مقالات منتشر شده در این سایت، بازتاب نظریات نویسندگان ان بوده و اداره سایت مسولیتی در قبال انها ندارد و کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد
لینکها
 

محسنی و فرمول تشیع منهای شیعه

 
جستجوگر
براي جستجو در موترهای جستجو  واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد

 
تعداد بازدید کنندگان
 

محسنی و فرمول تشیع منهای شیعه

عباس دلجو

آیت الله محسنی قانون احوال شخصیه اهل تشیع را که درین اواخر سر و صدای زیادی را در پیرامونش برانگیخت ، یک حرکت موفق مذهبی دانسته و ازینکه امضای رئیس جمهور افغانستان در پای آن توشیح گردیده است آنرا بزرگترین پیروزی برای مذهب تشیع و پیروان شیعه آن دانسته است که درین مورد مخالفان این قانون ، مطالبی زیادی نوشته و سخنان بسیاری گفته اند که من درین مورد بنا ندارم به تکرار مکررات بپردازم . اما یک مسئله عمده توجه ام را جلب کرده است . بر فرض که قبول کردیم جناب آیت الله محسنی حساسیت شدید مذهبی داشته و پاسدار مبانی و اصول مذهب تشیع در افغانستان میباشد . در ینجا سوالی خلق میشود که باید آیت الله محسنی به آن جواب دهد ، آیا احساس مسئولست در قبال مذهب تشیع بدون احساس مسئولیت در قبال سرنوشت مذهبیون و وابستگان به مذهب تشیع ، کار درستی است ؟ اگر جواب منفی است دوباره ایشان را با سوالی دیگری مواجه می کنیم و آن اینکه ستون فقرات مذهب تشیع در افغانستان را هزاره ها تشکیل میدهند که حد اقل بیشتر از 95% پیروان این مذهب ، هزاره می باشند . چطور ممکن است که در راستای تثبیت مذهب تشیع گام برداشت اما از وضعیت اسفبار و غم انگیز هزاره ها که پیروان مذهب تشیع ، می باشند غافل بود ؟ . آنهم هزاره های متدینی که با توجه به الصاق تذکره هویت آنان بر بینی شان ، نتوانسته اند خود را مانند سایر شیعیان ، تاجک و پشتون جا بزنند ، بناء بیشتر از دونیم قرن برعلاوه  تبعیض نژادی ، شلاق ستم مذهبی و فرقه ای را بر گرده شان تحمل کرده اند اما از مذهب و ارزشهای مذهبی نه تنها دست برنداشته که با تمام توان و قواء حتی به قیمت جان، از ارزشهای مذهبی شان دفاع کرده اند . اما چرا آقای محسنی هیچگاه در راستای تحقق خواسته ها و مطالبات انسانی جامعه هزاره از خود تلاش و صداقت بخرچ نداده و سرنوشت مذهب تشیع را از سرنوشت پیروان ملیونی اش ( هزاره ها) جدا دانسته است ؟. یعنی تشیع منهای شیعه ! من نمیدانم این چه فرمولی من درآوردی است ؟.
برای اینکه ثابت شود آقای آیت الله محسنی هیچگاه نسبت به سرنوشت هزاره ها صادق و حساس نبوده و گامی در راستای بهزیستی و بهروزی هزاره ها برنداشته است ناگزیر به گذشته های دور رفته و تاریخ زندگی شیخ آصف محسنی را مرور کنیم . می بینیم  که این شیخ با سایر آخوند های درباری در زمان پادشاهی ظاهر شاه ، در شرایطی او را  ظل الله و المتوکل علی الله خطاب کرده و در پایان هر مجالس وعظ با دعائیه " خدا وجود المتوکل علی الله پادشاه رعیت پرور ما را حفظ نماید " ، مردم را وادار به دعا میکرد که استبداد سیاسی و سلطه خاندان شاهی دمار از روزگار همه برآورده و از آنجمله باربری و جوالی گری و سکونت در گراج های نمور توام با تحقیر و توهین ، سرنوشت محتوم هزاره ها گردیده بود. زیرا اگر " شاه وقتی سایه خدا در زمین محسوب شود ، روشن است که به عنوان محور خدائی ، هست و بود مادی و معنوی جامعه را به گرد خویش می چرخاند " {1}. .
