|
|
|
| پیوندها |
 |
|
|
|
|
شمه ای از جنایات عبدالرحمن جابر، علیه مردم هزاره به روایت تاریخ |
 |
|
|
|
|
|
| |
| جستجوگر |
 |
|
براي جستجو در موترهای جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد |
|
|
|
|
| |
| تعداد بازدید کنندگان |
 |
|
|
|
|
|
شمه ای از جنایات عبدالرحمن جابر، علیه مردم هزاره به روایت تاریخ
گردآورنده : سایت نمای نزدیک
"زمانی که مردم ارزگان مرکزی درمحاصره سربازان امیر قرار گرفتند، دختران و خانمهای جوان به دلیل اینکه در معرض تجاوز سپاهیان امیر قرار نگیرند بصورت دسته های چهل نفری از ارتفاع یک کوه بلند خود را به زمین می انداختند." حاجی کاظم یزدانی، پژوهشی درتاریخ هزاره ها، چاپ ایران 1371 خورشیدی .
"تعدای کثیری ازهزاره ها جبرآ به تغیر مذهب وادار گردیدند که نمونه های آن در نهرین، قندوز و سرخ پارسای پروان میباشد." سید عسکر موسوی، هزاره های افغانستان، ترجمه اسدالله شفایی چاپ تهران انتشارات سیمرغ 1379
"دره ترمش و دره وادو و دره اشرف و سايرنقاط موطن و مسكن هزاره.شيخ علي از وجود ايشان و غيره مردم تهي گرديد... و حضرت والا فرمان كردكه مردم افاغنهء سكـــنهءغوري و بــغلان را در مواضع مذكوره جاي بدهند." فرهنگ، میر محمد صدیق، افغانستان در پنج قرن اخیر
"نيروي حكومت و سران ايشان بر مردم ملكي بيداد ميكردند. اينها علاوه بر قتل وشكنجه مردان محارب و غير محارب، بر زنان واطفال هم ابقا نمي نمودند و ناموس زنان و دختران جوان رابا كمال بيبا كي مورد تعرض قرار ميدادند.درهر منطقه كه اردوي حكومت داخل ميشد، پس ازكشتارمردان، پسران ودختران وحتي زانا ن جوان رااسير مي ساخت وبه عنوان غلام وكنيز درشهر ها به فروش ميرسانيد.درپايان جنگ،اميرپنجاه دختر زيبارابه عنوان صورتي براي تمتع خودو شهزادگان انتخاب كردوپسران جوان ميران وبيگ هارابطورغلام بچه،جزءعملهءدربارساخت." کاتب هزاره، ملا فیض محمد، سراج التواریخ، جلد سوم، بخش اول
"ازصدوراين حكم بودكه دوست محمدخان مردم افغان كوچي راكه چهارماه درافغانستان آمده، بهره ياب علف و تجارت وغيره مي شوندوهشت ماه در هند وپنجاب وديره جات وسندوريگستان و پشاور مي روند و ملك و زمين ندارند و خانه به دوش اند، در زمره بي ملك در قلم آورده،بسيار مواضع ازاملاك هزاره رابه ايشان داد. چه ايشان هم مهاجر وهم زمين ندارند." کاتب هزاره، ملا فیض محمد، سراج التواریخ، جلد سوم، بخش اول
"املاك مردم هزاره را، از يك سر به مردم مهاجر داده، در بين هزاره، هزاره رامخل نگذارد. تاهر جايي كه برسد مردم مهاجررا متصل هم زمين بدهد، واو، اين منشور را گرچه خلاف دستورالعمل بودسند خود داشته، املاك هزاره را از ابتدا به مهاجر داده آمد، كه در مالستان جاغوري چنانچه بيايد رسانيد."
کاتب هزاره، ملا فیض محمد، سراج التواریخ، جلد سوم، بخش اول
"در سال 1911 میلادی (1289 هجری شمسی) نرخ روغن در بازار کابل فی سیر 15 روپیه بود . نائب السلطنه هفت هزار روپیه از معاش خود را عوض خزانه در بهسود حواله گرفت و در عوض آن روغن به نرخ تقریبا رایگان جمع کرد . این وقت حاکم هزاره جات سردار محمد اکبر خان بود " میر غلام محمد غبار – افغانستان در مسیر تاریخ . چاپ چهارم ، سال 1368 ص 708
"مردم کوچی افغان، از اول بهار که از راه هزاره جات رو به بادغیس هرات و محلات میمنه و اندخود می نهند تا وقت خزان در هیچ چیز از غارت و تاراج و سرقت و تلف نمودن مزارع رعیت و ندادن محصول به دولت ، دریغ نم کنند و در هر سال خسارت زیادی بر رعیت دولت می رسانند ... آن مردم فساد پیشه نفاق اندیشه ترک عادت جبلی نکرده ، مدام زهر ستم و جور خود را در کام ضعفای رعیت هر موضع و مقام می ریزند " فیض محمد کاتب – سراج التواریخ – چاپ 1372 ص 123
" اصل و حقیقت شورش هزاره این است که هم در وقت جمع آوری اسلحه بسیار تعدی دیدند و هم سه تن سپاهی در خانه یکی از مردم هزاره ارزگان برای گرفتن تفنگ وارد شده ، با زن او در شب جبرا زنا کرده و خود او را به سیخ تفنگ داغ همی کردند." فیض محمد کاتب – سراج التواریخ – چاپ 1372 ص247
" از خرید و فروش دختران و زنان هزاره ، هر که میخرد، شخص خرنده تومانی دو روپیه یعنی ده یک محصول بدهد . ازین ممر با وجود صدور امر اقدس، هزاران زن و دختر خرید و فروش شد، یک روپیه عاید خزانه دولت نگشت " فیض محمد کاتب – سراج التواریخ – چاپ 1372 ص352
" سه تن از دختران هزاره که سید محمد خان حاکم جاغوری متصرف شده بود ... از نزد او گریخته و از عرض راه به دست افتاده و دوتن ایشان مرگ را بر زندگی ترجیح داده خود را ذبح کردند " فیض محمد کاتب – سراج التواریخ – چاپ 1372 ص 367
" در این زمان ملا خواجه محمد قاضی محکمه شرعیه ارزگان 1940 روپیه و یک قرآن از محصول قیمت 1293 تن از زنان و دختران و پسران هزاره ارزگان که در محکمه آنجا فروخته شده بودند ، را ارسال کابل نمود و تحویل خزانه دولت شد"ص 1132 سراج التواریخ .
