از بن اول تا بن دوم
علی مزیدی
تا چند روز دیگر پروندهي افغانستان به بن میرود تا نمایندگان بیش از نود کشور و سازمان بینالمللی آن را بررسی كرده و با در نظرداشت دهسال گذشته، روی برنامهي پس از 2014 تصمیم بگیرند. در 2001 اولین كنفرانس بینالمللی كه سرآغاز حاكمیت در افغانستان به حساب میآید، در بن آلمان برگزار شد. اكنون پس از ده سال بار دیگر جامعهي بینالمللی در پنجم دسمبر سال جاری گردهم میآیند تا در مورد برنامهي ناتمام و احیاناً ناقص عرضه شدهي بن اول، بحث كرده و راه حل بیابند.
این نشست توسط سازمان ملل متحد به پیشنهاد امریكا، در بن دایر گردید تا سرنوشت افغانستانِ در آتش جنگ فرو رفته را از طریق ایجاد توافق میان طرفهای درگیر معلوم كند. اما ضرورت برگزاری بن دوم پس از گذشت دهسال، نشان از آن است كه هنوز بحران در افغانستان خاتمه نیافته و این سرزمین همچنان به عنوان یک تهدید بینالمللی باقی است.
در آستانهي برگزاری بن دوم افراد زیادی در مورد علت و دلیل برگزاری بن دوم تبصره خوانده و نوشته اند كه اغلباً بن دوم را هم مانند بن اول فرض كرده، مدعیاند كه محتوای بن دوم نیز هم مانند بن اول است؛ بنابراین در نتیجهگیری میخواهند آن را كار عبث بخوانند. این نوشته میكوشد تا تفاوتهای این دو نشست را با هم بررسی كرده از این طریق عوامل و نقش بن دوم در اوضاع سیاسی، امنیتی و اقتصادی افغانستان را معلوم كند.
بن اول و دوم از لحاظ شکلی، شاید نزدیکیهای زیادی با هم داشته باشند، ولی از لحاظ محتوا، این دو نشست بینالمللی تفاوتهایی با هم دارند.
فضای حاكم پیش از بن اول و دوم در افغانستان پیش از بن اول، افغانستان در آستانهي محو جغرافیای سیاسی خویش از نظام بینالمللی بود. حکومت طالبان با طرح مختلط پاكستان و عربتباران تندروی سازمان القاعده، نام «امارت اسلامی» را به خود گرفته بود و با اجرای برنامهي تصفیههای قومی پیش میرفت تا جایگاه خویش را در نظام بین الملل، تغییر دهد.
افغانستان فاقد حاكمیت ملی، فاقد قانون اساسی، مجلس نمایندگان و نهادهای مدنی بود. تروریستان عربتبار القاعده، وارثان اصلی این سرزمین بودند و پاكستان خطوط سیاسی حاكمیت را تعیین میكرد. هیچ امیدی به بهبود اوضاع نبود و مردم افغانستان خود را بیش از هر زمان دیگر شكستخورده و ناامید احساس میكردند.
اما امروز در آستانهي بن دوم، اگر چند كه شعاع وجودی طالبان هنوز نظام امنیتی كشور را مختل كرده و شعلههای جنگ، همچنان با مداخلهي كشورهای همسایه روشن است، اما افغانستان عليالظاهر دارای حاكمیت ملی است، جایگاه خویش را در سازمان ملل و دیگر نهادهای بینالمللی از خود ساخته، عضویت دهها سازمان بینالمللی را كسب كرده و توانسته است در معاهدات بینالمللی نمایندهي رسمی داشته باشد.
بن اول توسط سازمان ملل متحد به ریاست اخضر ابراهیمی نمایندهي این سازمان اداره میشد و اجندای آن نیز توسط این سازمان تعیین گردیده بود، اما بن دوم به ریاست حامد كرزی رییس جمهور افغانستان رهبری میشود و اجندای قابل بحث نیز زیر نظر هیأت افغانی تدوین میگردد.
در بن اول به دلیل پراكنده بودن قدرت، نبود حاكمیت واحد، نمایندگان تمامی احزاب و گروههای داخل و خارج افغانستان حضور داشتند كه عبارت از یازده نماینده از جانب جبههي متحد اسلامی افغانستان، 9 نماینده از جانب جریان صلح روم (طرفداران ظاهرشاه)، سه نماینده از جانب جریان صلح قبرس،
سه نماینده از جانب جریان صلح پشاور به همراه ۴۴ مشاور زیر نظر اخضر ابراهیمی نمایندهي سازمان ملل در امور افغانستان و نمایندگان کشورهای ٦+٢، بودند. اما در بن دوم به گفتهي مقامهای افغانی، از هیچ گروه سیاسی دعوت نخواهد شد و طالبان و گروه حقانی كه در شرایط حاضر جبههي درگیر با دولت هستند، نیز در آن حضور نخواهند داشت.
محتوای دو بن از لحاظ شكلی، ممكن است بن اول و دوم مشتركاتی با هم داشته باشند، به این معنا كه ابتكار آن توسط سازمان ملل متحد صورت گرفته است. مكان آن در بن آلمان است، میزبانی هر دو را آلمان به عهده دارد، نشستهایی به تمام معنا بینالمللی اند، موضوع آن ماجرای افغانستان است؛ ولی از لحاظ محتوا تفاوت زیادی با هم دارند.
بن اول روی خاتمهي جنگ، پدید آمدن صلح و ایجاد حاكمیت ملی در افغانستان بحث میكرد. تمام تلاشها بر آن بود تا حكومت فراگیر و ممثل ارادهي تمام مردم و اقوام افغانستان تشكيل شود. بنابرین در قطعنامهي پایانی كنفرانس بن اول، بیشترین ماده ها روی تقسیم قدرت در افغانستان تمركز یافت.