به عنوان نمونه گـوشه‌هايي از گـزارشها و نوشته‏هاي محققان را در ارتباط وضعیت اسفبار هزاره ها را در زمان سلطنت استبدادی ظاهرشاه در اينجا مي‏آورم : "در خشكسالي 1970 م احتمالاً پنجاه تا صد هزار نفر در هزاره ‏جات از گرسنگي از بين رفته‌اند. جدا نمودن هزاره‌‏جات از يكديگر و پيوستن آن به شش استان همجوار براي تمركز زدايي شيعيان"{2} . " مرگ و مير 56 درصدي مادران و كودكان و فقر فرهنگي از اين نمونه‌هاست در تمام ساحه هزاره‏‌جات مطبوعاتي به نام جريده و روزنامه و ديگر وسايل تنوير و تبليغ مترقي و مدني هيچ چيزي وجود ندارد و مردم را به فقر وحشتناك فرهنگي دچار ساخته‏اند. از مكتب و شفاخانه و دواخانه نامي وجود ندارد"{3}.
بعدا که سردار داود فاشیست مشهور به سردار دیوانه با کودتائی ، ظاهر شاه را از تخت شاهی به زیر انداخت ، این شیخ زرنگ شهر ما ، با آخوند های همپالکی اش ، با قرائت آیه قرآن شریف " اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم" داود فاشیست را ولی امر خوانده و اطاعت او را در کنار اطاعت خدا و پیامبر گرامی اسلام ، واجب دانسته و پیروان مذهب تشیع را به اطاعت از حاکمیت جور ، وادار میکرد و در حاکمیت داود خان بود که این شیخ دربار ، فتوای "کتابهای ضاله" را در باره آثار استاد شریعتی ، صادر کرده و طلاب جوان را وادار به دوری از خواندن کتابهای او میکرد . بگذریم ازینکه چه جنایاتی را در جریان جهاد با براه انداختن جنگ های داخلی ، بر علیه هزاره ها مرتکب شد و در اواخر حاکمیت رژیم کودتائی کمونیست ها چه شیطنت هائی را در پاکستان بکار بست تا نگذارد شیعه ها مبتنی بر تناسب کمی نفوس شان در حلقه حاکمیت موقت به اصطلاح اسلامی آن زمان ، مشارکت داشته باشند . که درین باره رهبر شهید بابه مزاری در بخشی از سخنرانی تاریخی اش چنین می فرماید : "بعد آقاي محسني مي رود پاكستان و به كساني كه موجوديت ما را در افغانستان نفي كرده بودند مي گويد كه اين حزبي كه در باميان تشكيل شده، حزب هزاره هاست و در آينده از شما حقوق مي خواهد! اينها مسائلي است كه شما بايد بدانيد و نسلهاي آينده هم بدانند.آقاي محسني به آنها مي گويد كه شما بايد مرا تقويت كنيد؛ من از نگاه تشكيلاتي  چهارده سال مبارزه كرده ام، آيت الله هم هستم، امكانات بدهيد، از اينكه وحدت جا بيفتد، جلوش را مي گيرم. من با شما هيچ اختلاف ندارم. وقتي كه اين مسأله پيش مي آيد، در پاكستان به تقويت كردن آقاي محسني مي پردازند. مولوي خالص هم كه قبلاً شعارهايش را داده است در يك مصاحبه اي كه با خبرنگار انگليسي دارد، آقاي محسني در كنارش نشسته است. اين خبرنگار از مولوي خالص بازخواست مي كند كه تو مي گفتي: من شيعه ها را قبول ندارم، حالا كه آقاي محسني در كنارت هست، چطور است؟ مولوي خالص واضح مي گويد كه محسني از ماست!مردم ما بايد اين نكته را توجه كنند و بدانند كه براي چيست؟ استنباط من از اينجاست كه عمل مولوي خالص ـ بر خلاف شعارش ـ نژادي است، نه مذهبي. چرا كه محسني شيعه است، عالم شيعه هم هست. پس چطور مي شود كه مولوي خالص بگويد: آقاي محسني از ماست؟ بلي، آقاي محسني هزاره نيست و مولوي خالص هم با هزاره ها اختلاف داشته است"{4}.
