مقالات منتشر شده در این سایت، بازتاب نظریات نویسندگان ان بوده و اداره سایت مسولیتی در قبال انها ندارد و کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد
لینکها
 
جناب رئیس جمهور کرزی خداحافظ و ناصرتان باد
کاتب هزاره
دای کندی
NOMA
آریائی
مقالات داکتر همت فاریابی
داکتر سیما سمر
همگام با عدالت
همسفر
سمنگان
 
لینکهای مفید
 
جستجوگر
براي جستجو در موترهای جستجو  واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد

 
تعداد بازدید کنندگان
 

مهرالدین مشید

جناب رئیس جمهور کرزی خداحافظ و ناصرتان باد

آقای حامد کرزی ! گرچه میدانم که آنقدر ها گفتن این حرف به زبان فارسی دری برایتان خوشایند نباشد؛ زیرا بیشترعلاقمند هستید تا برای تان "بای بای" بگویم تا خداحافظی ؛ زیرا شما خلاف دیگر زعمای کشورها خیلی تمایل دارید تا در محافل بین المللی و حتا ملی با زبان انگیسی صحبت نمایید وآنقدراین زبان را دوست دارید که حتا در شماری موارد در کنفرانس های  مطبوعاتی با همتاهایتان نقش  ترجمان را هم به عهده گرفته اید. درهرحال هرچه باشد به قول معروف "صلاح مصلحت  خویش خسروان دانند" گرچه توانسته اید که در دایرۀ زبان گفتاری ، خویش را از محدوده های تنگ زبانی رها نمایید و کوه و کتل های خیلی دشوار و ناپیمودنی را آسان بپیمایید و توانسته اید تا فراتراز چاردیواری ارگ کابل به مرزهای انترناسیونالیستی زبان قدم رنجه فرمایید ؛ ولی باتاسف که در نزدیکی های شما در چاردیواری طلایی در پشت هفت دربند، پیش چشمان شما یاران و اطرافیان دوست داشتنی شما سخت به مانورهای زبانی می پردازند، به اطراف شما گویی خط  درشتی کشیده اند و شما را چنان در محاصرۀ زبانی قرار داده اند که زبان را حربه ی برای رسیدن به مراد و مقصود و ابزار و وسیله ی برای چاپیدن ها و قاپیدنهای ناروا برشمرده اند. این اصحاب کرام شما به گونه ی شما را در هالۀ وهم آلود و شگفت انگیز زبانی افگنده اند و از آن کابوسی عجیب و خطرناک  برای شما ساخته اند که با تاسف این اشخاص آنقدرها به حریم ارزشی زبان هم باور چندانی ندارند و هدف زبان را که جزوسیله ی برای افهام و تفهیم است ، نیز به لجن کشانده اند و زبان که در واقع وسیلۀ شناخت ملت ها و کشورها است تا ملت ها با استفاده از زبان معینی ویژگی های ملی ، تاریخی  و فرهنگی یکدیگر را درک نمایند، بیشتر باهم  درآمیزند، به تفاهم مشترک برسند ، همگرایی ها، آشتی پذیری ها و هماهنگی ها میان آنها نسج  گیرد و به ثمر برسند تا باشد که  در آینده ها نسل انسانیت  در صفا و صمیمیت باهم زندگی نمایند.
این دوستان شما به نحوی پردۀ  ضخیمی را میان شما و شماری از مردم دیگر کشیده اند و تخم  بد نفاق را میان اقوام مختلف کشور کاشتند و خس و خاشاک سوء تفاهم را در میان اقوامی رویانیدند که درآوان بحرانهای سیاسی و روزهای دشوار دریک سنگر بدون هرگونه تبعیض و تفاوت پهلو به پهلو در کنار هم رزمیده اند و در فضای آرام و یکدلی نفس کشیده اند. شاید دلیلش را خود دریافته باشی که این ها چه هدفی را دنبال مینمایند و چه آرزو های واهی را در سر می پرورند؛ زیرا با این همه زبان دامن زنیها نه تنها اقوام دیگر را از شما متاثر گردانیده اند؛ بلکه جبهۀ  بزرگی از پشتون ها را نیز در برابر شما ایستاده  نموده اند و امروز با تاسف که اکثریت پشتون ها در یک جبهۀ واحد بر ضد امریکا و ناتو میجنگند. بر ضد آنهاییکه حکومت شما را حمایت سیاسی ، نظامی و اقتصادی مینمایند. این اصحاب شما نه تنها با استفادۀ ابزاری از زبان در آشتی دهی شما با اقوام مختلف پشتون  کشور کوتاه آمدند، بلکه بر این فاصله روز تا روز بیشتر افزوده اند و هر آن در حال افزایش نیز است.
