مقالات منتشر شده در این سایت، بازتاب نظریات نویسندگان ان بوده و اداره سایت مسولیتی در قبال انها ندارد و کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد
لینکها
 

وارد شدن در بازی قدرت ، قدرت می طلبد

کاتب هزاره
دای کندی
NOMA
آریائی
مقالات داکتر همت فاریابی
داکتر سیما سمر
همگام با عدالت
همسفر
سمنگان
 
لینکهای مفید
 
جستجوگر
براي جستجو در موترهای جستجو  واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد

 
تعداد بازدید کنندگان
 

وارد شدن در بازی قدرت ، قدرت می طلبد

عباس دلجو
11/04/2009

از دوصد و پنجاه سال به این طرف ، مرض مزمن «پرخوری قدرت» پشتونها ، باعث شده است تا موازنه قدرت به نفع هژمون قوم پشتون رقم خورده و اقوام دیگر از حلقه حاکمیت بدور پرت شوند . که در نتیجه ی تک قومی شدن قدرت ، تراکم و تمرکز در ابزار های سیاسی ، نظامی ، اقتصادی و فرهنگی به نفع قوم غالب ایجاد شده است . اما با آنهم فراموش نباید کرد که امروز، وضعیت دیروز حاکم نیست هم بدنه قدرت یکدست و یکپارچه حاکمیت قبیلوی ، دستخوش چند پارچگی و توری شکل شده و هم نگرش مردم نسبت به قدرت میراثی و دائمی یک قوم تغییر کرده است . بناء فرصتی گرانبهائی است که ملیتهای محروم با تراکم رای و اراده شان ، راه ورود به عرصه سیاست و طرح مطالبات خود را از طریق رعایت قاعده بازی ، در بازی قدرت بیازمایند.
چون هزاره ها در گذشته برای تحقق مطالبات سیاسی ، مذهبی شان ، هزینه های سنگینی پرداخته و حتی مواجه با قتل عام و نسل کشی نیز شده اند اکنون از نگاه روانی در وضعیت مطلوب قرار نداشته و در ناخودآگاه ذهن شان ترس مبهمی وجود دارد که مبادا این مطالبات ، بار دگر آنانرا در وضعیت ناهنجار گذشته قرار دهد . نه  اینطور نیست . زیرا وضعیت کنونی در کشور ما به هیچ وجه روشهای جنایتکارانه و رویکرد انحصاری و ذهنیت طرد و نفی گذشته را بر نمی تابد و نباید ترس از گذشته مانع از مطالبات انسانی مان گردد . برای اینکه کم هزینه ‌ترین راه را برای تحقق مطالبات و خواسته‌های قومی و مذهبی مان برگزینیم ، باید در راستای تحکیم مناسبات دمکراسی در کشور تلاش نمائیم زیرا ازینطریق جامعه ما با هزینه بسیار اندک به حقوق و مطالبات سیاسی ، مذهبی شان میرسند و به تدریج حرفه‌ای شدن رهبران و نخبگان سیاسی‌ هزاره باعث میگردد تا طریقه و قواعد دمکراتیک بازی را بلد گردیده و در یک تعامل منطقی و مسالمت آمیز راه مشارکت جامعه را در حلقه قدرت فراهم سازند.
هزاره ها باید بدانند که در بازی قدرت ، "همیشه قواعد بازی مهمتر از خود بازی هستند" و در حاکمیت دموکراسی ، نفس قاعده بازی ، ایجاب شرکت در تعاملات نفس گیر سیاسی را میکند که با رعایت قواعد بازی و رویکردی واقع‌گرایانه ، به امکانات و فرصت‌‌هایی دست می یابند که توان برهم زدن موازنه نابرابر قدرت را در بازی سیاسی به نفع جامعه ما داشته باشند . داخل شدن در بازی سیاست بخاطر حفظ توازن قدرت ، قطعا بازی پیچیده یی است که بازیگر باید به قواعد بازی این چنینی آشنائی کاملی داشته باشد . اما فراموش نگردد که تاکتیک های" کوتو  (به ضم ک و فتح ت) ، گاوشیطانی ، خرخره و تیله سمکو" که تاکنون جزء تاکتیک های معمول رهبران و نخبگان جامعه ما بوده اند ، قطعا درین بازی ، کاربرد نداشته و جزء قاعده بازی به حساب نمی آیند. باید به بازی جدید و قاعده اش آشنائی کامل پیدا کرد که الفبای آن این است که « وارد شدن در بازی قدرت ، قدرت می طلبد». چنانچه پیر بوردیو ، سیاست را میدان مبارزه تلقی کرده و می افزاید که بازی گران سیاسی هر یک با تراکم سرمایه های مختلف خود (اعم از قدرت ، ثروت ، دانش و پشتوانه اجتماعی) وارد میدات مبارزه  شده و برای به دست آوردن قدرت و حفظ امتیازهای مادی و معنوی جامعه و یا حزب شان  رقابت می کنند .
