مقالات منتشر شده در این سایت، بازتاب نظریات نویسندگان ان بوده و اداره سایت مسولیتی در قبال انها ندارد و کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد
لینکها
 
هرطرح امریکایی چه منطقه یی وغیرمنطقه ییاوضاع افغانستان راپیچیده ترمیسازد
کاتب هزاره
دای کندی
NOMA
آریائی
مقالات داکتر همت فاریابی
داکتر سیما سمر
همگام با عدالت
همسفر
سمنگان
 
لینکهای مفید
 
جستجوگر
براي جستجو در موترهای جستجو  واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد

 
تعداد بازدید کنندگان
 

مهرالدین مشید

هرطرح امریکایی چه منطقه یی وغیرمنطقه یی
اوضاع افغانستان راپیچیده ترمیسازد

حالاکه بحران امنیتی ، سیاسی و اقتصادی در افغانستان در زیر چتر فاسدترین حکومت از جمع پنج نظام فاسد در سراسر جهان سر به اوجها نهاده است . اوضاع نابسامان اجتماعی به مثابۀ کابوسی بر روان افغانها چه در داخل و چه در خارج کشور سایه افگنده است و اندیشۀ رهایی کشور از آشوب کنونی به مثابۀ وسوسۀ پایان ناپذیر ،مشغلۀ فکری هر افغان با احساس و وطن دوست را تشکیل داده است . این وضعیت ،هر افغانی رانگران گردانیده است تا برای رهایی کشور از بن بست کنونی راهی را جستجو نمایند و با ارایۀ طرحها و برنامه های اصلاحی نقش انسانی و ملی خود را در قبال مردم و وطن خود ادا نمایند. در میان این همه تلاشها سوال مهم این است که چه طرحی و از سوی چه شخصی و گروهی میتواند حلال دشواریهای موجود در کشور باشد و کدام نسخه های صلح قابل دقت و تامل است . این موضوع بویژه برای مردمی مهم و حیاتی است که خارجی ها طی قرون متمادی تاریخ بویژه در سه دهۀ اخیر با ارایۀ طرحهای گوناگون به اشکال  مختلفی سرنوشت آنها را به بازی گرفته اند و هیچ یک از آنها نتوانسته اند،  گره گشای چالش های دشواری باشند که مردم افغانستان را سخت دست و پاگیر کرده اند. هرگاه طرحهای صلح برای افغانستان را از طرح کوردویس در دهۀ هشتاد در زمان تهاجم شوروی به افغانستان تا طرح  پنج  فقره یی سازمان ملل متحد  زیر نظر بنین سوان نمایندۀ خاص سرمنشی ملل متحد در امور افغانستان درزمان سقوط حکومت نجیب و طرح اسلام آباد زیر نظر نوازشریف به اشتراک رهبران مجاهدان و نفی طرح بنین سوان و نشست های بگرامی و سروبی میان مسعود و حکمتیار با پادرمیانی حمیدگل رییس استخبارات پاکستان ، اعجازالحق فرزند ضیاالحق و دیگر مقامات پاکستانی در سایۀ زدوبند های نظامی و سیاسی تا ایجاد جنبش طالبان به کمک مالی و تسلیحاتی عربستان سعودی و امریکا و حمایت های لوژستیکی ، سیاسی و نظامی اسلام آباد تا توافقنامۀ بن هرکدام مورد مطالعه قرار بگیرند و در هر یک نقش بیگانه ها به مثابۀ تصمیم گیرنده گان اصلی به بررسی و تحلیل گرفته شود ، اندکی راز پشت پردۀ این مذاکرات برملا خواهد گردید که چه دستان نیرومندی  در عقب این مذاکرات زیر نام "صلح" در کار به برده کشیدن ملت افغانستان نقش های شیطانی را بازی کرده اند. این طرح ها هیچ کدام نتوانست ، دراز راۀ بن بست در معضلۀ افغانستان راچه درزمان تهاجم شوروی سابق وچه درزمان تهاجم نظامی پاکستان زیرنام تحریک طالبان و چه در زمان تهاجم امریکا زیر عنوان فیصلۀ شورای امنیت ملل متحد هموار نماید. هرگاه روی چند و چون طرح های یادشده ترکیز شود، به خوبی دریافته خواهد شدکه علت اصلی ناکامی طرح های یادشده بیرون محوری آنها بوده است که باهمان شتاب که بافته شده بودند ، باهمان سرعت از هم پاشیدند و گاهی هم با وجود نتایج در نزدیک مدت، بزودی در درازمدت کارآیی خود را ازدست داده اند. علت نتایج مقطعی آنهاهم حجمی از شتابزدگیهایی بوده که در مواقع خیلی دشوار، آشوب بار و اضطراب آلود به راه افتاده بودند که در مقطع خاص و شرایط ویژه کارآیی خود را داشته و به مجردیکه شرایط خاص عوض گردیده است ، در نتیجه پاسخگوی شرایط تازه نبوده ، از سویی به صورت گسترده و همه جانبه ظرفیت حل قطعی اوضاع سیاسی و نظامی کشور و از سویی هم ظرفیت جوابگویی نیازهای واقعی و اساسی مردم رانداشته و از کار افتاده و تنها به شکل سیاهۀ درکاغذ ها باقیمانده اند.
علت اصلی شکست و ناکارآیی طرح های یادشده وابستگی آن به کشورهای خارجی بوده که بیشتر زیر نفوذ مستقیم خارجی ها رقم یافته  بودند . از همین رو همه یکسره به موزه های طرح های سیاسی جهان سپرده شدند.
