گسترش اندیشۀ و تحقق ناپذیری
"نظام ایده آل" در جامعۀ بشری
نویسنده : مهرالدین مشید
قسمت پایانی
با توجه به فلسفههای طبیعت گرایان یونان باستان ، فیثاغورثیان ، سوفیستها ، سقراط ، افلاطون ، ارسطو، نوافلاطونیان ، رواقیان ، اصحاب اهل مدرسه قرن سیزدهم یا فیلسوفان اسکولاستیک ، تجربهگرایی بریتانیایی ، عقلگرایی قاره یی یا حوزه کارتزین ، کانت ، ایدیالیسمهای آلمان ، نوتومیستها ، نوکانتیها ، مارکسیستها ، پدیدارشناسان ، اگزیستانیسالیستها ، پوزیتیویستهای منطقی و تحلیل زبانی ، ماهیت فلسفه در این مکاتب فلسفی بسیار متفاوت از یکدیگر است .
گذشته از اینکه امروز فلسفۀ متافزیک در قرائت های جدید که هستی را عریان به تماشا میگیرد ، باب تازه یی از بحث های فلسفی را گشوده که با نگرش های پیشین متافزیکی که منحصر به شناخت پدیده های ماوار طبیعت بود ، خیلی متفاوت است . این فلسفه چنان عقل را به چالش میکشد که تیر های تفکر انسانی را پس از عبور از مرزهای پیدا تا آنسوی مرز های ناپیدا سیر و صعود میدهد که وسوسه انگیزی آن فصل جدیدی از باور های تازۀ فلسفی را بروی انسان باز گشایی نموده است .
با این همه گوناگونی نگری ها در تفکر فلسفی ، به این معنا که "فلسفه، فعالیت عقلانی است". اندکی توافق حاصل شده است که فیلسوفان مخالف عقل هم ناگزیر اند تا با استمداد از روش استدلال قیاسی ، گاهی استقرایی ، گاهی تمثیلی ، گاهی شهودی و گاهی هندسی فعالیت عقلانی نمایند .
هرگاه این بحث به درازا بکشد ، تعریف اصطلاحی فلسفه، معنای عامی را می یابد که حتی میتواند دین را نیز شامل شود. این در حالی است که معنای دین چه از لحاظ اصطلاحی و چه از نگاۀ فلسفی نزد فلاسفه و دانشمندان گوناگون تر از معنای فلسفه است .
هرگاه پذیرفته شود که فلسفه دین : فعالیتی عقلانی در جهت معقولیت و توجیۀ مولفه ها یا آموزههای اصلی دین (دین خاص یا عام) و سازواری آنها با یکدیگر یا در جهت نفی آنها و نیز ارزیابی نقادانه از آنها است . این تعریف نمی تواند جامع تعریف های زیر از دین باشد :
- جیمز مارتینو: دین اعتقاد به خدایی سرمدی است ؛ یعنی اعتقاد به این که حکمت و اردۀ الاهی بر جهان حکم میراند ؛ اراده الاهی ییکه با بشر دارای مناسبات اخلاقی است
- هربرت اسپنسر: دین تصدیق مینماید که تمام اشیا تجلیات قادری هستند که فراتر از شناخت انسان است .
- جی . فریز ر: من دین را این گونه می فهمم که نوعی استمالت و دلجویی از قدرتهایی است که از انسان برترند و اعتقاد بر آن است که جریان طبیعت و حیات انسانی را هدایت و کنترل میکنند .
- اف. اچ. برادلی: دین کوششی برای نشان دادن واقعیت کامل خیر از طریق جنبه های وجودی انسان است .
- ماتیو آرنولد: دین اخلاقیاتی است که به کمک احساسات ، تعالی یافته ، بر انگیخته و فروزان شده است .
- مک تاگارت: دین ، شور و احساسی است که بر ایمان به سازواری میان ما و جهان در کل تکیه دارد .
- سی.پی . تایل : دین ، حالت یا قالب خالص یا حرمت آمیز روح است که آن را پرهیزگاری می نامیم .
- ادوارد کایرد: دین فرد، بروز تلقی نهایی وی از جهان و حاصل جمع معنا و بصیرت کامل وی به امور است .
- ویلیام جیمز (43): احساسات، اعمال و تجربیات افراد هنگام تنهایی آنگاه که خود را هر آنچه که الاهی مینامد ، مییابند ، دین شمرده می شود . - ت. پارسونز: دین مجموعه یی از باورها ، اعمال ، شعایر و نهادهای دینی که افراد بشر در جوامع گوناگون بنا کردهاند .
