|
|
|
| پیوندها |
 |
|
|
|
|
رابطه شکاف های قومی و بحران هویت ملی در افغانستان |
 |
|
|
|
|
|
| |
| جستجوگر |
 |
|
براي جستجو در موترهای جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد |
|
|
|
|
| |
| تعداد بازدید کنندگان |
 |
|
|
|
|
|
رابطه شکاف های قومی و بحران هویت ملی در افغانستان
هويت ملي، وحدت ملي و همگرايي و واگرايي بين اقوام از موضوعات مهمي هستند كه در جوامع پلي اتنيك يا كثير الاقوام مورد بحث قرار می گیرد و از موضوعات عمده در جامعه شناسی سیاسی قلمداد می شود . "گفته می شود زمانی به هویت ملی خدشه وارد می آید و جامعه را با بحران هویت ملی مواجه می سازد که جامعه دچار فقدان یک فرهنگ ملی که تجلی گر ارزش ها و منافع تمامی مردم آن سرزمین و چتری برای تمام خرده فرهنگ ها باشد شده باشد ." درین جا گمانه ما این است که معضل بحران هویت ملی در افغانستان یکی از پیامد های شوم و جدی شکاف ها و تعارضات قومی است . این در حالی است که در صورتی همه اقوام متناسب به کمیت وجودی شان و به اساس یک نظام شایسته سالاری در ساختار سیاسی- اجتماعی سهیم باشند و همه اقوام به یک وفاق ملی رسیده باشند و با پذيرش اين تفاوت های قومی به عنوان پديده هايي طبيعي و با استفاده از راه حل هاي انساني،مسالمت آميز، عقلاني و منطقي، ديدگاه ها را پيرامون محورهاي مهم،عام و مورد قبول پذيرش اكثريت مردم به همديگر نزديك كنيم می توانیم از این تنوع به عنوان یک فرصت ، از ظرفيت هاي بالقوه همكاري ها، نظريه ها و همدسي ها در جهت استقرار و تأمين امنيت و وحدت ملي سود جوييم. در غیر این صورت تعدد قومي تهدید است كه متوجه يكپارچكي و انسجام و هویت ملی می شود .
امري كه اگر با شناخت دقيق علل و عوامل و برنامه ريزي صحيح همراه نباشد،مي تواند نقطه آسيب جدي براي هویت ملی محسوب شود. و هم می تواند زمینه تفرقه درون مرزی اقوام ( شکاف قومی ) و تمایل برخی از آنان به استقلال و جدایی طلبی را فراهم کند . که مصداق آن در بسیاری از کشور ها به چشم می خورد . مثلا: روسیه که با بحران جدائی طلبان چیچن درگیر است، چین با مشکل قبایل ترک نشین و مسلمان نشین ...، سودان، سومالی مشکلات مشابه داشته، مسئله ی استقلال فلسطین و اشغال این کشور توسط اسرائیل، و درگیری های مشابه در اریتره، اتیوپی، هندوستان، اندونزی و غیره از مثالها در مورد هستند. "بعد از فروپاشی و یا ضعف نظام دولت های ملی بر طبق تحقیقات روابط بین الملل دانشگاه اپسالا در سوئد، تعداد درگیری های قومی در درون کشورها در بین سالهای 1985- 1995 به بیش از صد تا می رسد؛ در صورتیکه تعداد جنگها و درگیری های بین کشورهای عضو سازمان ملل از تعداد انگشتهای دو دست تجاوز نمی کند." از این بحران های موجود که بسیاری از کشور ها با ان دست و پنچه نرم می کنند ، می توان به اين نكته پي برد که شکاف قومی می تواند آسیب جدی برای وحدت و شکل هویت ملی باشد . می تواند هویت ملی را متلاشی کند و بحران هویت ملی را در کشور بوجود آورد . تحقیقات انجام شده در شهر کابل، دال بر این ادعا است . درتحقیق میدانی که سال قبل توسط تعداداز دانشجویان افغانستان در این زمینه انجام گرفت نشان می دهد که از 100 نفر