویت که تا کنون هیچ جای پایی از خود ندارند و تاکنون حقوق شهروندی این قبیله مشخص نیست که شهروند کدام کشور هستند با همکاری و پشتیبانی طالبان و فاشزم دولتی بر سرزمین های بومی ترین شروندان یک کشور حمله میکنند و دارائی و هستی انان را تاراج میکنند و وزارت داخله که بزرگترین و باصلاحیت ترین ارگان امنیتی یک کشور است موضوع را نادیده گرفته و با سیاسی قلمداد نمودن ان شانه خالی میکند .
حرکت های سیاسی عبارت از تظاهرات های صلح آمیز است نه اینکه یورش مسلحانه .
آغاز این فاجعه زمانی قدرت گرفت که دو سال پیش فردی بنام علم گل کوچی بدون در نظر داشت احترام به نمایندگان و خانه مردم افغانستان یعنی پارلمان ، مانند شتر لجام گسیخته اش عربده کشیده و ساکنین اصلی افغانستان را که عبارت از اقوام تاجک ، هزاره ، ازبک ، ترکمن ، و غیره باشند را مهاجر خطاب نموده و خود ها را که تاکنون در هیچ گوشه یی از دنیا جا و مکانی ندارند مردم بومی این سرزمین خواند .
علم گل کوچی که در پارلمان افغانستان یکی از ده نماینده کوچی ها بحساب می اید در حقیقت این حرف گفته خودش نبود بلکه به دستور اربابان حمایت کننده اش که بر مرکزیت قدرت سیاسی افغانستان تکیه زده اند این حرف را اظهار داشت .
حاجی علم گل خوب میداند که کوچی ها جای پایی در هیچ گوشه یی از کشور ندارند و از چهار سال بدین سو تذکره تابعیت افغانی را از برکت وجود آقای کرزی دریافت نموده اند . در حالیکه پیش از ان کوچی ها تابعیت افغانستان را دارا نبودند .
این هزاره ستیزی و جبر تاریخ در هر زمان رنگ و بویی متمدن تر بخود میگیرد چون در عصر طالبان با تخریب تندیس های بودای بامیان کوشش نمودند تا هویت تاریخی و فرهنگی هزاره هارا از بین ببرند .
درحالیکه هزاره ها قدیمی ترین و بومی ترین ساکنین مناطق مرکزی افغانستان کنونی هستند . هزاره ها قبل از اسلام در هزاره ستان کنونی سکونت داشته اند .
دیروز حرف دل فاشیسم از زبان شتر چرانی چون علم گل کوچی بیرون شد تا اگر دیگران متوجه ان شده از خود حساسیت نشان دهند ، باز معذرت خواهی از طرف علم گل کار دشواری نخواهد بود چون علم گل نه شخصیت دارد و نه شخص مطرح است . اما اگر بقیه اقوام از خود حساسیت نشان ندادند ، فاشسم این ادعا را ثبت تاریخ نموده و روزی بر روی همه ملیت های بومی و اصیل این خطه خواهند کشید که در پارلمان ثابت شده است کو کوچی ها بومی و بقیه ملیت ها مهاجر هستند و چرا همان وقت اعتراض صورت نگرفت . که امروز پس از دو سال یورش دوباره به مناطق بهسود و دای میرداد نشان گر ثابت ساختن ادعاهای این پیش قراول تروریزم به شمار می آید و اینبار همین علم گل در پارلمان کشور حمله کوچی ها به هزاره ستان را حق مسلم کوچی ها دانسته و حتی اخطار میدهد که با زور سلاح وارد مناطق هزاره ها خواهد شد.
کرزی با طرح ارائه سهم ده کرسی پارلمان به کوچی ها زنده گی نوینی را برای این قبله بخشید و امتیاز بی سابقه یی بود که نصیب این قبیله بی هویت گردید .
طبق آمار تنظیم مشترک انتخابات در سال 2005 کوچی ها در تمام کشور 534105 تن واجد شرایط برای رای دهی شمار شده بودند. این آمار موجودیت کوچی ها را در سرتاسر کشور یعنی 34 ولایت نشان داده است که خود یک دسیسه و جعل کاری مطلق به حساب می آید . در سال 2005 یک فرد از کوچی های بی هویت به ولایت های بامیان و یا دایکندی نرفته بود اما شمارش ارا شمار کوچی ها را در این دو ولایت 1114 نفر ثبت نموده بود . که در حقیقت این آمار از خانه بدوشان هزاره های بومی ساکن در ولسوالی یکاولنگ بامیان بود که به نفع قبیله بی هویت کوچی ثبت شده بود . همه میدانند که در ولایت پنج شیر یک خیمه کوچی به نظر نمیخورد و توان رفتن به آنجا را هم ندارند اما شمارش آرا کوچی ها را در این ولایت 2030 تن نشان داده است .
