|
|
|
| لینکها |
 |
|
|
|
|
افغانستان و هویتهای متکثر قومی |
 |
|
|
|
|
|
|
افغانستان و هویتهای متکثر قومی
عباس دلجو
27/03/2009
هویت به صورت عام به مثابه یک امر اکتسابی ، پاسخ به چیستی و کیستی انسان ها به صورت انفرادی و جمعی است و مؤلفه های آن شامل مذهب ، تاریخ ، زبان، فرهنگ ، سمبل ها ، نهادها و ارزش های مشترک ، سرنوشت و سنت و میراث مشترک و... میباشند . منشا تعريف هويت در واقع تعريفي است كه"فرد از خود ميكند و بر چيستم و چه ميخواهم مرتبط است"{1}. به همین لحاظ آنتونيگيدنز هويت را "آگاهي شخص ( و به همين سان يك واحد، گروه، جامعهِ یا ملت ) به خود تلقي ميكند كه در كنشهاي اجتماعي توسط شخص بتدريج و پيوسته ايجاد ميشود"{2}.
در واقع هویت در رابطه ها ساخته می شود بدین معنی اگر فرد بتواند خود را در گروه و جامعه ای که متعلق به او است مرتبط ساخته و رابطه بر قر ار نماید ، به هویت خویش دست یافته است . یا بعباره دیگر ارتباط فرد با کتله قومی و نژادی که با آن پیوند یکسان و همانندی دارد که مجزا و متمایز و متفاوت با کتله های قومی دیگر میباشند، هویت قومی او را رقم میزند و درست به همین دلیل در یک کشور ، قوم یا گروه قومی ، به اجتماع کوچکتری از یک اجتماع بزرگتر اطلاق میشود که هویت و تشخص مجزائی از سایر اقوام دارد که از آن به « هویت قومی» میتوان نام برد .
در دنیای جدید و مناسبات امروزی گراف حق خواهی و بیداری ملیتهای محروم و تحت ستم سیر صعودی داشته و نهضت هویت خواهی و بازیابی شخصیت قومی ، در کشور های کثیر الاقوام ،چالش بزرگی محسوب میگردد و زمانی این بحران و چالش از بین خواهد رفت که ساختار های تک ملیتی و متمرکز و انحصاری ،به ساختار حاکمیت مشارکتی مبدل گردیده ،عینیت و واقیتهای اقوام مختلف را در نظر گرفته و با مشارکت جمعی اقوام در یک تناسب عادلانه ، ساختار جدید پارلمانی را ، پی ریزند.
اما فراموش نباید کرد که بحث از قومیت و هویت خواهی و حق طلبی اقوام به معنی نفاق و شقاق قومیتها نبوده بلکه با طرح مسئله قومی در کشور کثیرالاقوامی چون افغانستان ، شیوه مواجهه با مسئله قومیتها و حل معضله هویت یابی اقوام و اتخاذ راهبرد و سیاستهای انسانی و ملی در راستای حل این بحران را مشخص میسازد . زیرا تثبیت وفاق ، همبستگی و تفاهم ملی در کشور ما که خاستگاه قومیت ها، گروه ها و خرده فرهنگ های متعددی میباشد از اهمیت ویژهای برخوردار بوده که ثبات سیاسی ، انسجام ملی و امنیت اجتماعی را در پی دارد . زیرا غنامندی هویت ملی در گرو رشد هویت های متکثر گروههای مختلف قومی است که یکجا شدن این هویت های متکثر در یک هویت کل ، لایه های هویت جمعی و یا همان هویت ملی را غنا و عظمت میبخشند که فربه بودن این هویت جمعی خود ،چتر حمایتی میگردد تا خرده فرهنگها و هویتهای متکثر را از نابودی حفظ نمایند . در واقع این هویتهای متعدد قومی و هویت ملی در یک رابطه دوجانبه در رشد و غنامندی هم تاثیر متقابل دارند .
