|
|
|
| لینکها |
 |
|
|
|
|
غفلتی به درازای سه دهه از تاریخ معاصرکشور |
 |
|
|
|
|
|
|
محمد اسحاق فیاض
Mif_1967@yahoo.com
غفلتی به درازای سه دهه از تاریخ معاصرکشور
تاریخ مهم ترین روایتی است که گذشته را به آینده پیوند می دهد و میراث گذشتگان را به نسل های آینده منتقل می کند. تاریخ روایت هویت مردم و قومی است که در گذر زمان در سایه حوادث گوناگون شکل گرفته است و ساخته شده است، تاریخ حاصل تجربیاتی است که نسل های متعدد یک قوم و یک ملت در گذر زمان آن را بدست آورده و به نسل های بعدی منتقل کرده است تا از آن درس بگیرند.
در دنیای مدرن امروز کشورهای متعددی سرمایه های بسیار زیادی را هزینه تدوین تاریخ شان می کنند. پژوهشگاه های متعددی را تاسیس کرده اند و درآن دانشمندان تاریخ و باستان شناسی و.... را گرد هم آورده اند تا دراین باره تحقیقات جامع و گسترده انجام دهند. آثار مکتوب، تصویری، آثار برجای مانده از هرحادثه ای را گردآوری و مورد بررسی و تحقیق انجام می دهند.
سئوال اساسی این است که آیا افغانستان تاریخ جامع و کامل دارد؟ آیا تاکنون کسی به فکر چنین کاری افتاده است؟
درگذشته دولت های پیشین موسسه ی را به این منظور تاسیس کرده بود و با اهداف خاصی تحقیقاتی را انجام می دادند که متاسفانه بجای آن که تاریخ واقعی مردم افغانستان را روایت کنند، بیشتر برای تثبیت هویت های قومی حاکم توجه می کردند تاواقعیت های تاریخی این سرزمین. به هرحال بعد از آغاز جهاد و اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی سابق همه چیز دراین سرزمین دچار دگرگونی و دگردیسی گردید.
تحولات خونین و بازی های سیاسی که درطول سه دهه رخ داده است به اندازه تاریخ افغانستان طولانی و خون بار است و هنوز هم این سرزمین زخمی از درد و رنج و زخم های کهنه و نو در خود می پیچد و هنوز هم آرامش و صلح در این سرزمین حاکم نگردید ه است. درچنین برهه مهم از تاریخ این سرزمین متاسفانه تاکنون هیچ کس یا کسانی و هیچ موسسه ی و نهادی تاکنون همت و جرات آن را به خود نداده است که برای تدوین تاریخ معاصر و یا به عبارت دیگر تاریخ سه دهه اخیرافغانستان کمر همت بربندند.
البته تدوین تاریخ و تحقیقات تاریخی کار ساده ای نیست و هرکس نمی تواتند تاریخ بنویسد، به خصوص در دنیای امروز که هزینه زیادی را با خود به همراه دارد.اما انچه درایم میان مهم است انگیزه و عشق و علاقه ای است که درقدم اول باید ایجاد شود، دراین میان متاسفانه نه چنین افراد باانگیزه ای با عشق و علاقه و هدف ملی دراین راستا تحقیق کند، یافت شده است و نه متاسفانه از سوی دولت افغانستان و نه کدام نهاد خصوصی در این راستا مورد حمایت قرار گرفته است.
به حال ما افغانها در قدم اول مایه شرمندگی است که یک خارجی بیاید برای ما تاریخ بنویسد و ما نظاره گر باشیم که او چه تاریخی برای ما تدوین خواهد کرد. اما از طرف دیگر کمال شرمندگی جای شکرش باقی است که لااقل یک خارجی دلسوز یافت شده است که برای گرد آوری آثار و میراث سه دهه جنگ و بدبختی های مردم افغانستان را برای ما گرد آوری کرده است و در سایه این گرد اوری ما می توانیم از آن در تحقیقات خود استفاده کنیم و بتوانیم میراث این سه دهه خونین را برای نسل های بعدی منتقل کنیم.
لویی دوپری باستان شناس آمریکایی یکی از کسانی است که در این راستا گام های اولیه را برداشت و در سال های جنگ در افغانستان، مرکز پژوهشهای افغانستان را در شهر پیشاور پاکستان تاسیس کرد و اکنون بعد از مرگ او همسر بیوه اش همچنان این راه را ادامه داده است، خانم نانسی هاچ دوپری ۸۱ ساله، از سال ۱۹۵۰ میلادی در امور افغانستان کار می کند و در تحقیقاتی که همسرش در مورد افغانستان انجام داده است همکار بوده است نانسی هاچ دوپری چه درکنار همسرش و چه بعد از آن شش دهه به این سو در افغانستان به تحقیقات فرهنگی و تاریخی مشغول است،او پس از سقوط حاکمیت رژیم طالبان این مرکز را به کابل انتقال داد و در حال حاضر خانم دوپری مسئولیت مرکز پژوهشهای افغانستان در دانشگاه کابل را به عهده دارد.