به همین گونه در ولایت های که اصلا موجودیت کوچی ها نا ممکن و یا به حد محدود شاید برسد شمارش آنهارا به هزار ها تن ذکر و ثبت کرده است .
در ولایت بدخشان 1524 نفر ثبت شده
در ولایت غور 9829 نفر ثبت شده
در ولایت کاپیسا 12347 نفر ثبت شده
در ولایت پروان 9555 نفر ثبت شده
در ولایت سمنگان 2233 نفر ثبت شده اند
در بقیه 26 ولایت کشور که شمار کوچی هارا به اندازه دلخواه نوشته و ثبت نموده اند .
شمارش بعد از انتخابات رای کوچی ها را در سرتاسر کشور که برای نماینده گان شان انداخته است 204822 رائی نشان داده است . در حالیکه بیش از پنجاه درصد این رای ها توسط مردم محلی که نزدیک به مراکز رای دهی کوچی ها بوده اند بنا بر دلایل مختلف از قبیل دوری راه تا مرکز رای دهی ولایت و ولسوالی ، نبود امنیت ، کمبود وسایل نقلیه ، گرمی هوا ، ناتوانی جسمی و غیره ، انداخته شده بود .
شفافیت دریک حوزه انتخابی زمانی زیر سوال قرار نمیگیرد که در ان حوزه رقابت های قومی و سیاسی وجود داشته باشد و نماینده رقبای انتخاباتی در هر مرکز رای دهی حضور داشته باشند و بر عمل کرد مسئولین انتخابات نظارت کامل داشته باشند .
در حوزه انتخابی کوچی ها یک نفر میتوانست چندین بار به پای صندوق رفته و برای کاندید مورد نظر خود رائ بیندازد .
یکی از دلایل واضح اینکه در هر مرکز انتخابی که برای کوچی ها تعین شده بود بیش از یکصد خیمه نشین حضور نداشتند اما از اول صبح تا ساعت پنج عصر رفت و امد مردان و زنان به قسم پراکنده ادامه داشت .
من خودم در روز انتخابات شورای ملی و شورای های ولایتی در سال 2005 از سوی برنامه خبری تلویزیون طلوع مسئولیت داشتم تا از مرکز ولسوالی پغمان ، مکتب خواجه مسافر، مکتب دوراهی کمپنی ، چوکی ارغندی ، مرکز میدان شهر و مرکز های انتخابات مناطق دورانی ، شیخ آباد ، سید آباد ، چشمه سالار تا مرکز ولسوالی شش گاه ولایت میدان وردگ در مسیر کابل و غزنی گزارش مستقیم تهیه و به مرکز تلویزیون گزارش دهم .
بزرگترین مرکز انتخاباتی کوچی ها در نزدیک چوکی ارغندی برپا شده بود که بیش از ده زن و در حدود سی تن مردان برای رائی دهی منتظر استاده بودند ، ما از این ساحه حوالی ساعت یازده قبل ازظهر فلم برداری نموده و مصاحبه نیز گرفتیم ، حدود چهار ساعت بعدش یعنی حوالی ساعت سه بعد از ظهر که ما دوباره به این ساحه برگشتیم همان وضعیت برقرار بود و همان افراد در گرد و اطراف خیمه انتخابات تجمع داشتند .
تنظیم مشترک انتخابات در ان سال به دستور حکومت برای هر خیل از کوچی ها که در هر منطقه سکونت داشتند حوزه انتخاباتی و صندوق گذاشته بود .
در ولایت دای کندی 258859 تن واجد رائ دهی شمرده شده بود اما 156630 رای انداخته شده بود که طبق گزارش تنظیم مشترک انتخابات 62 درصد از کسانیکه کارت رای دهی اخذ کرده بودند رای خود را استعمال کرده بودند .
قانون هزاره ستیزی دولت به حدی رسوایی را درپیش گرفت که برای 258859 تن واجد شرایط رای دهی در ولایت دایکندی پنج نماینده در پارلمان سهم داده شد . به همین گونه در ولایت غزنی 745225 تن کارت رائی دهی را اخذ کرده بودند درحالیکه به علت دوری مرکزهای انتخابات و دل شکستگی مردم نسبت به زیاد بودن کاندیدا توران ، 378577 تن رای خود را انداخته بودند که تنظیم انتخابات این اراء را 52 در صد آرای ثبت نام شده گان گزارش داد و برای این تعداد نفوس یازده کرسی در پارلمان در نظر گرفته شده است .
اما برعکس برای 204822 کوچی که آنهم نصف این رای ها توسط مردم محل انداخته شده بود ، ده نماینده در پارلمان سهم داده شده است .
دلیل اولی که شمارش ارای کوچی ها را به این اندازه بالا برده نقل مکانی روزانه انها از یک نقطه به نقطه دیگر بود .