- اس. رایناخ : مجموعه یی از اوامر و نواهی که مانع عملکرد آزاد استعدادهای ما میشود. (44)
- هربرت اسپنسر(45): دین پاسخ انسان به ندای الاهی است.
- از نظر اسلام (46)، دین، یعنی تسلیم در برابر اوامر خداوند .
از این تعاریف گوناگون بر میآید که دین معنای واحدی ندارد که مورد قبول همگان باشد .
هرگاه تعریف های یاد شده از دین در کنار تعریف های فلسفی از دین مانند دیدگاۀ "دیویس" ، جان هیک ،آنه جردن ، نیل ، کیر و ادوینگ تات
که اولی دین را مشکل و تعریف ناشدنی ، دومی تفکر فلسفی در باب دین و دیگران هم
هر تعریفی از فلسفه دین را بحث انگیز و مناقشهآمیز خوانده و فلسفۀ دین را به معنای تحلیل از برخی عناصر و مفاهیم ادیان (به نحو خاص غربی) تلقی کرده اند . هر گونه تعریفی ازدین خواه فلسفی و غیر فلسفی به چالش میرود که این
تعریف های یاد شده از دین با توجه به جنبه های آیینی ، اسطوره یی یا اساطیری ، عقیدتی ، اخلاقی ، اجتماعی و تجربی دین و مطرح شدن تقدم و تاخر اینها بر یکدیگر ، تعریف دین را بیشتر به چالش میکشد . این چالش زمانی آشکار میگردد که دیدگاه هایی مانند کانت یه تقدم جنبه های اخلاقی ، شلایر به جنبه های تجربی تاکید دارند .
در حالیکه دید ارگانیک به این جنبه ها ارججتر از هر نظری است ؛ زیرا هر گونه تاکید به آموزه های دینی و در نظر نگیری یکی از این جنبه ها از مفهوم کمالی دین می کاهد . از همین رو است که مارکسیسم و اُمانیسم (47) را نمیتوان دین تلقی کرد ؛ زیرا در آنها امکان تجربه در عالم نامرئی وجود ندارد . رابطه با خدای شخصی یا امید به تجربه رستگاری برای آنها وجود ندارد .
مسأله مهمی که در بحث های دینی اثرگذار است ، همانا ابعاد گوناگون دین است که کدام یک بردیگری تقدم یا تأخر دارند و یا اینکه وحدت ارگانیکی بر آنها حاکم است و بر هم تأثیر متقابل دارند؛ یعنی این ابعاد بر یکدیگر ، تقدم و تأخر ندارند؛ بلکه همه آنها اهمیت یکسانی دارند؟ اگر این ابعاد بر هم تقدم و تأخر رتبی داشته باشند، در آن صورت، یکی از ابعاد، محور اصلی و بقیه تابع آن میباشند. از اینرو فیلسوفان دین بهطور عمده میکوشند از بعدی که جنبه اصلی دارد بحث و بررسی کنند؛ برای مثال، شلایر ماخر اعتقاد دارد آنچه در دین اصل است،
حتی اگر از شلایرماخر و کانت سؤال شود که به چه دلیل شما بُعد تجربی و بُعد اخلاقی را مقدم بر دین کردهاید، آنها بصورت حتمی دلایلی بر این عمل خود دارند که آن دلایل همان جنبه آموزه یی دین خواهد بود؛ البته این نافی آن نیست که فیلسوف دین همه ابعاد را به صورت مستقل بحث و بررسی قرار ندهند.
از گفته های بالا بر میآید که به نسبت دشوار بودن تعریف واحد ا ز فلسفه و دین فیلسوفان دینی هم نتوانسته اند تا از "فلسفه دین" تعریف مشخصی ارایه نمایند . این در حالی است که تعریف های متفاوت ازفلسفۀ دین بیشتر ابهام آ فرین بوده تا رهگشا .
شاید تاکید بر جنبه های آموزه یی دین وهمزمان به آن به بحث گرفتن ابعاد گوناگون بصورت مستقل طور شاید وباید نتواند در این زمینه پاسخگو باشد .