حالاکه برشانه های مردم ما هنوز سنگواره های توافقات بن سنگینی دارد و درد جانکاۀ ناکارآیی ها و ناتمامی های آنرا برپشت و پهلوی خود احساس مینمایند و باچشمان باز میبینند که چگونه فاجعه ها را بدنبال خود آورده است . نه تنها فاجعه حتا بزرگتر از فاجعه به مثابۀ تراژیدی دردناکتر از هر فاجعه یی سرنوشت مردم ما را به خاک و خون کشانیده است . در این میان نفوذ استخبارات پاکستان در هر طرحی با حضور قدرتمند امریکا مشهود است . امریکایی که در زمان کلنتن تنها با اشتراک نکردن در بازیهای المپیک روسیه درسال 1979با روش سازشکارانه بعد از عقد چندین قرارداد با وزارت خارجۀ رژیم تحت الحمایۀ مسکو اعتراض خود را در برابر تهاجم شوروی نشان داد و بارویۀ غیرفعالی نظاره گر انتقامجویی های خود از شوروی سابق ازجنگ ویتنام بود و بعد ها در زمان حکومت های ریگان و پدر بوش با سرازیر نمودن اضافه تر از پانزده بلیون دالر برای مجاهدین از طریق پاکستان ، استخبارات این کشور را دست بازی برای مداخله در امور افغانستان داد. امریکا با توجه و آگاهی از سیاست های ضیاالحق در رابطه به افغانستان از او حمایت آشکاری به عمل آورد و از آن وقت تاکنون امریکا سیاست های خویش را در قبال افغانستان از دید پاکستان عملی مینماید.از همین رو اعطای کمک های مالی ده ملیارد دالری امریکا برای پاکستان بعد از کمپاین مبارزه با تروریزم را شماری کارشناسان یک نوع تقویۀ غیر مستقیم طالبان خوانده اند. اردوی پاکستان از مصارف این پول ها اسناد شفافی در دسترس ندارد که جنرال های پاکستانی این پول ها را چگونه به مصرف رسانیده اند. پاکستان بویژه منابع استخباراتی آن چنان نفوذ وسیعی حتا در سطح منطقه دارند که هیچ طرحی را نمیتوان بدون نقش این کشور قابل پیریزی دانست. حضور و نفوذ استخبارات پاکستان در قضایای افغانستان در بسیاری موارد چنان چالش آفرین است که هرطرح ملی را برای حل منازعۀ افغانستان عقیم مینماید. با تاسف استخبارات پاکستان به کمک امریکا چنان در کشور ما دست بالایی دارد که دست پیشدست ترین استخبارات جهان را پیش از رسیدن در این کشور از آرنج قطع مینماید. هرگاه سرنخ رابطۀ استخبارات پاکستان درمیان رده های بالای سیاستمداران و رهبران افغانستان بازشود . شاید این گزارش  نویسندۀ "نبردباسایه ها"(1)به نقل ازیکی ازوزرای پیشین طالبان که درموردحقانی چنین نوشته است : "حقانی نورچشمی آی اس آی است ، کارمندان ارشد آی اس آی هر چند گاهی از مراکز و پایگاه های او دیدن مینمایند ، اردوی پاکستان ازتمام مخفیگاه های طالبان ومحل سکونت آنها آگاهی کامل دارد، هرزمانیکه خواسته باشد، رهبران طالبان رامیتواند ، دستگیرنماید و این برای اوقابل شگفتی نیست ".رابتوان برمصداق سخن " مشت نمونۀ خروار" تلقی نمود.
با نگاۀ دقیق از تحلیل مرزا سلیم بیگ (2) رییس ستاد ارتش سابق پاکستان از حادثۀ  ممبی به خوبی میتوان میزان آگاهی و نفوذاستخبارات این کشور را در افغانستان دریافت و از اهدف درازمدت این کشور در این کشور و کشور های منطقه آگاهی حاصل کرد .  اسلم بیگ که 39 سال در اردوی پاکستان خدمت کرده است و بعد از مرگ ضیاالحق سمت لوی درستیز این کشور را برای سه سال داشت در انتقال قدرت از نظامیان برای غیر نظامیان با آمدن بوتو نقش داشت. وی دراین تحلیل دیدگاۀ خود را پیرامون نقش استخبارات هند متمرکز گردانیده است و در رابطه به سازمان " سافرون" سخن رانده است و این سازمان را همانند هتلر، استالین یا موسولینی نیرویی فاشیستی خوانده است و میگوید از ایدئولوژی یی موسوم به " هندواتوا" بهره میگیرد.دست آنها را در حادثۀ ممبی دخیل میداند.
با توجه به نفوذ انکار ناپذیر استخبارات جهانی  مانند سازمانهای جاسوسی سیا ی امریکا، را و هند، ام آی – 6 انگلیس  ، بی ان دی آلمان، موساد اسراییل ، آی اس آی پاکستان، ته ماندۀ کاجی بی سابقه در پوشش استخبارات روسیه در افغانستان به مشکل میتوان طرحی را در کشور بدور از سایۀ نفوذ استخبارات یاد شده پیریزی و عملی نمود.
برای کارآ بودن و ملی بودن هر طرحی قبل از همه بدور نگاه داشتن آن از نفوذ خارجی ها لازم است ؛ زیرا نفوذ خارجی ها در هر طرحی از وزنۀ جامع بودن و صبغۀ ملی بودن آن میکاهد. در حالیکه میزان موثریت عملی شدن هر طرحی در درازمدت و استرتیژیک جامع بودن آن است که ناگزیری اجماع ملی را در پی دارد و زمانی طرحی دراز راۀ بن بست آفرین اجماع ملی را موفقانه طی نمود. در اینصورت بخش مهمی از کارهای دشوار که همانا سهمگیری همه ملیت ها، گروه ها و اقوام ساکن در افغانستان را در چوکات وحدت ملی واقعی در راستای چنین طرحی به نمایش میگذارد، انجام خواهد یافت . گذشتن هر طرحی از محک اجماع ملی در سطح بزرگ ملیت ها، گروه ها و اقوام ساکن در این کشور، بخش مهم و اساسی آن است تا بتوان هر طرحی را از دمبریده گی ها در حوزه های گوناگون رهانید.  