میر احمدشاه خان مفتی وقت، فتوای تکفیر هزاره ها را صادر کرد و آن را به مهر پادشاهی رسانید." سرکار اعلی در قلع و قمع بنیاد این بی دینان که اثری از ایشان در آن محال و خلال جبال نماند و املاک ایشان در بین اقوام غلجایی و درانی تقسیم شود . سررشته و تجویز فرموده اند که سپاه نصرت پناه نظامی و اولوس از هر سمت و جانب مملکت خداداد افغانستان آنچنان در خاک طوایف باغیه هزاره جات جمع شوند که نفری از آن طوایف گمراهان جان به سلامت نبرد و رها نشود و کنیز و غلام از طوایف مذکور به دست هر نفری از اقوام مجاهدین افغانستان باشد." فیض محمد کاتب – سراج التواریخ ج 3ص171
و همچنین عبدالرحمن خان دو ملای صاحب نام و تآثیر گذار اهل سنت "سید محمود قندهاری"و"سید محمد ممتحن"را دستورداد که: "کتابچه و اعلانی به عوام انشاد نمایند در ثبوت تکفیر طایفه بربری(هزاره ها)و رد عموم روافض(شیعیان) مشروط بر این که در عنوانات مندرجه آن، برای دلیل، بعضی آیات قرآنی و احادیث نبوی ذکر کنند و ملت سنی را عمدتا ترغیب و تحریص به جنگ و دفاع بربریان نمایند." محمد يوسف رياضي هروي - عین الوقایع ص 221
"نظر به داده های تاریخی، بیشتر از 62 فیصد جمیعت هزاره های آنروز بدستور امیر عبدالرحمن قتل عام شدند و زمین های زراعتی شان به پشتونهای جنوب ونوار مرزی سپرده شد. دای چوپان، دهراود، چوره، اجرستان، ارغنداب قندهار، موسی قلعه، وردک سرزمین های اصلی هزاره ها هستند که اکنون درتصرف پشتونها قرار دارند." ل تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، ترجمه عزیز طغیان چاپ کویته پاکستان 1989
"از صدرو این حکم که دوست محمد خان مردم افغان کوچی را که چهار ماه در افغانستان آمده، بهره باب علف و تجارت وغیره می شوند و هشت ماه در هند و پنجاب و دیرجات و سند و ریگستان و پیشاور می روند و ملک و زمین ندارند و خانه به دوشند، در زمرهء بی ملک به قلم آورده، بسیار مواضع از املاک هزاره را به ایشان داد، چه ایشان هم مهاجرند و هم زمین ندارند." ملافیض محمد کاتب - سراج التواریخ - چاپ اول - ص 417،
"و هم در این ایام از عریضهء رعایای هزارهء سکنهء لعل دای زنگی، حالی رای والا شد [که] مردم کوچی افغان قندهار، به سرکردگی سیف آخند زاده و حاجی عبدالستار سه ساله است که وارد سرجنگل شده، چراگاه، بیده جات و زراعت ایشان را تمام تلف و علف دواب و مواشی خود کرده، پسران و دختران ایشان را به سرقت با خود می برند و چون رفته دختر و پسر خود را دستیاب کرده، می خواهیم، نداده ادعای خرید و نکاح می کنند و قباله و نکاح نامه هم ظاهر نمی نمایند. و حضرت والا در روز 5 جمادی الثانی سنه 1315 فرمان کرد که نزد حاکم و دفتری آنجا شده، عرض حال خود را نمایند تا ایشان پس از ثبوت معروض داشته، مراسم بازخواست به تقدیم رسید." ملافیض محمد کاتب، سراج التواریخ - چاپ اول- صفحات 425 و 426
"دیگر آنکه هیچ قاعده و قانون نگذاشت از برای اخذ محصول اراضی حکم می شد که ده خروار گندم فلان طائفه باید بدهند مثلا مأمورین فرستاده بظلم تمام از آن می گرفتند. مأمورین در هرجا که می رفتند گوسفند و مرغ با لوازماتش از مردم جبرا می گرفتند و جیبهای خودشان را هم پر می کردند." محمد افضل بن وطن داد زابلی مغلولی ( ارزگانی)،- تاریخ مختصرالمنقول در تاریخ هزاره - ص 134 چاپ: اول، قم.
"حضرت والا به فتوی علمای «ملت» و فضلای پایهء سر سلطنت، اشتهار کفر طوایف مذکورهء هزاره را صادر فرمود، از تمامت «افغانستان» و «ترکستان» لشکرگسیل داشته، از بن برداشتن بنیاد «هزاره» را همت گماشت." فیض محمد کاتب - سراج التواریخ - جلد سوم- صفحات 250- 251- نوبت چاپ اول زمستان 1372، چاپ اسماعلیایان.
|
|
| |
|
|
| |
|
|