درحالیکه میدانید، زبان چتری است که ملتها و افوام را در مدار بستۀ شناخت با همی می چرخاند تا آنکه جذبۀ شناخت و معرفت چنان در آدمی به بار و برگ برسد و به شگوفایی برسد که بالاخره خصوصیت های فرعونی ، قارونی و بلعم باعوری ملت های گوناگون را در قالب زبان به تحلیل ببرند. از سویی هم در مذهب من و تو عزیز پنداشتن زبان در سرحد از خودبیگانگی شرکی است عظیم و ظلمی است نا بخشودنی . هر زمانیکه زبان فراتر از محدوده های ارزشی آن گرامی پنداشته شده است ، ملت های نیرومندی را در معرض رکود و انحطاط سیاسی و فرهنگی  قرار داده و اقوام را چنان به جان هم افگنده است که امروز نمونۀ آنرا در کشور خود مشاهده مینماییم.
جناب رییس جمهور ! گرچه اینها برای شما خاربستی از خس و خاشاک نابکار زبان درست کرده اند، ولی باید دانسته باشید که این عالیجنابان چندان پروای زبان را ندارند، دغدغۀ زبانی آنها دامی است ، برای شکار های بزرگتر و رسیدن به کاخی در شیرپور یا ویلایی در دوبی ، لندن، پاریس ، نیویارک و جاهای دیگر که شما خود به آن معترف هستید. به زبان رسا گفتید که مقامات دولتی بسیار پول ها در بانکهای خارجی اندوخته اند و صاحب ثروتهای زیادی گردیده اند و پیش از آن برای شان گوشزد کرده بودید:  اگر میخواهید پول دارشوید، بروید تجارت نمایید ، دولت جای پول دار شدن نیست. با تاسف که دیگر دنبال آنها را رها کردید و برای آنها بیشتر فرصت دزدیها و تاراج ها را فراهم کردید تا توانستند بااستفاده از سکوت و بی تفاوتی شما ، کاخ های تازه ی را در شهر کابل و دیگر شهرها اعمار نمایند و بر کار و بار تجارت هیرویین خود هر چه بیشتر رونق بدهند و سوار در موتر های آخرین مودل سال از پیش چشمان مردم گویا " خرسوار" عبور نمایند.
اینها در اصل با حربۀ زبانی تیغ از دمار حکومت بیمار شما بیرون کرده اند. اینها کلاه بردارانی ماهری اند که بر سر هر شخصی که خواسته باشند، بر سر او به سرعت میتوانند کلاه بگذارند. اینها در واقع چاه کن هایی اند که هرگز باک ندارند که برای چه کسی چاهی حفر نمایند و با افگندن او در آن چاه مراد خویش را به کف آورند. این چاه کنان بی هدف پروای پشتون، تاجک، ازبک ، ترکمن، بلوچ ، پشه یی و... را ندارند. از هیچ چیز باکی ندارند که حتا تاجکی را بر ضد پشتونی و پشتونی را بر ضد تاجک ، ازبک و ترکمنی تحریک نمایند. در واقع حریم زبانی هیچگونه قدسیتی برای آنها ندارد، تنها قدسیت آنرا در میزان بهره برداری ها از آن حساب مینمایند.
جناب رییس جمهور ! این بازیهای ناباب یاران شما بود که فساد را در کشور به اوجش رسانیدند و حالا کارد به استخوان رسیده است . سکوت و سعۀ صدر شما با قلب فراخ و روح آرام چنان گراف فساد را در کشور بالا برد که افغانستان در ردیف پنج فاسدترین نظام دنیا شناخته شد. شما چنان با حوصلۀ فراخ و صبر جمیل به نحوی فساد را رشد دادید و فاسدین را به آغوش کشاندید که هر آن چاقتر شدند و در دزدیها و تاراجگری بیشتر دست ها را تا آرنج ه ابلند کرده اند؛ زیرا مطمین شده اند که دیگر بازپرسی وجود ندارد و به اصطلاح پرسان مرده بر شمرده شده است .