در افغانستان اما ! سوگمندانه باید اعتراف نمود که در این کشور از بدو پیدایش حاکمیت مرکزی متمرکز تک ملیتی و تک زبانی دوصد و پنجاه ساله آن ، حکام ستمگر و شئونیستهای قبیله ای ، علیرغم ساختار چند ملیتی،چند فرهنگی و چند زبانی آن ، سایر گروه های اتنیکی و زبانی را از حلقه حاکمیت به حاشیه رانده و پدیده ای به نام ستم ملی یا قومی National Operassion را بوجود آورده اند که در نتیجه اقوام محروم از نوعی بحران هویت در روابط میان آن حاکمیت و آن ساختار رنج برده اند و حکام مستبد و انحصار طلب ،این تنوع قومی را نا دیده انگاشته با زور و چماق و کشتن و زندان و شکنجه به سیاست یکسان سازی هویت های متکثر اقوام دیگر توجه مبذول داشته و با هویت زدائی از سایر اقوام ، تعاملات بین فرهنگ ها و اقوام مختلف را بر پایه بی اعتمادی ، دشمنی و خشونت پی ریزی نموده اند و با اعمال زور در راستای ادغام و همسازی فرهنگی و هویتی سایر اقوام در هویت و فرهنگ قوم غالب نه تنها بی اعتمادی و استخوان شکنی را بین اقوام بوجود آورده اند که سایر اقوام را مصاب به بحران هويت و سرخوردگي هاي رواني و احساس "بیگانگی اجتماعی" نیز نموده اند . دورکهیم معتقد است که :" يكي از شاخص ها ي ضعف يا عدم وجود بعد اجتماعي هويت ملي «بيگانگي اجتماعي» است. بسياري از جامعه شناسان و روانشناسان همچون: شنگر، ديويد ريزمن، اريك اريكسون، فريدنبرگ و گودمي، بيگانگي را معادل «بحران هويت» تلقي نموده. برخي ديگر نيز احساس بي هويتي را به عنوان يك مؤلفه از بيگانگي به حساب مي آورند"{3}.
این "بیگانگی اجتماعی"در طول تاریخ سیاه و خونبار افغانستان وجود داشته است که شئونستهای تمامیتخواه و حاکمیتهای مستبد سیاسی ، با انحصار طلبی و سیاست طرد و نفی ، هویت و حتی موجودیت گروههای گوناگون قومی را آنهم به گونهای آشکار نفی نموده و با زور چماق و تهدید این هویتهای متکثر قومی را تا سرحد ادغام و اضمحلال در هویت قوم غالب ، کوبیده اند . این برتری جوئی قومی از نگاه روانی چنان وضعیت نوستالژیک برای هژمونیستها ایجاد کرده است که حتی درین اواخر با وجود حضور کشور های غربی مدعی دموکراسی در افغانستان ، طالب نکتائی پوش افغانی (داکتر انورالحق احدی) را وسوسه نموده و به اضمحلال هویت های متکثر اقوام در هویت قوم پشتون ، اصرار ورزیده و چنین درافشانی کرده است :« اقلیتها باید هویت پشتونی دولت ( افغانی ) را بپذیرند.. دولتها بوسیله ی پشتونها تشکیل شده، افغانستان تنها دولت پشتونی در جهان است. اقلیتها باید هویت پشتونی را بپذیرند ... »{4}. در حالیکه هر يك از اقوام افغانستان با وجود تعلقات سیاسی ، تاريخي و فرهنگي که به کشور شان دارند هرکدام مستقلا داراي هويت قومي،سابقه تاریخی ، اصول فرهنگي، سنت های جمعي، زبان و مذاهب جداگانه ی نیز میباشند پس به چه دلیل "هویت پشتونی" را بپذیرند؟. این تفکر فاشیستی امثال احدی ، روستار ترکی ، اعظم سیستانی و ده ها نکتائی پوش دیگر نه تنها در زمینه باز و گسترده فرهنگ قبیلوی زمینه رشد و رویش یافته بلکه به پشتوانه باداران خارجی آنان بر سایر اقوام شریف کشور دیکته نیز شده است بقول چارلی سانتوز این "برتري جويي قومي پشتون ها كه عمدتاً ازجانب تحصيلكرده هاي از غرب برگشته تبليغ مي شود، هيچگاهي بدون حمايه ي خارجي نتوانسته بر اريكه ي قدرت بنشيند"{5}.