حالا زمان آن فرارسیده است که چگونه میتوان طرح جامع و کاملی را برای حل منازعۀ افغانستان پیریزی کرد تا بتوان بصورت قطعی جلو فاجعه های بعدی را در این کشور جنگ زده گرفت. شاید آوردن چند سطری بروی صفحۀ کاغذ ساده باشد؛ ولی آنچه مهم است اینکه با استفاده از چه راهکارهایی به آن بعد عملی بخشید. طوریکه در بالا اشاره شد، بخش مهم هر طرحی گذشتن آن از محک اجماع ملی است . هر طرحی در بستر اجماع ملی مشروعیت پیدامیکند نه در بستر تنگ گروهی ، قومی و حلقاتی .  در قدم اول هر طرح باید راه را برای مذاکره میان مخالفین دولت و دولت افغانستان باز نماید و تا زمانیکه میان این دو جناح درگیرتوافق همه جانبه و کلی یی صورت نگیرد ، هر طرحی فاقد محتوا است . در حالیکه در برابر هر طرحی حضور نیروهای خارجی در افغانستان به مثابۀ دیوار آهنینی ایستاده است. مخالفین دولت هم خروج نیروهای خارجی را در دستور هر طرحی پذیرا شده اند. با این حال هر طرحی باید از زیر عینک سردمداران نیروهای خارجی در افغانستان بگذرد و بویژه مورد قبول امریکا باشد ؛ یعنی هر طرحی در اول باید قناعت جامعۀ جهانی را با توجه به تامین منافع آنها برای خروج آنها از افغانستان فراهم کند و از وسوسه های استرتیژیک آنها در قبال افغانستان دست کم بکاهد تا این طرح در قدم دوم به دست کمی از خواست های طالبان پاسخ درست گفته و زمینه ساز مقدمات مذاکرات میان تمامی جناح ها اعم از دولت ، گروه های سیاسی داخل در قلمرو حاکمیت و طالبان باشد. این در حالی است که هنوز چالش هاییکه در برابر این طرح وجود دارد، به اینجا ها پایان نمییابد و دشواریهای زیادی هنوز در فراراۀ آن قرار دارد که تنها باخروج نیروهای خارجی هم پایان نمیگیرد. همانا چارچوب های کاری این طرح است که در واقع ارکان اصلی آنرا تشکیل میدهد که درشماری موارد قانون اساسی افغانستان به مثابۀ دیوار جادویی دیگر در برابر آن ایستاده میشود، نه تنها دیواری در برابر صلح ؛ بلکه به مثابۀ دیواری پر از بن بست تر از آن در برابر مردم بیچاره و فقیرافغانستان قرارگرفته است ، دیواری به ظاهر خیلی زیبا و باهفت قلم آراسته در میان هواخواهان نظام ریاستی و نظام پارلمانی ، پر از کاستی های نامریی و مملو از تمایلات غرب گرایانه و آذین یافته با 57 پارچه سنگ نبشتۀ جعل و تحریف (به قول داکترمهدی عضولویۀ جرگۀ اضطراری که در مصاحبه با تلویزیون نورین ابراز کرد) آنهم به قصد غلبه بر هواخواهان نظام غیر ریاستی که پیروزی هواخواهان نظام ریاستی رامسجل نمود. این قانون نه تنها یک دیوار نا شکننده در میان ریاستی خواهان و پارلمانی خواهان ؛ بلکه دیواری از آنهم ضخیم تر در برابر منافع مردم و تعالی ارزشهای فرهنگی که هر نوع استفاده جویی ها، خود سری ها، قلدریها و ارزش زدایی را توجیۀ ارزشی میکند و زیر نام مشروعیت یافتن " اقتصادبازار"( بازارآزاد) و" آزادی رسانه ها" در متن این قانون چالش های عجیب و غریبی را فرا راۀ مردم ما قرارداده است . گویا این دو مفهوم فرش جادویی شده است که در هرخانه یی به خود رنگی را میگیرد و حتا بی آنکه بدانی در هر مکانی چون خار در برابر چشمان آدمی سبز میشود. در حالیکه جهان غرب بویژه اروپا بعد از پنج قرن تجارب طولانی و طی نمودن فراز و نشیب های زیاد در بستر تحولات مدنی جوامع گوناگون آن به این مهم دست یافته است و باطرح قوانین متمم و مکمل  از کمی ها و کاستی های آنها  جلوگیری کرده است . با ایجاد سیستم و نظام منحصر به آن جوامع بر بسیاری از چالش ها در این مورد پاسخ گفته است که آنهم جوابگوی نیازهای جامعۀ غربی است با توجه بویژه گی های فرهنگی و مدنی آن که در بسیاری جهات با فرهنگ ما تعارض آشکاری دارد. بگذریم از ده ها و صدها دیوار دیگری چون گرایش های جناحی،  قومی ، زبانی ، فرقه یی و سمتی اعم ازشرقی ، شمالی ، جنوبی و غربی و پاینی و بالایی که هر کدام چون سد محکمی در پیشروی هرطرحی قد بر میافرازند که برداشتن هرکدام تلاشی پیگیر و جدیتی خستگی ناپذیر می طلبد که سنگ های خارای آن "عصای سیاسی را سوزن و بوت های  رهبری" را به پوست سیر مبدل مینماید.
این همه دشواریهایی بلندتر از هرقله یی که در مقابل هرطرحی عرض اندام میکنند. آیا به سادگی میتوان هرکاغذ نبشته ی را طرح ملی خواند و آنرا سندی برای رهایی کشور از بن بست کنونی دانست؟ شاید در حرف پاسخ آن خیلی ساده باشد ؛ ولی در عمل بسیار دشوار و چالش آور خواهد بود. با توجه به چالش های فراراۀ تامین صلح و ثبات در کشور آیا طرح سه ماده یی داکتر عبدالوحید وحید(3)میتواند خار و خس دشواریهای موجود در کشور را یک آن بروبد. وی طرح خود را این چنین ارایه کرده است :
ایجاد جرگۀ انتقالی  که سهمگیری اقشار گوناگون افغانستان را در یک تفاهم مشترک زمینه سازباشد.این جرگه ضرورت نهادهای انتقالی را مطرح کند و تازمانی کارکند که صلح سراسری را د رکشور میسر بگرداند.
این جرگه حکومت را به یک ادارۀ وسیع البنیاد بسپارد تا قانون اساسی را نیز تغییر بدهد. کار تا جایی به پیش برود که  این جرگه به مرکز عنعنه یی ایجاد صلح و ثبات در کشور تبدیل شود . از نظر او انتخابات در افغانستان ممکن نیست و شرایط برای آن آماده نمی باشد . بنا بر این او لویه جرگه را یگانه بدیل ممکن برای حل منازعۀ افغانستان میداند.
گیریم ایجاد جرگۀ انتقالی کار ساز باشد؛با استفاده از چه میکانیزم هایی میتوان چنین جرگه ی را بوجود آورد تا بتواند سهمگیری اقشار گوناگون کشور بویژه نیروهای متخاصم را با یکدیگر دور یک میز بنشاند. در حالیکه این میکانیزم نقش کلیدی را برای فروکش کردن منازعه در افغانستان دارد. بجا خواهد بود تا این میکانیزم بوجود آید و روی آن کار شود. این زمانی ممکن است که امریکا روی منافع استرتیژیک خود در افغانستان تجدید نظر نماید؛ معادلات سیاسی گذشته را مورد تجدید نظر و معادلات تازه ی را با توجه به پرامترهای جدید به بررسی تازه بگیرد. مشکلی که امریکا همین اکنون هم در افغانستان با آن مواجه است و داد و فریاد و بی باوری حامدکرزی هم نسبت به سیاست های امریکا و هم پیمانان او از همین جا ناشی شده است که سر انجام او را با ادارۀ فاسد و مدیریت خیلی ضعیف به طناب دار خشم آلود و نفرت بار ملت برابر کرده است. چنانکه سخن گوی وزارت خارجۀ افغانستان بهین در واکنش به این سخنان،باب دوهوپ شفر منشی عمومی ناتو(4)که وی با انتشارمقاله یی درروزنامۀ واشنگتن پست با انتقاد از دولت افغانستان آن را ناکار آمد توصیف کرده است . وی گفت : دولت افغانستان بصورت تقریبی به اندازۀ طالبان در افزایش شورش ها و اوضاع وحشتناک نقش داشته و به اندازۀ طالبان قابل سرزنش است . وی افزوده است : مسألۀ اساسی درافغانستان نه حضور تعداد زیادی از طالبان ؛ بلکه عدم حضور کارآمد دولت افغانستان و ادارۀ خوب این کشور است و افزوده است که افغانها دولتی در فراخور وفاداری اعتمادشان دارند، در چنین حال توان شورشی هگرفته خواهدشد. وی تاکید کرد که جامعۀ جهانی باید دولت منتخب افغانستان را حمایت نماید و در ضمن یادآور شده که جامعۀ جهانی تلفات سنیگینی را در این کشور متحمل شده است و توقع جامعۀ جهانی از این دولت این است که با اقدام های ملموس و قویتری برای ریشه کنی فساد و افزایش کارآیی حتا در جایی که گزینش های سیاسی مشکل است ، به عمل آوردچنین بود.