یک بار جامعه ما در گذشته تحت رهبری خردمندانه رهبر شهید بابه مزاری به آن مرحله از آگاهی و رشد فکری رسیدند که با اتحاد و همبستگی ، علی الرغم وابستگی های سیاسی و ایدئولوژیکی گوناگونی که داشتند ، توانستند به يک هويت هزارگی با محور قراردادن محروميت قومی ، نائل شده و يک همگرايی وسيعی درسطح هزاره ها صرف نظر از تمايزات سیاسی ، مذهبی و منطقوی شان ايجاد کنند . دیدیم که چطور جامعه ما ، قدرت و امکانات مادی و معنوی شان را متراکم کردند که در نتیجه ، این تلاش ها و تقلاها  برای نجات جامعه موثر و مفید واقع شد تا جائی که دیگران ، هزاره ها را نه تنها در سطح ملی که در سطح منطقه ، بعنوان یک بازیگر تاثیر گذار و قابل قبولی در صحنه سیاسی افغانستان آن زمان ، به حساب آوردند .
اکنون هزاره ها اما ! باید بدانند که بازی قدرت در افغانستان با توجه به اینکه قاعده بازی مبتنی بر اصول مدرن پی ریزی شده است ، از انتخابات شروع میگردد . در واقع انتخابات زمینه ی است که اقوام  و احزاب ، میزان حضور و تاثیر گذاری شان را بر روند سیاست ، رقم میزنند. که قطعا هزاره ها نیز ازین سکوی پرش استفاده نموده و برای بار دوم  بخت شان را می آزمایند . در جامعه هزاره به طور کلی پنج رویکرد عمده در ارتباط انتخابات را میتوان به بحث کشیده و از آن میان  بهترین رویکرد را بعنوان بهترین گزینه باید در نظر گرفت .
1- : رویکرد سلبی یا نفی‌گرایانه ، بعضی ها این رویکرد را مطرح مینمایند و دلیل میاورند که نتیجه انتخابات از پیش تعین شده  و از ما بهتران عامل اجرائی خواسته های شان را بعنوان رئیس جمهور بر میگزینند و رای ما هیچ  تاثیری بر  تصمیم قدرتهای بیرونی ندارد . همانطوریکه  در انتخابات قبلی تقلب صورت گرفت درین انتخابات نیز همان آش و همان کاسه. لذا شرکت مردم جز اینکه مشروعیت چنین انتخابات فرمایشی را تثبیت نماید دست آوردی دیگری ندارد. 2- : رویکرد دوم رویکردی ایجابی است و تعدادی بر این اعتقاد اند که راه رسیدن به دموکراسی حد اقلی و حق تعین سرنوشت ، فقط و فقط با شرکت در انتخابات و تمرین مناسبات دموکراسی است که در نهایت ما را به یک دموکراسی کامل میرساند . این طیف از جامعه با این برداشت شان قبل از آنکه به حضور مردم در حلقه حاکمیت فکر نمایند بیشتر سینه چاک دموکراسی اند و معتقدند که انتخابات یکی از مظاهر دموکراسی است و شرکت در آن بهتر از شرکت نکردن است‌ و فقط به نفس شرکت در انتخابات میاندیشند نه به جایگاه و موقعیت سیاسی ، اجتماعی جامعه شان.
3- : اما رویکرد سومی رویکرد خنثی است ، این رویکرد خنثی  متاسفانه طیف کثیری از مردم را تشکیل میدهند . به این معنی که نمیدانند چرا باید رای بدهند و هیچگاه به چرائی  و چگونگی شرکت در انتخابات و اینکه به کی و کی ها باید رای بدهند ، فکر نمی کنند و فقط بخاطریکه دیگران شرکت مینمایند و رای میدهند ، آنها نیز همین کار ها را میکنند و درست به همین دلیل دیدیم که با رای هزاره ها کسانی در مسند قدرت تکیه زدند که هیچگونه صداقت عملی نسبت به سرنوشت هزاره ها نداشتند که هیچ بلکه با امکانات هزاره ها تیشه بر ریشه آنان نواختند .