گفته میتوان که در کنار اختلافات فلسفی و علمی ، اختلافات فرهنگی ، هویتی ، تاریخی و ارتباطاتی بین افراد و جوامع راه را برای رسیدن انسان به نظام ایده آل دشوار می گرداند . بویژه امروز که "هویت ، فرهنگ و ارتباطات" در بستر رشد سریع فناوری ها به مثلث آشتی ناپذیری میان ملت ها تبدیل می شود و ایده آل نظام مشترک جامعۀ بشری را به چالش می کشد . وقوع جنگ های بزرگ و کوچک بین کشور ها در سطح محلی ، منطقه یی و جهانی با وجود یک سلسله تحولات اقتصادی و سیاسی رکود شکن که آبستن رویداد های جدیدی هستند و این رویداد ها بصورت نسبی از تاثیرات زنجیره یی رویداد های گذشته ، حال و آینده بر یکدیگر کاسته و در نتیجه رویداد های تازه به تازه ییرا در پیش دارتد که تاثیرات انکار ناپذیری بر ایده آل های انسانی برای ساختن یک نظام انسانی دارند .
این بحث زمانی جدی تر میشود که شماری ها مانند آدرنو و هورکهایمر(48) : معتتقد اند که تاریخ تمدن بشریت از زمان ادیسون تا به امروز تاریخ نفی اشتیاق های فرد برای ادامۀ بقا و حفظ هویت است . این سوال تا امروز مطرح است که چرا ادیسون به سوی آواز (بطرف زیبایی ) نرفت . به اساس اشارۀ کتاب "دیالکتیک روشنگری"گذر کشتی ادیسون از کنار جزیره گذر تاریخی بشر از اسطوره به منطق است . ادیسون اولین کسی بود که با منطق خود در مقابل قدرت و سرنوشت اسطوره یی (جذابیت آواز ) مقاومت کرد وقربانی آن نگردید . بنابر این سرنوشت بشر از زمان ادیسون در مسیر اشتباهی در مسیر قدرت و نه هنر قرار گرفت . ادیسون در دکل کشتی بسته است و از شنیدن صدا از جزیره حظ می برد ؛ ولی ملوانان پارو میزنند وبه راۀ خود ادامه میدهند . به نظر نویسندۀ کتاب این نمایش در کشتی تا امروز ادامه دارد : کارفرما(بروژوا) امروز مانند ادیسون ، در بند به زنده گی خود ادامه میدهد وکارگر ها (ملوانان) هم نمی شنوند وفقط باید کار کنند . پس در چنین ساخت و سازاجتماعی رسیدن به نظام ایده آل خیال است و محال . در چنین نظام ها نه تنها هویت ها حفظ نمی شوند ؛ بلکه درهیاموی رقابت سرمایه داران و زمامداران با از دست دادن بالنده گی فرهنگی از هم می پاشد . در نتیجه هویت های به زنجیر بسته "یالکتیک روشنگری" به جنگ با یکدیگر میروند . بویژه که اکنون لبۀ تیز جهانی شدن بصورت مستقیم متوجۀ هویت و فرهنگ است .
در کنار این اختلافات ، روش ها و طرح های اقتصادی و سیاسی متفاوت نیز به گونه یی موانع و دیوار های عبور ناپذیر را بروی جوامع بشری خواهد ایستاد تا رسیدن آنها را به نظام ایده آل انسانی سد نماید
تجربۀ آشتی ناپذیری انقلاب های اجتماعی با شرایط قبلی ونبود ارتباطات زنجیره یی بین آنها از نگاۀ عوامل و اثر گذار ها یک نوع فضای ناسازگاری و ناهماهنگی را ایجاد مینماید است که قیام های بشری را با وجود وجوۀ اشتراکات ، از یکدیگر فاصله میدهند و به نفی یکدیگر می پردازند . نتیجۀ محتوم آن آسیب پذیری ایده آل های انسانی را در بر دارد .
گوناگونی خواست ها و آرزو های بشری در هر مقطعی از تاریخ و تغییر نیاز های او نظر به تغییر شرایط زنده گی خود مانعی است ، برای دستیابی او برای نظام دلخواه اش .