وی  (5)گفت که فساد تنها در حکومت افغانستان دخیل نیست ، بلکه فساد در کار موسساتی نیز وجود دارد که با جامعۀ بین المللی رابطۀ تنگاتنگی  دارند و هم افزود که جامعۀ جهانی تفنگ سالاران خاص خود را دارد که آنها برای حکومت افغانستان مشکل آفرین هستند. وی به مبارزه بر ضد فساد از طرف حکومت اشاره کرد و افزود که مبارزه با فساد زمان زیادی رامی طلبد. در سخنان بهین یک چیز صراحت داشت و آن راهکار چند پهلوی امریکا در افغانستان است که در بسیاری موارد دست حامدکرزی را هم از پشت بسته است. برای ایجاد چنین میکانیزمی قبل از همه امریکا باید وادار به تجدید نظر اساسی در استرتیژی زور محورانۀ خود در افغانستان شود. در واقع این میکانیزم است که امریکا با دستیازی به گزینۀ تازه یی موضع دولت کابل را در برابر طالبان بازهم نرمتر و در نتیجه زمینه را برای مقدمات مذاکره میان تمامی نیروهای متخاصم در این کشور فراهم مینماید. این میکانیزم کارد بران تیزی را ماندکه با تانی تمام در برابر تشنج و خشونت های متمادی در کشور"خنجرآبداری" بکشد و به اندام پر خشونت اوضاع این کشور جامۀ زیباییی ببرد.
این جرگه در اولین گام خود با ده ها دشواری مواجه خواهد بود و پیش از رسیدن به مرحلۀ واقعی انتقالی راۀ درازی در پیش خواهد داشت و تنها کوتاه شدن همین راه است که با طی شدن آن مراحل دیگر طرح یاد شده قابلیت عملی شدن را پیدا مینماید. رسیدن به اصل اجماع ملی واقعی در سطح ملی که ممثل راستین ارادۀ مردم افغانستان باشدکه  پایه و اساس هر طرحی همین  سر آغاز کار جرگه خواهد بود. در اینصورت زمینه برای تغییرقانون اساسی نیز میسر خواهد شد و ارادۀ ملی برای هرنوع تغییرات در قانون اساسی بدون مداخلۀ خارجی ها آماده تر و فضای تغییر در آن شفافتر از هر زمانی جلوه خواهدکرد . اینکه این جرگه با چه شرایطی و تحت کدام برنامه یی برای مدتی ادارۀ کشور را تا تحویلی آن به یک ادارۀ انتقالی به پیش خواهدبرد. بازهم نیاز به میکانیزمی دارد که در یک روند سالم زمینۀ پیش بردن ادارۀ کشور را از طریق این جرگه میسر بگرداند تا آنکه همه چیز را آماده برای انتقال به یک ادارۀ انتقال نماید. چیزی که در طرح یاد شده صراحت ندارد، شاید یک نوع سکوت او در مورد نیروهای خارجی در افغانستان است . در حالیکه نحوۀ خروج نیروهای خارجی در افغانستان نقش کلیدی را در هر گونه طرحی دارد که فراخوان اجماع ملی در سطح مخالفان دولت ، دولت و موافقان آن  است . حضور نیروهای خارجی در کشور شاید بازتاب دهندۀ منافع عده یی باشد که قدرت خود را در سرنیزه های آنها می بینند و به نحوی خویش را در استرتیژی آنها در افغانستان شریک میدانند.
در کنار این طرح ، طرحهای دیگری زیر عنوان برگزاری کنفرانس ها و غیره نیز ارایه شده اند که هدف هر یک به  نحوی گشودن بن بست سیاسی کنونی در کشور و تامین صلح و ثبات درآن است. ازآن جمله ازطرح جرگۀ صلح افغانستان (6)به رهبری امین زی نیزمیتوان یادآور شد که  برای حل اوضاع افغانستان با حضور ملاعمر و حکمتیار، خواستار برگزاری یک کنفرانس بین المللی گردیده است . این جرگه  برگزاری یک جرگۀ عنعنه یی ملی را با مخالفان دولت ، طالبان و حزب اسلامی و شخصیت های سیاسی خواستار شده است .
چندی قبل روزنامۀ راۀ نجات (7)به نقل از همایون جریر گفت که قرار است "کنفرانس بین الافغانی" به اشتراک نماینده گان دولت نیروهای مخالف به اشتراک طالبان و حزب اسلامی در یکی از کشورهای اسلامی به کمک مالی افغان های خیر بدون حضور خارجی ها برگزار شود. پیش از پخش این خبر ، خبرنگار بی بی سی در کابل از اشتراک برخی ها به نام رهبران جهادی نیز در این کنفرانس سخن گفته بود .
شماری کارآگاهان سیاسی چالش های زیادی را فراراۀ این گونه کنفرانس ها ارزیابی نموده و امکانات حل اوضاع دشوار افغانستان را در تصمیم گیری همچو کنفرانس ها کمتر می بینند . در کنار سایر دشواریهای نظامی در کشور وجود گروه ها و حلقات گوناگون با اندیشه های متفاوت را از جمله موانعی عنوان مینمایند که بر سر راه این گونه کنفرانس ها قرار دارد ؛ اما باز هم در صورتی که در معامله برای تقسیم قدرت اگر مشی اساسی سیاسی ، فکری و ارزشی در کار نباشد، میتواند گروههای نامتجانس تر را زیر یک چتر جمع نماید که باز هم در درازمدت شکننده به نظر میرسد. 
دراین اواخر غیرت بهیر(8)داما حکمتیار و سابق نمایندۀ حزب اسلامی در اسلام آباد، در یک کنفرانس خبری در لندن از طرح صلحی خبر داد که در آن خواستار تعیین تاریخ برای خروج نیروهای خارجی  گردیده است. وی گفت که نیروهای خارجی قرارگاه های خود را به اطراف شهرها انتقال بدهند و تا تاریخ خروج شان طبق جدول زمانبندی در آنجا ها بمانند. وی افزود در صورتیکه ضرورت به نیروهای خارجی باشد، نیروهای از کشورهای اسلامی به غیر از همسایه ها میتوانند، برای تامین صلح در کشور حضور یابند. وی حکومت انتقالی بیطرفی را پیشنهاد کرده است که برای مدت شش ماه زمام امور را در افغانستان بدست بگیرد. اما وی از چگونگی تشکیل دولت انتقالی و جزییات آن چیزی نگفته است که چگونه و با چه راهکاری میتواند بوجود آید.