در راستای تعمیل این سیاست فاشیستی در تاریخ سیاسی افغانستان بود که شئونیستهای قبیلوی برای پیشبرد چنین هدف شوم شان حتی بعضی از اقوام ، مخصوصا هزاره ها را تا سرحد نسل کشی و قتل عام کشانده و 62 در صد آنانرا تصفیه فزیکی نیز نموده و زمینهای آنانرا به عشایر پشتون دادند . "پس از قتل عام هزارهها توسط عبدالرحمن، بخش هايي از سرزمين هزارهجات سرزمين دايه، دای چوپان، و ديگر مناطق ارزگان که غنیترين زمينهای کشاورزی محسوب ميشد، از چنگ هزارهها خارج و به پشتونها واگذار گرديد. در ولايت پروان نيز زمينهای مرغوب از چنگ هزارهها گرفته شده . دره دوشی، و دره وادو و دره اشرف و ساير نقاط موطن و مسکن هزاره شيخ علی از وجود ايشان تهی گرديد و حضرت والا فرمان داد که از مردم افاغنه سکنه غوری و بغلان در مواضع مذکوره جای دهند"{6}. "امیر هر منطقه ای را که به زور لشکر از هزاره ها گرفتند، تحویل پشتونها کرد و مردم بومی را به زور از خانه ها و سرزمین شان در حالیکه مردان و سرپرستان خود را از دست داده بودند، بیرون نمودند. آنان با یاس و نا امیدی به سوی مرز شمالی که در اختیار روسها بود، فرار کردند.امیر 12 هزار خانوار درانی وچهار هزار غلجایی را بر املاک هزاره ها در ارزگان جایگزین ساخت"{ 7 }.
همچنان ضمن کشتار بیرحمانه مردم صفحات شمال کشور تعداد زیادی از پشتونهای جنوب را به شمال کشور منتقل نموده و زمینهای مردم ازبک و ترکمن و تاجک را از صاحبان اصلی آن مصادره نموده و به ناقلین پشتون واگذار نمودند. که پوهاند روستار ترکی این کشتار بیرحمانه مردم شمال را توسط عبدالرحمن خان ، ستوده و میگوید:"دوره سلطنت 21 ساله امیر عبدالرحمن در تامین وحدت ملی ... دارای بسیار برجستگی است ... امیربدون تعصب قومی و مذهبی ... اقوام سرکش و ماجراآفرین را ... بلا تفریق وبدون استثنا تار و مارکرد. یکی دیگر از کارروایی های امیر ... که بسیارمفید ثابت شد تطبیق پروگرام اسکان ناقلین است، که طی آن برخی قبایل جنوب به شمال کشور کوچانیده شدند"{8}. حکام مستبد بر علاوه این ظلم های مضاعف از امکانات دولتی مخصوصا از قدرت نظامی در سرکوب اقوام مختلف کشور کار گرفته حتی به نمایش کله منار ها از مقتولین نیز مبادرت ورزیدند."از طرف دشمن سه هزار نفر درمیدان جنگ کشته شد ...حکم دادم مناری از سرهای مقتولین دشمن ساختند تا بقیه دشمن خایف شوند"{9}.