گیریم که شماری متملقین و شیفتگان قدرت چنان سیم خارداری را به اطراف شما کشیده اند، اعتماد تانرا به بازی گرفته اند و با سوء استفاده از باور شما زورق حرص و آز خود را بی محابا بروی شکم های مردم گرسنۀ این سرزمین میرانند و درنتیجه کاروان حکومت شما را در بحر متلاطم فساد و بد امنی غوطه ور گردانیده اند و این حرف کریس مورفی (1)سناتور جمهوریخواه را در نظر نگرفت که بعد از سفرش به کابل گفت : "... ما باید روش سخت گیرانه ی را با دولت حامد کرزی در پیش گرفته تا دولت خود را از وجود افراد فاسدی که کشور را به تباهی کشانیده اند، پاک نماید"و شما هم از پشت دروازه های بستۀ ارگ از دیدن تاخت و تاز آنها بروی آرزوهای مردم ، محروم گردانیده شده اید؛ ولی چگونه میتوان این حرف را توجیه کرد که مگس ها در چه شرایطی  دور هم جمع میشوند.
جناب شما چنان قلب فراخ دارید بزرگترین امانت که همانا"رای" مردم افغانستان برای شما بود، آنرا در معاملۀ نا بجایی نهادید و با به آغوش کشانیدن تمامی حقه بازان اعم از تفنگداران ، لیبرال ها ، شاه طلب ها و گروهی از جهادیان به اعتماد بزرگ ملت سخت پشت پا زدید و فکر کردید که کار ها همین گونه خواهد گذشت و از رسیدن چنین روزی بی خبر بودید و شایدحتا فکرش را هم نمی کردید. گویا با چشمک زدنهای پیهم اینها را و مردم را با یک چشم تماشا کردید.
خوب به یاد دارم روزی را که تفنگداران جبهۀ شمال پس از سقوط کابل بوسیلۀ نیرو های امریکایی چگونه در اطراف کابل ریختند و با ایجاد قرارگاه های نظامی سراسر شهر کابل را به چپاول بردند و زمین های دولتی و شخصی را میان خود تقسیم نمودند و بعد به مردم بیچاره به فروش رسانیدند . آشکار بود که دست مافیای نظامی در آن دست داشت و پول بصورت شبکه یی میان فرماندهان طراز اول و دوم تقسیمات میگردید. در حالیکه شما همه چیز را میدانستید و به قول هیوادمل دوسیه های ضخیمی از این گونه نارواییها پیش چشمان شما قرارداشت؛ ولی هرگز یه آنها توجهی نکردید و همه را نا چیز گرفته و ماندن بر اریکۀ قدرت را بالاتر از هر مصلحتی دانستید. شما دیدید که چگونه شیرپور را زورمندان چور کردند و در برابر داد و فریاد مردم بیچاره سکوت را اختیار نمودید  و زمانیکه رسواییها بالا گرفت ، فقط به ایجاد کمیسیون بسنده کردید تا چپاول زمین ها را مشروعیت ببخشد و هرگز توجهی به اشک بینوایان ننمودید.
از کار های استثنایی شما که در آن اجماع  و توافق گروه های مختلف حامیان حملۀ امریکا در افغانستان اعم از چپ و راست و شاه طلبان و جهادیان شریک در قدرت به نمایش گذاشته شد، که به مثابۀ لکه ننگین تاریخی به دامن حکومت  شما برای همیش خود نماییی خواهد کرد. همانا افتضاح چپاول زمین های شیرپور(چورپور)است . این گروه ها در ایتلاف بی سابقه یی رخ  نمودند و شما با پشت گردانیدن به فریاد های محرومترین قشر این جامعه دست های آنها را فشردید و این تاراچ تاریخی آنها را خیرمقدم گفتید. رویا های ناتمام آنها را تمام گردانیدید. بیرابطه نخواهد بود اگر سخن یکی از کاخ نشینان شیرپور را که دست راست نظامی شما است ، نقل قول نمایم که روزی درجریان استقبال از یکی از مهمانان خود برایش چنین گفت : "ظاهر شاه هم اضافه از این چیزی نداشت". این بیچار بی خبر از اینکه او شاه بود و به بسیاری از ناروایی ها متهم است و حتا در بخشی از فاجعه کنونی در کشور مسؤولیت متوجه او است و بار این مسؤولیت  گرانسنگ تر از آن است که  حتا اخلافش از برداشتن آن عاجز هستند؛ ولی این بیچاره که خود را نمایندۀ نسل جهاد گران سر به کف و پا برهنگان آزادی عنوان مینماید و خواهان عدل الهی هست  و ادعای تاسیس صد در صد حکومت اسلامی را در زیر پوشش عدالت ، آگاهی و آزدی بر محور توحید دارد؛ چگونه به خود حرئت میدهد تا چنین حرف بی مسؤولانه را به بهای توهین به آرمان مجاهدین و آزادیخواهان ازدهان خود بیرون نماید . جناب شماهم در برابر این حرف مسؤولیت دارید؛ زیرا با همدستی   شما این منادی قدیم آزادی به این کاخ رسیده است و حالابرریش مجاهدین می خندد.