هر چه باشد در شرایط  کنونی طرحی شاید بر بن بست های سیاسی و نظامی در کشور پایان بدهد که بدور از نفوذ خارجی ها باشد در کوتاه مدت زمینه ساز گفت و گوی بین الافغانی باشد . از سویی هم در دنیای امروز بریدن رابطه با جهان نا ممکن و حتا حل معضلات ملی کشور ها نیز در چارچوب داخلی آنها نا ممکن به نظر میرسد. بویژه زمانیکه گروه های مخالف با دولت ها چون افغانستان در بیرون از خاک این کشور مجالی برای تربیه، تجهیز و تمویل خویش را دارند. در چنین شرایطی دشواری های ملی کشور ها خود به خود شکل منطقه ی و حتا فرامنطقه ی را به خود میگیردکه حل منازعۀ آن همکاری های کشورهای منطقه را ایجاب مینماید. از همین رو حل منازعۀ کشور هایی چون افغانستان که بحران سیاسی و نظامی آنها تا بیرون از مرزهای آن کشیده شده باشد، برای حل بحران آن همکاری های کشورهای منطقه ی و بویژه همسایه های آن حتمی و لازمی است. در چنین حالتی باز هم به طرح های نیاز است که در یک طرح بازنگری شده ، بتواند زمینه ساز حل نهایی بحران به بن بست کشیده شدۀ کشور باشد.
طرح منطقه یی
از همین رو است که حتا مقامات امریکایی و اروپایی نظر به پیچیده بودن جنگ در افغانستان و اهمیت منطقه ی آن با توجه به  موقعیت استراتیژیک و جیوپولیتیک افغانستان درازراۀ دشواری را برای دق الباب کردن صلح سراسری در این کشور در پیش می بینند و هنوز حتا نتوانسته اند، سیاهه ی را در سطح جهانی ارایه بدهند که بتواند در برابر جنگ و خشونت بدیل خوبی واقع گردد.با وجود تاکید بوش و همپیمانان او بر سیاست های جنگ طلبانه و خشونت بار و گریز او از واقعیت های عینی جهان شماری از سیاستمداران در غرب متوجه شده اند که جنگ راۀ حل نهای معضلۀ افغانستان نه ؛ بلکه مذاکره و مصالحه را کوتاه ترین راه برای رسیدن به کوره راۀ دشوار صلح سراسری در افغانستان بر شمرده اند؛ ولی بنا به تاکید بوش برای جنگ صداها برای حل منازعۀ افغانستان به گونه های مختلفی خفه شد و در نتیجه به بار و برگ نه نشست.  
گفتنی است در اواخر زمامداری بوش صداهای مقامات غربی برای حل منازعۀ صلح آمیزافغانستان بیشتر بلند شد و وزرای دفاع و خارجۀ کشورهای بریتانیا، ایتالیا، آلمان در مصاحبه های خواستار حل صلح آمیز منازعۀ افغانستان شدند و یگانه راه مذاکره و مفاهمه با طالبان را بر شمردند. بعد از آنکه پترائوس به سمت فرماندۀ نیروهای امریکایی در شرق میانه و آسیای مرکزی تعیین شد. طرح او در رابطه به ایجاد"شورای بیداری " در عراق تا حدودی نتیجه داد و توانست در شهر الانبار ،صلح نسبی را برقرار نماید . خواست این تجربه را علیرغم مخالفت پیترمکی وزیر دفاع کانادا (9)با پترائوس که برنامۀ پیاده شده در عراق را یک به یک در افغانستان قابل تطبیق نمیداند ،در افغانستان نیز عملی نماید و سخن از ایجاد لشکر"اربکی" به قول او"محافظت  اجتماعی "درافغانستان زد . وی در این طرح خود برگرداندن شماری فرماندهان طالبان را به زنده گی مسالمت آمیز گنجانیده است. گرچه او(10)بعد تر گفت که هرگونه طرح از جمله گفت و گوی با مخالفان مسلح دولت باید جزو طرحهای افغانستان باشد نه طرح های نیروهای خارجی . وی مشکل موجود در افغانستان را طرح کاهش تعداد آنهایی خواند که باید کشته یا دستگیر شوند و تاکید کرد که چنین طرحی باید پیدا شود. با توجه به این دشواری در جامعۀ افغانی وی میگوید که امریکا نمیتواند تاکتیک های عراق را در افغانستان به کار بگیرد. وی بعد از رای زنیهای زیاد با مقامات کاخ سفید و پیش بینی سیاست های تازۀ اوباما با توجه به مشوره های شماری همپیمان های امریکا بالاخره حل منازعۀ افغانستان رادرطرح " حل منطقه ی " به جستجو گرفت. راپوری را در این زمینه برای اوباما ارایه کرد. چنانکه او (11)در انستیتیوت صلح امریکا گفت که بعد از هفت سال مطالعۀ جنگ امریکا در افغانستان راپوری را برای اوباما ارایه کرده است . بعید نیست که این طرحش حاوی نکاتی باشد که برای حل اوضاع افغانستان کنفرانس منطنقه ی را پیش بینی کرده است . وی (12) در این اواخر گفته است که برای حل بحران افغانستان همکاری های کشورهای منطقه چون ایران ، پاکستان، روسیه و کشورهای آسیای میانه لازمی است . به باور او موضوع افغانستان میتواند، در یک کنفرانس منطقه ی حل گردد در همین راستا بود که در جمع شماری از کارشناسان ارشد امریکایی (13)پیوست که بدین باور اند : " با وجود اینکه کسانی در ایران خواهان حکومتی در افغانستان به شکل طالبانی نیستند؛ ولی هستند حلقه ی در این کشور که میتوانند برای نیروهای ایتلاف  و افغان مشکلات خلق نماید. با وجود این همه دشواری ها میگویند امریکا و ایران در شماری موارد چون جلوگیری از قاچاق مواد مخدر نظر مشترکی دارند و افزوده اند که ایران در عراق هم منافعی دارد، مانند تجارت و زیارت اماکن مقدس عراق از سوی ایرانیها است که از آن گذشته نمیتواند. تلاش های ایران در عراق نتوانست از امضای معاهدۀ استراتیژیک صلح این کشور با امریکا جلوگیری نماید؛ ولی بازهم ایران ناگزیر است تا در سیاست خود در عراق تجدید نظر نماید. پترائوس در این کنفرانس تاکید کرده و افزود که ایران و امریکا در کنار اختلافات شان هدف مشترکی نیز دارند. در همین کنفرانس ،  گفت که او  فردا کنفرانسی در کابل بر گزار و طرح جدیدش را زیر عنوان برنامۀ محافظت اجتماعی در افغانستان تشریح خواهد کرد. . بعد از این حل منطقه ی مسألۀ افغانستان توجه بیشتری را در امریکا به خود جلب نمود بیرابطه نخواهد بود اگر