مقالات منتشر شده در این سایت، بازتاب نظریات نویسندگان ان بوده و اداره سایت مسولیتی در قبال انها ندارد و کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد
لینکها
 
نگاهی به طرح جدید داکتر وحیدالله وحید
کاتب هزاره
دای کندی
NOMA
آریائی
مقالات داکتر همت فاریابی
داکتر سیما سمر
همگام با عدالت
همسفر
سمنگان
 
لینکهای مفید
 
جستجوگر
براي جستجو در موترهای جستجو  واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد

 
تعداد بازدید کنندگان
 

عباس دلجو
17/1/2009

نگاهی به طرح جدید داکتر وحیدالله وحید

باید در نظر داشت که یک طرح موفق و راهکار عملی جهت ایجاد صلح و تفاهم بین نیروهای متخاصم همیشه از کلی گوئی مبرا بوده و میکانیزم اجرای مفادات آن با ذکر جزئیاتی مبتنی بر واقعیات عینی عیار گردیده و راه اصولی و اساسی بیرون رفت از جنگ و درگیری و رفع علل و عوامل اصلی بحران را مشخص مینماید. حالا اگر نخبگانی که طرح صلح ارائه میدهند ، درین میکانیزم به علل اصلی بحران توجه مبذول داشته و مصالح و منافع طرفهای درگیر را در نظر گرفته و عوامل خارجی قضیه را نیز از نظر دور نینداخته باشند، طبعا زمینه اجرای عملی طرح،فراهم شده و استحکام و دوام صلح و سازش ضمانت گردیده است که درین صورت طرفین منازعه حاضر به شکستن تعهدات شان نمی گردند اما اگر این طرح بدون در نظر داشت عوامل بیرونی و درونی منازعه،طرح یک جانبه،کلی ،ذهنی و بدور از واقعیت های ملموس کشور بوده و در راستای تامین منافع یک طرف قضیه آنهم با فشار عوامل خارجی،بر طرف دیگر قضیه تحمیل گردد قطعا چون یک طرف اصلی منازعه ازین تعامل به بیرون پرت شده و منافع و مصالحش در نظر گرفته نشده ،هیچ اشتیاق و التزامی به ادامه این سازش در خود ندیده و خود بخود این عدم اشتیاق یک طرف منازعه،ضمانت اجرائی دوام صلح را به خطر مواجه می سازد که شاهد بر این مدعا ،دوام سه دهه جنگ و کشتار و خرابی و ویرانی افغانستان است و مردم مظلوم و جنگ زده کشور آگاهند که در طول سه دهه جنگ و درگیری بین نیروهای متخاصم، طرحها و راهکار های متعددی توسط سازمان ملل ،کارشناسان سیاسی و رهبران کشور های متعدد با قد و قواره و شمایل مختلف و متنوع،جهت حل مشکل و راه بیرون رفت از جنگ،پیشنهاد گردیده و حتی طرفین منازعه ، موافقت نامه های صلح را امضا نموده اند اما بعد از گذشت اندک مدتی ، دوباره جنگ و خونریزی شروع گردیده و به اصطلاح باز همان کاسه و همان آش .