جناب رییس جمهور! این شیرپور تاریخی گویی دوزخی شده است ، برای سوختن و افشای زورمندان چپاولگران حکومت شما که هر روز داستان رسوایی هایش از شرق تاغرب به گوش ها شنیده میشود و چه شگفت آورر اینکه این مکان مقدس تاریخی کسانی چون " ثابت " ثارنوال برگزیدۀ شما را که جهاد بر فساد را اعلام کرده بود، نیز افشا نمود، گرچه او توانست با این حرف که گویاحکمتیار از دادن سیصدهزار دالر برایش اباورزید تا خانه یی در امریکا بخرد، مخالفت خویش را با او مشروعیت ببخشد؛ ولی این جهادگر فساد بر عکس با گرفتن زمینی درشیرپور به قیمت حق سکوت مقامات شاروالی و غیره سیمای واقعی خود را به نمایش گذاشت و از سویی هم برحقانیت حکمتیار در شناخت او صحه گذاشت .
این مکان تاریخی گویی قصۀ ناتمامی از جنایت ها را به نمایش گذاشته است که نقل محفل تمام خبرنگاران غربی شده است . هر روزنامه نگاری که از بهشت دموکراسی به کابل میرسد، با اشتیاق بی پایان برای تصویر برداری واقعی از حکومت فاسد شما به شیرپور قدم رنجه مینماید؛ زیرا آنها شیرپور را سند قطعی یی برای افشای حکومت شما انتخاب کرده اند.
در هرحال همه چیز خیلی دردمندانه و تالم بار میگذرد . اینکه اطرافیان معزز شما به چه حساب و کتابهای کلانی مصروف بودند و در زدوبند با جامعۀ جهانی و بانک جهانی پول های گزافی را حیف و میل نمودند و هنوهم مینمایند؛ اما شما باز هم لب به سکوت گذاشته بودید و تنها نظاره گر بودید. گویی که بصورت قطع نیروی اجرایی در اختیار ندارید و بصورت کامل خلع سلاح و قدرت هستید. مردم از بسیار چیزها بی خبر ماندند و چیزهای را هم که فهمیدند ، دریافتند که گفتن آنها بی تاثیر است و بالاخره حرف های خود را به مثابۀ تیری  پنداشتند که در تاریکی رها میشود و بس . جناب  شما آنقدر سکوت نمودید و بی تفاوتی اختیار نمودید که هرگز لب به سخن گفتن نگشودید، اگر حرفی هم بعدها گفتید از جزا دادن مجرمین و مفسدین طفره رفتید. هرگاه دست به اجرااتی هم زدید، خیلی ناقص و سازشکارانه بود . فقط مفسدین حکومت خود را از مقامی به مقامی عوض  کردید، دست آنها را برای دزدیهای کلانتر بلندتر نمودید و هر آن گاهی پیهم آنها را به نوازش گرفته اید . داستان اصلاحات هفت سالۀ شما با چنین کارنامۀ عجیب گرچه از"مثنوی هفت منی " هم زیادتر است ؛ ولی با تاسف که با بالا رفتن حجم کتاب اصلاحات شما، به حجم رسوایی های حکومت شما نیر افزوده میشود.
