|
| |
| جستجوگر |
 |
|
براي جستجو در موترهای جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد |
|
|
|
|
| |
| تعداد بازدید کنندگان |
 |
|
|
|
|
|
نشست لندن و شور و شوق هاي بيهوده
قسیم اخگر
باآنکه موضوع مذاکره وآشتي باطالبان محور اصلي نشستي بود که پس از تبليغات و تلقينات و خوش بيني ها بتاريخ 28 جنوري در لندن برگزارشد،مروري گذرا و شتابان برقطعنامه ي اين نشست و اظهارات ضد و نقيض متوليان اصلي و فرعي آن نشان مي دهد که برگزاري اين نشست ،نيات و مقاصد و اهداف ديگري را درخود داشته است و آنچه در ظاهر امر بوقوع پيوسته است ،فقط پوششي براي آن اهداف بوده است. با وجود هرادعايي که دولت افغانستان داشته باشد، مبتکر و طراح وتنظيم کننده ي اين نشست، مقامات حاکمه انگلستان است، که جدا از مسايل مربوط به افغانستان، حساسيت ها و تعاملات داخلي اش و ازجمله انتخابات قريب الوقوع آن را مدنظر دارد. نارضايتي مردم انگليس ازکشته شدن سربازان شان در افغانستان و جنگ بي سرانجام و بدفرجامي که در آنجا جريان دارد، موقعيت حزب حاکم را به شدت زير سوال برده است و نشست لندن مي تواند پاسخي به اعتراضات و نارضايتي هاي موجود باشد، گذشته از آن که مي تواند با القاي احساس قيموميت، غرور ناسيوناليستي انگليسها را که از دوره استعمار ميراث مانده است اشباع کند.
هيچ کس نمي تواند انکار کند که اعتماد و باور مردم افغانستان و جهان نسبت به صلاحيت و کفايت و مشروعيت دولت حاکم بر افغانستان، بويژه پس از انتخابات مملو از تقلب و جعل و فريب و دستکاري شده ي اخير، بصورت خارق العاده اي پايان آمده است. اعلام نتايج انتخابات، با سفر مصلحتي سرمنشي ملل متحد به افغانستان ، در واقع بيني خميري اي بود، که فقط ظاهراً زشتي صورت را پنهان مي کرد ولي نه هوا به شش مي فرستاد و نه احساس بويايي را تقويه مي کرد. باچنين وضعي جامعه جهاني و از جمله انگلستان که شريکي مطمئن تر از آقاي کرزي ندارد، خود را نيازمند مي ديد که با اعلام حمايت وسيع و همه جانبه در يک نشست بين المللي از وي اعاده حيثيت نمايد و با اعطاي کمک هاي مالي و حمايت سياسي موضع وي را تقويت نمايد. اعلام برون کردن اسامي پنج تن از فرماندهان طالب ازليست سياه در حقيقت اهميت دادن به درخواست آقاي کرزي است که ازخيلي قبل وعده داده بود اسامي رهبران طالب را از ليست سياه ملل متحد خارج مي کند . هرچند بااينکار،ديگر کسي به ليست سياه و سفيد ملل متحد اهميتي نخواهد داد و بويژه جنايتکاران مطمئن خواهند شد که چنين ليست هايي ،فاقد ارزش است .
باوجود اين همه ،طالبان و نيز حزب اسلامي حکمتيار ازشرکت در هرنوع مذاکره اي که دولت آقاي کرزي يک طرف آن باشد انکار کرده اند.حکمتيار شرکت در مذاکرات را به ايجاد يک دولت موقت و بيطرف و خروج نيروهاي بين المللي از افغانستان موکول کرده است و طالبان نيز مذاکره با خارجيان و نه دولت، آنهم پس از آزادي کامل زندانيان طالب و خروج نيروها ي بين الملل کرده اند. مردم افغانستان تاهنوز مورد پرسش قرار نگرفته اند و قرار است از طريق يک شوراي صلح (که معلوم نيست جايگاه حقوقي و قانوني آن درکجاست؟ و ضوابط و قواعد حاکم برآن کدام؟ و چگونه داير ميشود؟) به مشروعيت آن رأي دهند. قرار براين بود که همکاري هاي منطقوي و حمايت کشورها ي همسايه، يکي از جوانب تضمين کننده مذاکرات صلح و آشتي باشند، که ازجمله ايران اصلاً درنشست شرکت نکرد و روسيه مخالفتش را با آن اعلام کرد. پاکستان که خود يک جانب قضيه است و در رابطه با افغانستان و طالبان بي طرف نيست، ازمذاکرات استقبال کرده است، درحالي که هيچ تضميني بدست نداده است و معلوم نيست ازچه طريقي مي تواند و مي خواهد در اين پروسه همکار و همراه باشد. عربستان سعودي که آقاي کرزي به آن اميد داشت و به خاطر جلب حمايت و کسب توافقش براي ميانجيگري، به آن کشور سفر کرد تا با اداي حج عمره هم به برنامه خويش تقدس و مشروعيت بخشد و هم از خادم الحرمين که از حاميان و پرورش دهندگان طالبان بوده است طلب کمک کند، ايفاي نقش ميانجيگرانه اش را موکول به اعلام جدايي طالبان از القاعده کرده است. توقعي که هرگزبرآورده نخواهد شد زيرا پيوند هاي ايدئولوژيک و تشکيلاتي طالبان و روابط مشترک آنان،عميق تر از آن است که به اين آساني ازهم بگسلد.
آخرين مسئله نيز عبارت ازناتواني وناکار آيي دولت آقاي کرزي دراجراي برنامه و تعهداتي است که در نشست لندن بر عهده گرفته است. دولتي که تاگلو در فساد غرق است و از سوء اداره رنج مي برد، ولي نه عزم مبارزه با آن را دارد و نه توان و امکاناتش را. تاروپود فساد چنان،پيکره ي نحيف و لاغر و بيمار حکومت آقاي کرزي را درخود گرفته است که مبارزه با فساد، به نفي ارکان و پايه هاي آن منجر مي شود. حکومتي که مقبوليت مردمي را فاقد است و ترديد در مورد صداقتش همه جاگير شده است. با اين وضع نمي توان به برنامه اي که وسايل و ابزار و امکانات اجرايي ندارد اميد بست. برعلاوه اين که درقطعنامه ي نشست لندن مواد و فقراتي وجود دارد که براي طالبان و حزب اسلامي هرگز قابل قبول نمي باشد. تأکيد برحقوق بشر، حقوق زنان و مشارکت آنان در کليه عرصه ها، تأکيد بر عدالت و اجراي برنامه ي عدالت ملي و... امثالهم د واقع دست رد است که نشست لندن برسينه طالبان گذاشته است. اين درحالي ست که قرار اعلام وزارت دفاع افغانستان، نيروها ي اردوي ملي براي يک حمله ي وسيع درجنوب آمادگي مي گيرد. درحاليکه حزب اسلامي آتش بس پايدار را پيش شرط هر مذکره اي مي داند.
قسيم اخگر
ويراستار: ياسر
منبع : http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5218940,00.html
|
|