گفته شود که این سخن اوباما (14)که او پروسۀ مذاکرات امریکا با ایران را سرعت خواهد داد تا زمینه را برای حل منطقه ی افغانستان به اشتراک کشورهای همسایۀ آن چون ایران ، پاکستان و کشورهای آسیای میانه فراهم نماید. بسیاری از جریانات در منطقه را تحت شعاع خود درآورده و بسیاری کارشناسان را وادار به تجدید نظر در رابطه به حل موضوع افغانستان نمود. چنانکه  نشریۀ شورای روابط خارجی امریکا از زبان خانم البرایت(15) وزیر پیشین وزارت خارجۀ این کشور نوشت  :" پاکستان مرکز توطئه ها در جهان است . کشوریکه دارای بم هسته ی است و از ثبات خوبی برخوردار نیست . با توجه اوضاع پاکستان و دیگر کشورهای همسایۀ افغانستان ، امریکا برای حل اوضاع افغانستان باید به حل منطقه ی رو آورد که در آن پاکستان و ایران نقش فعال و موثری داشته باشند".. گزاف نیست اگر گفته شود که این حرفها بسیاری از تصمیم گیری های امریکا را حتا پیرامون ارسال نیرهای تازه تحت شعاع درآورد. چنانکه الخلیج آنلاین چاپ امارات متحدۀ عربی (16) نوشت که نشست محرمانۀ فرماندهان پنتاگون با حضور آدمیرال مایک مولن ، لوی درستیز و دیوید پترائوس فرماندۀ نیروهای مرکزی امریکایی در شرق میانه در مورد افغانستان بی نتیجه ماند. مایکل مولن ارزیابی ناقصی از استرتیژی نظامی در افغانستان داشت که لوی درستیز امریکا هنوز با ارزیابی وی موافقت نکرده است . پترائوس دراین نشست با ارایۀ گزارش 20 صفحه یی خواستار تصویب طرح کاهش تدریجی قواء در عراق شد. از سویی هم فرماندۀ تفنگداران امریکایی تلاش میکند تا متناسب به تصمیم واشنگتن اعزام سی هزار سرباز امریکایی را به افغانستان روی دست گیرد.بالاخره تصمیم برآن شد که این برنامه باتوجه به اوضاع امنیتی عراق و در پیش بودن انتخابات شوراهای ولایتی ، فرستادن نیروهای بیشتر تا سال آینده و یا آغاز سال 2011به تعویق افتد.
در این شکی نیست که طرح حل منطقه ی منازعۀ افغانستان توجه بسیاری از کشورهای همسایۀ را بنا بر منافع خاص شان  در این کشور به خود جلب کرده است ؛ زیرا برخورد های استرتیژیک امریکا برای انزوای کشورهای همسایۀ افغانستان از وقایع این کشور به ویژه ایران  سببب برانگیختن آنها گردیده بود که چراغ سبز نشاندادن اوباما هم برای ایران جهت مذاکره با امریکامیتواند کمی آب سرد برخشم آتشین ایران نسبت به  امریکا بریزد تا این کشور با علاقۀ بیشتری به طرح منطقه ی صلح افغانستان نگاه نماید. در این طرح نه تنها کشورهای همسایۀ افغانستان خویش را در اوضاع افغانستان دخیل مییابند و باعلاقمندی بیشتری به آن نگاه مینمایند ؛ بلکه باگام پیش گذاشتن هایی کمی از استفادۀ ابزاری مبارزه باتروریزم  امریکا  می کاهند و مشت های باز و تمامیت خواهانۀ آنرا که برای تاراج منطقه بازشده است کمی می بندند. ازسویی هم احیای  اندیشۀ منافع منطقه یی سبب استحکام بیشتر مناسبات میان کشورهای منطقه گردیده که این خود دست دراز امریکا را در منطقه کوتاهتر میسازد.  در این شکی نیست که امریکا برای رهایی خود از باتلاق افغانستان از هرنوع تلاشی استقبال نماید و حتا در تبانی با بریتانیا کشورهای دوست عنعنه یی خود چون دولت سعودی را ترغیب نماید تا با پا درمیانیها میان مخالفان دولت افغانستان و دولت باب مذاکره را بازنماید و دولت سعودی هم بنابرموقف دینی خود در جهان مداخلۀ خویش را در این موارد یک امر دینی به  حساب می آورد و با استفاده از روابط گسترده و حسنۀ  خود میان دولت ها و گروه های اسلامی بتواند به مثابۀ وزنۀ سنگینی در بستر مذاکرات قراربگیرد. از همین رو است که به تعقیب دید و بازدیدها میان نماینده گان دولت و نمایندگان طالبان در جده ،شهزاده مقرین بن عبدالعزیز مشاور امنیتی و نمایندۀ خاص ملک عبدالله به کابل آمد و یا حامد کرزی ، وزرای کابینه و رهبران جهادی ملاقات کرد . وی قبل از رسیدن به کابل وارد اسلام آباد گردید و بعد از ملاقات با مقامات آنجا به کابل آمد. سفر وی به دنبال تلاشهایی صورت گرفت که دولت سعودی برای تامین صلح و ثبات در منطقه آغاز کرده است. قبل از این حامد کرزی نامه ی را عنوانی پادشاۀ سعودی ارسال و ازوی خواسته بود تا در روند صلح در افغانستان سهم بگیرد. سعودی با تمام کشور های  منطقه رابطۀ خوبی دارد و تلاش این کشور برای تامین صلح در سطح منطقه میتواند موثر باشد. وی بعد از بازدید از دهلی دوباره عازم کشورش خواهد شد و نتیجۀ مذاکرات خود را با کشور های یاد شده به مقامات سعودی خواهد رسانید.
این تلاش ها برای رسیدن به یک طرح کلی برای حل نهایی اوضاع افغانستان در حالی صورت میگیرد که باراک اوباما سرگرم دو گزینۀ نظامی و سیاسی  برای پایان دادن به جنگ افغانستان است . چنانکه  خبرگزاری فرانسه (17)در تحلیلی نوشته است که به نظرمیرسد اوباما یک استرتیژِی دپلوماتیک منطقه یی را همچون یک استراتیژی نظامی برای جلوگیری از تبدیل شدن افغانستان و پاکستان به پناهگاههای جدید برای جنگجویان دنبال کند. لاچلام کارمیخایل نویسندۀ این مضمون نوشته است با وجود برنامه های وی برای دهها سرباز جدید در افغانستان هیچ راۀ حل نظامی در درازمدت ممکن نیست . این درحالی است که گزینۀ نظامی در راهکار اوباما در افغانستان هنوز ارجحیت دارد؛ ولی کارشناسان محو دشواریهای امنیتی در افغانستان را مهمتر از هر راهکاری میداند که این دشواری را بیشتر دامن بزند .  ازهمین رو آژانس خبری شین هوا(18)نوشت که استقرار امنیت در افغانستان بزرگترین دشواری موجود در این کشوراست.  
