بيانيه پاياني كنفرانس "افغانستان، تضمين موفقيت " دبی:
بسم الله الرحمن الرحيم
إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ

افغانستان امروز در يک مقطع دشوار و پر خطر قرار دارد. با اين وجود مردم ما آمادگی و آرزوی شان برای پذيريش دموکراسی, امنيت، توانمندی اقتصادی و ثبات سياسی را از دست نداده اند.
اگرچه اين خواست ها در سال های بعد از سقوط طالبان قابل دسترس به نظر می رسيد، اما پيشرفت ما امروز با تهديد جدی رو به رو است. در حالی که برخی ها در گوشه و کنار جهان می گويند که افغان ها قادر به ايجاد يک دولت مؤثر نبوده و آماده پی ريزی و استحکام يک نظام مردم سالار نيستند و يا آماده گی ندارند تا به جهان مدرن بپيوندند. ما اين کژ انديشی ها را به شدت رد می کنيم ، اما اين بينش ها آشکارا نمايانگر اين است که جامعه جهانی حوصله و اطمينانش را به ما ازدست ميدهد. وضعيت کنونی جدی است و ما بايد با پذيرفتن کمبودهای خوداز گذشته بياموزيم و به نيازهای کنونی به طور سريع و مناسب پاسخ بدهيم.
جامعه بين المللی با سخاوت و فداکاری بسيار سعی کرده تا به ما کمک و از ماحمايت کند. برعلاوه آﻧﻬا هم چنان که در هر ماموريت بزرگ احتمال می رود در افغانستان اشتباهاتی کرده اند. نيروهای نظامی بين المللی تاکنون سازماندهی، استراتژی، برنامه ها و قابليت های مناسب برای تأمين امنيت مردم افغانستان را نيافته اند. به مسئله پناهگاه های مخالفين مسلح در پاکستان توجه کافی و به موقع نشد. افزايش تلفات غيرنظامی، همکاری های تکتيکی با عناصر نا مطلوب ،تلاشی های بيمورد منازل و حملات عجو لانه ومحاسبهناشده، با انزجار بخشی از مردم ما در مورد حضور اين نيرو ها رو بروگرديد. به همين ترتيب، تلاش های بين المللی در عرصه غيرنظامی به درستی هماهنگ نشده و بخش اندکی از منابع اختصاصی کمک به افغانستان به مردم ما رسيده است. به همين دليل برخی از مردم نا اميد ومايوس هستند. با اين وجود، بهبود اوضاع ممکن و ضروری است. ايالات متحده و جامعه بين المللی سرگرم بازبينی سياست خود در قبال افغانستان هستند. اين فرصتی برای احيای تعهد آﻧﻬا و بهبود استراتژی و برنامه های شان برای يافتن راه های مؤثر همکاری در جهت نيل به پی آمدهايی است که منافع همه را تأمين می کند: يک افغانستان باثبات، مردم سالار و آباد که تهديدهای منطقه ای و بين المللی را در خود جا نمی.دهد و عضو مسؤول و مفيد جامعه بين المللی است.
از سوی ديگر لازم است اشتباهاتی که ما مرتکب شده ايم بازبينی شود . اداره ضعيف، فساد و بی ميلی رهبران و نخبگان ما برای فراتر رفتن از جاه طلبی های فردی يا منافع گروه ها و دوستان خودشان به مشروعيت نظام در ميان مردم افغانستان لطمه زده است. اين عوامل نامطلوب همچنين باعث شده است برخی ها در جامعه بين المللی از رسيدن به هدف ايجاد يک دولت مردم سالار و کارا در افغانستان فاصله گرفته به ايجاد آن کم علاقه شوند. برای رفع اين سرخوردگی دوجانبه، ما افغان ها بايد عملکرد خود را بازنگری کنيم و تغييرهای لازم را
در آن به وجود آوريم. ما بايد بر اين چالش ها فائق آييم.
