مقالات منتشر شده در این سایت، بازتاب نظریات نویسندگان ان بوده و اداره سایت مسولیتی در قبال انها ندارد و کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد
لینکها
 
January 2009
 
با نا آشنایان دل آشنا
کاتب هزاره
دای کندی
NOMA
آریائی
مقالات داکتر همت فاریابی
داکتر سیما سمر
همگام با عدالت
همسفر
سمنگان
 
لینکهای مفید
 
جستجوگر
براي جستجو در موترهای جستجو  واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد

 
تعداد بازدید کنندگان
 

عباس دلجو
31/01/2009

فرهنگ دموکراسی

دمکراتیزه شدن نهادهای سیاسی و مدنی ارتباط مستقیم با مدرن شدنِ اندیشه ی سیاسی در جامعه دارد تا اندیشه و تفکر مدرن،خارج از تاثیر پذیری ذهنیتهای متحجر،در مردم پدید نیاید،دوام...

ادامه مطلب...

 

نویسنده : مهرالدین مشید

"اوباما"بدنبال نشه یی است که خمار آن
جهانگشایان راشکسته است

بازهم تکراریک اشتباۀ دیگر نه تنها اشتباه ؛ بلکه خطای یک استراتیژیک دیگر آنهم در کشوریکه تاریخش باربار به خون نوشته شده است و نسل درخون غلتیده و کفن پوشان تاریخ را درخود پروریده است...

ادامه مطلب...

 
 

قصه های هزاره های افغانستان

«قصه های هزاره های افغانستان» نام کتابی است از محمدجواد خاوری  که به تازگی توسط نشر چشمه در تهران منتشر شده است. این کتاب حاوی  73 قصه عامیانه است که به زبان فارسی معیار بازنویسی شده اند. در گردآوری این کتاب، خانم حامده خاوری با مولف همکاری داشته است...

ادامه مطلب

 

محمد اسحاق فیاض
Mif_1967@yahoo.com

بامیان، همچنان اسیر در پنجه فقر است

هفته گذشته  دفترسازمان ملل متحد در مرکز بامیان گزارشی را دراختیار والی بامیان گذاشت که که نشان می داد بیش از 60 درصد از مردم بامیان زیر...

ادامه مطلب ...

 

محمد قاسم هاشمی
qasim_hashime@yahoo.com

هستی، جهان و ابعاد

معمولاً هستی و زندگی را مرادف هم بکار میبرند. اگر گفته شود من هستم و یا آن موجود و یا جسم هست، مفهومی را که هستی در این ...

ادامه مطلب...

 

محمد قاسم هاشمی
qasim_hashime@yahoo.com

هستی جهان و ابعاد

به ادامهء قبل
هستی از جمله بحث انگیز ترین مسایل فلسفیست. زمانیکه منصور حلاج فریاد ان الحق سر میداد ...

ادامه مطلب

 

مهرالدین مشید

هرطرح امریکایی چه منطقه یی وغیرمنطقه یی
اوضاع افغانستان راپیچیده ترمیسازد

حالاکه بحران امنیتی ، سیاسی و اقتصادی در افغانستان در زیر چتر فاسدترین حکومت از جمع پنج نظام فاسد در سراسر جهان سر به اوجها نهاده است...

ادامه مطلب...

 

محمد امین فروتن

روایتی از" نگهبانان قدرت" در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان !!

 میگویند : پیلوت  یک طیاره که تازه عارضهء تخنیکی پیدا کرده بود خطاب به مسافرین گفت؛ لطفاً توجه فرمایید! موتور چپ  طیاره از کار افتاده اما نگران...

ادامه مطلب...

 

محمد قاسم هاشمی

اگر شد، من بُردم و اگر نشد، تو باختی

رد اظهارات فرماندهء ناتو در رابطه به دولت افغانستان

از یکی از دوستانم شنیده بودم که میگفت سیاست یعنی اگر شد، من بردم و اگر نشد، تو باختی...

ادامه مطلب...

 

محمد اسحاق فیاض
Mif_1967@yahoo.com

میراث آقای بوش در افغانستان

درآخرین روزهای حکومت اقای بوش نیز دو امریکایی در افغانستان کشته شد، تا آخرین آمار کشته شدگان امریکایی در کشور ما در دوره آقای بوش تکمیل گردد...

ادامه مطلب...

 

سید محمد حسینی مدنی

خدا هیچ موجودی را افغانی خلق نکند

مهاجرین در صف های طولانی در انتظار دریافت اسناد شناسایی خویش ایستاده اند؛ اسنادی که بر اساس آن، فقط یک سال دیگر حق زندگی در ایران را دارند. معمولا همه ساله این کار تکرار می شود ...

ادامه مطلب

 

اسد بودا

توکه مٌوري نظر با کي کَنُوم يار!

توکه موري دَ اينجي چه کَنُوم يار؟/ در اين دنيا نظر با کي کَنُوم يار؟ / گلي خوش​بوي زيبايم تو بودي/ گلي بي بوي کي رَه بو ‌ کَنُوم يار؟ ​الهه رفت و از مسابقة «ستاره افغان» حذفش کردند...

