زندگی در گذر زمان
عباس دلجو
بخش هفدهم
پهلوان ابراهيم قهرمان در سال 1314 خورشيدي در دره سر سبز و زیبای تركمن از مربوطات ولسوالی سرخ پارسا - ولايت پروان دريك خانواده بی بضاعت دهقاني ديده بجهان كشود . بعدا با پدرش به کابل آمده و زندگی را در آنجا مانند هزاران خانواده بی بضاعت هزاره، از صفر شروع کردند . پهلوان ابراهيم مرد خودساخته ای که بدون داشتن پشتوانه ي مالي و بدون تشويق گران دل سوز، فقط با اراده و عزم استوار و پشتکار بیش از حد، توانست قدرت بدنی و روحی اش را افزایش داده و با فراگیری تکنیک کشتی، نه تنها در عرصه ملی که حتی در میادین بين المللي نیز صاحب نام و نشان گردیده و كشور خويش را در رديف كشور هاي پيروزمند مسابقات ورزشي جهان قرار دهد و در سال 1962 مدال برنز را از مسابقات جهانی تایلند برای کشورش به ارمغان آورد . او در مسابقات بين المللي كه در سال 1968م. در مگزيك برگزار گرديده بود به مقام سوم رسيد و در مسابقات جهاني جاپان ، مونيخ و ايتاليا نيز خيلي خوب درخشيد .
ایستاده از چپ براست خلیفه نظام نفر دوم، سردار آغا رئیس المپیک نفر چهارم و ظاهر شاه پادشاه افغانستان نفر وسط
نشسته از چپ براست نفر سوم پهلوان میرعلم، نفر وسط پهلوان ابراهیم قهرمان، نفر پنجم پهلوان فیض برق
موجودیت پهلوان ابراهیم قهرمان از چند نگاه، منبع خیری برای هزاره های آن زمان بود :
اولا - نفس حضور پر رنگ و قهرمانانه پهلوان ابراهیم در صحنه های مسابقات ملی و بین المللی نه تنها توجه هزاره ها که سایر مردمان شریف کشور را بخود جلب کرده بود و رئیس المپیک آن زمان محمد فاروق سراج مشهور به سردار آغا که از خانواده امان الله خان بود و بر خلاف سایر محمد زائی ها، تعصبی نسبت به مردم هزاره نداشت و بخاطر افتخاراتی که

از چپ به راست : پهلوان نظام، پهلوان ابراهیم، ظاهر شاه پادشاه وقت، پهلوان جان آغا و سردار آغا رئیس المپیک
عکس پهلوان ابراهیم در مسابقات المپیک 1964 توکیو که بر قهرمان انگلستان پیروز گردیده و مدال قهرمانی را بر گردن آویخت . اتفاقا داود خان بينندۀ آن مسابقات و شاهد برافراشته شدن بيرق افغانستان توسط پهلوان ابراهيم بود، که از فرط خوشی ساعتی که در دست داشت برای قهرمان جامعه ما تحفه داد
پهلوان ابراهیم برای کشور در سطح ملی و بین المللی در هر مسابقات کسب میکرد، سخت از نگاه عاطفی به پهلوان ابراهیم دلبسته گردیده و همیش خاطر او را گرامی میداشت . هزاره ها در کمال ناباوری، به چشم سر میدیدند که اگر اراده و پشتکار باشد، یک هزاره هم میتواند علیرغم سنگ اندازی بدخواهان، خودش را نه تنها در سطح ملی که حتی در سطح بین المللی مطرح کند . چون قبلا مردم هزاره از بس توسط دشمنان شان کوبیده شده بودند که حتی در (دهه های بیست و سی ) از نگاه روحی و روانی آمادگی پذیرش این اصل را که هزاره هم میتواند کاری بکنند، نداشتند و به همین لحاظ اگر هزاره ای میخواست کاری بکند از طرف خود مردم هزاره برایش مانع ایجاد گردیده و با پتک سنگین این ضرب المثل من درآوردی "پای خُو رَه اندازه کُنجیلِه آتِه خُو دِراز کو" بر فرق خواسته هایش میکوبیدند و از سوی دیگر، فاشیست های حکومتی، زورمداران و متعصبین جاهل نیز با جمله های تمسخرآمیز چون " هزاره و چاکلیت" یا " مرغ و نکتائی" هزاره را به تمسخر میگرفتند و آنقدر او را با گفتن آن جملات اذیت و آزار و مسخره میکردند تا او از آن کار منصرف می شد . اما موجودیت پهلوان ابراهیم این تابو را در ذهن مردم جامعه ما درهم کوبید و هزاره ها دریافتند که خواستن توانستن است پس ما باید بخواهیم تا بتوانیم .