اما, احتمال اين خطر می رود که ما در اين مسير متزلزل شويم. در هفته ها و ماه های آتی، خطر اين است که تصميم.های نابجا و دستورکارهای خطرناک ما را بيش از اين دربحران فرو برد. بعضی ها، منافع فردی و گروهی را فراتر از بقای ملی و رفاه عمومی قرار می دهند. اين رفتار غير هوشمندانه ، درسطح ملی و بين المللی به دل زده گی و بدبينی به روند سياسی ماخواهد افزود. و کوتاهی نخبگان سياسی و اداری ما در فائق آمدن بر اين وضعيت ممکن است باعث از عهده صلح بر » شود جامعه بين المللی چنين نتيجه گيری کند که افغان هاامکان دارد جامعه جهانی بار خود را ببندد و افغانستان را ترک .« نمی آيند کند. در آن صورت، يک وضعيت توام با بی نظمی و خونريزی مشابه جنگ های داخلی گذشته به احتمال قوی بر خواهد گشت. کشور ما به مناطق تحت اداره شبه نظاميان متعدد تقسيم خواهد شد که برای استيلاطلبی به طور متداوم جنگ خواهند کرد. هراس افکنان بين المللی برای بار ديگر سر زمين ما را اشغال خواهند کرد و از آن به عنوان آموزشگاهی برای برافروختن خشونت و خصومت ها در سراسر جهان استفاده خواهند کرد. همسايگان احتمالاً هدف.های خود را با پشتيبانی از شبه نظاميان دلخواه خود تعقيب خواهند کرد. مردم ما يک فرصت طلايی را از دست خواهند داد. وبدينترتيب امکان دارد ما هرگز دوباره به چنين فرصتی دست نيابيم.
اين فرصت ها و تهديدها ايجاب می کنند تا ما—افغان ها—امور خود را نظم بخشيم. مردم ما به عدالت، صلح و ايجاد يک افغانستان مدرن باور دارند. ما خواهان افغانستانی هستيم که در آن تمام شهروندان در مقابل قانون برابرند، از حقوق همه افراد حمايت می شود و هر شهروند— بدون در نظرداشت قوم، جنسيت، طبقه يا ثروت—برای بقا و رشد, فرصت برابر بيابد. هر يک از ما که آرزوی چنين افغانستانی را دارد، بايد گام به جلو بگذارد و نقش خود را ايفا کند. برای تحقق اين هدف، همچنين لازم است تا جامعه بين المللی مساعی خود را بهتر برنامه ريزی، تنظيم و تأمين کند. حال و آيندۀ بيش از سی ميليون از مردم ما و امنيت منطقه ای و بين المللی مستلزم موفقيت در افغانستان است. با اين روحيه فوريت، وضاحت، اراده و تمرکز، با تاکيد و احترام به اساسات جمهوری اسلامی افغانستان و ارزشهای قانون موارد —« افغانستان: تضمين موفقيت » اساسی کشور, ما—اشتراک کنندگان کنفرانس زير را تأييد می نماييم:
• رهبران سياسی ما بايد برای کسب اعتماد مردم کار کنند. اعتماد عمومی به رهبری و هدايت کشور برای رفع تهديدهای کنونی به امنيت، ثبات و پيشرفت ما حياتی است. اين امر مستلزم رهبری سنجيده و پاسخگو در سطوح ملی و محلی، ﻧﻬادهای پاسخگو و گونه ای از رهبری است که به پايه فکری، مردمی و بين المللی خود باورمند باشد. رهبران فعلی و در حال ظهور افغانستان بايد به وظايف خود چون وظايف پدران و مادران مؤسس يک نظام نوين و درستکار بنگرند. خودخواهانه عمل کردن نادرست و بی موقع است، زيرا اگر روزنه فرصت های موجود از دست برود، غنای فردی و گروهی هيچ کس و گروهی نمی تواند بلايايی احتمالی در آينده را جبران کند.
• رهبران ما بايد ديدگاه های آشکار و يک استراتژی واضح را در مورد
آينده افغانستان تدوين و تصريح کنند. اين کار برای جلب و کسب مجدد اعتماد مردم لازم است. سياست ما نمی تواند فقط متمرکز بر اشخاص باشد. در عوض، سياست ما بايد بر اساس ديدگاه ها، چشم اندازها و برنامه های ملی استوار باشد.
• ما به امنيت، مردم سالاری، حقوق بشر و حاکميت قانون متعهد هستيم. جنگ ما را به ستوه آورده است و از آن بيزاريم. ما آرزوی بنيان يک زندگی آبرومندانه، تعليم کودکان ما و خدمات صحی برای خانواده های خود را داريم. ما به دنبال پايه های شگوفايی دايمی و زيربنا هايی چون جاده، برق, آب و ارتباط با بازارهای جهانی هستيم. ما می خواهيم يک جامعه مدنی فعال و يک روند سياسی شفاف را در کشور خود ايجاد کنيم. از اين لحاظ، اميدها و رؤياهای ما از اميدها و رؤياهای ساير مردمان جهان تفاوت ندارد.
• ما هراس افکنی (تروريزم)و شورش را رد می کنيم. شکست دادن هراس افکنان و شورشيان برای قرار دادن مجدد افغانستان در مسير شکوفايی ضروری است. اين نياز اصلی جهان نيز است. همانگونه که وقايع گذشته نشان داده، اگر هراس افکنان و همقطاران آﻧﻬا بر نخواهد « محدود » افغانستان حاکم شوند، اين تهديد به مرزهای ما ماند.
