|
|
|
| لینکها |
 |
|
|
|
|
|
|
|
|
بگذاريد عدالت پيروز شود
علی امیری
سه شنبه, 18 حمل 1388

قانونِ «احوال شخصيه اهلِ تشيع»، امروز سخن هر مجلس، نقل هر محفل و موضوعِ هر گردهمايي است. از مطبوعات تا انجوها، از دولت تا جامعة مدني، از عالم تا عامي و بالاخره از وزيرِ عدليه «سروردانش» تا فردِ هيچکاره و همهکارة چون آيت الله محسني، همه امروزه درگير اين قانون هستند. اين قانون را صالح و طالح متاعِ خويش كرده اند و دانا و نادان در باره آن اظهار نظر ميكنند. جاهلان با تعصب، سياستمداران با مصلحت، واپسگرايان با سختگيری، عالمان باعلم و عامه مردم با «عدالت» با اين قانون برخورد ميکنند.
بسیاریها (مانند روشنفکرکهای بیاصل و نسب و بیخط و اصول) میخواهند که از این قانون موردی براي پناهندگي و رفتن به خارج درست كنند. برخي (مانند سياف وساير اخوانيها) ميخواهند كه اين قانون اصلاً نباشد. و عدهاي نيز جدل بر سر اين قانون را بستر كار و تلاش روشنفكرانه خود تلقي ميكنند. براي آدم حاشيهاي مثل من كه ناگزير از حاشيه به غوغا و هياهويِ اين آشفته بازار مينگرم، مجالي براي اظهار نظر وجود ندارد و طبعا كاري جز رصدكردن واكنشها و موضع گيريها نميتواند، دراين جنجال رسانهاي و حقوقي و سياسی، نكته قابل تأملي وجود دارد. اما پيش از آن ببينيم كه كيها چيها گفته اند:
1- آيت الله محسني تاكنون تنهاكسي است كه ازاين قانون استقبال كرده و اصلاحات و بهبوديهاي اندکي را كه درخصوص حق حضانت و سن ازدواج به وجود آمده بود، محكوم نموده است؛
2- همفكران وهمراهان آيت الله محسني از عالمي بلخي و عبدالعلي محمدی گرفته تا صديقه بلخي، هيچكس مانند شخصِ آيت الله از قانون دفاع نكرده است. آقاي محمدي با استفاده از تكنيك فرار به جلو خواستار بازنگري اين قانون شد. و عالمي هم در دفاعيههاي خود، وجود موارد جنجال برانگيز را انكاركرد؛
3- رييس جمهوركرزي شايعه مشهوري را كه او همه چيز را ناخوانده امضا مي كند، به حقيقت مبدل كرد و نخستين واكنش او اين بود كه «من اين قانون را ناخواند ه امضا كردهام»؛
4- اما جالب تر ازهمه واكنش «وزير عدليه» است؛ مردي كه نه انگ ناداني بر او ميچسپد و نه متهم كردن او به خيانت و معامله كار آساني است. او معترف است كه اين قانون نقص دارد و در عينِ حال از رسانهها، از اشخاص، از همه ميخواهد كه تا اطلاع ثانوي اين قانون را بپذيرد و قبول نموده و دست از جنجال مطبوعاتي بكشد و بر دولت فشار وارد نكند. او ميگويد ما بايد نگاه استراتيژيك داشته باشيم. اما اينكه خروج زنان ازمنزل به منظورِ مقاصد مشروع چطور استراتيژيهايِ استراتژيکِ او را برهم ميزند، خود يك معما است؛
5- ذبيح الله مجاهد سخنگوي طالبان هم از قانون احوال شخصيه اهلِ تشيع دفاع كرد و گفت «امارت اسلامي اين قانون را تطبيق خواهد كرد»؛
6- شكريهباركزي نيز از اين قانون دفاع كرد وجنجالها را سياسي خواند؛
7- باراك حسين اوباما هم ضمن احترام به فرهنگهاي محلي، اين قانون را مشمئز كننده خواند.
اين پرسش اما همچنان باقي است که به راستي كدام يك از موضع گيريها از سر دلواپسي به سرنوشت زنان اهل تشيع برخاسته است؟ كدام يك از اين موضع گيريها ازدرد دين برخاسته است و دغدغههايِ ديندارانه دارد؟ كدام موضع، موضع حقوقِ بشري است؟ آنچه كه درپس اين جنجال و هياهو و موضعگيريها و اظهارنظرها وجود دارد چيست؟
اگردو سه سال پيش ميبود، من مي گفتم: «شد پريشان خوابِ من از كثرت تعبيرها». اما، در اين مدتي كه درافغانستان هستم، خوب ميدانم كه تمام اين سخنها از يك دهن برآمده است: «هيولايِ مقتدر، سرد و هولناكي در پشتِ صحنه نشسته است که بر همه فرمان ميراند. همه سخن اوراباز ميگويند. و همه خادم و خدمتگزار اویند. « اين هيولا با استفاده از غوغا و غفلت اهالي شهر كه به تماشاي بازيِ بازيپيشگان قدكوتاه سرگرم اند، آرام و بيصدا، اما شتابان و خروشناك همه چيز را ـ حتي روح آدمها را در درون كالبد شان ـ فرو ميبلعد. اين هويلاي سرد و مقتدر، «قدرت» است. همه سخنگوي قدرتاند، اما يكی چون آيتالله محسني «خواستِ قدرت» را به رداي دين ميپيچد، ديگري به قباي دموكراسي ميآويزد و سومي آن را با بستهبندي شيك حقوق بشری عرضه ميكند. اما من اينك به جاي آن لنگه شعرقديمي ميگويم:
به هررنگي كه خواهي جامه ميپـــوش
من از طــــرزخــــــــرامت مي شـناسـم
بگذاريد آرزو كنيم كه در اين جنجال عدالت پيروز شود. اگرعدالت را داشتيم، همه چيزرا داريم. اما، اگربه نامِ دين، شريعت، فقه، دموكراسي، اکثریت، اقلیت، حقوق بشر و..... عدالت را كنارز ديم، ديگر هيچ چيزي نخواهيم داشت. گرچه با بنيانگذاران «سرزمين آزادگان»، فاصلهی بسيارداريم و قياسِ ما با آنها مع الفارق است، اما با اين حال خوب است كه دعاي آنها را تكرار كنيم:
«خدايا ما را مومنترين و آزادترين مردم جهان قرار بده».
آمین
منبع : جمهوری سکوت
http://www.urozgan.org/fa/index.php?news=151
|
|
| |
|
Comments
ali heidari
09 Apr 2009, 20:49
با دورد وسلام . متاسفانه سالها است اين خوك
كثيف بنام شیخ آصف محسنی جامعه ي هزاره را
ازار ميدهد.خوشبختانه امروز با وجود
روشنفکران ومحصلین جامعه عزیزما دیگر آن
روزها تخ وسیاه باز نخواهد گشت۰ تاامسال
این خوک کثیف برای ما تعین وتکلیف نماید۰
دیگرجای این خوک کثیف در قبرستان و ویرانه
ها است که تادرآنجانعره بدبختی بسرایدوبه
بد ترین وکثیف ترین مرگ زمین راازوجودنعص
خود پاک کند۰آمین۰۰۰این شعارمردم و
روشنفکر امروز مااست۰که ای مردم بیائید با
درایتی تمام وبادیدباز مرگ این خوک زاده ها
را به آیندگان نوید دهیم تافرزندان مان دگر
از وجود این مذدوران درامان باشد۰ وسلام
|
| |
|
|