در بن اول، اولین انتخابات ریاست جمهوری (ریاست دولت انتقالی) بین پروفیسور عبدالستار سیرت و حامد كرزی برگزار شد كه آقای سیرت با كسب بیشترین آرا، برنده اعلام گردید؛ اما با مخالفت شماري از كشورهاي غربي، مقام خویش را به حامد كرزی واگذار نمود. در بن اول، تمام ساختار تشكیلاتی دولت تعیین شد و مطابق زمانبندی مشخص، حكومت های انتقالی، مؤقت و انتخابی، پارلمان و قانون اساسی مشخص گردید.
اما در بن دوم بحث اصلی حاكمیت نیست، پراگندهگی قدرت وجود ندارد. افغانستان دارای حاكمیت واحد است و احزاب جایگاه خود را ـ هر چند ضعیف و ناكارآمد ـ دارند. مسایل جنگ و صلح نیز یکی از محوریت های اصلی نیست؛ به این اساس، مهمترین بحث كنفرانس بن دوم، سرنوشت افغانستان پس از سال 2014 است.
سختترین كاری كه افغانستان دارد، این است كه قرار است برنامههای دهسالهي خویش را در این كنفرانس اعلام كند؛ برنامهیی كه شامل بخشهای اقتصادی، امنیتی، سیاسی و حكومتداری است.
با شناختی كه جامعهي جهانی از چگونگی حاكمیت در افغانستان در ده سال گذشته دارد و حاكمیتی كه تیم موجود از خود در این مدت ارایه كرده است، افغانستان باید سعی وافر به خرج دهد تا رضایت خاطر شركتكنندگان را از راه اعلام برنامههای مؤثر و قابل تطبیق جلب كند.
در مجموع كنفرانس بن اول تكیه بر بخش امنیت داشت، ولی به گفتهي مقامهای كشور، تكیهي كنفرانس بن دوم بیشتر بر جنبهي اقتصادی و حاكمیت خوب در افغانستان است.
بهترین فرصت برای افغانستان رهبری نشست بن دوم به دست افغانها است. این بزرگترین فرصت است تا دشواریهای پیچیدهيی را كه از طریق بازیهای قدرت دامنگیر افغانستان است را برملا سازيم.
حكومت افغانستان متهم به فساد، ضعف و ناكارآمدی است؛ در ده سال گذشته، فساد اداری، بزرگترین شاخصه و نشانهي حكومتداری در افغانستان پنداشته میشود و در این امر جایگاه سوم را در جهان كسب كرده است.
بن دوم، فرصتی است تا افغانستان از طریق ارایهي برنامههای خویش، اطمینان خاطر كشورهای كمككننده را مبنی بر محو فساد از حاكمیت، جلب كند. بارها حامد كرزی، برخی كشورهای عضو ناتو را به عنوان شركای فساد و عامل حكومتداری ضعیف اعلام كرده و ایجاد حكومتهای موازی را مثال آن قرار داده است؛
خوب است كه این شركا را نیز معرفی كند. به مصلحت افغانستان نیست تا در این نشست بار دیگر از دیپلماسی ضعیف كه همیشه در روابط با همسایگان از آن استفاده كرده، استفاده كند. اعلام سیاست شفاف و خواستهای روشن، بهتر میتواند توجه كشورهای شركتكننده را به مسایل افغانستان جلب كند.
نگرانی ها نگرانی بسیار جدیيي وجود دارد كه افغانستان نتواند از این فرصت طلایی استفادهي لازم ببرد. در ده سال پالیسیسازان كشور نشان داده اند كه فاقد ابتكار و بهرهجویی از فرصتها اند.
مشاورین و تیوریپردازان حكومت از درك واقعیتهای عینی و دشواری های اصلی به دور اند؛ هیچگاه طرح قابل اجرا و مؤثر برای برونرفت از دشواری های موجود، نداشته اند، برخورد مقطعی و تصامیم عجولانه رفتار مشهور سیاستپردازان كشور است. تصور این وجود دارد كه روی این موضوع نیز این تیوریپردازان سطحینگری كنند.
افغانستان تاكنون تجربهي رهبری نشستهای بینالمللی را ندارد. این اولین بار است كه ریاست چنین نشست مهم بینالمللی به عهدهي افغانستان است.
قرار است بیش از هزار نفر به شمول وزرای خارجهي نود كشور جهان در این كنفرانس حضور یابند. شركتكنندگان انتظارات بالایی از افغانستان دارند و در صورت كه این انتظارات از جانب افغانی برآورده نشود، باورمندیها از عدم ظرفیت و توانمندی افغانها در جلب و هضم كمكهای اقتصادی، اولین رفتاری خواهد بود كه شركتكنندگان به آن توافق خواهند كرد.
بسیاری از آگاهان سیاسی به این باورند كه جامعهي جهانی در این كنفرانس میخواهد خود را سبكدوش كند؛ به این معنا كه پروسهي جنگ و صلح را كه یگانه دشواری افغانستان است، زرنگانه به دوش خود افغانها گذاشته، بگویند كه تنها در بخش كمكهای اقتصادی در كنار افغانستان باقی خواهند ماند.
به تعبیر دیگر، همانگونه كه بر بنیاد مفاد پیماننامهي بن اول جامعهي جهانی به افغانستان آمد، اكنون با درك عمیق بحران در افغانستان، در تلاش اند تا نقش خویش را در عرصهي نظامی و امنیتی در افغانستان كمرنگ سازند و به بهانهي واگذاری ریاست آن به خود افغانها، مسؤولیت آن را به گردن خود افغانها اندازند.
منبع : http://mandegardaily.af/spip.php?article9429