گفتنی است که تلاشهای پترائوس هم با رفت و آمد هایش در کشورهای پاکستان و قزاقستان ، ازبکستان ، قرغزستان ، تاجکستان ، آذربایجان و روسیه جهت دریافت راۀ اکمالاتی تازه به نیروهای ایتلاف بیشتر برگزینۀ نظامی اتکا دارد تا گزینۀ سیاسی زیرپوشش دپلوماتیک منطقه یی یاعنوانی دیگر.
شاید تلاشهای منطقه ی برای حل منازعۀ افغانستان در کوتاه مدت همسایه های آزمند آنرا وادارد که بر بزرگ خواهی های خویش نسبت به این کشور بیفزایند که در اینصورت افغانستان میتواند با استفاده ازحضور نیروهای جهانی در این کشور برای داد و ستد سیاسی با همسایه های خود چنۀ نیرومند تر بزند. ازسویی هم اختلافات تاریخی  کشور های هند و پاکستان برسرکشمیرواختلاف افغانستان وپاکستان برسرخط دیورند ازجمله مشکلاتی است که راۀ حل منطقه یی رابه چالش میکشد. تلاشهای سیاسی منافع گوناگون کشورهارادرمنطقه برمی انگیزد. دراین موضوع کشورهایی بیشترحساس اندکه دروجودافرادمسلح قبایلی دوطرف دیورند چشم دیداسترتیژیک دارند. ازهمین رواست که پای هنددرحل منطقه یی اوضاع افغانستان باقوت ترازبسیاری ازکشورهاکشانده میشود. همین اکنون تلاشهای سیاسی همراه بارفت وآمدهامیان پایتخت های کشورهاازکابل – اسلام آباد، کابل – هند، کابل – واشنگتن ، واشنگتن – اسلام آبادو هند- واشنگتن گویای چنین اهمیت است که ازسفراخیروزیرخارجۀ هندبه کابل بعدازسفرحامدکرزی به این کشوربعدازسفرزرداری به کابل میتوان یادآورشدکه ناشی ازعلاقمندی هندبه موضوع مبارزه باتروریزم است . ازسویی هم عدم توازن نیروهامیان کشورهای منطقه شماری کارآگاهان رابه دیدگاۀ بدبینانه یی نسبت به حل اوضاع افغانستان کشانده است . به باوراین ها کشورهای قدرتمنددرروند چنه زنیهادست بالاتری خواهندداشت ودرنتیجه کشورهای ضعف بازنده خواهندبود. ازهمین روبه بدین باوراندکه منطقه یی ساختن مسألۀ افغانستان به نفع همسایه های آزمندآن خواهدبود. بنابراین به حل بین المللی معضلۀ افغانستان تاکیدمینمایند. تاافغانستان ازوجودنیروهای خارجی دراین کشوربه حیث وزنۀ سنگین تراستفاده نماید.
یه هرحال هرچه باشددرازراۀ صلح دراین کشوربایدناگزیرپیموده شود؛ زیراجنگ درهیچ برهه ازتاریخ نتوانسته است ، برگ برنده رابدست مهاجمی درمبارزه بامردم افغانستان بدهد. هریک بالاخره ناگزیرشده اندکه درآخرترک مخاصمت نمایندوراۀ مصالحه رادرپیش بگیرند. طرحی برای تامین صلح درافغانستان میتواند، عملی باشدکه درپروسۀ آن کشورهای همسایه چون ایران ، پاکستان ، کشورهای آسیای میانه ، روسیه، چین وهندبه شمول کشورهای عضوناتووامریکادرآن نقش داشته باشندوحتاازتوافقات به عمل آمده نیزمیتوانند ، نظارت وحمایت نمایند؛ زیراکشورهای یادشده به نحوی دراوضاع افغانستان تاثیرگذارهستند وکشورهای یادشده افغانستان راازعینک منافع خودنگاه مینمایند. آنچه مهم است اینکه زمینه سازی های مقدماتی برای عملی شدن طرح روندی بس پیچیده ومهم است که دربرگیرندۀ انعطاف پذیری های امریکاوناتوتاسرحد خروج نیروهای شان ازافغانستان به شمول انعطاف پذیری های لازم دولت افغانستان ومخالفان آنها درافغانستان درسایۀ تصمیم گیریهای ملی وجستجوی راههایی برای پرکردن خلای بوجودآمده ازناحیۀ خروج نیروهای ناتووامریکا.
برای پرکردن چنین خلایی تفاهم نیروهای درگیردرافغانستان مهم وضروری است تابرسرنحوه وچگونگی آن به توفق نهایی برسند. هرشخصی ، گروهی وکشوری درسطح ملی ، منطقه یی وبین المللی باتوجه به منافع ملی افغانستان ومنافع متقابل این کشورباهمسایه هایش میتوانندبرای ایجادوتسریع روندصلح درافغانستان سهم بگیرند. بدون شک چنین روندی بیشترطرف قبول تمام نیروهای درگیردرافغانستان خواهدبود. ازاینکه جنگ افغانستان باتوجه به حضورنیروها ی ناتووامریکاابعادبین المللی به خودپیداکرده است وهمین وجهۀ بین المللی جنگ درافغانستاباتوجه به صدورنیروهای مخالف دولت افغانستان ازخاک پاکستان خواه ناخواه حل آنرانیزفرامنطقه یی گردانیده  که دستیابی به هرنوع راۀ حلی حضورکشورهای ناتو، امریکا، روسیه ، چین ، ایران ، هند، پاکستان وکشورهای آسیای میانه رالازمی گردانیده است .  بنابراین طرح منطقه یی راکه اوبامابرای حل اوضاع افغانستان درنظردارد، باآنکه به حل منطقه یی اذعان داردکه درآن حضورکشورهای امریکا، ناتو، رسیه ، چین ، هند، ایران ، پاکستان وکشورهای آسیای میانه حتمی ولازم پذیرفته شده است . معلوم است که چنین طرحی درحرف منطقه یی است ؛ ولی درعمل طرح فراگیروبین المللی است .
