از چهاردهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری (رح)
در شهر شیکاگو تجلیل بعمل آمد
صدیقه اکبری
25 March, 2009 11:58:00
چهارده همین سالگرد شهادت رهبرشهید استاد«عبدالعلی مزاری(ره)» در شهر شیکاگو برگزار گرديد. این مراسم که توسط هزاره های مقیم شیکاگو، در يکي از تالارهاي اين شهر منعقد گردیده بود، با قرائت آیاتي از کلام حق که توسط انجینر امید تقدسی آغاز شد؛سپس زندگی نامه رهبرشهید توسط انجینر داود مهردادی به خوانش گرفته شد.پس از آن مقاله زیبائی توسط خواهر جعفر پور ارائه گرديد که مورد تحسین دوستان حاضر در محفل قرار گرفت. ایشان ضمن عرض تبریک و تهنیت بخاطر 8مارچ روز جهانی زن و عرض تسلیت به مناسبت چهاردهمین سالروز شهادت فریادگر حقوق زن و تنها حامی حضور زنان افغانستان در صحنه هائی سیاسی ,اداری,اجتماعی و فرهنگی کشور رهبرشهید مزاری کبیر(رح) ادامه داده خاطر نشان ساخت که تنها در تشکیلات سیاسی که رهبرشهید مسئولیت آن را به عهده داشت حضور زنان قابل ملاحظه بود در حالیکه دیگران حصار آهنین دورشان کشیده بود.
خواهر جعفری پور ضمن تجلیل از مقام شامخ مادر رهبرشهید، ایشان را الگوی پرافتخار زنان کشور دانسته که فرزندی چون رهبر شهید را در دامان مقدس اش پرورش داد. همچنين ضمن خطاب به خانواده ها بخصوص مادران خاطرنشان ساخت که باید فرزندان و نونهالان مان را با عرق وطن دوستی وعشق به رهبر شهید پرورش دهيم، ورنه درمقابل فردای نونهالان مان مسئولیم. وای بر ما اگر فردا از جوانان مان بپرسیم که مزاری کی بود و آن ها شانه های شان را بالا انداخته و هیچ نگويند. داکتر جواد رحیمی به نمایندگی از هموطنان مقیم ساندلئیس سخنرانی کوتا و مختصر به علت کمبود وقت ارائه نمود. وی ضمن تقدیر وتشکر از برگزارکنندگان برنامه سالگرد شهادت رهبرشهید مقیم شیکاگو افزود تجلیل از مزاری تجلیل از خوبی هاست زیرا شهیدان خوبان خدا هستند.
علی آزاد، یکی دیگر از مقاله خوان ها بود,وی که در طول سه سال مقاومت غرب کابل حضور داشت خاطرات اش را در قالب یک مقاله جالب گرد آورده بود، ارائه کرد. او با بیان اینکه رهبرشهید متعلق به همه اقشار ملت وهمه حق گفتن از مزاری را با هرنوع بیان و زبان دارد,زیرا رهبر شهید تصویر زیبا ,الگوی مناسب و رویایي بزرگ برای تمام اقشار جامعه است,برای صادق سیاه او یک آرمان بزرگ است در حالیکه بیش تر از چهارده سال ندارد با غرور میگوید برو بابه مزاری ره بگو تا صادق سیاه زنده است سنگر ده مزنگ سقوط نمی کند,برای مادر پیر که عکس رهبرشهید را در چادری اش سنجاق کرده فریاد مزاری رهبر سر می دهد یک آرزو است,برای خلیفه حسین موچی که فرق شکافته فرزند جوانش را می بوسد ومی گوید مرا سرخ رو کردی که در رکاب مزاری کشته شدی یک مراد دیرینه است که سالها در انظارش نشسته بود. آزاد مقاله اش را به چهار بخش تقسیم کرد، بخش اول شخصیت اجتماعی رهبرشهید را در غرب کابل آنچه دیده بود به خوانش گرفت در قسمتی از این بخش چنین آمده,زمانی که آخرین مقاومت رژیم نجیب درهم شکست و دروازه های کابل به روی مجاهدین باز شد و مجاهدین با رهبران شان دسته دسته با کاروان نظامی وارد کابل شدند و تمام مناطق نظامی و غیر نظامی حتی مساجد و تکایا را تسخیر کردند تمام شهر را عکس های رهبران و قوماندانان پرکرده بود از پایه برق و در دیوار ها گرفته تا سر پرچال نانوائی,پر بود از عکس ها و تبلیغات احزاب و رهبران ولی آنزمان هیچکس از مردم غرب کابل عکس و تبلیغات از رهبرشهید را نداشتند ,اما باگذشت زمان تمام عکس ها و شعارهای میان خالی در کوچه و پس کوچه های غرب کابل روی در و دیوار و پایه های برق پوسید و از دید