حالا تکلیف افغانستان که هم کشور پلی اتنیک و چند ملیتی است و هم سابقه تبعیض نژادی و ستم ملی حد اقل دو صد و پنجاه ساله داشته و حکام مستبد و شئونیستهای تمامیتخواه افغانستان ،این هویتهای متکثر قومی را در درون هویت قوم غالب به تحلیل برده و برخورد سلبی و انحصاری با این تکثر هویت ها و تشخص ها داشته اند ، با جهانی که در راستای قبول این واقعیتهای متکثر هویتی در کشور های گوناگون گامهای موثری برداشته اند، چه خواهد بود ؟ و ازین به بعد نوعیت برخورد با این تنوع فرهنگي و قومي را چگونه تنظیم خواهد ساخت؟ . آیا مانند گذشته با ذهنیت طرد و انکار آنهم با روشهای استبدادی و انحصاری ، سایر اقوام را به حاشیه رانده و از حلقه حاکمیت بدور پرت مینمایند؟ یا نه ، با توجه به تغیر شرایط سیاسی و اجتماعی در افغانستان و رشد چشمگیر نهضت هویت خواهی اقوام تحت ستم در جهان ، ناگزیر از تمکین به خواست عادلانه اقوام گردیده و میکانیزمی در مناسبات سیاسی کشور ایجاد مینمایند تا بر کثرت قومي و تعدد مليتي اعتراف نموده و همه اقوام و اقشار کشور را با توجه به تناسب کمی انان در یک تناسب عادلانه در ساختار حاکمیت سیاسی شریک ساخته و از امکانات اقتصادی در رشد متوازن همه ولایات کشور استفاده برده و روحیه همکاری و تفاهم ملی را حول محور منافع جمعی ، بوجود میاورند؟.
شاید درینجا بعضی ها خوشبینانه به مسائل نگاه افگنده و بگویند که حالا قانون اساسی کشور وجود اقوام و ملیتها را برسمیت شناخته است .اما یک نکته را نباید از نظر دور داشت که تنها پذیرش چند ملیتی بودن کشور بدون تقسیم قدرت و ثروت آنهم در یک تناسب عادلانه در بین اقوام شریف کشور ، نه تنها مشکل و بحران موجوده را حل نمیسازد که بگونه ی دیگر انحصار و استبداد را تجلی داده و بر عمر بی اعتمادی ملی میافزاید . تنها دولتی میتواند که این بحران ملی را خاتمه بخشد که با فرهنگ و ذهنیتی دمکراتیک و انسانی ، اراده و خواست همه را از طریق مشارکت سیاسی در ساختار حاکمیت ،سهیم ساخته و به ذهنیت انحصاری و طرد و نفی ، نقطه پایان گذارد . تا با این کار ،اعتماد و همبستگی ملی را بوجود آورده و هویت های متکثر قومی را در هویت واحد ملی جمع نموده و پروسه ملت سازی را پی ریزند.
این قلم معتقد است که اگر به هویتهای قومی بها داده نشده و اقوام را در سرنوشت سیاسی کشور سهیم نسازند و با مشارکت بیشتر اقوام مختلف در تمام امور کلان جامعه استعداد های نخبگان اقوام را در سطح ملی به خدمت نگمارند قطعا بحران هویت و کاستی های سیاسی ، اجتماعی مرفوع نخواهد گردید.
امروز با توجه به حاکمیت نیم بند دموکراسی و حضور جامعه جهانی در افغانستان ، بيش از هر زمان ديگر ، نیاز به حل معضله بحران هویت و حق خواهی اقوام ، احساس میگردد زیرا تحقق دموکراسی و مردم سالاری جز با كسب حقوق مساوي براي همه اقوام کشور آنهم در یک تناسب عادلانه مبتنی بر تناسب کمی نفوس شان ، میسر نیست . چون مردم در افغانستان خواهان تحکیم حاکمیت فراگیر با قاعده وسیع ملی ، میباشند اما فراموش نگردد که حاکمیتی با قاعده وسیع ملی در واقع به معنی تقسیم عادلانه قدرت به اقوام و اقشار کشور میباشد به این معنی که در ساختار حاکمیت سیاسی ، نمایندگان اقوام و اقشار گوناگون کشور در یک تناسب عادلانه ، شریک باشند.یعنی امکان ندارد رئیس جمهوری دیگری مانند آقای حامد کرزی بر اریکه قدرت تکیه زده و با پوشش به ظاهر دموکراسی ،حقوق اقوام مختلف کشور را نادیده انگاشته کمافی السابق آنانرا به حاشیه رانده و از حلقه حاکمیت بدور اندازند و یا اگر تعدادی از آنان را در حلقه حاکمیت قبول نموده اولا صرف جنبه نمایشی داشته ثانیا تناسب عادلانه را در مشارکت رعایت نه نماید.
