مقالات منتشر شده در این سایت، بازتاب نظریات نویسندگان ان بوده و اداره سایت مسولیتی در قبال انها ندارد و کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد
پیوندها
 
26 دلو از افتخار بسوی فاجعه !
 
جستجوگر
براي جستجو در موترهای جستجو  واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد
 
تعداد بازدید کنندگان
 

26 دلو از افتخار بسوی فاجعه !

عبدالله هروی

26 دلو برای افغان ها از روز های تاریخی و بیادماندنی محسوب می گردد. مردم افغانستان از این روز بخاطر خروج نیروهای اتحاد جماهیر شوروی سابق از کشور بعنوان یک روز پرافتخار یاد می کنند. 
 واقعا این روز می تواند برای مردم افغانستان یک روز با افتخار شمرده شود زیرا که نیروهای شوروی سرانجام پس از چندین سال همآوردی به ناتوانی خود در برابر مردم افغانستان معترف شده و ناگزیر راه خروج از کشور را در پیش گرفتند. این نخستین تجربه تلخی بود که روس ها از شکست در کشورگشایی بدان مواجه گردیدند. 
 اینک با گذشت چندین سال از خروج قوای شوروی از افغانستان، عظمت و افتخاری که مردم ما برای آزادی کشور و مقابله با تجاوز آفریده اند معلوم می گردد تا چه اندازه شکوهمند بوده است. درخشش این شکوه و عظمت بر هیچ انسان آزاده و افغان وطن دوست پوشیده نیست و قادر به انکار آن نمی تواند باشد. 
 اما چیزی که باعث تاثر می گردد حوادث و رویداد های پس از خروج نیروهای شوروی بویژه با سقوط حکومت طرفدار مسکو در کشور می باشد. حوادثی که بصورت تکان دهنده ای فجایع باور نکردنی را به تصویر می کشد. تلخی و دردناک بودن این رویداد ها باعث گردید که حماسه و شکوهمندی مردم افغانستان در مقابله با تجاوز و مبارزه در راه آزادی تحت الشعاع واقع گردد. در طی این چندسال متاسفانه هیچ کوشش صادقانه ای برای درک و فهم و عبرت آموزی از حوادث کشور، بخصوص رویداد های تلخی که بعد از خروج نیروهای شوروی صورت گرفت بکار گرفته نشده است و یا حداقل برای تنویر افکار عمومی بازتاب نیافته است. 
 هرچه بوده ستایش و مدح بوده است و یا محکومیت و کتمان و ناسزا به دشمن و رقیب . در نهایت رفع مسئولیت از خود و پرتاب علل و عوامل چنان حوادث دردناک به زمین و میدان دشمن واقعی و فرضی. در این رابطه حداقل دو سوال اساسی و عمده قابل طرح می باشد. زیرا اگر ما می خواهیم آینده خود را بسازیم و دیگر بار تجارب تلخ گذشته را تکرار ننماییم و به دام های بحران و فاجعه سقوط ننماییم باید به چنین پرسشهای تاریخی در رابطه با حوادث و رویداد های کشور، صادقانه گوش داده و جواب واقعی ارائه بداریم. 
 بدون تردید هدف عمده این سوال ها برای کسانی که خود را زعیم سیاسی و اجتماعی می پندارند و یا درطی سالهای گذشته و حال بگونه ای درمسایل جاری دست اندرکار و مطلع بوده و یا اثرگذار می باشند ، آنان را بیشتر مسئول پاسخ دهی میداند. سوال اول اینست که دست آورد مردم از مبارزات و پیکارهای آزادیخواهانه با خروج نیروهای شوروی، چه چیزی بود؟ به معنی دیگر آیا مردم ما پس از تحمل مصائب و سختی های کلان مبارزه وجنگ، توانستند طعم شیرین استقلال و آزادی را بچشند؟ سوال دوم اینست که پس از خروج نیروهای شوروی، چرا و بکدام دلایل و علل حکومت طرفدار مسکو به رهبری داکتر نجیب الله توانست بر سر قدرت باقی بماند و در اواخر حتی صبغه ملی و وجهه قابل پذیرش را پیدا نماید؟ چه فاکتورها و عواملی در این باره موثر بودند؟ واقعیت تاریخی که فاصله زیادی از آن نداریم حاکی از آنست مردم افغانستان در نبرد با قوای اشغالگر شوروی خوب رزمیدند و خوب جنگیدند؛ همانطور که در برابر لشکر اشغالگر انگلیس در قرن نوزدهم خوب جنگیدند. اماهمان فاجعه ای که در آن تاریخ بوقوع پیوست که استعمار را از دروازه بیرون نمودند، اما بار دیگر دشمن استعمار گر را به همراه دست نشاندگانش از کلکین راه دادند. 