ادامه مطلب

 
     
 

ادامه مقالات

 

نگاهی به طرح جدید داکتر وحیدالله وحید

مصاحبه با استاد حاجی کاظم یزدانی مورخ مشهور افغانستان

سالی که نکو است از بهارش پیدا است

سیمینار علمی افغانستان ،کوچی ها ،مسائل و راهکار ها

زندگی ازین نگاه

غزه چونان زخمی گشوده در دل تاريخ

بازشناسی تحریفات عاشورا

در باره سایت «نمای نزدیک»

 

دوستان ! گلدسته های سلام و سپاس را توام با ستایش و اخلاص ،خدمت شما نا آشنایان دل اشنایم پیشکش مینمایم .
اما القصه:
بود نبود سه سگی بودند که در منزل اربابی به سگی مشغول بوده و در مزبله منزل ارباب لقمه نانی و تکه استخوانی گیر آورده و بر روی خاکستر گرم اجاق خوابیده و خویشتن را خوشبخت احساس مینمودند و گاهگاهی برای پر کردن خلاء زندگی بی عار سگی، با هم به گفتگو می نشستند.
سگ اول رو به دوستانش نموده در حالیکه با زبان دراز و از کام کشیده اش دور لبهایش را می لیسید گفت
- ما چقدر خوشبخت هستیم که بدون متقبل شدن زحمتی،صرف با چند عوعو و پارسهای گه و بیگاه و دم جنباندن پیش ارباب و پوزه بر کفشهایش مالیدن ،این زندگی مرفه سگی را درین سردی کشنده زمستان بدست آورده ایم
سگ دومی با خنده تمسخر آمیزی دندانهای تیزش را نشان داده در حالیکه قیافه دلسوزانه ی بخود گرفته بود گفت
- آخ ! دلم برای این گرگ دیوانه میسوزد . آخر یک ذره عقل ندارد . اگر یک کمی عاقل میبود درین جهنم سفید و سوز و سرمای زمستان در کوه ها و دشتها، با شکم گرسنه که جز شلاق باد و کولاک و سردی و تنهائی چیزی نصیبش نمیگردد ، چه میکند؟چرا نمی اید مثل ما اهلی نمیشود؟ و برای خود یک ارباب مهربان جستجو نمیکند؟ تا از ته مانده غذای او ، شکمی از عزا در آورده و بر خاکستر گرم و نرم لم داده و کیف کند.
سگ سومی که خود را در جمع سگان مهتر از دیگران میشمرد در حالیکه بادی به غبغب انداخته و با لحن فیلسوف مابانه ی چنین گفت
- من واقعا بر شور بختی و تنهائی گرگ دیوانه و بی عقل ، دلم میسوزد آخر هرچه باشد ما با هم هم نوع هستیم . شما فکر کنید که گرگ بی عقل و تنها ، درین شب سرد و برفباری شدید و باد سرسام آور کوهستان،تنهای تنها چه حال خواهد داشت ؟من مطمئن هستم که در آخر گرسنه و بیرمق جز گلوله صیاد نصیبی نخواهد برد.
اما شما نا آشنایان دل آشنا ! گذشته ازین دیالوک بالا ، آیا سگ حق دارد که گرگ را دیوانه بخوانند؟ یا اینکه گرگ ذیحق است تا سگ را به سفلگی و پستی محکوک کند ؟

 

سلام برشما "نا آشنایان دل آشنایم " !
گرچه از بعد مسافت با شما دورم اما میدانم که کشش جاذبه معنوی دوستی ، هم سرنوشتی و همسوئی، تنابهای فاصله را درنوردیده و آوای دلنشین و با صفای«صلح و سلام» شما را در شیشه زلال ضمیرم منعکس می سازد که از انعکاس آن بر پرده های خونین قلبم سمفونی به "قداسیت ماورائی" ایجاد گردیده و نقش آبی دوست داشتن ها را بر لوح خاطر آشفته ام حک می نماید و روشنی یاد شما در هر سپیده دمان خیال ، پرده های غاسق و تیره هجران را از هم دریده و روشنائی دیدار را نوید میدهد
دوستان !
گاهگاهی که در چشم اندازم فراخنای عالم هستی را مینگرم ، می بینم که اخلاف «قابیل» قاتل ، برادران مظلوم شان را در بن بست های غربت و گمنامی نابود ساخته و خواهران شان را هم سرنوشت دختران مصلوب زئوس گردانیده و تاج و تخت زرین «زئوس»،خدای خدایان را از استخوانهای در هم شکسته شده...

ادامه مطلب...

 

اما القصه :
بود نبود ،عقاب جوانی بود که قامت بلند قله ها و ستیغ سر به فلک کشیده کوه ها را ، هنگام پرواز در اوج ها ، با شاهبالهای اوج تازش به سخریه گرفته و علیرغم غرش های سهمگین و ترسناک تندر ها،آزاد و بیباک در دریای بیکران و آبی آسمان ،شناور گردیده و در دامن حریر سپید ابر ها، لذت پرواز در اوج را به تجربه می نشست و از آن بالا ، ریزش اشکهای قوهای سپید و بلورین آسمان را که دانه دانه به زمین میریخت ، تماشا نموده و شادی لذت بخشی بر وجودش مستولی میگردید .
هر شامگاهان که خسته از گلگشت خون رنگ افق ، به آشیانه اش که در ستیغ بلند قله های مغرور کوهستان جا داشت...

ادامه مطلب...

       
   
All Rights Reserved 2009-2010 © by http://www.kabul.net.au
 contact@kabul.net.au
 The Template Designed By .:Jawaid Deljo:.