آنهاییکه خواهان طرح حل بین المللی افغانستان هستند، استدلال میکنندکه درحل منطقه یی افغانستان کشورهای قدرتمندمنطقه بادست بالاتری درراستان منافع خودبه حل ناقص افغانستان خواهندپرداخت . این حرف گمانه زنیهاییراتقویه مینمایدکه درعقب این طرح مشوره های پاکستان نهفته نباشد. ازاینروهواخواهان طرح بین المللی افغانستان باوردارندکه دراینصورت بلندپروازیهای همسایه های قدرتمندتحت شعاع سیاست های قدرت های بزرگتردرمحورمنافع مشترک همسایه هادست کم ازتوازن بیشتری بهره مند میشودکه منتج به سیاست های متوازن منطقه یی شده وازسویی هم ازسؤ ظن کشورهای بیرون ازمنطقه دربسیاری ساحات  نیزمیکاهد.
مداخلۀ خارجی هادرافغانستان طی دهه های اخیرآنقدراوضاع رادراین کشورپیچیده ودشوارگردانیده است که حالاکارازدست این ملت رفته است وهمسایه های آزمندافغانستان چنان اوضاع این کشوررامتشنج گردانیده اندکه باهرچه پیچیده شدن آن دست خارجی هاراازآنسوی مرزهانیزدرازتربدینسوکشانیده اند. هدف  ازپیچیده ساختن جنگ افغانستان بوسیلۀ خارجی هاهم بیرون رفتن کارازدست افغانهابودکه حالابه این مامول خودنایل آمده اند وامروزحرف اول رادرموردافغانستان امریکامیزندتامردم افغانستان که درواقع تصمیم گیرنده گان اصلی آنهااند نه مردم افغانستان وشایداین فرصت رابرای مردم افغانستان هرگزمساعدنسازندکه پیرامون اوضاع کشورشان حرف اول رابزنندوناگزیراندتادنباله روخارجی هاباشند . مردم ماکمترانتظاردارند که تصمیم گیری درارگ جمهوری برای شان سرنوشت سازباشدتاتصمیم گیری درکاخ سفید . چنین است سرنوشت ملتی که خودبرای تعیین سرنوشت ، رهایی وآزادی خویش لنگ لنگانترازهرمردمی  گام برمیدارند. وچشم به دیگران دوخته اند تااوبامایی درکاخ سفیدبیاید وسرنوشت خودرادرزیرشمشیرتصمیم اوتعیین یافته دریابند . بنابراین مردم هیچگاهی به طرح هایی چشم ندوخته اند که ازبیرون برآنهاتحمیل شود واینگونه طرح هادرسطحی که باشند ، دوای مفیدی برای رنج های بی پایان مردم ماشده نمی توانند .
ازآنچه گفته آمدآشکارمیگرددکه خارجی هاآنقدراوضاع افغانستان راپیچیده گردانیده وبه سرحدبن بست رسانیده اندکه زمینه تامین صلح رادرافغانستان برای اجرای هرطرحی ناممکن نموده اند واوضاع سیاسی ونظامی افغانستان راچنان دشوارگردانیده اندکه درآخرین تحلیل اوضاع بروفق مرادآنهابه پیش برودوهرچه بخواهند، همان شود. این حدس وگمانهاراتقویه مینمایندکه هرطرح امریکایی چه منطقه یی وغیرمنطقه یی اوضاع افغانستان راپیچیده ترمیسازد بازیهای امریکادرافغانستان زیرنام مبارزه باتروریزم گواۀ براین ادعااست . چنانکه  ترکی الفیصل (19)شاهزاده ورییس سازمان استخبارات سعودی درمصاحبه باشبکۀ سی ان ان گفت : امریکابرای دستگیری بن لادن تلاش جدی نمی کند. امریکایی هاخیلی زوددست ازدستگیری ویافتن وی برداشتند ودراین رابطه موضع عقب نشینی رادرپیش گرفتند. مخفی ماندن بن لادن درمناطق قبایلی به دلیل منقاعدساختن کسانی است که باوی درارتباط اند، نه تلاش هایش برای مخفی ماندن .
باتوجه به بازیهای سیاسی ونظامی امریکا درافغانستان طرح هایی به نام این وآن ازطرف این شخص وآن شخص درواقع مصداقی است بر حرف " خررنگ کن "  که بوسیلۀ شماری آگاهانه وناآگاهانه برای فریب مردم ماارایه شده اند. هدف ازاین طرح هابه ویژه طرحهای امریکایی به بیراهه کشانیدن اذهان مردم مااست وعلت اساسی آن هم  توفیق نیافتن طرحی است که بصورت واقعی ظرفیت حل اساسی اوضاع افغانستان رادارد. 

منابع ورویکردها:

دشمن شماره یک امریکادرافغانستان ، پیمان ملی ، شمارۀ 154
1
تحلیل مرزاسلم بیگ ازحادثۀ  ممبی،  چراغ ، شمارۀ 1214
2
رادیوآزادی ، 27 نوومبر، اخبارصبح
3
مشکل افغانستان بی کفایتی دولت است  نه طالبان ، اراده ، شمارۀ 1465
4
رادیوآزادی، 19 جنوری، اخبارصبح
5
برگزاری یک کنفرانس بین المللی باحضورملاعمروحکمت یار، راۀ نجات ، شمارۀ 1066
6
نفرانس بین الافغانی یاتلاش دیگربرای معامله ، راۀ نجات ، شمارۀ 220 ؛ تلاش دامادگلبدین حکمتیاربرای مذاکرۀ دولت باطالبان ، راۀ نجات ، شمارۀ 220
7
دسولی لپاره حزب اسلامی یوزلی بیاخپله غوشتنه مطرح کره، ویسا، شمارۀ 816
8
رادیوآزادی ، 22دسمبر، اخبارصبح
9
ویسا، شمارۀ 805
10
رادیوآزادی ، 10 جنوری ، اخبارصبح
11
یوآزادی ، 21جنوری ، اخبارصبح 11: 22
12
 رادیوآزادی ، 9 جنوری ، اخبارصبح
13
 رادیوآزادی ، 10 جنوری ، اخبارصبح
14
رادیوآزادی ، 6جنوری ، اخبارعصر
15
 نشست بی نتیجۀ قوماندانان پنتاگون د مورد افغانستان ، اراده ، شمارۀ 1457
16
 اوبامایک استرتیژِی دپلوماتیک منطقه یی رادرافغانستا ن دنبال مینماید،  ویسا، شمارۀ 818
17
 ویسا، شمارۀ 818
18
امریکابرای دستگیری بن لادن تلاش جدی نمی کند،  ویسا، شمارۀ 820
19
   

Comments

No comments yet
*Name:
Email:
Notify me about new comments on this page
Hide my email
*Text:
 
Powered by Scriptsmill Comments Script
   
All Rights Reserved 2009-2010 © by http://www.kabul.net.au
 contact@kabul.net.au
 The Template Designed By .:Jawaid Deljo:.