 آنچه از افتخارات و دست آورد های مبارزه با انگلیس استعمارگر باقیماند (جدای از شکست لشکر مهاجم که البته ارزش آن را نمی توان اندک محسوب نمود)، جنازه های افتاده در میدان، از دست دادن جوانان، از هم پاشیدگی اداره داخلی و ورود مجدد بیگانگان و دخالت در امور کشور می باشد. همین فاجعه بار دیگر بگونه ای دیگر بوقوع پیوست. 
 یعنی درست پس از فردای خروج نیرو های شوروی از کشور، وضعیتی در سنگرهای مبارزه بوجود آمد که تمام دست آوردهای مبارزه به هدر رفت. در این رابطه باید گفت مردم افغانستان مسئولیت شان را بخوبی به انجام رساندند؛ اما افراد و گروههای که بگونه ای در راس آن قرارگرفته بودند و به مدد کمک های غربی بر موج احساسات مردم سوار شده بودند ، تمامی ارزشهای جهاد و مبارزه را قربانی هوس های قدرت طلبانه خود نمودند. 
 آنان در صحنه رقابت جهت کسب قدرت و رسیدن به پایتخت تمام اصول و مبنی ها را زیر پای نهادند. به هر وسیله و نیرنگ و نامردمی دست یازیدند تا خود را بکابل برسانند و در قصر ریاست جمهوری تکیه زنند. اولین قربانی این عمل جاه طلبانه و خودخواهانه فرزندان این مرز و بوم و ارزشها و دست آوردهای مبارزه بود. 
 چیزی که درفرجام مبارزه آزادی خواهانه نصیب مردم ما گردید باز هم قربانیانی که روی دست مانده بود و به هدر رفتن دست آوردهای مبارزه بود. به همان میزان که سطوت و تجمل و غرور کاذب چنین مدعیانی اوج می گرفت ذلت مردم و بربادی وطن و دست آوردهای مبارزه شدت می یافت. در نهایت تنها چیزی که پس از سالها برای مردم افغانستان نصیب گردید مرگ بود و تفرقه و برادرکشی بخاطر جاه طلبی و نادانی چند انسان قدرت خواه که خود را بعنوان زعمای سیاسی پنداشته و بااستفاده از بعضی فاکتورهای اجتماعی و اعتقادی خود را بر مردم تحمیل نمودند. در نهایت یکی از پیامدهای تلخ بعد از خروج نیروهای شوروی گسترش و عمق یافتن تشتت و پراگندگی که افغانستان را از رسیدن به یک نظام سیاسی باثبات و مشروع عاجز و محروم ساخت. این فاجعه بعد ها تا بدان سرحد رسید که کشور را در غرقاب درگیری های خصومت بار بسیار عمیق و گسترده مختلفی در عرصه های مختلف قومی مذهبی، زبانی و گروهی فرو برد. از سوی دیگر به همان پیمانه که تجاوز اتحاد شوروی دخالت خارجی را گسترش داد، بعد از آن هم همان دخالت ها در افغانستان با ابعاد وسیع تر و تخریب کننده تر ادامه یافت. 
 اگر افغانستان در زمان تجاوز روسها فقط نقطه رقابت و تخاصم دو ابر قدرت امریکا و شوروی بود، در این شرایط به حیث نقطه رقابت میان قدرت های مختلف منطقه ای و کشور های همسایه تبدیل گردید. اما در رابطه با جواب سوال دوم ، بخشی از آن در جواب سوال اول ارائه گردید. یعنی تغییر صحنه مبارزه و پیشی گرفتن جاه طلبانی که برای غصب قدرت، اختلافاتی را دامن زدند که روحیه مجاهدین را نسبت به آینده کاملا مایوس ساخت. 