این بار نمیخواهم بان قل قول از روزنامه های خارجی مانند : واشنگتن تایمز، نیویارک تایمز، هرالدتریبیون ، مجلۀ اشپیگل ، دان پاکستان ، کرسشن تایمز مانیتور، ارتص اسراییل، البیان امارات و... سندی برای اثبات فساد گسترده در حکومت شما ارایه نمایم ؛ زیرا شاید شما هم چون من حرفهای آنها را به دیدۀ شک نگاه نمایید و به قول مرد آزاده و سپهسالار رشیدآزاده گی ها  که با تاسف شماری از یارانش آرمان او را عقیم نمودندوحتا بدنامش نیزکرده اندکه روزی درسخنرانی خوددرپارک زرنگارکابل چنین گفت : "هرگاه دوموش هم درسوراخی با یکدیگر بجنگد، در نزاع آنها دست بریتانیااست" . درعقب حرف های آنها توطیه های صد سر و صد پا را نگاه نمایید و یابه قول " بابه رفیع الله" (مردموسفیدی بود از قریۀ "کوئت" ولسوالی رخۀ پنجشیر که در صحبت های خود همیشه سخن سر را به کار میبرد و بویژه در اموری که خیلی پیچیده و دشوار میبودند. او میگف : بچا پشت گپ نگردید سر است سر)حرف های آنها را اسرار آمیز تلقی نمایید . از آنرو میخواهم به گفته های نزدیکان شما اکتفا نمایم تا باشد که شاهد رسوایی های حکومت بدست یاران نزدیک تان باشید.
زمانیکه هم کاسه های قدیم و دوستان حکومت مشترک المنافع شما بر ضدشما قد علم کردند و به حیث رقیب تاج و تخت شما ظاهر شدند و کار کرد های شما را به نقد گرفتند و حکومت شما را به فساد و عدم مدیریت متهم کردند. تنها در آن هنگام سخن گویان خود را دستور دادید تا حرف های نگفته را بگوید که این حرف های نگفته نه به خاطر منافع ملی و مردم ؛ بلکه برای منافع خود شما سر میروند. چنانکه صبغت الله سنجر رییس استراتیژی وپلان ریاست جمهوری (2)در مصاحبه با تلویزیون شمشاد که در شب دوم دلو به نشر رسید، به مطلبی اشاره کرد که از شنیدن آن موی بر اندام انسان راست میشود. آقای سنجر در بخشی از صحبت هایش گفت ما مجبور هستیم ، بعضی از واقعیت ها را باید افشا کنیم و اگر امروز افشا نکیم فرد اباید این کار را بکنیم و آن اینکه " در وقت عهده داری وزارت مالیه آقای اشرف غنی احمدزی مبلغ یک صدملیون دالر از کمک های بانک جهانی به حساب شخصی شان انتقال شده که دولت افغانستان از چگونگی استفاده  و یا انتقال آن به حساب دولت معلومات ندارد". جناب رییس جمهور ! رقابت انتخاباتی و سر و صداهای رو به افزایش فساد در حکومت شما، بالاخره شما را واداشت تا برای نابودی فساد ، کاری نمایید که بازرسی کار های حکومتی ولایت ننگرهار در راس قرار گرفت تا در نتیجۀ این بازرسی سیمای رقیب دیگر شما آقای شیرزوی آشکار شود. چنانکه
به گزارش آژانس پژواک(3) ، اسدالله وفا مشاور رییس جمهور و رییس کمیسیون سمع شکایات ریاست جمهوری طی یک نشست خبری  در ننگرهار گفت که سال گذشته 5000 هکتار زمین دولتی در ریاست کانال ننگرهار از طرف مردم به طور غیر قانونی تصرف شده است و مسؤولین ریاست کانال این زمین ها را به قیمت نازل به مامورین و بعد آنها به مردم دیگر به قیمت بالاتر اجاره داده اند و ملیونها افغانی به دلیل این توزیع غیرقانونی به دولت تحویل نشده است . وی همچنان از اختلاس صدها هزار افغانی  در شهرک بندری تورخم که داخل کشور میشوند، به نام اتحادیۀ تجار ملی و بعضی نام های دیگر گرفته می شود. وی افزود که اسناد تحریری ویدویی این اختلاس را در دست دارد . وی در ضمن از قاچاق چوب چارتراش در ولایت های ننگرهار و لغمان سخن گفت و به 21 مورد تخطی های قانونی در ولایت های یاد شده اشاره کرده و در ضمن یادآور شد که یک شهرک در زمین های وزارت زراعت در ولایت لغمان نیز اعمارشده است .