بعدا آقای محسنی در کنار ربانی و مسعود و سیاف نشسته و با تشکیل گروه " تشنه به خونان هزاره "برنامه تصفیه فزیکی هزاره ها را در غرب کابل ، سازمان دادند که قتل عام و پوست کندنهای هزاره ها در چنداول و افشار نمونه بارز این جنایت ها بود ."قتل عام مردم هزاره در "فاجعه افشار" کابل توسط شورای نظار به رهبری احمد شاه مسعود و اتحاد اسلامی به رهبری عبدالرب رسول سياف، در تاريخ 11هم فيبروری 1993 صورت گرفت که این کشتار با موافقت حزب حرکت اسلامی به رهبری شيخ آصف محسنی قندهاری، سيد حسين انوری و بعضی فرماندهان سادات شيعی انجاميد."{5 }. آنهم در شرایطی که بابه مزاری مطالبات برحق و عادلانه مردم شیعه را مطرح کرده و دولت ربانی را وادار به تمکین از مطالبات مردم شیعه و هزاره میکرد . اما اقای محسنی و باند هزاره شکارش نه تنها  هزاره ها را در تحقق این خواسته های سیاسی ، مذهبی شان کمک نکردند که هیچ بلکه با دیده درآئی ، آتش بیار معرکه نسل کشی هزاره ها نیز گردیده و فتوای ارتداد رهبر شهید بابه مزاری را نیز صادر کرد .
در زمان امارت جهنمی و قرون وسطائی طالبان ، زمانیکه در روز 17 ماه اسد 1377 برابر ‏با 8 ماه اگست 1998که شهر مزارشریف را در اشغال خود آوردند؛ به نسل کشی اقوام تاجیک، ‏اوزبیک، تورکمن و به خصوص قوم هزاره در قریه های سید آباد ، علی چوپان و قزل آباد پرداختند که احمد رشید نویسنده پاکستانی گوشه ای از جنایت طالبان را بر علیه هزاره ها در کتاب مشهورش "طالبان اسلام، نفت و بازی بزرگ نو در آسیای میانه» چنین تشریح کرده است :  "طالبان در وقت شکست و عقب نشینی بقتل عام اقدام نمودند. هفتاد نفر مردم شیعه هزاره قریه ‏قزل آباد را شهید ساختند. قریه قزل آباد در جنوب شهر مزارشریف موقعیت دارد و یک قریه ‏هزاره ها است"{6}. 
احمد رشید در قسمتی از کتابش گزارش « پک چنگ هیون» مامور سازمان ملل متحد، قتل عام ‏مردم مزارشریف را اینگونه نقل می کند : "طرز بقتل رسانیدن محبوسین خیلی وحشتناک بوده است. آنها از محل حبس کشیده شده و برای ‏شان گفته شده که تبادله می شوند. توسط موتر های ترک بطرف چاه ها برده شدند که طرف ‏استفاده چوپان ها در دشت لیلی قرار داشتند . چاه ها دارای 10 تا 15 متر آب بودند. اسرای زنده و ‏یا بعد از کشته شدن در چاه ها انداخته شده و بعدا با فیر و پرتاب نارنجکهای دستی منفجر ساخته ‏شده اند و با بلدوزر زیر خاک گردیده اند. ...‏فاجعه شمال و جنگ های مدهش که بتعقیب آن در طول تابستان واقع شد، فاصله نژادی را در ‏افغانستان، بازهم میان پشتون و غیر پشتون عمیق گردانید"{7}
‏احمد رشيد صحنه اي اندوهبار ديگر را اين گونه به تصويرکشيده است:‏"طالبان از پشتونهاي شهر، که زماني به گلبدين حکمتيار وفادار بودند به صفت رهنما استفاده مي ‏کرد تا خانه هاي هزاره ها را شناسايي نمايند. هزاران هزاره را به محبس مزارشريف انداخته و ‏بعد از پرشدن محبس هزاراه ها را در کانتينرهاي قفل شده به دشت ليلي انتقال داده و به قتل ‏رساندند . همچنان سه کانتينر ديگر را به شهر شبرغان بردند. زماني که کانتينرها را باز کردند از ‏جمله سه صد نفر فقط  سه نفر زنده باقي مانده بودند"{8}.  ‏
طالبان گفته بودند که:‏" تاجيکها به تاجيکستان بروند ، ازبکها به ازبکستان ،هزاره ها به گورستان ."‏"بين رافضي ها و شيعه ها فرق نيست محاربه با آنها فرض و واجب است. معامله با نسوان شان ‏به عنوان کنيز اشکال شرعي ندارد"{9}.  