پرسش شونده در حدود 84 فیصد از آنها بر این امر واقف اند که بحران هویت ملی یکی از میوه های زود رس شکاف و تعارضات قومی در افغانستان است . همچنان باید اذعان کرد که هويت ملي امري طبيعي و ثابت نيست که پايههاي مشخص، عيني و آفاقي داشته باشد، بلکه پديده اي است انساني که ريشه در تجربه ها و عملکرد های نخبگان سیاسی ما دارد و در دوره تاريخي معيني ابداع ميشود، قباله تاريخي براي آن تنظيم ميگردد،خاطرات تاريخي براي آن ساخته ميشود و در سالگردها و سالروزها زنده ميماند. دراین زمینه نیز امار بدست آمده بر ادعای ما مهر صحه می گذارد. مثلا 93 فیصد از عناصر جامعه اماری تحقیق ذکرشده به نقش دولت در تشدید شکاف قومی و نیز کاهش این شکاف و رسیدن به هویت ملی معتقد هستند . بنااً همه نخبگان سیاسی و هیات رهبری باید در جهت حفظ و تقویت شاخص ها هویت ملی تلاش و از هر گونه غفلت در خصوص دوری کنند . زیرا براي تمام ملتهاي جهان، هويت ملي از اهميت خاصي برخوردار است. در واقع، هويت ملي براي يك ملت، به منزلهي روح براي بدن است كه فقدان آن به منزلهي مرگ خواهد بود. هويت ملي، هم عامل همبستگي و شكلگيري روح جمعي در يك ملت و هم وجه مشخصه و معرفه آن در ميان ملل ديگر است. در واقع، قوام و دوام زندگي توأم با عزت و آزادي يك ملت، به هويت ملي آن در معناي عام و گسترده بستگي دارد.
اما با تاسف در افغانستان که نخبگان سیاسی که همواره به تقویت بنیه های سیاسی و اقتصادی خود شان می اندیشند ، همیشه تلاش کردند تا با دامن زدن به شکاف قومی ، تفرقه درون مرزی بین اقوام ،ترویج برتری خواهی قومی ، زبان ستیزی ، تقویت حس هویت قومی ، توده ها را در خدمت خود بگیرند و از آن ها در جهت رسیدن به اهداف شوم شان یاری بگیرند . که این امر موجب شده که فرایند شکل گیری هویت ملی به کندی مواجه شود . و حکومت کم تر بتواند از همه ظرفیت های بالقوه همه اقوام در جهت هموار سازی جاده ملت سازی در کشور استفاده کند. نظر علمی " آمارتیاسن" که یکی از استادان در دانشگاه "هاروارد" می باشد در کتاب "هويت و گرايش ملي"عبارت از گرایش انسان سیاسی به هویت قومی شان است و بهمخاطبان کتابش گوشزد میکند که "بانيان و محرکان اختلافات و درگيریهای جهانی و نيز خشونتگرايان مذهبی يا قومپرست، "توهم تکهويتی" را بهمنظور بسيج تودهها و توجيه اقدامات قهرآميز خود بهخدمت میگيرند. روشهای تبعيضآميز، بهمحض آن که اختلافی جزيی ميان همسايهها پيدا شود، آشکارا رواج و رونق میگيرد. فجايج غير قابل تصوری که در بالکان، در آفريقا، در ميان قبايل و اقوام گوناگون بهوقوع پيوست و صدها هزار غيرنظامی از اقوام گوناگون بهقتل رسيدند." به باور ما اکثر و یا بخش بزرک از بحران هویت ملی در افغانستان ریشه در شکاف های قومی داشته و راهکاراهای ذیل می تواند مارا در این زمینه یاری رساند. الگوهای هویت ملی در افغانستان ، زمینه ها و پیشینه های اجتماعی موجود برای رسیدن به هویت ملی را به بحث می گذارد. این الگوها به ما کمک خواهد کرد تا بتوانیم رابطه موقعیت جغرافیای اقوام ساکن، مهاجرت های دوران جنگ و نسل دوم مهاجر و ساختار قوم مدارانه قدرت سیاسی در افغانستان را با چگونگی تعریف هویت ملی روشن سازیم .