جناب رییس جمهور! کار به اینجاها پایان نیافت ، فساد رو به گسترش در حکومت شما حتا قانون اساسی به مثابۀ قانون مادر را نیز در امان نگذاشت . گذشته از اینکه بسیاری از ماده های این قانون  در اداره های مختلف دولتی نقض شده و جامۀ عملی پیدانکرده است . با تاسیس گروه ها و شوراهای قومی مادۀ 35 آن به کلی نقض گردیده است و این بار مادۀ 61 آن بوسیلۀ کمیسیون مستقل انتخابات نقض گردیده و هیچ توجهی به مادۀ 143 آن که گویای حالات اضطراری در کشوراست ، نیز ننموده است. شما که مسؤولیت مراقبت از قانون اساسی را دارید و برای نظارت قطعی آن سوگند خورده اید. حالا چگونه شده است که بدون کم و کاست  به فیصلۀ کمیسیون تن داده اید که از این ابراز نظر سخن گوی تان سیامک هروی  پیدا است که گفت : فیصلۀ کمیسیون مستقل انتخابات برگشت ناپذیر و قانونی است.
او با ابراز این حرف ها تیغ از دمار قانون اساسی نیز بیرون کرد و حرمت  آنرا هم چون کابوسی در خود پیچانیده و مشروعیت آنرا سخت زیر سوال برده است . هدفم از این اشاره بیشتر، تاریخ تعیین انتخابات نیست ؛ زیرا من در عقب این پروسه چندان دورنمای صلح و ثبات را در کشور پیش بین نیستم  . با این شرایط موجود در کشور هرگز انتخابات آینده با گزینش رییس جمهور کار تازۀ در کشور سروسامان نمییابد که صلح و ثبات را در کشور تضمین نماید. بنا براین من در عقب و محور این هیاهو ها مبنی برتعیین تاریخ انتخابات جز اهداف گروهی و رسیدن به تخت و تاج کابل نه برای منافع مردم ؛ بلکه برای منافع خود گروه ها و اشخاص چیز دیگر حدث زده  نمیتوانم که در هر حالی در این روند امریکا دست بالا را دارد و در هر گزنیش تازه یی نقش حتمی دارد. بدبختانه که چشم انتظار گروه ها و شخصیت های بیگانه اندیش و بیگانه نگرهم زبادتر از این نیست . من که دیروز با توجه به ملاحظاتی ترجیح دادم رای خویش را در صندوق شما بریزم و امیدوار بودم که ممکن کاری را از پیش ببرید ، جلو چپاول تفنگداران و قوماندان سالاران را خواهید گرفت، البته به این امید اداره یی درست خواهید نمود که دست کم برای تهی دستان جامعه مفید باشد . با تاسف که هیچ کاری نکردید ، نه تنها اشکهای آنها را پاک نه نمودید؛ بلکه با بمباردمانهای پیهم خارجی ها و افزایش گرسنگی های روز افزون به ریختن اشک های آنها شتاب بیشتری دادید. بنا براین من تصمیم دارم که در انتخابات آینده به هیچ کسی رای ندهم ؛ زیرا در عقب انتخابات آینده خیر و صلاح مردم را نمی بینم . بنا براین برای من فرقی نمیکندکه شما دوباره به قدرت برسید یااشرف غنی ، عبدالله ، گل آغا شیرزوی ، جلالی و یا اشخاص دیگری مانند حلیم تنویر یا مجاهد مبارزه بافساد( ثابت) و کسانی دیگر که هنوز منتظر اند و سرخود را از گریبان گروه ها بلندنکرده و انتظار بی صبرانۀ تایید کاخ سفید را پر تب و تاب تر از گذشته میکشند. بنا براین من ناگزیرم که با ابراز تاسف با شما و رقبای انتخاباتی تان خداحافظی نمایم . میدانم که شما هنوز هم در میان دو انتخاب بد و بدتر شاید دست بالا داشته باشید ؛ ولی برایتان آبرومندانه خواهد بود تا " ازاین شوروای چرب انتخابات دست تان رابشویید". گرچه نه گفتن دربرابرقدرت امری است، دشوار، ناپذیرفتنی و حتاباور نکردنی ؛ ولی زمانیکه داشتن قدرت به حیثیت و آبروی آدم بربخورد، دست شستن ازآن لذتی فراموش ناشدنی خواهدداشت. منتظر بمانید تا کارنامه های خلف شما که شاید مملو از سیاهی های تازه تری باشد، روی شما را اندکی سفید نماید و شاید در دوره های بعدی چانس خوبتری برای تان دست بدهد؛ ولی باید توجه نمایید که در آن حال بر رسم حکومت داری کنونی تان خط بطلا درشتی بکشید. 