اما در بامیان و یکاولنگ قضیه ازین هم بدتر بود و جنایت طالبان برعلیه هزاره ها در واقع تصویر درشت و عریانی از نسل کشی و ژنوساید را در اذهان بشریت تداعی میکرد: "در آن روز ، اجساد کشته شدگان و مرده ها به اشکال مختلفی خشک شده بودند. راست کردن دست و پای کشته گان کار آسانی نبود. از شدت رگبار در دهان برخی از اين کشته شدگان دندانی نمانده بود و در اثنای انتقال دادن به گورستان از زخمهای برخی ديگر سرگلوله ها به زمين می ريخت. جنازه‌ها برای ده شبانه روز تمام بدون دفن ماندند"{10} .
"در حدود 800 نفر که قسمت اعظم آنها غیر نظامی بوده اند به روز 13  ‏‏14 سپتامبر در هزاره جات به قتل رسانیده شده اند"{11}.  
"یکاولنگ یکبار دیگر ویران گشت و فرزندانش در شطی از خون غلطیدند، فریاد بینوایان ‏بیگناه آن همراه با بوی خون و باروت به هم آمیخت و در هوا پیچید و خون سرخ بر روی برف سفید تابلو هولناک از حکایت ‏ستمدیدگانی را ترسیم نمود که از قرنها بدینسو از تبعیضی مضاعف رنج می بردند. دشمنان ‏افغانستان توانستند یکاولنگ را ویران و جغرافیایش را به زمین سوخته مبدل نمایند ولی ‏نتوانستند هویت پایدارش را از هستی ساقط سازند"{12}.
درین شرایط و اوضاع و احوال که شیعه ها قتل عام می شدند آقای شیخ آصف محسنی با دستگاه فتوا سازش در کجا تشریف داشتند ؟ . مگر نمیدانستند که نابودی هزاره ها در واقع نابودی ستون فقرات مذهب تشیع می باشد ، مذهبی که آقای محسنی سنگ تیکه داری آنرا برسینه اش میزند ؟.
بعد از سقوط امارت طالبان و روی کار آمدن دولت آقای کرزی به کمک جامعه جهانی ، بگذریم ازینکه ملیارد ها دالر کمک کشور های جهان توسط آقای کرزی و تیم تمامیت خواه او بلعیده شد و از انهمه پول حتی درصدی کوچکی نیز به شیعه های هزاره و بازسازی مناطق محروم آنان تخصیص داده نشد که هیچ بلکه با تطبیق برنامه خلع سلاح قبل از همه هزاره ها را خلع سلاح کردند و بعد از خلع سلاح کامل هزارستان ، زمینه تجاوز کوچی ها را بر هزارستان فراهم کرده بازهم مثل همیشه ای تاریخ ،کوچی های تا دندان مسلح بر بهسود حمله ور شده و در ظرف دوسال پی هم ، به کشتار و جنایت و ویرانی و خرابی و به آتش کشیدن خانه ها و به غارت بردن اموال مردم محل ، دست یازیدند در آن شرایط خونبار آقای آیت الله محسنی اگر حساسیتی نسبت به سرنوشت هزاره های مظلوم نداشت ، اما بعنوان یک آیت الله و عالم دینی چرا غافل از این آیه قران کریم "و ما لكم لا تقاتلون في سبيل الله و المستضعفينمن الرجال و النساء و الولدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القريه ظالم اهلها . ترجمه : و شما را چه مي شود كه در راه خدا و مستضعفين از مردان و زنان و كودكاني كه مي گويند خدايا ما را از شر مردم اين منطقه كه ظالمند آزاد كن، جهاد نمي كنيد"{13}. یا حدیث امام جعفر صادق رئیس مذهب تشیع که فرمود: "من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس منهم و من سمع رجلا ينادى يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم‏.ترجمه: هركس صبح كند بدون آنكه قصدش رسيدگى به امور مسلمانان باشد، از مسلمانان نيست و هركس صداى مردى را بشنود كه مسلمانان را به يارى مى‏طلبد و به يارى او نشتابد، مسلمان نيست"{14} .گردید ؟ . مگر در دوران جهاد ده ها بار این آیه قرآن شریف را در سخنرانی هایش قرائت نکرده بود ؟.