تاکید یک جانبۀ عوامل اقتصادی ، سیاسی ویا اعتقادی در مقوله های زیربنایی و روبنایی تکامل جامعۀ بشری از سویی هم در هر برهه یی از زمان این ایده آل های انسانی وعدالت پسندانۀ دانشمندان شکار زمامداران قدرت طلب شده است . از همین رو داستان زنده گی انسان مظلوم سیاهه یی از قربانی داد در پای بیداد است و هر از گاهی داد قربانی جنگ مذهب برضد مذهب وا یده ئولوژی بر ضد ایده ئولوژی شده است . انسان مظلوم تنها با این ترفندهای خطرناک مواجه نبوده ؛ بلکه از این هم خطرناکتر به چپاول رفتن آرمان او بوسیلۀ عناصر فاسد و قدرت طلبی است که به بهانۀ وارث قیام مردمی ، آرزوهای مردم را به چپاول برده و سرنوشت آنها را به بازی می گیرند . از همین رو در هر برهه یی از زمان داد خون میدهد ولی بیداد بر فراز تن های از هم پاشیده و استخوان های چوبین آنها فرمانروایی مینماید . با این عمل تراژیدی غمبار انسان را به بهانۀ عزا گیری مظلومین تاریخ بیشتر تداوم می بخشند تا باشد که باز هم قابیل تاریخ با صدار قار قار خود انسان مظلوم را به فریب جدید بکشاند .
از آنرو بسیاری متفکران داستان زنده گی غم انگیر انسان مظلوم را برای تحقق نظام ایده آل انسانی به رویایی تعبیر کرده اند که نه تنها تفسیر آن روشن نیست ؛ بلکه جامۀ عمل بخشیدن به آن امری به کلی ناممکن حساب شده است . بویژه در جهان رنگارنگ کنونی که در عقب هر رنگ آن صد ها رنگی پنهان و با همه شگفتی ها تحولات سریع را پشت سر میگذارد . انسان هم در این گردونۀ تغییر ناخدایی را ماند کشتی خویش را گویا به توفان داده و نمیداند که به کدام ساحلی برود تا دمی آرامش را بدرقه نماید واز امواج سرمست و شتابان آن اندکی دم آساید . در این حرک سریع سیر با آنکه شاهد آگاهی ، اراده و اختیار را در بغل دارد ؛ ولی چنان در امواج افتاده وشتابان برای نجات خود دست و پا میزند که اندکی هم برای به کار بردن شاهد مقصود فرصت ندارد . در این جهان مکارۀ توفان خیز و مواج چنان خویش را در معرض دگرگونی می یابد که بدون هرگونه دست یابی به ایده آل گذشته ، ایده آل جدیدی دست و پای او را سخت تر می بندد و در تب و تاب آن بیشتر می سوزد . تحول و تکامل بشری که قرائت های جدید از ایده ئولوژی ها را می طلبد ، این خود بر پیچیده گی ایده آل ها می افزاید که قرائت های جدید از هر ایده ئولوژی چند پارچگی ایده ئولوژی ها را در قبال دارد که این نیز به نوبۀ خود حادثه آفرین و حیرت گستر است .
آنچه در این راه از همه پیچیده تر است ، همانا تغییر و تحولات سریع و نو به نو جهانی است که هر آن ایده آل ها را تحت تاثیر در آورده و گلیم ثبات از آنها را می روبد . با روبیده شدن چنین گلیمی طبیعی است که ثبات رسیدن به هر گونه نظام ایده آل هم قربانی باد بادک تغییر میگردد . از همین رو است که نظام ایده آل برای همیش رویای بی تفسیرو تحقق ناپذیر برای بشریت خواهد بود که بدون هرگونه دستیابی به آن هر لحظه در تب و تاب آن خواهد سوخت . هرگاه انسان با ارادۀ آهنین پشت نماید و قدرت جادویی خویش را به هیچ بگیرد ، مسؤولیت را که عصای استقامت و پایداری در هنگام تحول است ، کنار گذارد ، در این صورت سرنوشت محتوم او در دستان تغییر به مثابۀ مومی هر آن در حال شکل تازه گرفتن خواهد بود و به گونۀ موجود بی اراده یی به هر سویی زده خواهد شد تا به چاله یی افتد که مجال تپیدن را برای همیش از دست بدهد . گرچه تا امروز بشریت آرمان نظام ایده آل را با همه تپیدن ها و تلاش هایش با خویش در گور برده است و با جاری ساختن آسیاب های خون در پای زورمندان و ستمگران گیتی با خط کشیدن به سوی شفق تاریخ دلخوش کرده است ؛ ولی یک چیز معزز و ارجمند را از خود به یاد گار مانده است که همانا مبارزه و نبرد تسلیم ناپذیر در برابر جور است که درس آموزنده ییرا برای آزادی خواهان و عبرت حیرت آوری را برای آزادی کشان جهان به یاد گار گذاشته است . آری با این همه نارسی ها و دور رسی ها برای نظام ایده آل چه زیبا است ، ریختن خون در پای درخت تنومند و پرشکوۀ آزادی که هر دژخیمی را لرزانده و با سبز گردانیدن نهال کوچک رهایی در واحۀ زور آزمایی های پرتلاطم نبرد درفش رزم آوری ها را بر سریر آن نهال کوچک وعزیر برای همیش به اهتزاز در آورده است .