• ما خواهان يک حکومت ملی باکفايت هستيم. برخلاف نظريات بعضی ها در خارج مبنی بر اينکه افغان ها هيچ گاهی حکومت پسند نبوده اند، و بدولت سازی نبايد توجه شود، ما خواستار ايجاد حکومت باکفايت در سراسر کشور هستيم. سپردن بخش هايی از افغانستان به عناصر محلی ناپاسخگو و ناسنجيده است و برای افغان ها ياد آور جنگ سالاريست . برعلاوه مردم ما خواهان حکومت باکفايت، نماينده و پاسخگو در سطح محلی نيز هستند. ما می دانيم که امکان ايجاد و حفظ يک حکومت مرکزی مشروع و کارا در افغانستان تنها در صورتی وجود دارد که چنين حکومتی بر اساس ترکيب فعال و سالم اداره مرکزی و ادارات محلی استوار باشد. ما خواهان ايجاد ميکانيزم های در سطح محل هستيم که در آن مسئولين اداری محلی در مقابل مردم پاسخگو بوده، صلاحيت های مالی بوديجوی را دارا و زمينه های انتخابی شدن اين موقف در طويل المدت فراهم گردد.
• ما رابطه مستقيم ميان اداره سالم و امنيت را درک می کنيم. تعيين مديران محلی پاسخگو بر اساس شايستگی و بعد از بررسی جدی سوابق آﻧﻬا و حمايت لازم از کار گزاران شايسته می تواند سطح ارائه خدمات را افزايش دهد و يکی از عوامل شورش را از بين ببرد. ما آگاهيم که يک عامل نارضايتی مردم در بسياری از مناطق، وخامت سطح زندگی مردم عادی به دليل حضور مديران ومسولين فاسد و استفاده جو ست، که در صورت وجود مديريت سالم رفع خواهد شد.
• ما بايد امنيت شبانه شهروندان را تأمين کنيم. نيروهای افغان و بين المللی بايد يک استراتژی را برای اداره مناطق مورد منازعه در جريان شب طرح و اجرا کنند. اغلباً شورشيان از عمليات در جريان روز اجتناب می کنند ، زيرا گزمه نيروهای محلی و بين المللی در آن زمان فعال است. با اين وجود، در بسياری از قريه.ها—در جنوب و جنوب شرق—شورشيان فرماندار و صاحب اختيار شب هستند. اگر ما امنيت شبانه را در مناطق برقرار نکنيم، کسب اعتماد کامل مردم و سرمايه گذاری بر نظام دشوار خواهد بود.
• ما به پوليس باکفايت و قوه قضائيه قوی برای رسيدگی به جرايم گسترده نياز داريم. اردوی ملی ما در حال تبديل شدن به يک ﻧﻬاد قابل اتکا است، اما نيروی پوليس ما هنوز در وضع غير قابل قبولی قرار دارد. رسيده گی به مشکل نيروی پوليس ناکافی،ازطريق عجله در ايجاد و تشکيل مجدد شبه نظاميان ممکن نيست. اين کار نتيجه معکوس دارد. بايد از توسعه موفقانه اردوی ملی افغان به عنوان الگوی آموزش پوليس استفاده شود. افغانستان ديگر تحمل جرايم سازمان يافته را ندارد و اقتصاد آن بدون رسيدگی به معافيت سازمان يافته نمی تواند رشد کند. ما افغان ها از روندهای قضايی عادلانه برای استقرار حاکميت قانون و اجرای قوانين بر همه، قطع نظر از قدرت آﻧﻬا، حمايت می کنيم.
• ما فداکاری تمام افغان ها را گرامی می داريم و به ارواح شهدای راه آزادی و جهاد درود ميفرستيم. افغان هايی که شجاعانه در خط مقدم جنگ عليه دشمنان می جنگند و دختران و پسران افغانستان که برای تحصيل علم و دانش در راستای يک آينده روشن.تر قبول خطر می کنند، دين بزرگی بر ما دارند. ما نسبت به همه ای اين انسان های مورد ستايش، مسووليت داريم و بايد برای آﻧﻬا در تامين يک آينده بهتر خود را مسوول بدانيم.__ ما فداکاری شرکای بين المللی خود را در تلاش برای ايجاد يک ملت خودکفا گرامی می داريم. ما خدمت مردان و زنان شجاع ملت هایدوست و شريک افغانستان را گرامی داشته و اطمينان می بخشيم که يک افغانستان با ثبات نقش خود را در يک نظم منطقه ای و بين المللی صلح آميز ايفا خواهد کرد. ما از استقرار سربازان بين المللی بيشتر در کشور استقبال می کنيم—افغان ها به سربازان نيروهای بين المللی به عنوان اشغال گر نگاه نمی کنند. اگرچه افغانستان درک می کند که تاهنوز به کمک بين المللی نياز دارند، اما ما در ﻧﻬايت تلاش داريم تا يک عضو خودکفای جامعه بين.المللی شويم. بنابراين، ما خواستار آموزش، تجهيز و پايداری بيشتر نيروهای امنيتی افغان برای رفع تهديدها به امنيت و ثبات خود هستيم.
