|
|
|
| لینکها |
 |
|
|
|
|
بیانیه ی ستاد مردمی تجلیل از چهاردهمین سالگرد |
 |
|
|
|
|
|
|
بیانیه ی ستاد مردمی تجلیل از چهاردهمین سالگرد
رهبر شهید عبد العلی مزاری و یارانش
بسم الله الرحمن الرحیم
چهاردهمین سالروز شهادت رهبرشهید مزاری بزرگ را به تجلیل نشسته ایم.
رهبر نمونه و لایقی که در پاکی، قاطعیت، صداقت و مردم گرایی و مردم محوری، تا هنوز در صحنه ی سیاسی کشور، همتایی در خود ندیده و همطرازی نشناخته، یکه تازمیدان در پاکبازی و جوان مردی، خدمتگذاری و ارزش محوری، تا مرز شهادت، تاخته و در ماوراء اسطوره های تاریخ، به عنوان یک فوق قهرمان حقیقی و مقدس، خود را به اثبات رسانده است.
مزاری، شهید راه خدا و انسانیت است که در قلب میلیون ها انسان حکومت می کند.او سمبل عدالت خواهی، قهرمان ضد ستم، استبداد و تبعیض و پرچمدار مقاومت حق طلبانه در تاریخ کشور است.
تجلیل از مزاری هم جانبداری از حق و عدالت، آزادی ، کرامت انسانی، احترام به انسانیت، راستی، صداقت و تمامی خوبی ها و ارزش های انسانی است.
راستی که تا خون مزاری در رگ های تاریخ جریان دارد، روح مقاومت بر ضد همه ی زشتی ها، ناپاکی ها، تجاوز ها، انحصارگری ها، تبعیض ها و نظام های فرعونی،ادامه خواهد داشت.
این خط مشی سیاسی و راه مزاری است که به خاطر آن قربانی شد.
دفاع ازحقوق مردم، یگانه آرمان مزاری بود، که تا آخر خط از آن عقب نشینی نکرد و این میراث ماندگار و جاودانه را در تاریخ از خود به یادگار گذاشت، تا نسل های بعد از او، از این خط پیروی کرده، در برابر هر زورگویی، بدون کمترین ضعف و سستی ،قاطعانه، مردانه و حسین وار، از حق شان دفاع کنند.
این مهم ترین درسی بود که مزاری به تاریخ و انسان ها آموخت. مزاری که انگیزه ی قیامش همان انگیزه ی قیام امام حسین علیه السلام بود، معیار حرکتش را نیز همان محور ها تعیین می کرد.
نهضت مزاری دنباله ی نهضت عاشورا است که نتوانست به اخلاف یزید، دست بیعت دهد و طبیعی بود که جز شهادت راه دومی برایش متصور نبود. خدا خواسته بود که مزاری را شهید ببیند تا نهضت حسینی در افغانستان فراموش نشود.
تا اخلاف یزید نتواند در افغانستان سایه های شوم شان را بگستراند و نظام سیاه و خشن اموی و یزیدی در چهره های کریه امثال ملا عمر و متعصبین جاهل دیگرش امکان ظهور و دوام نیابد.
در یک کلام، ارزش های مقدس انسانی و اسلامی تنها راهبرد کار، استراتیژی و هدف زندگی مزاری را تشکیل می داد و رمز قداست کارش، در همین نکته نهفته است. خون مزاری تفسیر همین حقایق و اسرار است.
نهضت مزاری با اهداف روشنی که دارد، خود را از راهبرد های جنگ طلبانه - که به خاطر انحصار و قبضه نمودن قدرت بوجود آمده - کاملا مجزا نموده و با معیار قراردادن حق و عدالت، خود را به یک حرکت مقدس، پیوند داده که تا قیامت خد شه ی در آن وارد نخواهد شد و این همان راه انبیا و امامان معصوم است نه چیز دیگر.
مبارزه و جهاد یکی از اصول زندگی و یکی از پایه های اعتقادی مزاری را تشکیل می داد و یک تکلیف دینی و وظیفه ی شرعی بود، نه یک تاکتیک موقت برای جذب منافع زود گذر و مبتذل شخصی، گروهی، قوم گرایانه و نژاد پرستانه. کسانی که برداشت های غیر از این را دارند، حقا که مزاری و اهدافش را نشناخته اند.