اندیشۀ نظام ایده آل که از فلسفۀ بازگشت ناپذیر نبرد حق بر ضد باطل آب می خورد و در چشمه سار شفاف آن پرورده میشود ، با همه ناکامی ها زمانی بالنده و شگوفا به حرکت به پیش ادامه میدهد که راهیان آن خالی از هر نوع دغدغه یی منزل دراز را با قبول نرسیدن های زود هنگام به استقبال گرفته و بدون اندکترین دلهره یی به پیش می تازند . این در حالی ممکن است که چنین اندیشه یی ریشه در پهنای فرهنگ نیرومند و معنوی پروری داشته باشد که فنای خویش را در بقای دیگران جستجو نماید . در این راه جهان بینی آگاهانه و جهت دار نه تنها مبارزه را با همه ناکامی هایش معنا می بخشد ؛ بلکه با دمیدن روح شادابی و طراوت دمبدم نهال استقامت وپایداری را در شیله های قلب انسان می رویاند و روح او را بالنده تر و پر تحرک تر نگاه میدارد . به هر ترتیبی که باشد این روح عصیانی گرچه سر های سبزی را به باد میدهد و از هیبت و عربدۀ آن هر ستمگری آرمان آه گفتن این رزم آوران را با خود به گور می برد ؛ ولی
با همۀ این دشواری هاییکه در بحبوحۀ آن اراده در پای جوشش و کشش شور آفرین قامت افرازی می کند باز هم ایده آل های زیبایی زمینۀ عملی پیدا نکرده و بی آنکه راهیان آن اندکی طعم شیرین پیروزی در بستر ایده آل های خویش را بچشند ، سر در نیام خام می کنند که این سربازی ها در بسیاری موارد بازی با سرنوشت و حتا دیوانگی تلقی می شود ؛ ولی یک چیز از عمق آن خود نمایی دارد که همانا شعله ور بودن جاذبۀ انسانی است که به مثابۀ رود خروشان فرا راۀ انسان جاری میگردد و انسانهای افتیده را به تکان ، نشسته را به قیام ، خوابیده را به خروش و ایستاده را به قیام وامیدارد . وه که چه بی معنا و بیهوده است ، زنده گی ییکه چنین شوری در سر ندارد و مانند هیکل بیروحی بی تفاوت در برابر همه چیز به نام انسان خود نمایی مینماید . به یقین اگر چنین شور به خواهی و دگر خواهی وجود نمی داشت ، امروز بشر شاهد اینچنین تحول ، تغییر وتکامل نمی بود . این گردونه ییکه جز میگردد و دیگر هیچ نمی داند ، درهر چرخ موجودات بدون مسؤولیتی را از آنسو بدان سوی حمل میدارد و بس . در این صورت هر گونه عشقی برای حیات خواهد مرد و معنای عشق برای زیستن با این عظمتش در اصل مفهوم پیدا نمی کرد ، چه رسد به اینکه عشق انسان داشتن به بحث گرفته شود و معنای حیات در برج وباروی آن به کنکاش گرفته شود .
چه بهتر از اینکه در بستر سیال و پر جاذبۀ چنین عشقی به یاری عقل ، ناب ترین ایده های انسانی به بار و برگ بنشینند و نظام واقعی یی بر پایۀ آن برقرار گردد که پاسخگوی راستین نیاز های مردم در صورت ممکن در سراسر جهان باشد ؛ اما پرسش بزرگتر این است که چگونه نظامی و بر پایۀ چه اندیشه یی که دغدغۀ پایان ناپذیری برای تمام عصرها و نسل ها بوده است . نظامی که ماهیت فراملی ، فراهویتی ، فرافرهنگی ، فراارتباطاتی و بالاخره فرا ایده ئولوژیکی داشته باشد ، در ضمن جامع فرهنگ ها، هویت ها ، ملت ها و ایده ئولوژی ها باشد وبالاخره هر ملتی با هر فرهنگی و هویتی خویش را در آن نگاه کرده بتواند . نظامی که آمیزه و تبلوری از فرهنگ های گوناگون برتر و نا برتر باشد و نشانیکه هیچ کس تا کنون آنرا هدف نگرفته است و هرکس در یکی از وادی های پرپیچ آن لالهان و سرگردان است . باز هم برای آخرین امیدواری به امید رسیدن به چنین روزی گام ها را هر چند دشوار است ، فراختر برداشت و درخت تنومند وزیبای زنده گی را آبیاری کرد و بارور تر گردانید .