حالا با ذکر این مقدمه نظری می اندازیم به طرح جدید آقای داکتر وحیدالله  وحید اگرچه آقای داکتر وحیدالله وحید برای عامه مردم  افغانستان چهره ناشناخته ی است اما بر عکس در سازمان ملل و محافل دیپلوماتیک کشور های غربی نه تنها به عنوان کار شناس و صاحب نظر در مسائل سیاسی شناخته شده است بلکه در پست های حساسی در سازمان ملل ، ایفای نقش نیز نموده اند و بنا به اظهارات خود آقای وحید ، ایشان در ارتباط قضایای افغانستان ، طراح پیشنهاد سه فقره صلح محمد ظاهر شاه سابق و  مغز متفکر فیصله نامه بن بوده و در ضمن طرح جدیدش را برای بیرون رفت از وضعیت جنگی و اسفبار کنونی روی دست دارند.ایشان طی مصاحبه ی با تلویزیون آریانا از "ناکامی پروسه صلح و تطبیق غلط برنامه ها و عدول از مصوبه های کنفرانس بن"صحبت نموده و عامل اصلی ناکامی طرح بن را نادیده انگاشتن "نیرو های مقاومت" (طالبان و حزب اسلامی حکمتیار) دانسته و تاکید نموده بود که باید "بیشتر مردم در ساختار پروسه صلح سهم داده می شدند" و در مطالب بعدی داخل جزئیات گردیده و ازینکه طالبان و حزب اسلامی را در ساختار حکومت موقت، لویه جرگه اضطراری و در کمیسیون های تدوین قانون اساسی و انتخاب ریاست جمهوری ، سهم نداده اند ،گله مند بودند و این عوامل را از علت های اصلی ناکامی طرح بن قلمداد نموده و به تعقیب آن در  بیستم سپتامبر دو هزار و هشت مشروح طرح جدید خویش را به مطبوعات داد که لب و لباب طرح ایشان ، تعویق انتخابات بوده و از"ایجاد و تشکیل  یک اتحاد به خاطر صلح و ساختمان مجدد افغانستان" حرف میزند و بعدا  این تشکل را "مشتمل بر تمام بخش های جامعه افغانی اعم از حکومت ، احزاب و گروه های مخالف ،افراد و تنظیم های مسلح و غیر مسلح ،نماینده گان با اعتبار، موثر و با درایت مردم افغانستان ، اعم از بزرگان و متنفذین ، علمای کرام دینی ، مشران اقوام و قبایل ، معلولین و معیوبین ، قوماندان های سابق جهادی ، کوچی ها ، مهاجرین و روشنفکران " دانسته و این مجموعه بعد از "تصامیم و نتایج گفت و شنود و مباحثات سراسری ملی بین الافغانی لویه جرگه انتقالی را دائر مینمایند " و لویه جرگه انتقالی که در برگیرنده تمام طرفهای درگیر میباشد وظیفه "تدویر انتخابات عمومی و دموکراتیک" را دارد
اما این قلم ،از زاویه دیگری به ضعف ها و نواقص طرح جدید آقای داکتر وحیدالله وحید و راه حل بحران و منازعه کنونی کشور نظر افگنده و معتقد است که:

الف - در بعد داخلی : بحران افغانستان ریشه در مناسبات استبدادی حاکمیتهای سیاسی دارد که با ذهنیت انحصاری، قدرت استبدادی شانرا با نادیده انگاشتن اتنی های مختلف کشور در ساختار سیاسی ، به قیمت ادامه جنگ و خونریزی و کشتار و شکنجه و زندان و به حاشیه راندن سایر اقوام ، دوام داده اند بناء هر طرحی اگر عدالت اجتماعی،سیاسی را از طریق مشارکت سیاسی همه اقشار و اقوام مختلف کشور در ساختار حاکمیت، مبتنی بر تناسب کمی نفوس آنان تضمین نه نماید طبعا ضمانت اجرا نداشته و خود باعث افزایش مشکلی بر مشکلات عدیده کشور خواهد گردید که دقیقا این طرح آقای داکتر وحید ،هیچ معیار و میکانیزمی را، در چگونگی تشکیل"اتحاد بخاطر صلح" و تعداد اعضا و نوعیت شرکت متناسب و عادلانه نمایندگان اقوام و اقشار مختلف در آن و میکانیزم تدویر لویه جرگه انتقالی و چگونگی انتخاب و یا انتصاب اعضای لویه جرگه و شرکت متناسب و عادلانه تعداد اعضای لوی جرگه انتقالی را مبتنی بر واقعیتهای عینی کشور مشخص نه نموده است و درست نشانه ی از یک طرح کلی که فاقد ضمانت اجرائی است، میباشد.در حالیکه امروز اقوام و اقشار مختلف کشور به آن مرحله ی از رشد و تعالی فکری رسیده اند که برای تثبیت جایگاه سیاسی،اجتماعی شان خود را مستحق شرکت در سرنوشت سیاسی کشور دانسته و با شرکت متناسب در ساختار حاکمیت سیاسی، قدرت حاکمیت را عادلانه توزیع نموده تا ازین موضع ،اراده جمعی شان را منعکس سازند .حالا اگر هر طرحی این خواست برحق و عادلانه مردم افغانستان را در نظر نگرفته و با ذکر جزئیات، میکانیزم شرکت مردم را در  تشکیل اتحاد بخاطر صلح و در تدویر لویه جرگه انتقالی ، مشخص نه نماید طبعا با استقبال مردم مواجه نخواهد شد .