درمدت سه ماه که تنظیم مشترک انتخابات کارت رائی دهی را توزیع مینمود هر کوچی بنا بر تبلیغات گسترده افغان ملیتی ها و گروه حشمت غنی احمد زی در هر منطقه و هر ولایت و ولسوالی رفته و برای خود کارت رائی دهی اخذ کرده بودند . چون برای دیگران تذکره و آدرس سکونت شرط بود اما برای این قبیله بی هویت و بی آدرس ، هیچ آدرس و تذکره یی شرط نبود و هر کدام چندین کارت رای دهی با چندین نام بدست آورده بودند . چنانچه در وقت رای دهی هم بیشتر رای تقلبی انداخته و شمارش نفوس شانرا بالا برده بودند .
دلیل دیگر در زمان توزیع کارت های انتخابات شمار زیادی مردم بومی مناطق ، ژوب ، زیارت ، لورالایی ، وانه ، وزیرستان جنوبی و غیره مناطق مرزی پاکستان به مراکز توزیع کارت مراجعه نموده و بنام کوچی کارت رای دهی را بدست می اورده بودند و شمارش آرای کوچی ها را سه برابر ساخته بودند .
امار تنظیم مشترک انتخابات نشان میدهد که در ولایت های مرزی مانند پکتیا ، پکتیکا ، کندهار و غیره به علت نزدیکی با مرز و قبایل پاکستان امار کوچی هارا چقدر زیاد نشان داده است .
درولایت پکتیا 25562 نفر کارت اخذ کرده
درولایت پکتیکا 34489 نفر کارت اخذ کرده
درولایت کندهار 50693 نفر کارت اخذ کرده
در ولایت هلمند 21200 نفر کارت اخذ کرده
و حتی در ولایت نیمروز که گرمای فصل تابستان برای مردمی اش دشوار است و هیچ کوچی در تابستان نیازمند رهایش در دشت های تفتیده ان جا را ندارد 3430 تن آمار کوچی ها رانشان داده است .
به همین گونه در ولایت های هلمند و کندهار در ماه های اسد و سنبله کدام خیمه کوچی دیده میشود که شمار آنها را به این حد نشان داده است .
کوچی ها تابع کدام کشور اند ؟
بعد از شکست هزاره ها توسط لشکر عبدالرحمن در دهه اخیر قرن نوزدهم میلادی طبق فرمان عبدالرحمن تمام زمین های مردم هزاره در مناطق ارز گان ، تری ، دهراود ، اجرستان ، دایه ، پولاد ، گیزاب شهرستان ، زاولی ، مالستان ، دای کندی ، کجران ، دای چوپان ، شاه جوی ، داله و غیره برای قبیله های مختلف از افغانهای دیروزی و پشتون های امروزی توزیع گردید ، درحین زمان به قبیله یی صحرا گشت و خانه بدوش پشتون که عبارت از کوچی ها بودند اجازه داده شد تا از مناطقی که هزاره ها برای رمه داری استفاده میکردند، استفاده نمایند .
از همان وقت این قوم یکی از حربه های سیاسی حاکمان بشمار رفته و تا امروز این حربه به گونه های مختلف و از راه های گوناگون جهت نا امنی سرزمین هزاره ستان بکار گرفته شده است .
در عصر حکومت خاندان یحیی کوچی ها از پشتیبانی کامل حکومت بر خور دار بودند . اما امروز که روش تغییر کرده و هزاره ها در میدان سیاست جای پا باز کرده اند ، حاکمان با روش دموکراسی برای این حربه شان جنبه قانونی داده و آنها را به حیث ساکنین اصلی ، در سی و چهار ولایت افغانستان قلمداد کرده است . در حالیکه همین کوچی ها در ایالت های خیبر پشتونخوا ، سند و بلوچستان پاکستان نیز ثبت نام هستند و همگی شناختی کارد پاکستانی دارند .
در ایالت های فوق الذکر پاکستان بیشتر کوچی ها به خریداری جایداد و زمین رو آورده و در فصل زمستان که همگی به مناطق گرمسیر پاکستان میروند هر کدام دارای تراکتور های شخصی ، وسایل نقلیه و حتی خانه های مسکونی میباشند .
در حومه شهرهای کراچی ، حیدرآباد ، سکر، میرپورخاص و شهر های بزرگ بلوچستان شماری زیادی از مردمان اکا خیل ، سلیمان خیل ، ناصر و غیره صاحبان جای داد و زمین های زراعتی هستند . اما در فصل تابستان همگی زمین های شان را به سندی ها اجاره داده و خود شان راه افغانستان را در پیش می گیرند .