ها محو شد و جای خالی آن را آوازه علوم اجتماعی و نام رهبرشهید (مزاری)گرفت,دیگر کسی راجع به عکسی که بالای پایه برق و پرچال نانوائی بود صحبت نمی کرد,توجه همه را برخورد حزب وحدت و رهبرشهید به خود جلب کرده بود ,مردم با شور هیجان از رهبر شهید که چگونه با زبان مردم ساده و عام فهم و زیبا سخن میگوید,چگونه خواسته های مردم را که همانا برابری و مساوات است بیان میکند ,چگونه آرزوی مردم را که همانا تامین عدالت اجتماعی درکشور است فرياد میزند , از دل مردم ، درد مردم را می گوید و صادقانه عمل می کند.این راستی و صداقت ،قلب مردم را شکار کرد, و مزاری محبوب قلوب ملیونها انسان وطنش شد. در بخش شخصیت فرهنگی رهبرشهید در غرب کابل آزاد چنین گفت,تمام دغدغه های فکری رهبرشهید دغدغه فرهنگی بود,رهبرشهید باسعی و تلاش میکوشید تا سطح باور های فرهنگی مردم را باور نموده و یک رقابت سالم فرهنگی را درکشورکه با عث بالارفتن سطح آگاهی واطلاعات مردم از قضایای تاریخی و اجتماعی کشور گردد رهبری کند,و علوم اجتماعی را مرکز خیزش طغیانهای فرهنگی در کشور قرار داد. آزاد اضافه نمود در حالیکه کشور درآتش جنگ های انحصار طلبانه و ددمنشانه میسوخت رهبرشهید پوهنتون کابل را بازگشائی کرد, مکاتب غرب کابل را بازگشائی نمود غرب کابل را باعلم و فرهنگ و عدالت صیقل میداد,در کوچه های غرب کابل هیچ آدم بی مضمون و بی هدف نمی شد پیدا کرد,همه باشوق و ذوق وصف ناشدنی مشغول فراگیری دانش و هنر بود,حتی پیرمردان تلاش داشتند که خبر نامه وحدت را هر روز خودشان بخواند تا در جریان آخرین تحولات و عملکرد های رهبرشان باشند. بخش های شخصیت سیاسی و نظامی رهبر شهید که شامل حکایت ها و روایت های گوشه از مقاومت های مقاومت گران غرب کابل بود به علت کمبود وقت از خوانش باز ماند که بعد از آن فلم مستندی که توسط آقا غلام حسین عالمی در ارتباط زندگی رهبر شهید تهیه شده بود به نمایش گذاشته شدکه مورد توجه حاضرین قرار گرفت.
سخنران این مراسم انجینر عبدالغفار ولی زاده بود آقای ولی زاده ضمن خوش آمد گوئی برای حاضرین به خصوص آن هائی که از راه های بسیار دور تشریف آورده بودند,اضافه نمودند که متاسفانه تاریخ کشور ما مملو از بی عدالتی ها و انحصارگریها است و بدبختی مردم و کشور ما نیز ناشی از آن است و تا این مصیبت از ریشه حل و فصل نگردد و آرزوی رهبرشهید که تامین عدالت اجتماعی در کشور است نهادینه نشود,محال است که وطن به سوی صلح و ترقی و پیش رفت برود. آقای ولی زاده گفت وقتی ما زنگی مردان بزرگ را که ستاره های تاریخ عصر ماست ورق می زنیم زندگی مشابه به هم دارند یعنی زیر بنای مبارزات آنها را بی عدالتی و انحصار گری ها تشکیل میدهد,رهبرشهید(مزاری)نلسون ماندالا,گاندی و....رنج آنها از بی عدالتی هایي است که پیرامون شان جریان دارد و جامعه آن ها را آزار می دهد و آن ها را مجبور به مبارزه می کند. پایان بخش این مراسم دعای خیر بود که توسط انجینر عزیز بهادری انجام شد,در پایان حاضرین دعوت شدند به صرف عصرانه ولی فقیرانه بود از پلو و...خبری نبود زیرا عصرانه (بسراق)بود اما حاضرین با شوق آنرا تناول کردند زیرا (بسراق) روزی خوراک یاغیان, دیوانه های قهرمان و سنگرداران غازی که با خلوص نیت به رهبر شهید اقتدا کرده بودند بود که مردم فقیر شان آنرا با طبق اخلاص تهیه میکردند,سنگر به سنگر ازدهمزنگ,سنگر صادق سیاه اطراف تپه خاکی سنگر نصیر سوز دامنه های علی آباد,کوته سنگی تا دامنه های پل خشک برچی و دامنه های کوه قوریغ برای سنگرداران مغرور شان توزیع میکردند,حاضرین با صرف (بسراق) یاد و خاطره مردم غرب کابل و سنگر داران اش را گرامی داشتند. |