به جناب شما به عرض برسانم که دموکراسی ، آزادی و حقوق بشر شما که دستاورد غرب در افغانستان است ، برای من آنقدر جالب و پر محتوا نیست.  دموکراسی شما توفانی راماندکه بصورت آنی جمیع ارزش های ملی ، تاریخی، و فرهنگی کشور را به روبیدن گرفته است و فرهنگ دموکراسی غرب با ارزش های نا آشنای آن با ارزش های جامعۀ ما نه تنها قابل تلفیق نیست ؛ بلکه در بسیاری موارد با آن در تقابل و تعارض نیز است. حتا در شماری موارد با توجه به ناآشنایی آن باحساسیت های  فرهنگی وعدم رشدطبیعی شماری ازارزش های درجامعۀ مابه ملعبه یی مبدل  شده است که وسیلۀ نابابی برای بازی های  کودکانۀ سیاسی وفرهنگی نیرگردیده است وگویی ارزش های توافق ناپذیروبیگانه گرای آن هرلحظه برسرودوش مردم مامیریزدومردم رادلگیرساخته است ؛ زیراچیزهایی چون انتخابات ریاست جمهور وپارلمانی واقتصادبازارکه ازدستاوردهای مهم آن است . اینهاهمه ابزاری  گردیدند،  دردست سیاستمداران کشوربرای گسترش فسادحکومتی وتوسعۀ فساداقتصادی که کاری رابرای مردم فقیرافغانستان ازپیش نبردندوتنهادست مردم رابه گریبان شماافگندندوبس . تنهاموثریت آنهادراین بودواست که دست زمامداران رابرای تاراج بیشتردارایی های عامه درازترنمود، قاچاقبران موادمخدررافرصت بیشتردادتادرتبانی بانیروهای خارجی کاروبارقاچاق موادمخدررارنگ ورونق خوبتربدهند. درنتیچه به صفوف بیکاران وگرسنگان افزودند وبرفاصله میان دولت شماومردم افزودند که مانورهای تنگ حقوق بشرزیرفرمان امرونهی خارجی هاهم کاری رادراین زمینه ازپیش برده نتوانست .
جناب رییس جمهورشماقربانی اشتباهات هفت سالۀ خودشده اید. دراین مدت بدون دلهره وهراس ازآینده تمام فاسدین وبدکاران راصمیمانه به آغوش کشیده اید، اشتباهی که باربارتکرارشده است . این ضعف های پیهم وتکراری شمابه قوت ناشکننده یی برای آن مفسدین مبدل شده است که دراطراف شمامانندپشک هادرکمین موش هاافتاده اند . بی توجهی های طولانی دراین باره  حتاوجودشمارابرای دوستان بین المللی تان دلگیرکرده  است وگویی بردل آنهاریخته ایدوهرکدام ازاوباماتاکلنتن ، ریچاردهالبروک ، مایک مولن وغیره توانایی هاشمارابرای ادامۀ قدرت زیرسوال برده اند. یکی باگفتن دولت ناتوان وفاسد ، دیگری باگفتن دولت موادمخدر، دیگری هم باگفتن دولت فاقدمدیریت وبالاخره باگفتن دولتی بدون رهبری خوب شماراازنظرافگنده اند. حالاکه ازنعمت محبوبیت مردم وقدرت درنتیجۀ افتادن ازچشم امریکامحروم شده ایدوشادهم حالادیگردرصف اول نورچشمی های زمامداران کاخ سفیدنباشید. زمامداران کاخ سفیددراین حرف به اجماع رسیده اندکه حکومت شماضعیف ترین ، فاسدترین وفاقدمدیریت ترین حکومت درجهان است . بنابراین کارشماخیلی دشواروهیچ بهانه یی برای شمابرای ادامۀ قدرت باقی نمانده است . شکی نیست که حالاهم دربرابررقبای نیرومندی قرارنداریدکه نسبت به شماگوی سبقت انتخاباتی رابربایند. ممکن آرای بیشتری رانسبت به رقبای خودفراچنگ آورید؛ ولی دشواراست که آرای بیشترازپنجادرصدراکه مشروعیت انتخاب رییس جمهوررامحک میزند، تکمیل نمایید. بنابراین گوشه گیری شماازانتخابات لذت بیشتری داشت تاسهمگیری تان درانتخابات آینده . آنچه مهم است اینکه این انتخابات تاثیرمهمی برسرنوشت مردم ماندارد، شاید گرم جوشی های انتخاباتی نقل محفل شماری گروه های سیاسی باشد؛ ولی ازگرمی آن هرگزمردم مابهره مندنخواهدشد؛ زیراکه درشرایط کنونی انتخابات برای گروه هاواشخاص جزسکوی پرشی  برای رسیدن به قدرت چیزدیگری نیست.