موضوع دوم اینکه درتاریخ ثابت شده است که قبیله کوچی عامل اصلی نا امنی ، دزدی های مسلحانه ، ترور اشخاص ، و حتی تجاوز بر خانه و ناموس مردم در هزاره ستان و دیگر ولایت ها بوده اند .
در مناطقی که خیل های کوچی اقامت مینمودند هیچ مسافری جرات عبور از ان ناحیه را نداشت .
کشت زار مردم هزاره و غیر هزاره که در مسیر راه این قبیله بی بن دوبار قرار داشت ، دچار خسارات شدید شده و محصولات ان به تاراج میرفت .
اشیای خوردنی و پارچه های پاکستانی را به قیمت دلخواه به زور بالای مردم با سود سرسام اور ان بفروش میرساند .
در زمانیکه در هیچ نقطه افغانستان کسی جرات همراه داشتن یک چاقو را نمیکرد ، مردان و زنان این قبیله با سلاح های گرم مسلح و در بین قریه ها و دهات گشت و گزار میکردند .
در هر تحول سیاسی در افغانستان این قبیله پیش قراول نا امنی ها بوده اند .
در عصر حاکمیت حزب خلق به رهبری نور محمد تره کی این قبیله خود را به تره کی چسبانده و دارایی های مردم را به زور چپاول میکردند . در عصر جنگ های مسلحانه و انقلاب علیه حاکمیت های حزب خلق و تجاوز شوروی ها ، این قبیله دروازه بان احزاب و تنظیم های جهادی گردید . در عصر حاکمیت سیاه طالبان مردم ما شاهد بودند که بیش قراول سیاست های طالبان و آی اس آی پاکستان همین قبیله خیمه نشین بود ، و اکنون که هزاره ستان به گهواره یی امنی برای مردم این سرزمین تبدیل شده است و نیروهای تروریستی طالب و القا عده توان نفوذ در این مناطق را ندارند ، میخواهند از این پیشقراولان همیشگی استفاده برده و با ورود کوچی به هزاره ستان راه را برای خود ها باز نمایند و هزاره ستان در امنیت را به یک منطقه نا امن تبدیل کنند .
قبیله کوچی نه تنها در میان شهروندان افغانستان بلکه در نزد مورخین جهان به حیث یک قبیله سفاک و چپاولگر شناخته شده است . دراین مورد میجر ایچ ، دبلیو بلیو، داکترنظامی و وقایع نگار انگلیسی درکتابش که زیر عنوان نژاد های افغانستان ، درسال 1880 میلادی در هند نوشته است و توسط سهیل سبزواری ترجمه گردیده مینویسد که " کوچی ها یا چوپان های غلزایی ها غارت گران مشهور بوده و بطور مداوم یا در بین خود و یا با همسایگان خود در نزاع میباشند و آنها طایفه بسیار وحشی و از حد بیش سفّاک و کینه جو میباشند . "
گرچی آشکار است که در پی قضیه یورش کوچی ها در این سه سال به مناطق مختلف هزاره ها دست های سیاسی بزرگی برای کوبیدن هزاره ها و حمایت از کوچی ها تلاش میکنند و نشان دادن سیاسی بودن موضوع توسط وزارت داخله نمایانگر این حمایت ها است ، اما چهره های سیاسی و ملی هزاره که به نحوی در کشور فعالیت دارند باید بدانند که امروز معضلهء کوچی بزرگترین موضوع سیاسی و حیاتی برای مردم ما است ، در شرایط کنونی که پارلمان وجود دارد و نمایندگان مردم ما در این پارلمان حضور دارند ، قانون اساسی و حکومت به اصطلاح دموکراسی در افغانستان حکمفرما است ، اگر از ورود کوچی ها به هزاره ستان جلوکیری به عمل نیاید ، دیگر دیری نخواهد بود که دوباره تاریخ تکرار شود و نتیجه سکوت و بی توجهی سیاست مداران و مردم به نفع دشمن تمام خواهد شد ، آنگاه مردم ما مطمئن باشند که باز دهقانان هزاره کشت کنند تا در تابستان رمه های کوچی شکم سیر شوند و وای بر ان روزی که نسل های اینده هزاره ، نفرین گوی رهبران و سیاست مداران جامعه امروزی ما شوند.
منابع :
سایت آریائی
سایت خبری بی بی سی فارسی
گزارش تنظیم مشترک انتخابات افغانستان در سال 2005 از سایت رسمی کمیسیون انتخابات
کتاب هزاره ها از قتل عام تا احیای هویت . نوشته بصیر احمد دولت ابادی.
کتاب نژاد های افغانستان نوشته میجر ایچ دبلیو بلیو ترجمه سهیل سبزواری.
سایت وزین کاتب هزاره از مقاله های محترم دکترهمت فاریابی
برگشت به خانه . یاد داشت ها و خاطرات شخصی نویسنده
منبع : http://aliqasimi.blogfa.com/post-137.aspx