اما سوگمندانه باید اذعان داشت که آیت الله محسنی مانند هر آخوند درباری دیگر که ناف تغذیه شان در توسل به پایه های زرین قدرت حکام ، پیوند خورده است ، خود را به حامد کرزی و تیم تمامیت خواهش چسپانده بدون آنکه احساس مذهبی و انسانی اش ازینهمه جنایت وارده بر هزاره ها ، ملول و مکدر شود ، برخوان گسترده امکانات جهانی به چریدن پرداخته بعد از پرخوری از خوان نعمت و پروار نمودن شکم ، حالا به فکر ماتحت شکم افتاده و آیات قرآن و احادیث نبوی را در راستای دل آسائی اسافل اعضا به توجیه گرفته و زنان جامعه شیعه را در مسلخ خواسته های شهوانی اش به قربانی فرا می خواند .
اما فراموش نباید کرد که این حاتم بخشی حکام و گستردن خوان یغما برای آخوند درباری چون آیت الله محسنی ، درین چهل سال گذشته ، مفت و مجانی نبوده و ایشان در بدل این ثمن قلیل ، حد اقل این هزینه ها را پرداخته اند : تحريف حقايق ، برخورد ابزاری با مذهب ، انحراف اذهان عامه ، تحمیق توده ها ، توجیه مذهبی استبداد و انحصار ، مشروعيت بخشيدن به سلطه نامشروع حکام ، سركوب نهضت ها و برچسپ اتهام ناروا بر روشنفکران دگراندیش حتی تا سرحد تکفیر و مهار كردن خشم انقلابى مسلمانان .
در اخیر بعنوان حسن ختام و اتمام حجت ، در باب تقرب آخوند های درباری به دربار سلاطين و ابواب ظلمه  حدیثی از رسول خدا و امام سجاد علیهم السلام را نقل می نمایم :
پیامبر اعظم اسلام : "اذا رايت العالم يخالط السطان مخالطه كثيره فاعلم انه لص . هر گاه عالمی را دیدی که با حکام حشر و نشر و آمیزش بسیار دارد بدان که او راهزن است  "{15}.
امام سجاد ع  به[ محمدبن مسلم شهاب زهرى] مى نويسد:
"واعلم !ان ادنى ماكتمت واخف ما حتملت ان آنست وحشته الظالم وسهلت له طريق الغى بذنوك منه حين دنوت واجاتبك له حين دعيت ... اوليس بدعائه اياك حين دعاك جعلوك قطبااداروا رحى مظالمهم و جسرا يعبرون عليك الى بلاياهم و سلماالى ضلالتهم ؟... يدخلون بك الشك على العلماء ويقتادون بك قلوب الجهال اليهم ؟]...  بدان كه : كمترين چيزى كه از حقايق پوشاندى و سبك ترين گناهى كه به دوش كشيدى اينست كه وحشت ستمگر را آرامش بخشيدى و با نزديك شدن به او و پاسخگوئى به دعوت به همكارى با سلطه تو را وسيله چرخش آسياب هاى خود کردند و[ پلى] براى عبور از روى تو به سوى بلاهايشان و [نردبانى] بسوى گمراهى هايشان ساختند؟... تا بوسيله تو بر ضد علماى ديگر شك برانگيزند و دلهاى جاهلان را بسوى بيدادگران بكشند"{16}.
هزاره ها اما ! باید بدانند و آگاه باشند که " کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من " فقط آنانی میتوانند به هم کمک نمایند که هم سرشت و هم سرنوشت هم اند . از آیت الله محسنی ، نباید انتظار فرجی داشت کسی که حداقل از پنجاه سال به اینطرف یک قدمی ولو کوچک در راستای سربلندی و عزت هزاره ها برنداشته که هیچ بلکه اگر در مقاطعی از تاریخ ، هزاره ها خود برای بدست آوردن عزت و حرمت انسانی شان گامی برداشته اند توسط این آیت الله های بیگانه با سرنوشت هزاره ها ، بایکات شده و پیشتازان هزاره ها به انواع تهمتها و تکفیر ها و تفسیق ها مواجه شده اند.