دوما - مسئله مطرح شدن پهلوان ابراهیم، هزاره های دلسرد از حاکمیت را مطمئن می ساخت که برای مطرح شدن در سطح کشور باید پا جای پای ابراهیم قهرمان بگذارند . تا مانند او موجود غیر قابل انکار شوند و این کار برای هزاره های رانده شده ممکن نبود مگر آنکه صلاحیت وجودی پیدا کرده و به موجود غیر قابل انکاری مبدل می شدند . بناء تعدادی از نسل جوان و جویای نام هزاره، با پشتکار زیاد و با مدیریت و رهبری پهلوان ابراهیم در پوشش کلپ میوند و شاخه های ان هر روز افتخاراتی را کمائی میکردند . کار بجائی رسید که بعد از گذشتن یک دهه، تقریبا نصف از پهلوانان تیم ملی افغانستان را در آن زمان، دست پرورده های پهلوان ابراهیم قهرمان، از کلپ میوند و شاخه های آن تشکیل میدادند .
پهلوانان تیم ملی افغانستان دهه پنجاه که هشت تن آنان تنها از کلپ میوند به مربی گری خلیفه ابراهیم قهرمان میباشند . که چهره های شاخص از راست به چپ قهرمان نجف نفر چهارم، قهرمان میرعلم نفر نهم و قهرمان اسمعیل نفر دهم
در کلپ میوند در تحت مربی گری پهلوان ابراهیم قهرمان، پهلوانان شاخصی چون دو برادر جوان پهلوان ابراهیم هریک پهلوان اسمعیل و شهید پهلوان رحیم، و شاگردان بنام او پهلوان فیض مشهور به فیض برق، پهلوان اسحق، پهلوان ناصر مشهور به ناصر جوالی، پهلوان فرهاد مشهور به کوهکن، پهلوان غلام سخی مشهور به بچه لحاف، پهلوان ناصر چوچه، پهلوان ابراهیم چوچه، پهلوان نجف، پهلوان علیداد، پهلوان شیر محمد مشهور به شیر سیاه و سایر عزیزان که متاسفانه نام همه آنها را در خاطر ندارم، رشد کرده و صاحب نام و نشان در سطح ملی و بین المللی گردیدند . از جمله دست پرورده های پهلوان ابراهیم قهرمان، پهلوان ناصر مشهور به ناصر جوالی در مسابقات آسیائی در وزن خودش در عراق قهرمان گردیده و مدال پرافتخار طلا را برای کشورش به ارمغان آورد و همچنان فیض قهرمان تا زمانیکه به پهلوان احمدجان پنجشیری با امتیاز نمره، نتیجه را واگذار نکرده بود یکی از قهرمانان بی بدیل کشور در وزن خودش در سطح ملی و بین المللی بود و به همین لحاظ مشهور به پهلوان فیض برق شده بود . پهلوان میر علم از جمله اولین پهلوانانی بود که بر علاوه کشتی ازاد، کشتی فرنگی نیز میگرفت و درین زمینه افتخاراتی برای کشور کمائی کرده است .
سه تن از قهرمانان شاخص جامعه ما با مدالهای خوش رنگ قهرمانی در دهه شصت سمت چپ نفر اول پهلوان ناصر مشهور به ناصر چوچه و نفر دوم صدیق لوگری متاسفانه نام نفر سوم در خاطرم نیست .
ادامه دارد