بعیدنیست که شماقربانی یک توطیۀ بزرگترغرب شده  باشید وچنان همه بارناکارایی هاوناکامی ها ی خودرابردوش شماافگنده اندو  حتاشمامجال دفاع کردن راهم ازشماربوده اند . چنانکه خودگفته ایدکه واکنش مطبوعات غرب دربرابرشماناشی ازانتقادات واعتراضاتی است که خواستارجلوگیری ازبمباردمانهای هوایی آنهابروی مردم بیدفاع کشورشده اید. این گمانه زنیهاتقویت مییابد که شایددرعقب این همه صحنۀ سازیهای هفت ساله درکشورفاجعه آفرینی هاوبحران آفرینی هایی درپیش بوده باشد که آفریننده گان اصلی حادثه ازآنهاآگاهی دارندکه برای رسیدن به اهداف استرتیژیک خودازهیچ ترفندی دریغ نمی کنند . مراکزقدرت درواشنگتن ولندن چنان درتوطیه گریها برضدملت های محروم دست بالادارندکه حتافضارابرای بازی سیاسی دربرابرخودچنان تنگ مینمایندکه بازیگران سیاسی کشورهایی چون افغانستان راقبل ازتصمیم ازپشت می بندندوازسویی هم میدانندکه دراین کشورکسی تاب روی نازک "دالرامریکایی" رانداردتادربرابرآنهاجرئت چانه زنی رانماید. آنهایی هم که توان چانه زنی رادارند، باچوگان اتهام مبارزه باتروریزم ازصحنه رانده شده اند ودرآتش خانمانسوزوروبه گسترش این جنگ نابرابرمیسوزندوبس . بنابراین برای من حرف هایی چون رویارویی کاخ سفیدباسران ارگ کابل ویاتنش بین کابل واشنگتن یالندن برایم مضحکه یی بیش نیست ؛ زیرااینهاهمه بازیهای گرگ ومیش است ویابه تعبیری دیگرخیمه شب بازی هایی بیش نیست . شکارچی های تردست استعمارجدیدبرای صیدبهترکشورهای استعمارزده دست به صحنه سازی هایی میزنندکه خاطرۀ شکاربوزینه رادرصحرای افریقادرذهن آدمی تداعی مینمایدکه ممکن بیشتربرای به  حاشیه کشانیدن اذهان مردم ازاصل وقایع درکشورباشد.
جناب رییس جمهورگفتنی هازیاداست وهرگاه سخن ازرشوت فساددراداره های شمااعم ازقضا، ثارنوالی ، و...  چنان حرف به درازاکشانده خواهدشد که ازحوصلۀ این مقاله خارج است وازسویی هم سبب اطالۀ کلام خواهدشد. به صورت مختصرمیتوان گفت که بازی باسرنوشت یک ملت کارساده یی نیست ، شایدمقدرات ملتی بنابرعلل گوناگون برای مدتی به بازی گرفته شود؛ ولی بعیدنیست که شاه سواری ازرادررسد وملت مجال پرسیدن راپیدانمایند . آشکاراست که درآنصورت پاسخ گفتن به پیشگاۀ مردم کارساده یی نخواهدبود؛ زیرادرآن حال دیگرچترسیاۀ قدرت امریکاوناتوبرآسمان این کشورسایه نخواهداشت وسلسلۀ امرونهی ازواشنگتن ، لندن ، پاریس و... پایان یافته خواهدبود.

منابع ورویکردها :
1-  رادیوآزادی ، 4فبروری ، اخبارشام
2-  اختلاس یک صدملیون دالر؛ اتهام یاواقعیت !؟، شهادت ، شمارۀ 14
3-  اختلاث بزرگ درننگرهار، راۀ نجات ، شمارۀ 1078

   

Comments

No comments yet
*Name:
Email:
Notify me about new comments on this page
Hide my email
*Text:
 
Powered by Scriptsmill Comments Script
   
All Rights Reserved 2009-2010 © by http://www.kabul.net.au
 contact@kabul.net.au
 The Template Designed By .:Jawaid Deljo:.