4- : رویکر چهارمی ، جنبه تحکمی دارد به این معنی که از موضع فلان رهبر ، فلان آخوند ، فلان رئیس قوم ، فلان چهار کلاه و فلان روشنفکر ، احمد یا محمود یا کلبی یا مقصود را به عنوان بهترین کاندید جامعه هزاره معرفی و بدون آنکه نظر همه را در نظر گرفته باشند خود به نمائندگی خود ساخته از همه، دیگران را وادار به رای دادن به شخص مورد نظر شان مینمایند. که این روش نه تنها بسیار کهنه و غیر اخلاقی است که خود یک نوع دهن کجی به شعور مردم نیز میباشد که بدون کسب تکلیف از مردم برای شان تکلیف تعین میکنند.
5- : اما رویکرد پنجمی رویکرد مشارکت عقلانی یک واحد هویتی مستقل ، بر مبنای واقع بینی با خواسته های مشخص در راستای تامین منافع جمعی ، در پروسه انتخابات است که در قدم اول با ایجاد یک میکانیزم اصولی ، رای و اراده هزاره ها را متراکم ساخته و بر مبنای آراء اکثریت ، يك نفر را به عنوان کاندید واحد انتخاب و به ستاد انتخابات کشور معرفی  می کنند و در ضمن از مجموع نخبگان ، علما ، متنفذین و شخصیتهای با اعتبار قوم یک ستاد تبلیغاتی برای کاندیداتور شان درست کرده و از تمام امکانات مادی و معنوی جامعه برای گرفتن رای ، به این کاندید واحد ، هزینه می سازند . که قطعا در دور اول انتخابات ، این کاندید واحد ، رقم قابل ملاحظه ی از رای هزاره ها را بخود اختصاص خواهد داد و آنگاه در دور دوم با دو کاندیدی که از نگاه تعداد رای به درجه اولی و دومی نائل امده اند ، در قسمت واگذاری رای هزاره ها به هر یک ازین دو نفر که قطعا سرنوشت رای گیری را به نفع  یکی از آن دو  تغیر خواهد داد، وارد مذاکره شده و در تعامل عادلانه در راستای تامین حقوق سیاسی ، اجتماعی مردمش به توافق رسیده و با اینکار ، زمینه شرکت متناسب و عادلانه نخبگان شان را در بخشي از پست هاي قدرت ، فراهم  می سازند.
که طبعا رویکرد آخری خالی از نقص های سایر رویکرد ها بوده و باعث میگردد که رای هزاره ها هدر نرفته و  در آینده وزنه حضور سنگین و مقتدرانه مردم ما در تعاملات سیاسی خواهد بود. در غیر آن ، رای هزاره ها پراگنده و متشتت شده و نخبگان ما در حاشیه قدرت دیگران تعریف گردیده و هزاره ها کما فی السابق از حلقه حاکمیت به بیرون پرت میشوند. برای اینکه به این سرنوشت مواجه نگردیم باید روشنفکران و نخبگان جامعه ما با قلم و قدم متحدا و متفقا درین راستا گام بردارند . برای اینکه نقش روشنفکر متعهد نه تنها در سامانه های اجتماعی که در بین مردم تعین کننده تر و موثر تر میباشد . اما سوگمندانه روشنفکران و نخبگان جامعه هزاره که میتوانستند پشتوانه مستحكم مردم در راستای پيشبرد اهداف سیاسی ، اجتماعی و فرهنگي جامعه باشند یا از صحنه غایب شده اند و یا اگر در صحنه حضور دارند نه به عنوان یک مجموعه متحد و متفق و یکپارچه ، در خدمت مردم ، بلکه منکسر و منفعل و متفرق توسط صحنه داران و دکانداران سیاسی به خدمت گماشته شده و بلند گوی تبلیغاتی آنان گردیده اند .

   

Comments

احمد آرام
11 Apr 2009, 23:47
دلجوی عزیز سلام
واقعا راهکار شایسته ای ارائه داده ای ایکاش رهبران بتوانند با هم به یک توافق اساسی رسیده و نگذارند رای هزاره ها تکه و پارچه شود
*Name:
Email:
Notify me about new comments on this page
Hide my email
*Text:
 
Powered by Scriptsmill Comments Script
   
All Rights Reserved 2009-2010 © by http://www.kabul.net.au
 contact@kabul.net.au
 The Template Designed By .:Jawaid Deljo:.