با وجود دشواری هاییکه بر سر راۀ انسان ایده آل و ایده آل های انسانی او وجود دارند . نقش سازنده و فعال عقل را در این بستر پر تب و تاب تمی توان به هیچ گرفت . خرد که عصای نیرومند انسان برای شناختن مجهولات است . کلک هوشمند خرد با همه دشواریی که با آن روبرو است ، جرئتمندانه به پیش میتازد و با گشودن باب های تازه تر قندیل های نورانی را بر برج و باروی مجهولات روشن مینماید تا با تابیدن در عمق آنها هرچه بیشتر از وسوسۀ بشر پیرامون پدیده های مختلف هستی بکاهد . با آنکه در پیشروی این پرسش : آیا عقل قادر خواهد بود تا به همه پرسش های انسان در مورد هستی پاسخ بدهد ؟ هنوز بصورت سوالی خود نمایی دارد . البته با این ادعا که دسترسی های دیر پای عقل به انبان آگاهی سبب قضاوت شتاب آلود آن در مورد شناخت هست می شود و از طرفی هم نقص و کمبودی عقل و تکامل آن در بستر تحولات اجتماعی ، سیاسی ، تاریخی ، جامعه شناسی ، علمی ، فلسفی و فناوری ها درکنار شتابزده گی های حریصانۀ انسان رسیدن او را به شناخت واقعی به نحوی مهمیز مینماید . این مهمیز های پیهم است که پای استدلال عقل را در شماری موارد چوبین میسازد ؛ ولی باز هم نمی توان نیروی خارقۀ عقل را در بستر عقلانیت کم گرفت و از اعجاز آن چشم پوشی کرد . از مقایسۀ هزار سال پیشتر با 500 سال پیشتر و با صد سال پیشتر و بالاخره امروز به خوبی آشکار می گردد که چگونه عقل در دهلیز تاریخ تکامل بشری پس از پیمودن راۀ پر فراز و نشیب تا بدین جا ها رسیده است و دستارد های شگفت آوری را به ارمغان آورده است . حالا که هنوز هم هنوز است ، فردا های زیادی در پیشرو و تیز گامی های تند هوشانۀ خرد هم در راه . پس از همین اکنون آشکار است که خرد در آغوش پر هیمنۀ خرد گرایی به کجا هایی از ناکجا آباد ها منزل دارد . کشفیات جدید علمی افسانه های دیروز را به واقعیت مبدل کرد و چه شگفت آورتر این که به یاری عقل افسانه های امروزی در فردا ها به واقعیت های انکار ناپذیری بدل شوند . دستان نورانی عقل در آسمان پر ستارۀ آگاهی به گونۀ زنگوله های هوشمند هویدا شده و فتوای زمامروایی خرد را صادر نماید . نیروی انسانی را به نمایش بگذارد که با آمیختن یافته های عرفانی ، باور های دینی ، استدلال عقلی و یافته های شهودی و یا به سخن دیگر با آمیزش عقل ، عشق و وحی به قول مولانای بزرگ " آنچه اندر وهم ناید آن شود "
این بدان معنا است که با دست یازیدن به انبان عشق نمی توان عقلانیت را کنار گذاشت ، با خردگرایی بدرود گفت و دست از اندیشیدن برداشت . درحالیکه تفکر و اندیشه معنای واقعی انسان را در کرانۀ ناپیدای هستی میرساند و به قول اقبال لاهور متفکر مشرق زمین :
موج زخود رفته یی تیز خرامید و گفت هستم اگر میروم گر نروم نیستم
این موج در واقع اندیشۀ انسان را ارایه میدارد که هستی او را رقم زده است . در واقع این اندیشه هست که ارادۀ انسان از آن آبیاری شده و مسؤولیت را در وی رقم میزند که میزان موج خیزی هایی انسان در دایرۀ هستی رابطۀ گسست ناپذیری با خروشنده گی اندیشۀ او دارد .