براساس گفته خانم دوپری، این مرکز حاوی ۴۵ هزار نسخه حاوی اطلاعاتی در زمینه تاریح و فرهنگ افغانستان است که شامل کتاب، مجله، روزنامه و آثار پژوهشی می شود.
خانم دوپری می گوید در نظر دارد که این نسخه ها را دیجیتالی کند تا از میان رفتن آنها جلوگیری کرده باشد وبعد از تاسیس ساختمان جدید این مرکز در دو ماه آینده، برنامه های آموزشی و نمایش های ویدئویی را برای توسعه اطلاعات در باره تاریخ و فرهنگ افغانستان به اجرا خواهد گذاشت.
او می گوید: "میراثهای فرهنگی افغانستان به شدت آسیب دیده و افغانها در باره فرهنگ شان آگاهی زیادی ندارند. با آن که تلاش های زیادی در زمینه های فرهنگ و تاریخ افغانستان انجام داده، اما مقامات در این کشور نگه داری میراثهای فرهنگی را در اولویت های کاری خود قرار نداده اند".او گفت: "در ۲۰ سال اخیر ما کار هایی را با وزارت اطلاعات و فرهنگ و مسئوولان موزیم انجام دادیم، ما همچنین کتابهایی را در باره تاریخ بناهای تاریخی و کتاب رهنما برای موزیم افغانستان در مرکز تحقیقات افغانستان در دانشگاه کابل چاپ کردیم، ما از کارهای فرهنگی در افغانستان خیلی حمایت کردیم، اما در کل مقامات به این مسئله اولویت قایل نشده اند.میراث های فرهنگی خیلی آسیب دیده اند، برای این که مردم در باره فرهنگ شان زیاد آگاهی ندارند و این موضوع در مکاتب به خوبی آموزش داده نشده است. به همین دلیل ارزش میراث های فرهنگی را نمی دانند و بنا بر این چرا باید از آنها حفاظت کرد؟"
به هرحال گرد آوری بیش از 45 هزار اثر تاریخی و اسناد و مدارک چاپی و تصویری سرمایه عظیمی است که این خانم و همسرش برای مردم افغانستان گرد آوری کرده است و چنین همت بلندی قابل تحسین است، اما یک نکته راباید درنظر داشت که اسناد مدارکی که از پشاور گرد آوری گردیده است همه اش نمی تواند تاریخ افغانستان را روایت کند، زیرا همه احزاب جهادی اتحاد هفت گانه پیشاور نبودند و فقط انها در جهاد افغانستان سهم نداشتند، بلکه گروههای زیادی بودند که در افغانستان جهاد کردند، خون دادند، اما هرگز از کمک های کشورهای غربی و پاکستان و کشورهای عربی برخوردار نشدند و با تنگ دستی و کمبود اسلحه به جهاد و مبارزه شان ادامه دادند. گروه های شیعه و هزاره بدون این که از کشورهای غربی و عربی و یا پاکستان امکانات تسلیحاتی دریافت کنند دست به جهد و مبارزه زده اند، آیا خانم دوپری در اسناد و روایت های تاریخی درباره این گروهها هم چیزی می دانند یا این که مانند گدشته تاریخ افغاانستان جهاد و مقاومت انان نادیده گرفته می شود؟
به هرحال نظر این قلم این است که بهترین تاریخ آن خواهد بود که توسط محققان افغانی تدوین و نوشته گردد. به همین دلیل نویسندگان و محققان ما باید در قدم اول دست بکار شوند و برای تدوین تاریخ سه دهه اخیر افغانستان با جدیت و انگیزه زیادی باید تلاش کنند تا تاریخ این سه دهه به کتمان گرفته نشود، چنانچه که در گذشته تاریخ یک طرفه نوشته شده و هویت تاریخی و فیزیکی برخی اقوام درآن نادیده گرفته شده است و اگر دیر بجنبیم کسانی یافت خواهد شد که تاریخ و هویت برخی از اقوام و مردم ساکن در این سرزمین را به کتمان خواهد گرفت. |
|
| |
|
|
| |
|
|