سوگمندانه باید به این واقعیت اذعان داشت که در افغانستان بحران و معضله هویت قومی به چالش عمده و خطرناکی مبدل گردیده که حل مسئله واقعیتهای قومی و شکافتن آن از ابعاد و جنبهها و زوایای گوناگون تاریخی ،سیاسی و هویتی آن ، آنهم با برنامه ریزیهای دقیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و مشارکت سیاسی اقوام در ساختار حاکمیت و حل معضلات و مشکلات های جانبی کشور ، است که توانائی مقابله با بحران و چالشها را داشته و ریشههای مشترک هویت ملی را در زمینه و بستر تفاهم جمعی اقوام از مجموع هویت های متکثر قومی ، رشد می دهند .
در افغانستان با توجه به واقعیتهای قومی ، تکثر نژادی و تنوع فرهنگی باید مسئله تامین حقوق سیاسی،اجتماعی و فرهنگی اقوام از دغدغه های اصلی نخبگان و روشنفکران، باشند زیرا بدون تثبیت حقوق اقوام و تامین عدالت اجتماعی در کشور ،تحکیم مناسبات دموکراسی امکان ندارد زیرا اقوام از مؤلفه های اصلی ملت محسوب گردیده و از ترکیب متناسب آنان در ساختار حاکمیت ، پروسه «ملت- دولت» تحقق می یابد.
1- داور شيخاوندي ، تنفيذ و هويت ايراني مركز بازشناسي اسلام و ايران، انتشارات باز، 1379، ص.6
2- آنتوني گيدنز، تجدد و تشخص، ترجمه ناصر موفقيان، نشر ني 1378،ص 81
3- هويت سياسي و مشاركت شهروندان- دكتر محمدحسين الهي منش-
http://www.hamshahrionline.ir/newspaper-arch/hamnews/1382/821127/world/_idea.htm
4- زوال پشتونها ، نوشته :- پوهاند انوارالحق احدی ، برگرفته از سایت پیمان ملی
5- چارلی سانتوز - افغانستان جنگ تمام ناشده - تابستان سال 1383
6- فرهنگ، محمد صديق، افغانستان در پنج قرن اخير، ، قم: انتشارات وفايي، 1374ش، ج اول، ص 400-
7- میر محمد صدیق فرهنگ، تاریخ افغانستان در پنج قرن اخیر، چاب اول 1371 موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم ج1 صفحه 404
8- روستار تره کی – نقش اقوام درپروسه تشکل ملت درتاریخ معاصر افغانستان
9- ص 45 کتاب تاج التواریخ چاب1373
|
|
| |
|
Comments
nuraastemynum
19 May 2012, 03:43
Oval Bathroom Medicine Cabinets , http://www.restorilonlineoffers.com/ -
order restoril It began being used to treat insomnia in 1969. <a
href=http://www.restorilonlineoffers.com/>purchase temazepam</a>
deeleageseeve
18 May 2012, 05:37
Drugs Homlessness Violence Bad Reactions To Prescription Drugs <a
href=http://www.iiistep.org/provigil.html>buy modafinil online</a>
Doctors may also prescribe Provigil for the treatment of spastic cerebral
palsy, Parkinson?s disease, opiod induced sleepiness, myotonic dystrophy,
chronic fatigue syndrome, as well as fibromyalgia.
http://www.iiistep.org/provigil.html - provigil online pharmacy
staineefelt
14 May 2012, 23:54
Herbal Medicine Ulcer , http://www.restorilonlineoffers.com/ - buy
restoril online Restoril is a medication that is often prescribed to
United States Air Force officers who need to rest in preparation for their
missions when sleep would otherwise be difficult. <a
href=http://www.restorilonlineoffers.com/>discount temazepam</a>
Irrepaips
12 May 2012, 06:39
Self Drug Testing Kits Transfusion Medicine Journal <a
href=http://antiquesink.net/adipex.html>adipex diet pills for
sale</a> The medication is indicated for patients who need help
losing weight. http://antiquesink.net/adipex.html - cheap adipex
|
| |
|
|