این است که ما به عنوان پیروان مزاری، وظیفه داریم تا پای جان از حقایق، عدالت ،آزادی، انسانیت و ارزش های انسانی دفاع کنیم، تا خون مزاری پایمال نشود و اهداف مزاری سرلوحه کار و زندگی مان باشد و راه مزاری ادامه داشته باشد.
یعنی مبازره با تجاوز، در هر قیافه ای، نبرد با انحرافات در هر پوششی، دست و پنجه نرم کردن با فساد اجتماعی و ظلم، در هر لباسی، دفاع از حق مظلوم در برابر متجاوزین، با هرشعاری، ما را به اهداف مزاری نزدیک می کند.
دور شدن از معیارهای واقعی وحقیقی- که مزاری به خاطر آن مبارزه کرد و شهید شد،یعنی مبارزه برای تحقق و رسیدن به حقوق مشروع سیاسی،مذهبی و تاریخی مردم، به صورت عادلانه و بدون تبعیض، به تناسب جمعیت و نقش شان در جهاد، که معیارهای بین المللی ازجمله کنفرانس بن آن را مشخص کرده- به مثابه نا دیده گرفتن حقوق اساسی، مدنی و شرعی مردم ما بوده- با آرمان های مزاری کاملا فاصله دارد.
لذا است که ما به رهبران محترمی که در موقعیت دفاع از مردم ما قرار گرفته اند و پرچم مزاری را به دوش می کشند، چه در بدنه ی دولت و چه در چوکات پارلمان، پیشنهاد می کنیم که از موضع مزاری عقب نشینی نکرده، همچون مزاری تا پای جان در تحقق این اهداف پا فشاری کنند و از حقوق مردم دفاع کنند.
در غیر این صورت هیچ توجیه سیاسی، بر اساس معیارهای غیر از این، مردم را قانع نخواهد کرد.
علی الخصوص این روزها، که تب انتخابات ریاست جمهوری بالا زده، کشورهای ذیدخل در قضیه ی افغانستان، بر سر منافع شان، گوی سبقت را از همدیگر می ربایند ، رهبران سیاسی نیز خود را به آب و آتش می زنند و آماده می شوند تا در یک رقابت سخت از همدیگر پیشی بگیرند،بر رهبران مردم ما هم سزاوار است که با کنار گذاشتن اختلافات جزئی، با درایت و کیاست بیشتر، در تحقق اهداف مزاری، لیاقت شان را بیش از پیش به اثبات برسانند، تا در این مبارزه که حق مشروع مردم ما می باشد، سربلند و با افتخار، به سوی اهداف بلند و مقدس، که هم عزت و افتخارملی را درپی داشته باشد و هم ارزش های دینی و انسانی (همچون عدالت اجتماعی ) را تحقق بخشد و با ادای حقوق مردم رضایت پروردگار عالم را جلب نموده و بدیهی خواهد بود که رضایت مردم را نیزدر پی خواهد داشت.
نکته ی آخر این که: طبق معمول هر سال، ما مهاجرین بی پناه، که از طرف جمهوری اسلامی ایران تحت فشاریم تا به وطن مان برگردیم، بدون کمترین توجه دولت افغانستان، در یک سر گردانی و بلا تکلیفی کامل، شب و روز مان را در اضطراب و نگرانی، می گذرانیم و این فشار ها که نه در افغانستان جای برای ماندن داریم و نه در ایران و جا های دیگر مکانی برای مردن، دولت افغانستان، از حال ما خبر دارد یا ندارد؟
آیا دولت افغانستان، قادر به حل این مشکل هست یا از انجام این تکلیف عاجزاست؟
آیا مسئله ی مهاجرین این قدر پیچیده و غامض است که دولت افغانستان در برابر آن به زانو درآمده و هیچ راهکاری را در دست اقدام ندارد، یا مشغولیت ها و رقابت های داخلی بر سر قدرت آنان را از این موضوع غافل کرده؟
بالاخره، تکلیف ما چه می شود؟ ما افغانی هستیم یانه؟ دولت در برابر ما وظیفه ای، احساسی، دارد یا ندارد؟
گرچه می دانیم که این صدا، به گوش کسی نمی رسد و اگر هم برسد کسی به آن توجه نمی کند، ولی ما به عنوان این که کار دیگری جز این نمی توانیم، مجبور از ناله و فریادیم.
والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته.
23/12/1387نهران.
ستاد مردمی برگزاری چهاردهمین سالگرد شهادت رهبر شهید و یاران با وفایش.
|
|
| |
|
|
| |
|
|