با به قول مولانای بزرگ روم :
ای برادر تو همان اندیشه یی مابقی تو استخوان و ریشه یی
آری این عارف شوریدۀ شرقی چه شعر زیبایی سروده و چه حرف بجایی گفته است و هستی خود وانسان را پیشتر از" کانت" که میگفت " چون می اندیشم ، پس هستم " ، در اندیشه دریافته بود و مفهوم اصلی انسان را در اندیشه دریافته بود .
پس باید دامن اندیشه را هرچه باید گسترد و به پهنایی رسید که در گذشته ها جابلسا و جابلقای تفکر و گویا ناکجا آباد اندیشه گفته میشد . امروز انسان ملتفت شده است که عقل و خرد فعال او را به مرز های ناپیدای آن ناکجاآباد مجهولات رسانده و باب های تازۀ آگاهی را دق الباب خواهد کرد . تنها با گسترش دامن بزرگ اندیشه است که بعد از به بار و برگ رسیدن نهال آگاهی درفش با وقار و شگوفای عقلانیت را در سرزمین خرد می توان ، به اهتزاز درآورد .
با آنکه وحی و عقل در هر برهه یی از تاریخ به نحوی باهم افتاده و با یکدیگر در ستیز بوده اند و عشق هم به نسبت همسویی اش با وحی و گریزپایی اش از عقل که پای استدلال را چوبین بر می شمرد ، در شماری موارد مورد نفرین عقل قرار گرفته و عشق هم از پا نایستاده و عقل را در قضاوت های نارسا و شتاب الودش در مورد مسایل گوناگون اجتماعی به نکوهش گرفته و به خطا ناپذیری و لجاحت ورزی اش متهم کرده است . بویژه آنزمان که پای ایثار در میان بوده و عشق جاذبۀ کافی برای حضور یافتن در معرکه های اجتماعی را از خود نشان داده و عقل را در وادی اضطراب و دلهره سرگردان نموده است .
از همین رو در طول تاریخ کمتر فلاسفه و دانشمندانی بوده که بحیث رهبران و قایدان آزادی و رهایی انسان از زیر بار استبداد ، خرافات و جهل بر ضد حکام مستبد و جبار قیام کرده اند . بار این مسؤولیت عظیم را بیشتر مصلحین و رهبرای سیاسی و اجتماعی یی بدوش کشیده که نه چندان فیلسوف و نه چندان دانشمند بوده اند . از یک نگاۀ تند بر رویداد های تاریخی و حضور رهبران گوناگون سیاسی و اجتماعی در کشورهای مختلف جهان به خوبی آشکار می شود که رهبران و ناجیان واقعی ملت ها را از دستۀ دوم بوده اند .
با این همه افتادن ها و ناسازگاری های عقل و وحی در شماری موارد ، به نحوی جاذبۀ عشق آتشین در بستر هر دو زبانه می کشد که سبب ایجاد دو گونه گرایش دنیا گرایانه و آخرت گرایانه در تاریخ مبارزات بشری گردیده است . در درازنان تاریخ به گونه یی دو گرایش دنیاگرایانه و آخرت گرایانه در میان فلاسفه ، دانشمندان و مصاحین و مبارزین بزرگ اجتماعی به ظهور رسیده است . از همین رو بسیاری از صاحب نظران از جمله مرحوم علی شریعتی ، پیامبران را ابراهیمی و غیر ابراهیمی دسته بندی کرده است . به این سلسله شماری از مصلحین بزرگ اجتماعی مانند لائوتسه وکنفسیوس را نمایندۀ پیامبران ابراهیمی عنوان نموده و با اشاره به دو گرایش فکری در جهان لائوتسه را نمونۀ فکری دنیا گرا و کنفسیوس را سمبول فکری آخرت گرا عنوان کرده است . اینها در قالب اندیشه های خاص شان طرح هایی متفاوتی از نظام سیاسی داشتند که با پیاده شدن آنها رستگاری بشر را پیش بین بودند .