 وقتی مردم دیدند کسانی که تا دیروز شعار جهاد در راه خدا می دادند؛ مدعیانی که خود را رهبران اسلامی کشور می خواندند، آنانی که ظواهری داشتند که گویا از سیمای شان نور ایمان می طراود، به یکباره با تغییر صحنه و شکست دشمن و فراهم شدن رسیدن بقدرت، به کسانی بدل شدند که صدوهشتاد درجه برخلاف تصور مردم بود، انگیزه و روحیه خود را از دست دادند. این شوک و تکان مردم را به وضعیتی رساندکه هیچ تصمیمی گرفته نمی توانستند. از جانب دیگر حکومت بر سرقدرت طرفدار مسکو با پیش آمدن این وضعیت نهایت بهره برداری را درجهت تقویت موضع خود وتضعیف روحیه مردم ومجاهدین بکاربست وموفق هم شد. 
 تمامی ادعاهای که داکتر نجیب نسبت به راه افتادن جوی خون نموده بود متاسفانه درست از آب درآمد. چون همه دیدند که پای آنان هنوز بکابل نرسیده ، جوی خون در کشور براه افتاد؛ تفرقه های مذهبی و قومی، اختلاف های زبانی و محلی بروز نمود؛ جالب است که یکی از رهبران بلند آوازه جهاد!! گفته بود در آینده افغانستان دو کس حق ندارد خود را شریک بداند:آن دو عبارت است از زنان و کسانی که خود را متعلق به مذهب جعفری میدانند. این رفتار ها و موضع گیریها و ادعاها کاملا مغایر با روحیه وحدت ملی بود که در آن زمان بوجود آمده بود؛ کاملا در تضاد با ارزشهای جهاد و مبارزه قرارداشت. 
 مردم افغانستان ازهرقوم ومذهب، منطقه وزبان سالهای سال در کنار یکدیگر برای آزادی وطن ودفاع ازارزشهای جامعه مبارزه و جهاد کردند و خون دادند. این عوامل سبب گردید که درصفوف مردم وانگیزه ادامه مبارزه رخنه ایجادگردد. گرچند کسانی که بگونه ای دراین فاجعه دست داشتندتمامی این مسایل را به آدرس دسیسه های دشمن اشاره دادند؛ بدون شک دسیسه دشمن را هم نمی توان دراین رابطه فراموش کرد؛ ولی این واقعیت را نمی توان کتمان نمود که بسیاری ازاین مسایل فاجعه بار دقیقا از آبشخوری سرچشمه می گرفت که به موضع ورفتارمدعیان زعامت سیاسی جهاد ارتباط داشت. 
 آنان برای اداره کشوروحفظ دست آوردهای مبارزه از دانش وظرفیت، آگاهی وتحمل لازم ، مدیریت وتوانمندی کافی برخوردار نبودند. آنان طی سالهای جهادفقط براحساسات دینی وملی مردم سواربودند ونان را هم ازکمک های جهانی می خوردند. فاکتوردیگری که دربروزچنان فجایعی نقش داشت فراموش نمودن مردم افغانستان ومبارزات شان پس ازخروج قوای شوروی توسط جهانیان بود. آنان برخلاف ادعاهای که صبح پیروزی داشتند وافغان هارا پیش قراولان آزادی می شمردند؛ باخروج روس ها به یکباره ازیادبردند وآنان را بحال خودشان واگذارنمودند. این بی تفاوتی تبعات ناگوارمتعددی را درپی داشت که ظهورگروههای خشونت طلب واوج گیری جنگ های داخلی بخشی ازآن شمرده می شود. 
 به هرروی تجربه 26دلو ، باهمه شیرینی وتلخی آن فراروی ما قرار دارد. بایست سعی ورزید که ازاین تجارب برای ساختن آینده کشور و پیشگیری ازبروزفاجعه ها وحوادث تکان دهنده کارگرفت. اگراین تجارب نتواند ماراازخواب غفلت بیدارنماید و درساختن آینده افغانستان آباد و آزادکارگرافتد ، درآن صورت لایق زیستن شرافتمندانه هم نخواهیم بود.
منبع : http://outlookafghanistan.blogsky.com /

   

Comments

No comments yet
*Name:
Email:
Notify me about new comments on this page
Hide my email
*Text:
 
Powered by Scriptsmill Comments Script
   
All Rights Reserved 2009-2010 © by http://www.kabul.net.au
 contact@kabul.net.au
 The Template Designed By .:Jawaid Deljo:.