|
|
|
| لینکها |
 |
|
|
|
|
با نا آشنایان دل آشنا ! |
 |
|
|
|
|
|
| |
| جستجوگر |
 |
|
براي جستجو در موترهای جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد |
|
|
|
|
| |
| تعداد بازدید کنندگان |
 |
|
|
|
|
|
با نا آشنایان دل آشنا !

"پاسخ چلچله ها را تو بگو !
قصه ابر هوا را تو بخوان !
تو بمان با من، تنها تو بمان !
در دل ساغر هستی تو بجوش !
من همين يك نفس از جرعه جانم باقی است ،
آخرين جرعه اين جام تهی را تو بنوش " !
خواهران برادران !
سلام و سلامتی بر شما باد .
که مرا هم زبانید و هم سرشت و هم سرنوشت . یادتان باد که جز شما مخاطبی نمی خواهم که درد تنهائی ، بی همزبانی و غم غربت را با آنان به گفتگو نشینم ، فقط و فقط خیال بودن شما درین غمکده تاریک زندگی ، در کنارم و یاد تان در سایه روشنهای ذهن ملتهب و سوزانم می باشد که بقول معلم شهید شریعتی درد جانکاه " تنهائی دردناک در انبوه جمعیت " را به فراموشی می سپارم اما علیرغم تنهائی و بی هم زبانی هیچگاه با کرمهای لولیده بر این لجنزار زندگی معکوس که به ناحق زندگی نام نهاده اند ، اهلی نمی شوم و شمع امید خود بر معبد تنهائی می افروزم و خاطره فراموش شده "بابه " را از آرشیف ذهن آشفته ام درآورده و به خوانش می گیرم و این بیت را با خود زمزمه میکنم :
"يادمان باشد اگر خاطره مان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم "
اما القصه :
من غمزده و غمگینانه از پس پرده های تیره و تار رنج ها ، رنج نا آگاهی انسان جامعه مان ، رنج موجودیت "همرهان سست عناصر " و رنج حاکمیت دروغ و تزویر دین فروشان دنیامدار ، در انزوای خلوت و تنهائی ، به شما ، ره روان نور و سپیده می اندیشم . شمائیکه از نردبان سپیده صبح بر چکاد کرونای آفتاب رهائی و آزادگی و سرفرازی فرا رفته اید تا پرده های غاسق و تیره نفاق و دوئیت و تلبیس و ریا را از چهره دجال عصر، بدور افگنید ، تا در ظلمت احساس سر شار از نومیدی و تلخی مردم مان ، بارقه ی از نور و روشنی و آگاهی و آزادگی باریدن گرفته و بار دگر نقش پای رهبر شهید و مقاومت سرفرازانه غرب کابل در خاطره ها ، زنده گردد .
|
|
| |
|
Comments
aliakbar mohebby
24 May 2009, 15:09
سلامت را نمی خوانند که پاسخ گفت سر ها در
گریبان است
کسی سر بر نیارد که پاسخ گفتن و دیدار یاران
را
سر من از ناله ی من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
آتش است این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد
|
| |
|
|