تلاش هر دو تا رسیدن به نظام ایده آل انسانی ادامه خواهد یافت . تلاشی که با تغییر و تحول رنگا رنگ و سریع هر روزه در جهان چندان سر آشتی ندارد ؛ زیرا پیش از رسیدن به مرزی از ایده آل ها ، ایده آل های جدیدی به سراغ انسان آمده و ذهن او رابیشتر از گذشته وسوسه مینماید . این وسوسه ها به مثابۀ دل مشغولیت های همیشگی هر زمانی او را به خود مصروف خواهد نمود وبس . با این همه دشواری ها بازهم اندکی نباید ایستاد و از اندیشیدن باز ماند . دامن اندیشه را هرچه بیشتر گسترد تا به پهنای فراختر آن گام گذاشت و با دستیابی به کرانه هایی از ناپیموده شدۀ آگاهی به کشف مجهولات بیشتر دست یافت و بالاخره دست کم زمینۀ آشتی عقل و وحی را در بستر شور آفرین عشق به جستجو گرفت .
منابعی که از آنها استفاده شده :
-
برای معلومات مزید رجوع شود به کتاب "طبیب فرعون"
2- www.kasbarg.com/topic 310250
3 - ahmadrezataheri.blogfa.com/post-80.aspx
4 - www.ismajma.com/vb/showthread.php?t ...
5 - hami85.blogfa.com/post-28.aspx
6 - ana789654.blogfa.com/post-44.aspx
10 - fa.wikipedia.org/wiki/ 1- www.ajayeb.ir/mani/index.php
11- fa.wikipedia.org/wiki/ i
3- www.farhangsara.com/fmani.htm
12 - ابوالقاسم اسماعیل پور ، اسطورۀ آفرینش در آیین مانی ، انتشارات کاروان ، صفحۀ 23
13 - ابوالقاسم اسماعیل پور ، اسطورۀ آفرینش در آیین مانی ، انتشارات کاروان ، صفحۀ 29
7 - تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی، برگردان مرتضی ثاقبفر، نشر ققنوس، چاپ یکم،۱۳۸۳ . ISBN 964-311-436-8 ، ص۸۶ .
8 - fa.wikipedia.org/wiki/
14 - رجوع شود به سیر حکمت در اروپا نوشتۀ مرحوم فروغی
www.geocities.com/zaermiri/ind - 15
16 - forum.pezeshki.info/show_article.php
17 - iran emrooz©1998-2008 و
info@vahik.info
18 - http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA
19 - (iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2008 ، info@vahik.info
fa.wikipedia.org/wiki/ - 20
aneshnameh.roshd.ir/.../mavara-index.php?...
?...
daneshnameh.roshd.ir/.../mavara-index.php
www.iranika.ir/...fils/arashmidos.htm -
www.hamkelasy.com/content/view/75/33/
www.irib.ir/amouzesh/.../Archimedes.htm
www.ajayeb.ir/archimedes/index.php
www.kanoon.ir/misc/news/fullnews.aspx?...
spidermard.wordpress.com/2009/03/.../density/
21 - www.noormags.com/.../ViewPages.aspx? ..
22 - زنده گی شان سالهای پنج قرن پیش از میلاد میرسد
23-http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA»
24 -
«http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-
25 - http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA»
26- www.mehrnews.com
27- همان منبع
28- فاعتبروا يا اولي الابصار? و ?اولم ينظروا في ملكوت السموات و الارض و ماخلق الله من شي ?.
gofte-goo.com/info/?p=102 29 -
www.hamshahrionline.ir/.../1385/.../_idea.htm -
30 - shk_ir@yahoo.com
31 - ketabname.com/main2/identity/?serial ...
fa.wikipedia.org/wiki/
www.persian-language.org/.../AsarAdabiat.asp
32 - http://www.armans.info/gallery/admin/.pdf-files/taqawi_ebn_e_kheldoon.pdf
33 - iran emrooz©1998-2008 ، info@vahik.info
34- www.zendagi.com/new_page_1290.htm
www.iranianlawyers.com/spip.php ?...
fa.wikipedia.org/wiki /
35- fa.wikipedia.org/-
36 - om/fa/index.php
37 - http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA
38 - http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA
39- http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA
40 - (رجوع شود به کتاب : بریه، 1374: ص11-24)،
41 - (رجوع شود به کتاب : بریه، 1374: ص11).
42 - www.noormags.com/.../ViewPages.asp
43 - (آلستون، 1376: ص20Alston 1967; ).
44 - www.noormags.com/.../ViewPages.asp
45 - (جان هیک، 1381: ص17).
46 - (آل عمران (3): 19).
47 - ( Smart, 1376: pp. 6-11
48 - سایت chunbin.net ؛ ملت ، شمارۀ 144 ، 10 اگست