1- دای فولادی ، افغانستان قلمرو استبداد ص 99
2- رك: هزاره‏هاي افغانستان، سيد عسكر موسوي
3- سايه روشنهايي از وضع جامعه هزاره، ص 75،كابل، مطبعه دولتي،1367
4- احیاء هویت ، سخنرانی رهبر شهید بتاریخ  5 جدی 1373 در غرب کابل
5- (برگرفته از گزارش پروژه عدالت برای افغانستان ص 78)
6- ص 94 « طالبان اسلام، نفت و بازی بزرگ نو در آسیای میانه» مؤلف : احمد رشید، مترجم: ‏عبدالودود ظفری، کلیفورنیا، ماه می 2001‏
7- ص 95« طالبان اسلام، نفت و بازی بزرگ نو در آسیای میانه» مؤلف : احمد رشید، مترجم: ‏عبدالودود ظفری، کلیفورنیا، ماه می 2001‏
8- سایت آریایی اگست 2007
9- سایت آریایی اگست 2007‏
10- قتل عام دربامیا ن نوشته محمدعوض نبی زاده http://www.junbesh.net/nabizada-7.htm
11- ص 69 « صراط» ماهنامهء عقیدتی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی سال تأسیس 1377‏
12- منبع: سایت سرنوشت /28 دلو 1385 مطابق 16 فبروری 2007 م
13- قرآن كريم، نساء آيه 77
14- كافى، ج‏2، ص 164 - وسائل، ج‏11، ص 559 و 560 .
15- کنزالاعمال علاوالدین علی الهندی ج 186
16- تحف العقول چاپ جامعه مدرسين 275.

 

   

Comments

احمد آرام
01 May 2009, 11:34
سلام
مشکل عمده عدم آگاهی سیاسی و مذهبی مردم ما و شما است که متاسفانه درک و شناخت درست از مار های خزیده در آستین جامعه خویش ندارند . در حالیکه ما مردم با منافقین جامعه خویش قرنها فاصله نداریم بلکه با آنها هم زمان و هم مکان بوده و با چشمان مان بدی و خیانت و جنایت آنان را بر علیه هزاره ها دیده ایم و می بینیم با آنهم آنان را از متن جامعه خویش طرد نمیکنیم وای وای از ماست که برماست تا ما در خواب خرگوشی باشیم محسنی ها حاکم برمقدرات ما خواهد بود
rahgozar
01 May 2009, 00:34
dorod ba Deljoye aziz!
*Name:
Email:
Notify me about new comments on this page
Hide my email
*Text:
 
Powered by Scriptsmill Comments Script
   
All Rights Reserved 2009-2010 © by http://www.kabul.net.au
 contact@kabul.net.au
 The Template Designed By .:Jawaid Deljo:.