ب - در بعد خارجی : این طرح مانند طرحهای قبلی از خارج کشور بدون در نظر گرفتن علل و عوامل اصلی بحران اعم از عوامل خارجی و داخلی،ا رائه گردیده است مسلما که هیچگاه اینگونه طرح ها و میکانیزم هائی که ظاهرا برای اعاده صلح در افغانستان ارائه گردیده است متاسفانه تا کنون نه تنها مثمر ثمر واقع نگردیده و منجر به حل بنیادی بحران در کشور نشده است بلکه خود مشکلی بر مشکل فزاینده کشور افزوده و جنگها را تشدید نموده است . بخاطریکه افغانستان با توجه به موقعیت ژئوپولیتیکی و خصلت ژئواستراتیژیکی اش همواره میدان کشمکش ها و رقابت های قدرتهای بین المللی و منطقوی بوده است که چه در زمانهای دور این رقابت بین انگلیس و روسیه و چه در دوران جنگ سرد بین روسیه و امریکا و چه فعلا بین امریکا و اتحادیه اروپا از یک طرف روسیه و چین از جانب دیگر ، به اضافه دخالت قدرتهای های منطقوی، به شدت جریان دارد و علت بحران موجوده کشور در بعد خارجی،دخالت آشکار و پنهان قدرتهای بین المللی و منطقوی در امور کشور ما میباشد که آنان از دیرباز به این طرف در مسائل سیاسی ، نظامی ، اقتصادی، استخباراتی و فرهنگی افغانستان ، دخالت عریان و پنهان داشته اند و این دخالت باعث گردیده تا بین این کشور های مداخله گر، برخورد ها و تصادم منافع  بوقوع پیوسته و در نتیجه افغانستان را به میدان منازعه و کشمکش های خویش تبدیل نموده اند که تقابل روس و چین با امریکا ، و اتحادیه اروپا ، رقابت پاکستان با هند و ایران ، مخالفت ایران و امریکا و پاکستان و عربستان با همدیگر، کاملا مشهود است . با توجه به درگیر بودن این کشورها در قضیه افغانستان، هر منبع و نهادی که طرحی برای ختم جنگ ارائه میدهند باید درین میکانیزم صلح ،منافع قدرتهای متخاصم را با هم بافت داده و نگذارند که در تضاد با هم قرار داشته باشند و الا اگر تعدادی ازین قدرتهای متخاصم در حاشیه رانده شده و منافع شان در خطر قرار داشته باشند مسلما با امکانات و عوامل مزدور بومی که دارند صریح عکس العمل نشان داده و بمثابه عوامل بازدارنده ،پروسه صلح و ثبات را به چالش می کشند و درست به همین دلیل است که تمام طرحهای یک جانبه ی که درین سه دهه برای حل بحران افغانستان ارائه شده نه تنها صلح و امنیت را تضمین نکرده بلکه رقابت میان کشورهای دخیل در مسایل افغانستان را تشدید نموده و در نتیجه با تحرکات سیاسی ، نظامی آنان، افغانستان بیشتر از پیش به لبه پرتگاه سقوط و تکرار جنگ و خونریزی و فاجعه سوق داده شده است .

ج – کوبیدن راه رفته : ادامه این طرح خود دور تسلسل غیر منطقی را بازگو نموده و دوباره مردم را به راه رفته دعوت مینماید. همه شاهدیم که طرح بن علیرغم کمبود ها و نواقصی که داشت با پشتیبانی و کمک  سازمان ملل و کشور های غربی و همکاری و استقبال مردم از پروسه صلح و بازسازی ، تا اندازه ی موفق به ایجاد یک حاکمیت انتخابی نیم بند و شکلی ، قوه مقننه و قضائیه نسبتا مستقل گردید و تا رسیدن به اینجا چه هزینه های سنگین جانی و مالی را کشور های کمک کننده و مردم افغانستان متحمل شدند تا حد اقل به تدریج و پله به پله مناسبات دموکراسی استحکام یافته و قدرت سیاسی ،از دست تیکه داران سیاسی و مذهبی گرفته شده و زمینه تبارز اراده و رای مردم در ایجاد حاکمیت سیاسی ، فراهم گردد اگرچه این خواست کاملا برآورده نشده اما قطعا بهتر از زمان شروع آن بوده و راه های درین زمینه طی شده است حالا باید به مردم افغانستان کمک شود تا در انتخابات آینده ریاست جمهوری و نمایندگان پارلمان ، انسانهای شایسته ، صادق و خدمتگذار را انتخاب نمایند که طبعا این انتخابات نمیتواند یک دولت کاملا شایسته و بایسته ی را بوجود بیاورد اما بصورت قطع با یک فیصدی نسبتا قابل قبول بهتر از دولت ضعیف و قبیله گرای آقای کرزی و تیمش میباشد . دولت جدید را باید جامعه جهانی کمک نماید تا علل و عواملی که منجر به ناکامی پروسه صلح گردیده بودند را به تدریج مرفوع نموده و زمینه های صلح و آشتی و تفاهم را ایجاد نمایند . زیرا بر خلاف نظر آقای وحیدالله وحید علل و عوامل ناکامی طرح بن تنها عدم شرکت طالبان در پروسه صلح نبوده بلکه بر علاوه اینها علل و عواملی داخلی و خارجی داشته که تروریستهای بین المللی و طالبان از ان تغذیه شده اند و دولت جدید و جامعه جهانی ناگزیر از عطف توجه به این علل و عوامل اند که من ذیلا به ذکر علل و عوامل داخلی و خارجی شکست پروسه بن آنهم بصورت فهرست وار می پردازم . 
علل و عوامل داخلی بحران:

  • تقلب در انتخابات .
  • بی کفایتی و عدم درایت آقای کرزی و تیمش .
  •  اعمال نفوذ توسط شخص حامد کرزی و تیم تمامیتخواهش در پروسه تدوین قانون اساسی .
  • انحصار طلبی و جلوگیری از مشارکت سیاسی نمایندگان واقعی مردم در یک تناسب عادلانه در ساختار سیاسی .
  • عدم اجرای بازسازی متوازن .
  • فساد و ارتشاء در ادارات دولتی .
  • بی کفایتی در ایجاد ارتش  و پلیس ملی .
  • چپاول کمکهای کشور های خارجی توسط  دولتمداران آقای کرزی و انجو ها .
  • پائین بودن معاشات مامورین پائین رتبه دولت و عدم پرداخت معاش آنان .
  • تشدید فاصله طبقاتی و عدم توجه به رفاه اجتماعی و  بیکاری و فقر .       
  • عدم هماهنگی قوه های سه گانه .
  • نا دیده انگاشتن مصوبات قوه مقننه توسط رئیس جمهور .
  • نداشتن طرح مطلوب برای ساختن تاسیسات زیر بنائی .
  • نفوذ صاحبان قدرت در تاسیسات اقتصادی عام المنفعه .
  • رشد بی سابقه کشت و زرع مواد مخدر .
  • حیف و میل کمکهای چندین ملیاردی جامعه جهانی .
  • نا موفق بودن پروسه تامین امنیت .
  • استفاده مالی طالبان از زرع کوکنار .
  • قدرت گرفتن دوباره طالبان .
  • و...

علل و عوامل خارجی بحران:

  • عدم تحقق تعهدات جامعه بین المللی .
  • عدم هماهنگی نیروهای ائتلاف در جنگ علیه طالبان و تروریزم بین المللی .
  • دخالت پاکستان با تسلیح و تمویل دوباره طالبان در جنگ علیه دولت افغانستان .
  • بازسازی دوباره القاعده توسط بن لادن .
  • عدم هماهنگی نیروهای خارجی با نیروهای افغانی .
  • بمباردمانهای خود سرانه قوای خارجی و کشتار بیگناهان و ویرانی منازل مسکونی مردم .
  • مداخلات کشور های منطقه مخصوصا پاکستان ،هند ،کشور های آسیای میانه  عربستان، ترکیه و ایران و قدرتهای بزرگ جهانی مانند امریکا ،اتحادیه اروپا ، روسیه و چین در امور داخلی افغانستان.
  • تصادم و برخورد منافع قدرتهای منطقوی و فرامنطقوی در افغانستان .
  • و ...

حالا با ذکر فهرست وار این عوامل میبینیم که تنها طالبان و تروریستهای بین المللی علت تامه بحران نبوده و در کنار آن ده ها علل و عوامل دیگر قرار دارند که بحران را تشدید نموده و صلح و امنیت را به چالش کشیده است. گیرم با طرح جدید آقای وحیدالله وحید طالبان به پروسه صلح پیوستند با عوامل دیگر چه باید کرد؟

 

   

Comments

No comments yet
*Name:
Email:
Notify me about new comments on this page
Hide my email
*Text:
 
Powered by Scriptsmill Comments Script
   
All Rights Reserved 2009-2010 © by http://www.kabul.net.au
 contact@kabul.net.au
 The Template Designed By .:Jawaid Deljo:.