• ما طرفدار مصالحه هستيم.اگرچه اقدام نظامی به تنهايی برای شکست دادن شورشيان و پايان دادن به جنگ در افغانستان کافی نيست، اما مصالحه با شورشيان بايد بسيار محتاطانه تعقيب شود. مصالحه نبايد به قيمت عدول از دستاوردهای اساسی هفت سال گذشته بشمول دست آوردهای چون قانون اساسی مترقی و شناسايی حقوق زن تمام گردد. مذاکره با شورشيان تنها در صورتی می تواند نتايج مطلوب را به بار آورد که روزنه کنونی آسيب پذيری مسدود شود. ما از مذاکره از موضع قدرت سودمند می شويم، اما اگر شورشيان در مذاکره دست بالا داشته باشند، به جايی نخواهيم رسيد.
• ما بر توسعه ملی متوازن تأکيد می کنيم. با آن که مناطق جنوبی و شرقی افغانستان به دليل نزديکی اين ساحات با پناهگاه های امن طالبان و آسيب پذيری متعاقب اين نقاط مستلزم تمرکز خاص است، اما اين امر نبايد به قيمت غفلت از نواحی مرکزی و شمالی افغانستان تمام شود. منابعی که به افغانستان اختصاص می يابد و عوايدی که در افغانستان توليد می شود، بايد منصفانه با تمام مردم افغانستان شريک شود.
• ما به اشتغال زايی و استفاده بهتر از نيروی کار خود نياز داريم.بيش از شصت درصد از نفوس افغانستان زير سن بيست و پنج سال قرار دارد. اکثر اين جوانان و ديگر گروه ها از نفوس افغانستان بیکار هستند. به شبه نظاميانی که اخيراً غيرنظامی شدند، وعده کار سپرده شد، اما تعداد کمی از آﻧﻬا صاحب کار شدند. اگر ما راه هايی را برای استفاده از نيروی کار آماده در کشور پيدا نکنيم، شورشيان با خشنودی از اين فرصت برای استخدام آﻧﻬا استفاده خواهند کرد.
• ما بر اهميت سرمايه گذاری به تعويق افتاده در انکشاف بشری تاکيد می کنيم تحصيلات عالی و تکنيکی در افغانستان از سرمايه گذاری مادی کافی و توجه رهبری ملی و بين اللملی برخوردار نبوده است. يک ائتلاف متشکل از موسسات بين المللی و برنامه های کمک رسانی، موسسات خصوصی محلی و خارجی و سازمان های مربوطه در دولت افغانستان بايد در اين بخش با هم برای: بالا بردن معيارها، ايجاد فرصت های بيشتر، تجهيز با کيفيت تر – فکری و مادی- تسهيلات فعلی و جديد، و متناسب ساختن سازمان های تحصيلی با فرصت های شغلی کار کنند. برای تبديل تعداد رو به رشد فارغ التحصيلان مکتب به معلمين، پرستاران/نرس ها، داکتران، انجنيران، هنرمندان، نويسنده گان, و متشبثين خصوصی جوان و ديگر سازنده گان و اعمار کننده گان جامعه ، در کنار معيارهای منصفانه ارزيابی به مشوق های بهتر نياز داريم. افغانستان برای رشد اقتصادی نياز به مديران و کارگزاران مسلکی امور زراعت دارد, و تعداد زياد از جوانان برای کار در اين عرصه بايد تشويق گردند.
• ما خواهان رابطه و همکاری سالم با همسايگان خود هستيم.منافع افغانستان در امنيت، ثبات و آميزش اقتصادی در آسيای جنوبی و آسيای مرکزی ﻧﻬفته است. ما از همسايگان خود می خواهيم تا درک کنند که ما پيشرفت خود را در شگوفايی آﻧﻬا می بينيم. يک افغانستان بی ثبات که در لجن زار خشونت داخلی گير کرده باشد، نمی تواند به نفع هيچ يک از همسايگان ما باشد. ما از همسايگان خود توقع داريم تا به افغانستان چون ميدانی برای رقابت و جنگ بر سر گسترش نفوذشان نگاه نکنند، بلکه ما را پلی برای شگوفايی منطقه ای به شمار آورند که می توانيم آن را با هم از طريق صداقت و همکاری مخلصانه و پی گيری درست منافع مشترک مردمان خود ايجاد کنيم.