1- الگوی تکثر گرایی : تکثر گرایی قومی مذهبی مبنی بر پذیرش تعدد و تنوع فرهنگی ، قومی ومذهبی در چارچوب کلان ملی است . یعنی اگر اقوام ساکن در افغانستان بتوانند در حوزه فرهنگ ، قوم و مذهب پلورالیست باشند مشکلات جامعه افغانی از نظر هویت ملی حل خواهد شد . الگوی تکثرگرایی در افغانستان را میتوان در ابعاد فرهنگ ،قوم و مذهب مورد بررسی قرارداد. منظور از تکثرگرایی فرهنگی پذیرش تعدد و تنوع فرهنگی در چارچوب ارزشهای ملی میباشد. به بیان دیگر اقوام افغانی ضمن داشتن خرده فرهنگهای خود به خرده فرهنگهای اقوام دیگر احترام گذاشته و در پی حذف و تحمیل فرهنگی برنیایند، بلکه همه به دنبال ارزش سازی ملی باشند . پلورالیزم فرهنگی در واقع یک نوع هم پذیری را در حوزه فرهنگ به وجود می آورد که این امر نقطه مقابل حذف و تحمیل فرهنگی بوده و جامعه افغانی را به هویت ملی نزدیک میسازد. تکثرگرایی قومی یعنی همگرایی میان اقوام مختلف . الگوی پلورالیزم قومی می تواند روحیه ی هم پذیری قومی را میان اقوام مختلف در افغانستان بالا برده و منتج به ملت شدن گردد ، زیرا در این حالت روحیه برتری قومی دریک قوم نسبت به اقوام دیگر رنگ باخته و هویت ملی شکل خواهد گرفت . پلورالیزم مذهبی که اکثراً به عنوان پلورالیزم درون دینی در حوزه تفکر مطرح است، یکی از راه حل های مهم در عرصه تعارضات و کشمکش های مذهبی به حساب می آید . با توجه به تعدد مذهبی در افغانستان این الگو برای تطبیق در جامعه افغانستان الگوی مناسب است . منظور از گفتگوی مذهبی در جامعه افغانی این است که دیگر شیعه از نظر اهل تسنن کافر تلقی نگردد و همین طور تسنن از نظر اهل تشیع.
2- گذار به مردم سالاری در افغانستان: همانگونه که در تیوری قوم مدارانه ساختار سیاسی در افغانستان مطرح گردید ، ساختار سیاسی افغانستان در وضعیت موجود دموکراتیک به شکل واقعی آن نمی باشد ،به همین دلیل اکثر نخبگان سیاسی دست به بسیج توده های قومی زده و در اکثر موارد از آدرس قومی استفاده میکنند که این امر منجر به پررنگ شدن مرزهای قومی گردیده و مرزهای ملی را محو میکند . تا زمانی که به جای مشارکت سیاسی دموکراتیک، مشارکت قومی و به جای پذیرش رقیب سیاسی در قالب انتخابات دموکراتیک ، حذف رقیب سیاسی با وسایل زور و اجبار وجود داشته باشد جامعه افغانستان از بحران هویت ملی رنج خواهد برد.گذار به مردم سالاری و دموکراتیک شدن جامعه افغانستان به معنای رسیدن به دولت - ملت و در نهایت رسیدن به هویت ملی در افغانستان می باشد.
منبع : http://www.dailyafghanistan.com/newspages/opinion2.html#03
|
|
| |
|
Comments
مریم
17 Nov 2011, 04:38
موضوع پایان نامه من در مورد تاثیر وحدت
قومی روی هوینت ملی است میتونید در این
باره به من کمک کنید
|
| |
|
|