• ما از يک پرداخت حقوق منصفانه تر برای کارمندان خدمات ملکی و نظامی طرفداری می کنيم. اين يک امر حتمی است تا مقياس پرداخت کارمندان حکومت به خصوص معلمان، مأموران پوليس و ساير کارمندان خدمات ملکی و نظامی برای پاسخ به مطالبات زندگی در افغانستان اصلاح شود. حکومت می تواند حسن نظر مردم را با رفع خلأ و نابرابری و ناعادلانه فعلی در بين معاش يک اقليت محدود و عموم کارمندان خدمات ملکی و نظامی به دست آورد.
• ما خواهان تنظيم مجدد ساختار فرماندهی حضور نظامی بين المللی در افغانستان و اصلاح عمليات ها و تاکتيک های نظامی هستيم.
الگوی استقرار نيروهای نظامی يک کشور در سطح ولايتی مسبب سردرگمی محلی و تأثير بر عملکرد در سطح ملی شده است. اين حالت به دليل فقدان يک رويکرد متحد در رسيدگی به هراس افکنان و شورشيان به وجود آمده است. از اين گذشته، در رويکردهای عملياتی که به تلفات غيرنظامی مفرط و حمله به خانه ها منجر شده است، بايد تجديد نظر شود. گرچه ما درک می کنيم که شورشيان فعالانه از غيرنظاميان به عنوان سپر استفاده می کنند و جان آﻧﻬا را با عمل در مناطق غيرنظامی به مخاطره می افکنند، اما افتادن در دام آﻧﻬا با حمله به غير نظاميان فاجعه آفرين است. اين نيز ضروری است تا غرض تنظيم امور نظامی نيروی های بين المللی و موافقه در خصوص چگونگی و نحو حضور و عمليات آﻧﻬا توافق حاصل شود.
• ما بايد قاچاقچيان مواد مخدر را هدف قرار دهيم. در زمينه مبارزه با مواد مخدر، تمرکز تلاش های ما بايد از بحث پيرامون مزايا و معايب سم پاشی هوايی و محو زمينی به جلوگيری از قاچاق انتقال يابد. افزايش شمار ولايت های عاری از کوکنار در هر سال ،« عاری از کوکنار » يک شاخص گمراه کننده است. در اکثر ولايت.های محصولات غيرقانونی ديگر ريشه دوانده است. ما بايد از تجارت مواد مخدر توسط قاچاقچيان جلوگيری کنيم . اين مؤثرترين راه برای کاهش توليد و تجارت مواد مخدر در افغانستان است. استفاده از نيروی قهری/اجباری در هدف گرفتن قاچاقچيان مواد مخدر لازم است.
- ما از شرکای بين المللی خود می خواهيم تا به منظور طرح يک استراتژی مشترک برای اطمينان از موفقيت در افغانستان وارد بحث شوند.
در گذشته، به جای اين که تلاش های خود را با هم برنامه ريزی و اجرا کنيم، ما اغلباً در زمينه های جداگانه کار کرديم.
افغان ها درک می کنند که ما نمی توانيم بدون حمايت و منابع بين المللی موفق شويم. ما همچنين باور داريم که موفقيت های بزرگ تاکنون در افغانستان زمانی عملی شده است که جامعه بين المللی بر قابليت افغان ها سرمايه گذاری کرده است. تنها با استراتژی، سياست گذاری، برنامه ريزی و اجرای مشترک است که ما می توانيم هدف های مشترک خود را به بهترين شکل عملی کنيم.
افغانستان به هيج وجه نبايد به عقب برگردد بلکه به جلو در مسير پيشرفت و ترقی حرکت نمايد. جامعه جهانی در حاليکه سياست های خود را باز نگری مينمايد، نبايد توقعات خود را محدود ساخته و يا آنرا پايين آورد. زيرا درشرايط و ضرورتهای افغانستان و آروزها و اهداف ما افغاﻧﻬا از زمان سقوط طالبان تفيير ايجاد نشده.
خداوند"ج" اين تلاش ما را کامياب ساخته، افغانستان و آﻧﻬای را که برای موفقيت افغانستان کار ميکنند در پناه و رحمت خود داشته باشد.
و من الله توفيق__ |